userinfo close

پیام های کوتاه

کاش میشد از پنجره ی باز خیال، دستی دراز کرد و قاصدک عشق را در مشت گرفت ...

علی حقیقت

zero_point

مرد 31 ساله مجرد ، مشاهده پروفایل
5 سال و 5 ماه و 10 روز سن کلوبی ،
واقع بینم. از كمك به دیگران لذت میبرم در هر شرایطی و به هر اندازه‌ای كه بشه. سعی میكنم از احساسات دوری كنم و در ظا...
 
18:13 1386/04/16
مادر

بهتر آنكه بوسه‌ات را به سنگی بخشیده بودی تا به لب من

اگر پرنده‌ای به دنیا می‌آوردی
در گرمای آغوشت پناه می‌گرفت

اگر درختی به دنیا می‌آوردی
از آوای ترانه‌ات به سبزی می‌گرایید برگهایش

ولی اكنون كه انسان به دنیا آورده‌ای
تنهای تنها مانده‌ای ای نازنین

وقتی كه انسان را برادری جز دشنه نیست
آه چه تلخ است انسان زاده شدن.

با تشكر از شاعر

  • ارسال کامنت(2)
09:20 1386/03/27

فرض کنید...

به شما،

 (انسان ساده/معمولی/ بازاری/دانشمند/محقق/سیاسی)

 این امکان را میدهند که

یک رییس برای دنیا انتخاب کنید که بتواند

دنیا را به بهترین وجه رهبری کرده، صلح، ترقی

و خوشبختی برای بشریت به ارمغان بیاورد.

بین این سه داوطلب کدام را انتخاب میکنید؟

قبلا یک سئوال:

شما مشاور و مددکار اجتماعی هستید...

زن حامله ای میشناسید که هشت فرزند دارد.

سه فرزند او ناشنوا، دو فرزند کور و یکی عقب مانده هستند.

در ضمن این خانم خود مبتلا به مرض مهلک سیفیلیس است.

از شما مشورت میخواهد که آیا سقط جنین بکند یا خیر...

با تجارب زندگی که دارید به ایشان چه پیشنهاد میکنید؟


خواهید گفت کورتاژ کند؟

فعلا برویم سراغ سه نامزد ریاست بر جهان

شخص اول

او با سیاستمداران رشوه خوار و بدنام کار میکند،

از فالگیر، غیب گو و منجم مشورت میگیرد.

در کنار زنش دو معشوقه دارد. شدیدا سیگاری بوده

و روزی هم ده لیوان مشروب (مارتینی) میخورد.

 

شخص دوم

از دو محل کار اخراج شده، تا ساعت 12 ظهر میخوابد، در مدرسه چند بار رفوزه شده.

در زمان جوانی تریاک میکشیده و تحصیلات آنچنانی ندارد.

 ایشان روزی هم یک بطر ویسکی میخورد، بی تحرک و چاق است.

 

شخص سوم

دولت کشورش به ایشان مدال شجاعت داده. گیاه خوار بوده و دارای سلامتی

کامل است. به سیگار و مشروب اکیدا دست نمیزند

و در گذشته هیچگونه رسوایی ببار نیاورده.

به چه کسی رای میدهید؟

کاندید اول: فرانکلین روزولت

0


کاندید دوم: وینستون چرچیل

0

کاندید سوم: آدولف هیتلر

0

چه درسی میگیریم؟

راستی خانم حامله فراموش نشود!

اگر به آن خانم پیشنهاد سقط جنین دادید

همان بس که

لودویگ فان بتهوون را

به كشتن دادید!

0

پس چه درسی گرفتیم؟

 

پیش داوری

خوراک روزمره ما انسانها...

از بزرگترین

اشتباهات بشر است!


