تبلیغات


__
آرشیو وبلاگ
برگزیده‎ای از دعای امام حسین (ع) در عرفه
28 آذر 86 - 18:56

یا الله

برگزیده‎ای از دعای امام حسین (ع) در عرفه


تو پناهگاه منی، به هنگامی که راهها با همه وسعت، بر من صعب و دشوار شوند و فراخنای زمین بر من تنگ گردد. و اگر رحمت تو نبود من اکنون جزء هلاک شدگان بودم. و تو مرا از خطاهایم باز می داری. و اگر پرده پوشی تو نبود از رسوایان بودم.


space.gif

1ـ ستایش حق تعالی:
ستایش سزاوار خداوندی است که کس نتواند از فرمان قضایش سرپیچد و مانعی نیست که وی را از اعطای عطایا، باز دارد. و صنعت هیچ صنعتگری بپای صنعت او نرسد. بخشنده بیدریغ است. اوست که بدایع خلقت را بسرشت و صنایع گوناگون وجود را با حکمت خویش استوار ساخت.......

2ـ تجدید عهد و میثاق با خدا:
پروردگارا بسوی تو روی آورم. و به ربوبیت تو گواهی دهم. و اعتراف کنم که تو تربیت کننده و پرورنده منی. و بازگشتم بسوی توست. مرا با نعمت آغاز فرمودی قبل از اینکه چیز قابل ذکری باشم.......

3ـ خود شناسی:
و قبل از هدایت مرا با صنع زیبایت مورد رأفت و نعمتهای بیکرانت قرار دادی. آفرینشم را از قطره آبی روان پدید آوردی. و در تاریکیهای سه گانه جنینی سکونتم دادی: میان خون و گوشت و پوست. و مرا شاهد آفرینش خویش نگرداندی و هیچیک از امورم را بخودم وا نگذاشتی........

4ـ راز آفرینش انسان:
ولی مرا برای هدفی عالی یعنی هدایت (و رسیدن به کمال) موجودی کامل و سالم بدنیا آوردی. و در آن هنگام که کودکی خردسال در گهواره بودم، از حوادث حفظ کردی. و مرا از شیر شیرین و گوارا تغذیه نمودی. و دلهای پرستاران را بجانب من معطوف داشتی. و با محبت مادران به من گرمی و فروغ بخشیدی........

5ـ تربیت انسان در دانشگاه الهی:
تا اینکه با گوهر سخن مرا ناطق و گویا ساختی. و نعمتهای بیکرانت را بر من تمام کردی. و سال به سال بر رشد و تربیت من افزودی. تا اینکه فطرت و سرنوشتم، به کمال انسانی رسید. و از نظر توان اعتدال یافت. حجتت را بر من تمام کردی که معرفت و شناختت را به من الهام فرمودی.......

6ـ نعمتهای خداوند:
آری این لطف تو بود که از خاک پاک عنصر مرا بیافریدی. و راضی نشدی ای خدایم که نعمتی را از من دریغ داری. بلکه مرا از انواع وسائل زندگی برخوردار ساختی. با اقدام عظیم و مرحمت بیکرانت بر من. و باحسان عمیم خود نسبت به من، تا اینکه همه نعماتت را درباره من تکمیل فرمودی......

7ـ شهادت به بیکرانی نعمت های الهی:
الهی! من به حقیقت ایمانم، گواهی دهم. و نیز به تصمیمات متیقن خود و به توحید صریح و خالصم و به باطن نادیدنی نهادم. و پیوستهای جریان نور دیده ام. و خطوط ترسیم شده بر صفحه پیشانی ام، و روزنه های تنفسی ام، و نرمه های تیغه بینی ام. و آوازگیرهای پرده گوشم و آنچه در درون لبهای من پنهان است......

8ـ ناتوانی بشر از بجا آوردن شکر الهی:
گواهی می دهم ای پروردگار که اگر در طول قرون و اعصار زنده بمانم و بکوشم تا شکر یکی از نعمات تو بجا آورم، نتوانم مگر باز هم توفیق تو رفیقم شود، که آن خود مزید نعمت و مستوجب شکر دیگر، و ستایش جدید و ریشه دار باشد...........

