توای نیلوفری که گل مرداب هستی
برای دیدن من چرا بی تاب هستی؟!
من دریا چه هستم؟ پراز موج وتلاطم
که گاهی چندکشتی درونم میشود گم
توحساسی؛ ظریفی نداری تاب دریا
پرازشوری وتلخی است دل پرآب دریا
چگونه می توانی بگویی بدبه مرداب؟!
همین که زیرپایت شده چون فرشی ازآب
تو بی مرداب یعنی گلی مصنوعی وسرد
بدون روح واحساس وحتی چکه ای درد
تو می دانستی ای کاش که این مرداب دریاست
واوهم گوشه ای از دل گسترده ماست