07:44 1386/03/27
خدایا کفر میگویم پریشانم پریشانم
چه می خواهی تو از جانم نمی دانم نمیدانم

مرا بی آن که خود خواهم اسیر زندگی کردی
تو مسوولی خداوندا به این اغاز وپایانم

من آن بازیچه ای هستم که می رقصم به هر سازت
تو می خندی از آن اول به این چشمان گریانم

نه در مسجد نه میخانه نه در دیری نه در کعبه
من آن بیدم که می لرزم دگر بر مرگ پایانم

خدایی نا خدایی هرچه هستی غافلی یارب
که من آن کشتی بشکسته ای در کام طوفانم

تویی قادر تویی مطلق
نسوزان خشک وتر  با هم

07:43 1386/03/27
شبی مست رفتم اندر ویرانه ای
ناگهان چشمم بیافتاد اندر خانه ای

نرم نرمک پیش رفتم در کنار پنجره
تا که دیدم صحنه ی دیوانه ای

پیرمردی کور و فلج درگوشه ای
مادری مات و پریشان همچنان پروانه ای

پسرک از سوز سرما میزند دندان به هم
دختری مشغول عیش و نوش با بیگانه ای

پس از ان سوگند خوردم مست نروم بر در خانه ای
تا که بینم دختری عفت فروشد بهر نان خانه ای.

23:21 1386/01/28

 


شاید بخوای بدونی زندگی چیه؟ اینجا بخشی از واقعیتو میبینی.


http://www.bozzetto.com/Flash/Life.htm


17:11 1386/01/23

خدایا!


ذهنم پریشان است


قلبم بیقراراست


افکارم شوریده اند و


درمانده ام


پس رشته زندگیم را


به دستهای امن تو می سپارم


......توفان میخوابد


و آرامش تو حکمفرما میشود




میخواستم گامی بردارم اما
وزنه های خواب چنان بر پایم سنگینی میکردند که انگار سالهاست لب بر لب زمین نهاده اند و هیچ کدام ترک این بوسه ی بلند تا خدا را نخواهد کرد چه برسد به اینکه به پاهایم فرصت شکستن مکان را بدهند و ناچار میخواستم لب بگشایم و کلام رهایی را زمزمه
کنم اما این قفل حتی با کلید هم گشوده نشد انگار تعریف کلید را به فراموشی سپرده بود و از هیچ واژه ای فرمان  نمی برد. چه برسد به اینکه به من اجازه ی تموج در بی فضایی بدهند.


گاهی خیلی دلم میگیره....از همه چیز از همه کس....از همه جا....گاهی تو حکمت کارهای خدا میمونم...یه روز همچین آدمو شاد میکنه که آدم دلش میخواد از ته دل داد بزنه....دو روز بعد همون شادی رو همچین از آدم میگیره که آدم دلش میخواد از ته دل گریه کنه....البته اینم میدونم که همه ی کارهای خدا به صلاح ماست اما دلم خیلی میگیره....گاهی حس میکنم دیگه وقت رفتنه....باید اسباب اثاثیه مو جمع کنم برم...حس میکنم پیر شدم...حس میکنم کهنه شدم...حس میکنم رو زمین سنگینی میکنم....احتیاج به سبک شدن دارم...احتیاج دارم فکر کنم...اما مغزم یاری نمیکنه...احتیاج به گریه دارم....چشمام یاری نمیکنه...احتیاج به رفتن دارم....پاهام یاری نمیکنه...از خدا میپرسم....خــــــــــــــــدا جـــــــــــــــــون؟؟؟؟؟؟؟....این بازی ها تا کی ادامه دارن؟....تا کجا؟؟؟؟؟؟...چرا باید تو این سن حس کنم پیرم؟...چرا باید همش تو خودم باشم؟....بــــــــگو چــــرا؟...چرا باید بغضهام تلنبار بشن؟ ....اما خدایا همیشه گفتم بازم میگم....راضیم به رضای تو....مثل همیشه همه چیز رو میسپرم دست خودت...هر چی به صلاحمه همون بشه...میگم:



خدایم كمكم كن...دستم را بگیر..پیش از افتادنم


خــــــــدایــــــا!


اگر صلاح تو بر من در سوختن من است میسوزم


ولی اگر غیر از این است و آنها مرا به اختیار خود میسوزانند


به همه آنها لعنت میفرستم


و این لعنت را از ته قلب برای اجرا


به تو تقدیم میکنم....


