تبلیغات


__
آرشیو وبلاگ
فاطمیه
10 خرداد 87 - 11:31

سخن از فاطمه زهراء سلام الله علیها است سخن از یادگار بی بدیل رسول خداست ، سخن از کسی است که خداوند با غضب او غضبناک و با خشنودی او خشنود می گردد ، کسی که سرور تمام بانوان اهل بهشت است.

ولادت آن حضرت :

ولادت ایشان در مکه و در خانه رسول خدا رخ داد هرچند که آفرینش نور مقدس آن حضرت هزاران سال پیش از حضرت آدم آفریده شده بود .

هنگام ولادتش زنان مکه ، مادر بزرگوارش خدیجه کبری علیه السلام را تنها گذاشند، چنان که می گفتند تو با این همه ثروت با یک یتیم ازدواج کردی . ناگهان خدیجه در اوج غربت و تنهائی چهار بانوی بهشتی را مجللّه و باوقار که به یاریش آمده بودند و به او گفتند ای خدیجه ! ِ«غمگین مباش ، ما از جانب پروردگارت به سوی تو آمده ایم و خواهران تو هستیم » .

آنان ساره همسر ابراهیم علیه السلام ، آسیه بانوی بزرگورار بهشتی ، مریم مادر عیسی ، و کلثوم خواهر موسی بودند .

    در دوران کودکی پنج ساله بود که مادر گرانقدرش خدیجه را از دست داد و در فراق مادر در روزگار غربت و محنت پدرش رسول خدا گریه و بی تابی می کرد .

    خدای متعال توسط پیامبرش و حبیبش خاتم انبیاء فاطمه زهراء را تسلیت گفت پیامبر آنقدر فاطمه را دوست داشت که همواره وقتی از سفر برمی گشت اول به خانه او وارد می شد و دوست داشت همواره وقتی به سفر می رفت آخرین کسی که باوی خداحافظی می کرد دخترش فاطمه علیها السلام بود و هنگام بازگشت ابتدا با او ملاقات می نمود .

    رسول خدا صلی الله علیه وآله درباره مقام دختر گرامیش سخنان زیادی بیان فرموده ، ازجمله در باره آن حضرت فرمودند : فاطمه سرور زنان جهان از اولین تا آخرین آنهاست .

ازدواج آن حضرت :

زمانیکه بعضی از اصحاب از رسول خدا درخواست ازدواج با آن حضرت را می نمودند پیامبر خدا فرمودند که امر ازدواج فاطمه فقط به دست خداست شوهر او کسی است که خدا تعبین می کند . فرشته ای از جانب خدا به سوی پیامبر آمد و گفت : که خداوند مرا به سوی شما فرستاده است تا نور را به ازدواج نور در آورم یعنی فاطمه را به علی .

در اولین شب زندگی ، پیامبر خطاب به علی و زهراء سلام الله علیهم ، چنین فرمود : خداوند نسل شما را پاک و مطهر قرار دهد ، من با هرکس با شما سر دوستی داشته باشد، دوست ، و با هر که سر ستیز با شما داشته باشد در ستیزم ، شما را به خدا می سپارم

   عفت و حیای او آنقدر بود که در  آخرین روزهای عمر کوتاهش در آن زمان که هنوز برای تشییع جنازه تابوت مرسوم نشده بود از اسماء که یکی از زنان پرهیزکار بود درخواست کرد تا برایش تابوتی بسازد تا بدن مطهرش حتی پس از شهادت و در شب تشییع نیز پوشیده و در حجاب کامل باقی بماند . بخشش و کرم و عطاء او تا بدان حد بود که همراه همسر و دو فرزند معصومش تا سه شب افطار خویش را که چند تکه نان خشک بود به مسکین و یتیم و اسیر بخشیدند .

    شوق او به عبادت و مناجات با خدا به حدی بود که وقتی در عبادتگاهش به نماز می ایستاد نور او برای اهل آسمان می درخشید همانطور که نور ستارگان برای اهل زمین می درخشد .

   مهربانی و عطوفتش نسبت به مردم به حدی بود که فرزندش امام مجتبی علیه السلام شب جمعه ای مادر را در محراب عبادت می دید که از شب تا به صبح فقط برای دیگران دعا می کند  و برای خویش دعائی نکرد و آنگاه که سبب را پرسید ، فرمود : پسرم ! اول همسایه بعد اهل خانه « الجار ثم الدار »

   خانه داری ، احترام بی اندازه اش برای امیر المومنین علیه السلام و ایجاد جوی پر از مهر و عطوفت و صمیمیت در خانه کوچک و گلینش به گونه ای بود که امیر مومنان می فرماید :بخدا قسم تا زمانیکه از دنیا رفت او را خشمگین نکردم و او را بر کاری مجبور نکردم او نیز هرگز مرا خشمگین نکرد و در هیچ امری از من نافرمانی نکرد ،  هر گاه به  او نگاه می کردم  غم و اندوه از من برطرف می گردید .

   وفاداری او نسبت به امیرالمومنین به حدی بود که در طول سالهای زندگی با آن حضرت حتی یکبار از ایشان چیزی درخواست نکرد و زمانیکه علی علیه السلام به وی اصرار فرمود که چیزی از ایشان بخواهد فرمود من حیاء می کنم چیزی از شما بخواهم که توانائی برای فراهم آوردن آن نداشته باشید

ایمان او بدان حد بود که رسول خدا درباره ایشان فرمود خداوند قلب و اعضاء و جوارح دخترم فاطمه را از ایمان ویقین پر کرده است ، شوق او به اطاعت خدا بگونه ای بود که در اولین ساعات آغاز زندگی مشترکش با امیرمومنان ، زمانیکه پیامبر از علی علیه السلام پرسید ؟ همسرت را چگونه یافتی ؟ علی علیه السلام عرض کرد : برای طاعت و بندگی خدا خوب یاوری است

     غم و اندوه او برای ظلمی که به امیر مومنان شد بحدی بود که آن زمان که عده ای از زنان مدینه به عیادتش آمده بودند از درد بازو و پهلو و آزارهائی که پیکر چونان گلش از خارها دیده بود سخنی نگفت و شکوه ای نکرد ، شکوه اش از این بود که چرا با علی دشمنی کرد ؟

  مقام و منزلت بسیار بالای او در پیشگاه خداوند هر عقلی را حیران می کند تابدانجا که زمانیکه در جایگاه خویش در بهشت مستقر می گردد تمام پیامبران خدا به زیارتش می روند .

سلام بر او روزی که بدنیا آمد چهار بانوی بهشتی به یاری مادرش شتافتند و سلام بر او روزی که در پیش چشمان اشکبار امیر مومنان با بدنی آزرده و پهلوئی شکسته و بازوئی ورم کرده در بستر بیماری آخرین سخنان خویش را بر زبان جاری کرد و به شهادت رسید و سلام بر او بر آن نیمه شب که بدن آزرده اش ، غریبانه و مخفیانه به زیر خاک رفت و سلام بر او روزی که با آن جلال و عظمت به صحرای محشر می آید و به تمام اهل محشر امر می شود که چشم خود را ببندند تا فاطمه دختر پیامبر عبور کند و به بهشت رود .

  همه محتاج شفاعت اویند ، بارالها ما را نیز از زمره دوستان و شیعیانش و درک کنندگان فیض شفاعتش قرار ده .

  • ارسال نظر (0)
__