9ـ ستایش خدای یگانه:
معهذا من با تمام جد و جهد و توش و توانم تا آنجا. که وسعم می رسد با ایمان و یقین قلبی گواهی می دهم. و اظهار می دارم:
حمد و ستایش خدایی را که فرزندی ندارد تا میراث برش باشد. و در فرمانروایی نه شریکی دارد تا با وی در آفرینش بر ضدیت برخیزد و نه دستیاری دارد تا در ساختن جهان به وی کمک دهد.....

10ـ خواسته های یک انسان متعالی:
خداوندا، چنان کن که از تو بیم داشته باشم، آنچنان که گویی تو را می بینم و مرا با تقوایت رستگار کن! اما بخاطر گناهانم مرا به شقاوت دچار مساز! مقدر کن که سرنوشت من به خیر و صلاح من باشد. و در تقدیراتت خیر و برکت بمن عطا فرما!

11ـ سپاس به تربیت های الهی:
خداوندا! ستایش از آن تست که مرا آفریدی. و مرا شنوا و بینا گرداندی! و ستایش سزاوار تست که مرا بیافریدی و خلقتم را نیکو بیاراستی. بخاطر لطفی که به من داشتی والا......

12ـ نیازهای تربیتی از خدا:
و مرا بر مشکلات روزگار، و کشمکش شبها و روزها یاری فرمای! و مرا از رنجهای این جهان و محنتهای آن جهان نجات بده و از شر بدیهایی که ستمکاران در زمین می کنند نگاه بدار.............

13ـ شکایت به پیشگاه خداوند:
خدایا! مرا به که وا می گذاری؟ آیا به خویشاوندی که پیوند خویشاوندی را خواهد گسست؟ یا به بیگانه که بر من بر آشفتد؟ یا به کسانیکه مرا به استضعاف و استثمار کشانند؟ در صورتیکه تو پروردگار من و مالک سرنوشت منی؟

14ـ ای مربی پیامبران و فرستنده کتب آسمانی:
ای خدای من و ای خدای پدران من! ابراهیم، اسماعیل، اسحق و یعقوب، و ای پروردگار جبرئیل، مکائیل و اسرائیل. و ای تربیت کننده محمد، خاتم پیامبران و فرزندان برگزیده اش. ای فرو فرستنده تورات، انجیل زبور و فرقان......

15ـ تو پناهگاه منی:
تو پناهگاه منی، به هنگامی که راهها با همه وسعت، بر من صعب و دشوار شوند و فراخنای زمین بر من تنگ گردد. و اگر رحمت تو نبود من اکنون جزء هلاک شدگان بودم. و تو مرا از خطاهایم باز می داری. و اگر پرده پوشی تو نبود از رسوایان بودم.


منبع خبر: دعای عرفه عبدالکریم بی آزار شیرازی

چهارشنبه 8 ذی الحجه ، 28 آبان 86  ساعت 19:00
  • ارسال نظر (1)
درد دین
8 آذر 86 - 22:40

یا هو

خواجه ای بود بسیار ثروتمند که غلامان بسیاری داشت در میان این غلامان ، غلام سیاهی بود که بسیار دیندار بود و نمازش ترک نمی شد شبها بر می خواست و تا صبح به راز و نیاز می پرداخت.

روزی خواجه به او گفت شب ک برخواستی مرا نیز بلند کن تا نماز بخوانم.

غلام به خواجه گفت: ای خواجه کسی که دندان درد دارد چگونه از خواب بر می خیزد؟؟؟

خواجه گفت: با درد دندان.

غلام گفت تو هم اگر درد نماز داری خود بلند می شوی لازم به بیدار کردن من نیست!!!!!!

ده چیز
5 آذر 86 - 20:43

هو الباقی

 

ده چیز بر تن فریضه است:              ادای فرایض، اجتناب از حرام، تواضع از بهر خدای، دست برداشتن از آزار برادران، دوستی، طلب مغفرت، طلبِ رضای خداوند در همه‌ی كارها، ترك خشم ، جدال از بهرِ آشكار كردن جفا، خویشتن را وصیت كند به اینكه آماده‌ی مرگ باش.