بازم
میگم.....خدایا شکرت....با همه سختی ها....با همه غم ها...با همه بغض ها....

شگفتا!

وقتی بود نمی دیدم ، وقتی می خواند نمی شنیدم ...


وقتی دیدم كه نبود...

http://www.iran-iran.ir/1386/asheghanehha-22farvardin.html




23:54 1386/01/21
Everything was ok and I didn't know I had to face with the biggest hurricane in my life I've had ever, When you said you didn't want to continue our relation. I confess that I didn't get so much sorry and never thought that I've fallen in so mush feeling with you. Everything seemed to be Ok some days after but suddenly I felt a big shock in my heart. I couldn't understand it , so I couldn't find a way to overcome. gradually, I felt a love in my heart for our relation and found a big hole in myself without you. I didn't know I don't like you because I finally understand that I love you. I say it know bravely because "I don't have anyone to say". I have alot of pain after you. I don't know how a person like me can fall in love with a person who never see each other. Everyday I come here and find your ID off. Especially my feeling Flood when I see you On and unfortunately I can't speak with you and say to you again that how much I love you. I can persuade myself with your memory and this thought that our seperated relation is better to you.Now I feel a little better and I wish that you never read this because of you. Besides, I wish you read this and maybe something happen

I feel I know you
I don't know how
I don't know why

I see you
feel for me

You cried with me
You would die for me

I know I need
you

I want you to
Be free of all the pain
You hold inside


You cannot hide
I know you tried
To be who you couldn't be

You tried to see inside of me

And now I'm leaving you
I don't
want to go

Away from you

Please try to understand
Take my hand

Be free of all the pain
You hold inside

You cannot hide
I
know you tried

To feel...
To feel...



23:25 1386/01/21
دل بی روح جنس آهنت را دوست دارم
خطوط درهم پیراهنت را دوست دارم

نگاه با همه بیگانه‌ات را دوست دارم
غرور سركش دیوانه‌ات را دوست دارم، دوست دارم

تن سوزان مثل آتشت را دوست دارم
بهاری و من آن عطر خوشت را دوست دارم

به هر لحظه كنارم بودنت را دوست دارم
تماشایی تو هستی دیدنت را دوست دارم، دوست دارم

پس از تو رنگ گلها هم فریب است
پس از تو روزگارم بی فروغ است

كه می‌گوید پس از تو زنده هستم
دورغ است هر كه می‌گوید دروغ است

ای ستاره بی تو من تاریكم
بی تو من به انتها نزدیكم

وای چه كردم من چه بی تقصیرم
كه چنین بود بعد تو تقدیرم

تو نخواستی من و تو ما باشیم
سرنوست این بود كه تنها باشیم

جدایی تلخ‌ترین واژه‌ای است كه در زندگی وجود دارد، حتی سخت تر از شكستی عاشقانه


19:54 1386/01/16

معانی سمبلیك گلها


عضویت در ایران عشقعضویت در ایران عشق





گل رز
* رز سرخ: عشق بی ریا-زیبایی-شجاعت-احترام-تبریك- "دوستت دارم"
* رز سفید: پاكی-معصومیت-راز-سكوت-فروتنی-احترام- "عشق من به تو عمیق و خالصانه است"

 * رز صورتی: قدردانی- "متشكرم" وقار-ستایش-همدلی-لطافت-شادكامی- "باورم كن" - "تو خیلی دوست داشتنی هستی"
* رز زرد: شادمانی-رفاقت-شوق-حسادت-آغاز دوباره- "فراموشم نكن" - "معذرت میخواهم"

 : رز بنفش: عشق در نگاه اول.
* رز نارنجی: اشتیاق-شیفتگی-آرزو.
* غنچه رز: نماد پاكی و زیبایی-جوانی-عشق نوپا.
* یك شاخه گل رز: سادگی-سپاسگزاری-عشق تازه.
* یك شاخه گل رز سرخ: "دوستت دارم".
* رزسفید عروس: عشق مبارك و فرخنده.
* رز قرمز سیر: سوگواری.
* رز سیاه: مرگ
  تركیبی از رز سفید و سرخ: اتحاد-سازش
* رز كاملا شكفته: "من متعهد به تو هستم"-"هنوز دوستت داردم"
* دسته گل رز: قدردانی.
* دسته گل رز كوچك: "من به یاد تو هستم"


