تبلیغات


__
آرشیو وبلاگ
پنج گریه کننده تاریخ
18 خرداد 87 - 11:48

یا الله

پنج گریه کننده تاریخ

حضرت زهرا علیهاالسلام

به راستى اوج مصائب و محنت‎هاى حضرت فاطمه علیهاالسلام از زمانى شروع شد كه پیامبر اسلام صلى‏الله‏علیه‏و‏آله به دیدار حق شتافت و آن بانوى گرامى غریب و تنها در كنار همسر وفادارش على علیه‏السلام در آماج طعنه‏ها و كینه‏هایى قرار گرفت كه از جنگهاى بدر، اُحد، حنین، احزاب و فتح مكه نسبت به رسول الله‏ صلى‏الله‏علیه‏و‏آله و على علیه‏السلام به وجود آمده، و در زمان حیات رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏و‏آله در دل‎هاى مشركان و منافقان مخفى مانده بود. زهراى اطهر علیهاالسلام در مقابل تمام این نامهربانی‎ها صبر و بردبارى از خود نشان مى‏داد و در خلوت خود اشك غم جارى مى‏ساخت به حدّى كه در زمره كسانى كه بسیار گریه مى‏كردند نام برده شد.

از امام صادق علیه‏السلام نقل شده كه فرمودند: «البَكّاؤُونَ خَمْسَةٌ: آدمُ و یَعقوبُ وَ یُوسفُ و فاطمةُ بنتُ محمّدٍ و علىُّ بن الحسینِ علیهم‏السلام؛ بسیار گریه كنندگان پنج نفرند: آدم و یعقوب و یوسف و فاطمه دختر رسول خدا و على فرزند حسین علیه‏السلام.» اما آدم گریه كرد به خاطر بهشت تا این كه بر گونه‏هاى او جاى جارى شدن اشك باقى مانده بود، و اما یعقوب آنقدر براى یوسف گریست كه بینایى‏اش از دست رفت و اما یوسف آنقدر براى پدرش یعقوب گریست كه اهل زندان به ستوه آمدند و گفتند: یا روزها گریه كن و شب را براى استراحت ما بگذار و یا شب‎ها گریه كن و روز را براى استراحت ما بگذار، «وَ أَمّا فاطِمَةُ فَبَكَتْ عَلى رَسُولِ الله‏ِ حَتَّى تَأَذّى بِهِ أَهْلُ المَدینَةِ فَقالُوا لَها: قَدْ آذَیْتِنا لِكَثْرةِ بُكائِكِ فكانَتْ تَخْرُجُ إِلَى الْمقابِرِ، مقابرِ الشُّهَداء فَتبْكِى حتّى تَقْضِى حاجَتَها ثَمَّ تَنْصَرِفُ؛ و اما فاطمه علیهاالسلام آن قدر براى پدرش گریست كه مردم مدینه در سختى قرار گرفتند و به ایشان گفتند: با زیادى گریه‏ات ما را اذیت كردى، از اینرو آن بانوى گرامى به مقابر شهداء مى‏رفت و مى‏گریست (در بیت الأحزان كه على علیه‏السلام براى ایشان مهیّا نموده بود) و پس از آن كه حاجتش محقق مى‏شد باز مى‏گشت.» و اما على بن الحسین علیهماالسلام براى پدرش امام حسین علیه‏السلام مى‏گریست.»(1)

شدت غم و اندوه فاطمه علیهاالسلام در این دوران به حدّى بود كه مورخین نوشته‏اند: «انّها ما زالَتْ بَعْدَ أَبیها مُعَصَّبَةَ الرَّأْسِ ناحِلَةَ الْجِسْمِ مُنْهَدَّةَ الرُّكْنِ باكِیَةَ الْعَیْنِ مُحْتَرَقَةَ القَلْبِ؛(2) همانا فاطمه بعد از رحلت پدرش پیوسته (به خاطر زیادى مصیبت) شال بر سر بسته بود و جسم او ضعیف و رنجور شده و پهلویش شكسته و چشم‎هایش گریان بود و قلبى سوزان داشت.»

 

پی‎نوشت‎ها:

1. أمالى شیخ صدوق، مجلس 29، ح5؛ كشف الغمّة، همان، ج1، ص124؛ بحارالأنوار، همان، ص155.

2. مناقب آل ابى طالب، همان، ج3، ص137.

 

منبع:

مجله مبلغان، شماره 56، علی تقوی . 

از سایت تبیان

  • ارسال نظر (0)
بیایید
12 خرداد 87 - 20:11

یا الله

بیایید تمام کارهایمان را با نام او شروع و با نام او پایان کنیم

بیایید اون خدایی که ناظر اعمال ماست با تمام وجود صدا نماییم

بیایید زندگی کنیم

بیایید صداقت را صدا کنیم

بیایید ساده باشیم

بیایید تا دست یکدیگر بگیریم

بیایید مهربان باشیم

بیایید ریاکار نباشیم

بیایید بخیل نباشیم

بیایید خود را بیابیم

بیایید عاشق باشیم

بیایید خود و دیگران را دوست داشته باشیم

بیایید بدون انتظار محبت خود را به دیگران عرضه نماییم

بیایید دست از نیرنگ و وسوسه های شیطانی برداریم

بیایید دنیا را آباد نمایید ، بیایید از خود شروع نماییم

بیایید....

دوستان بیایید زندگی مان داره تمام میشه

بیایید داریم هر روز به مرگ نزدیک تر می شویم

بیایید دستانمان خالیست

روزی مثل رفتگان دست ما نیز از همه جا کوتاه می شود

بیایید تا دیر نشده بیایید دنیا و آخرت خود را بسازیم

التماس دعا  دوستان

 

 

__