ده چیز است همچو بارویی مر تن آدمی را:      نگهبانی چشم، خو كردن زبان به ذكر، محاسبه‌ی نفس، كاربُردِ علم، حفظِ ادب، فراغتِ تن از مشغله‌ی دنیا، عزلت از مردمان، مجاهده‌ی نفس، افزونی عبادت، پیروی سنت.

ده چیز شرف دهد مر تن آدمی را:            بردباری، شرم، دانش، پرهیزگاری، تقوی، خوی نیك، تحمل ،       مدارا، خشم فرو خوردن، تركِ سؤال.

ده چیز ویرانی است مر تن آدمی را:       همنشینی آنكه پروای دین ندارد، دوری از اهل خیر، پیروی نفس، بركناری از جماعت، همنشینی با اهل بدعت، جستجوی چیزی كه او را  به كار نیاید، متهم داشتن مردمان، بلند پروازی ، دل به دنیا بستن

ده چیز مایه‌ی مرگ تن است:                     قلّت ادب، كثرتِ جهل، شكم پرستی، شهوت تن، طلبِ ریاست، میلِ به  دنیا، مطیعِ نفس بودن، بسیار خوردن، بسیار سخن گفتن، بسیار خوابیدن

ده چیز خوارمایگی تن است:               تیزی، خشم، كبر، فزونی جستن ، مجادله، بُخل، اظهار جفا، تركِ حرمت        مؤمن، بدخویی، تركِ انصاف.

 

بندگان
3 آذر 86 - 22:06

یاهو یامن لا هو الا هو

گذرگاه حفظ بندگی پنج وجه است : نخست بنده ای گناهکار که در شک است و توبه نمیکند ، دنیا او را فریفته است و او فریفته ی دنیاست و آخرت را فراموش کرده است و به دنیا خرسند است . این چنین بنده ای هرگاه از پروردگار نهراسد حق پروردگار خویش را ادا نکرده و حرمت او را پاس نداشته است چنین بنده ای از خخدای تعالی و از وعد و وعید حق باکی ندارد اگر توبه کند خدای توبه ی او را می پذیرد و اگر توبه نکرده بمیرد مشیتِ الهی است عذابش دهد یا ببخشاید.دیگری بنده ای است ریاکار در اعمالٍِ خویش خواهانٍ ستایش مردمان و ثنای دیگران بر خویش . در عبادت و خدمت کوشاست اما قصدش عزت یافتن در میان بندگان و کسب شرف و یادِ نیک است. او از آخرت به دنیا خُرسند است و از دنیا به ستایش مردمان. این چنین بنده ای زیانکار است و غافل( هر وقت به این دومی می رسم بدنم یخ می کنه و از داخل می لرزم)

دیگر بنده ای است در طاعتِ خداوند و در ادایٍ حق او . گوش به فرمان او و گذارنده های فرضیه های او ، از گناهان دوری می گزیند، فرمانبر امر خدای عز وجل و به سنت رسول او اقتدا کند این چنین بنده ای دوستدار خداست و دوستدارٍ خویش و دوستدارٍ همه مومنین و مومنات . این چنین بنده نزد خدای و بندگان او ستوده است. پیوسته بر عبودیت حق ایستاده و در آن استوار است. دیگری بنده ای است که در کارهای نیک راغب است و در نوافل بسیار کوشا .دنیای خویش را به آخرت فروخته .روزگار خویش در طاعت خدای می گذرانداین چنین بنده ای را خدای را به خاطر ثواب طاعت می کند و خواهان خرسندیِ اوست.خوشا به حال چنین بنده ای. دیگر بنده ای است خواهان خرسندی خدا که نفس خویش را ادب می کند در جستوی معایب نفس خویش است و با دشمن ِ خویش ( نفس) در پیکار. پیوسته در کوشش بیدار خوابی و گریه و زاری( خوش به حالشان) پیوسته در حال جنگ با نفس است و در شکست آن کوشا. این چنین بنده ای بنده ای صالح است .

                                                                                                                   یا علی

__