تبلیغات


__
آزادی
18 اردیبهشت 87 - 11:38

به نام ریشه تمام پرسش ها


... و خورشید طلوع كرد ، بی آنكه رسوایی زمین را تخمین زده باشد .مادرم حوا ...
و تو دوشادوش پدرم آدم ، پا به خانه بی سقف خود نهادی .
سرت گرم شد به پرورش برادرهایم - هابیل و قابیل - راستی چه كسی قابیل ما را برادر كش كرد ؟ 
هر چه بود ، آن قدر سرگرم شدی كه من و خواهرهایم را از یاد بردی و ما را به مهد كودك
تاریخ سپردی ، بی آنكه سراغی از حال ما گرفته باشی .
ورق بزن ، پرونده تك تك ما را ورق بزن ! جز روزهای سیاه ، جز محرومیت و ظلم ، جز اندوه و آه ، چه
در صحیفه تقدیر ما می یابی؟ خواهر بزرگ هایم در اوایل تاریخ ، پس از تو ، چنان مقهور سرنوشت
شوم خود بودند كه زنده به گوری بر تقدیر آنان ، مهر رهایی می زد ، بی آنكه تو بپرسی
« بای ذنب قتلت »
شان خواهران مرا در هیچ نقطه تاریخ ، رعایت شده نخواهی یافت .
از وقتی حكم در دست مردان قرار گرفت ، ما محكوم ماندیم ... محكوم زن بودن خویش !
از قصه های تلخ گذشته ، فاصله می گیرم . می خواهم برایت از همین امروز بنویسم ،
از همین آغاز هزاره سوم زمین . برای همین ، تو را از جاهلیت چهارده قرن پیش و عبوس شدن
چهره مردان ، هنگام شنیدن خبر تولد دختر ، به جاهلیت هزاره سوم و به روزگار تلفیق
جهل و مدرنیته ، فرا می خوانم .
ای اولین مادر !
هرگز فكری به حال دخترانت ، در این عصر كرده بودی ؟ تو نیستی تا پاسخ گو باشی
تمرد انسان را در مقابل حقیقت روشن . همین انسان كه خدا بر ناتوانی اش تاكید ها كرده است‏ ،
شاید به ظاهر از یك انقلاب كارگری در غرب ، سرچشمه گرفته باشد ، اما ریشه هایش عمیق تر از
هشت مارس است ، نهضتی را می گویم كه به نام حمایت از حقوق زن بر پا شد ، اما ارمغانی جز
پریشانی و ظلمت با خود نیاورد .دیروز نگاه به خواهرانم ، نگاهی ابزاری بود  ،
در قالب سنت و جهالت ها و امروز نگاه به من و دختران امروزت ، نگاهی ابزاری تر است ،
در قالب تمدن و تكنولوژی . من از سرگردانی در طوفان های بی اصل و نسب این تاریخ مكدر ،
به تو پناه می آورم .
فقط به یك سوال من جواب ده !
به من بگو پدر در حق برادرانم چه كرد كه آنان جنس غالب شده اند و كوتاهی تو در حق دخترانت
چه بوده كه مغلوب شدن ، هماره بر پیشانی تقدیر ما ثبت شده است ؟
جواب نامه را از اینجا بخوانید

به نام او كه همه پاسخ ها از اوست

دختران سرزمین تكامل ! منتظر بودم قبل از آنكه به شنیدن مرثیه های تلختان دعوتم كنید ،
از مقامی كه خداوند در منتهای رافت و مهربانی اش ، آن را مختص شما كرده ، سخن بگویید .
اگر نژاد آفرینش را مرور كنی ، خوب می بینی كه در ذات آن ، زوجیت ، اصلی انكار ناپذیر است .
مبنای خلقت تمام كائنات ، بر اصل زوجیت بنا شده است . اگر به این حقیقت ملموس با نگاه
تعقل بنگری ، نه برای من و نه برای تو ، جای ابهامی باقی نمی ماند ، زیرا هیچ برتری و قیاسی
از جانب خدا ، بر جنسیت انسان ، انجام نگرفته است .
پاسخ تمام پرسش هایت را خدا در اساس نامه ای  به نام كوثر عطا كرد . او را فرستاد تا
سند ملموس اهل زمین باشد . بشری از جنس خودتان ... آمد تا ابتریت آنان را كه بانیان
زنده به گوری خواهرانت بودند ، رقم بزند . از من چه می پرسی ، وقتی خدایت ، كامل ترین
پاسخ ها را به تمام سؤالات تو خواهرانت در هر برهه زمان ، داده است . راز پریشانی خود را در
این طوفان های بی اصل و نصب پرسیده بودی .
فكر می كردم در این عصر ( به قول خودت ) مدرنیته ، تاكنون فهمیده باشی كه همه اینها ریشه
در افراط و تفریط های بر خواسته از جهل یا غرور اومانیستی انسان معاصر دارد .
فكر می كردم دانسته باشی كه الگوگیری خواهرانت از فرهنگ برهنگی ، ریشه در خودباختگی
مقابل جاذبه های فریبنده نظام ماده دارد و ریشه های اینها ، چیزی جز سستی اعتقادات نیست ،
اعتقاد به ارزش هایی كه خدا به تو هدیه داده ، اگر در كنه آن غوطه ور شوی ، به یقین ،
نه تنها از برادرانت كمتر نیستی ، بلكه تازه خواهی فهمید نظام الهی ، چقدر
تو را و مصالح منطبق بر فطرت تو را لحاظ كرده است .
آن جاست كه دیگر جز شرمساری در برابر  قانون عدل خداوند ، یارای هیچ بیانی نخواهی داشت .
امروز كه خوب می نگرم ، می بینم كه ابتدای همه قضاوت های نا صحیح و اعتراض های تند بشر
به خداوند و خلقت او ، نا آگاهی است ، درست مثل خطای اول من و پدرت ‍،
حال كه عرصه آگاهی برای تو خواهرانت بیش از همیشه تاریخ مهیاست ،  بكوش تا از فریب
ابلیس جهالت ، در امان باشی .
مادرانه برایت دعا خواهم كرد .
                                                                امضا
                                                                مادرت
حوا
   ***

منبع : http://adamohavva.parsiblog.ir

   منبع : مجله پرسمان ، شماره 62
   به قلم : محبوبه زارع


ارسال نظر برای لاگ
نظرها
نظری برای این لاگ ارسال نشده است.
__