علت اختلاف اساسی شیعه و سنی بر سر مسائل امامت چیست؟
قبل
از اینكه وارد بحث علت یابی اختلاف شیعه و اهل سنت بر سر مسأله امامت بشویم بهتر
است موارد اشتراك و اختلاف بین شیعه و اهل سنت را در این مسأله روشن نماییم تا
معلوم شود كه دنبال یافتن علت چه امری هستیم.
علمای نامدار شیعه و اهل سنت در تعریف امام اختلاف نظری ندارند. مضمون تعاریف
ارائه شده این است: امام كسی است كه دارای رهبری عمومی در امور دین و دنیا به صورت
نیابت از پیامبر(ص) است.
دومین نقطه اشتراك شیعه و اهل سنت در وجوب امامت است؛ به این معنی كه هر دو طایفه
وجود امام با تعریف فوق الذكر را واجب و لازم و ضروری می دانند؛ لكن شیعه آن را
واجب علی الله یا واجب عن الله می داند؛ یعنی معتقد است كه نصب امام بر خدا لازم
است و اقتضای خدایی او و اقتضای لطف او بر بندگان این است كه در نبود پیامبر
جانشینی برای او نصب كند تا مردم از هدایت و زعامت او بهره مند شوند، همان طور كه
ارسال پیامبران و كتب آسمانی اقتضای لطف خداست اما اهل سنت امامت را واجب علی
الناس می دانند یعنی متعقدند كه خداوند تعیین امام را بر مردم(مكلفین) واجب كرده
است. بر این اساس شیعه امامت را از اصول دین و امتداد نبوت و متمم خاتمیت نبوت می
دانند و معتقدند كه دلیل بر وجود امام، همان دلیل بر وجود پیامبر است یعنی وجود
امام، لازمه صفت هدایتگری خداست بنابراین به عقیده شیعه امام تمام شرایط پیامبر،
غیر از دریافت وحی را باید داشته باشد چون امام، طبق تعریف آن، در تمام امور به جز
دریافت وحی جانشین پیامبر است. پس امام هم مثل پیامبر باید :
1. معصوم باشد.
2. عالم به احكام و معارف دین باشد.
3. از نظر معنوی افضل همه امت باشد .
اما اهل سنت كه امامت را واجب علی الناس می دانند؛ آن را از فروع دین می دانند نه
از اصول دین یعنی همان طور كه شرعا اقامه نماز بر مردم واجب است؛ انتخاب امام نیز
بر مردم واجب است؛ شیعه بر اساس، دلایلی كه برای وجوب وجود امام اقامه نموده؛
شرایط امام(عصمت، علم و فضیلت) را به دست آورده و آن گاه استدلال می كند كه این سه
شرط اساسی را جز خدا هیچ كس نمی تواند بداند لذا تعیین امام با این مشخصات هم تنها
برای خدا مقدور است و خدا علی بن ابی طالب را به این سمت برگزیده است و پیامبر(ص)
در موارد مختلفی، به عنوان سخنگوی خدا این انتصاب را به مردم اعلام نموده است.
اما اهل سنت براساس نظریه انتخاب معتقدند كه خلیفه بلافصل پیامبر ابوبكر است و
ادعا می كنند كه وی با انتخاب اهل حل و عقد(بزرگان صحابه) به امامت رسیده است لكن
شیعه این ادعا را قبول ندارد و معتقد است كه اجماع اهل حل و عقد در مورد امامت
ابوبكر ادعایی بدون دلیل است و تاریخ گواه است كه بسیاری از بزرگان صحابه مخالف
خلافت او بوده ا ند.
آنچه تا اینجا مشخص شد موارد اشتراك و اختلاف شیعه و اهل سنت از دیدگاه كلامی بود
اما علت این اختلاف بحثی است خارج از علم كلام و مسأله ای است تاریخی.
علت اعتقاد شیعه به خلافت علی بن ابی طالب(ع) چیزی نیست جز همان دلائل عقلی و نقلی
امامت. یعنی شیعه ابتدا دلائل وجوب امامت را مطرح می كند و آن گاه از متن این دلائل
شرایط امام را به دست می آورد و در مرحله بعد از مصداق امام را بر اساس این شرایط
جستجو می كند. لذا علت اعتقاد شیعه در بحث امامت عین دلیل آنهاست. اما اهل سنت
ابتدا قبول می كنند كه ابوبكر خلیفه پیامبر بوده است و آن گاه بر اساس آن، دلائلی
را سامان می دهند تا خلافت او را مدلل كنند لذا علت اعتقاد آنها به خلافت بلافصل
ابوبكر دلائل امامت نیست بلكه انتخاب او از طرف تعداد معدودی از صحابه خلافت علت
شده است برای دلائل آنها؛ از این رو اهل سنت هیچ گاه نتوانسته اند دلیل قاطعی
برای اثبات ادعای خود اقامه كنند، به خصوص كه نحوه تعیین سه خلیفه اول كاملا با هم
متفاوت بوده اند. ابوبكر با انتخاب تعداد معدودی از اصحاب به خلافت رسید؛ عمربن
خطاب را ابوبكر به خلافت نصب نمود و عثمان در شورای شش نفره با رأی سه نفره به
خلافت برگزیده شد لذا اهل سنت؛ براساس قضایای تاریخی واقع شده هم نمی توانند از
نظریه انتخاب دفاع كنند.