  داوودی: حقیقت - "تو دوست فوق العاده ای هستی"
- نیلوفر آبی: حقیقت.
- نرگس: غرور - خود بینی.
- بنفشه: اندیشه های ناگفته- سفر- "سفر بخیر" -پاكدامنی-فروتنی.
- سوسن سفید: دوشیزگی - پاكی.
- اقاقیا: عشق پاك - عشق پنهانی.
- بگونیا: هشدار.


  كاكتوس: پایداری - استقامت.
- كاملیا صورتی: "در آرزوی تو هستم"
- كاملیا قرمز: "عشق تو همچون آتشی در قلب من است"
- كاملیا سفید: "تو در خور پرستشی"
- میخك: شیفتگی - عشق زن - ستایش - "بله"
- قاصدك: وفاداری - خوشبختی - صداقت - پیام آور عشق.


 فراموشم نكن: خاطرات گذشته - عشق ناب.
- پیچك: عشق - صداقت - وفاداری.
- نسترن: آرزو - همدلی - "دوستم داشته باش".
- لادن: پیروزی - غلبه - فتح.
- لاله: عاشق تمام عیار - "باورم كن"
- اركید: عشق - زیبایی.
- نرگس زرد: احترام - جوانمردی - " تا زمانی كه تو در
كنار من هستی خورشید بر من خواهد تابید"
- اطلسی: شرم - ازدواج فرخنده.
- گل پامچال: "بدون تو قادر به زندگی كردن نمیباشم"


 یاسمن: شادی - شیرینی - دلپذیری - وقار.
- رزماری: یادآوری - خاطرات - یادگاری.
- آلاله: پروت - زرق و برق.
- آفتاب گردان: ستایش - غرور - پرستش.
- مریم: لذت.
- گلایل: ستایش - صداقت - "به من فرصت بده"
- زنبق: اندوه - تاسف.
- آنتوریوم: عاشق.
- مرغ بهشتی: شكوه - عظمت.

19:50 1386/01/16

دلیل بودن تو


عضویت در ایران عشقعضویت در ایران عشق






هر کسی دوتاست .
و خدا یکی بود .
و یکی چگونه می توانست باشد ؟
هر کسی به اندازه ای که احساسش می کنند ، هست .
و خدا کسی که احساسش کند ، نداشت .
عظمت ها همواره در جستجوی چشمی است که آنرا ببیند .
خوبی ها همواره نگران که آنرا بفهمد .
و زیبایی همواره تشنه دلی است که به او عشق ورزد .
و قدرت نیازمند کسی است که در برابرش رام گردد .
و غرور در جستجوی غروری است که آنرا بشکند .
و خدا عظیم بود و خوب و زیبا و پراقتدار و مغرور .
اما کسی نداشت ...
و خدا آفریدگار بود .
و چگونه می توانست نیافریند .
زمین را گسترد و آسمانها را برکشید ...
و خدا یکی بود و جز خدا هیچ نبود .
 


و با نبودن چگونه توانستن بود ؟
و خدا بود و با او عدم بود .
و عدم گوش نداشت .
حرف هایی است برای گفتن که اگر گوشی نبود ، نمی گوییم .
و حرفهایی است برای نگفتن ...
حرف های خوب و بزرگ و ماورائی همین هایند .
 


و سرمایه ی هر کسی به اندازه ی حرف هایی است که برای نگفتن دارد ...



و خدا برای نگفتن حرف های بسیار داشت .
درونش از آنها سرشار بود .
و عدم چگونه می توانست مخاطب او باشد ؟
و خدا بود و عدم .
جز خدا هیچ نبود .
در نبودن ، نتوانستن بود .
با نبودن نتوان بودن .


و خدا تنها بود .
        
هر کسی گمشده ای دارد .
                              و خدا گمشده ای داشت ...    


کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.