userinfo close

پیام های کوتاه

کاش میشد از پنجره ی باز خیال، دستی دراز کرد و قاصدک عشق را در مشت گرفت ...

علی حقیقت

zero_point

مرد 31 ساله مجرد ، مشاهده پروفایل
5 سال و 5 ماه و 10 روز سن کلوبی ،
واقع بینم. از كمك به دیگران لذت میبرم در هر شرایطی و به هر اندازه‌ای كه بشه. سعی میكنم از احساسات دوری كنم و در ظا...
 
08:19 1385/07/21

خــــدایا: سایبانی از جنـس اشک و نیاز می خواهم تا سجاده ی دلم


را درآن بگسترانم و با دستان خسته قنـــوتم از تو بخواهـم که بر وجود


 سردم نور نگاهت را بتابانی و گل های زیبای عشق و ایمان را بار دگر


در من تازه گردانی....


 



  • ارسال کامنت(0)
08:10 1385/07/21

Do you believe in lonliness


I do now
That's where I found you and i'll never let you go
When all i knew was onlyness
There you were
With you around
Who's lonley now


I feared the night
But now it's mine
'Cause something's out there for me


Let's take our time
I'm satisfied
With having you to own me


08:08 1385/07/21

هر صبح تنها بیدار میشوم


با این رویا


که دستم تن شیرین تو است


که لبهایم را می فشارد!!!!!!


08:08 1385/07/21

Without the mask
Where will you hide
Can't find yourself
Lost in your lie


I know the truth now
I know who you are
And I don't love you anymore


It never was and never will be
You don't know how you've betrayed me
And somehow you've got everybody fooled


It never was and never will be
You're not real and you can't save me
Somehow now you're everybody's fool


08:07 1385/07/21

What have I got to do to make you love me
What have I got to do to make you care
What do I do when lightning strikes me
And I wake to find that you're not there


What do I do to make you want me
What have I gotta do to be heard
What do I say when it's all over
Sorry seems to be the hardest word                                     sorry,sorry  


It's sad, its so sad
It's a sad, sad situation
And it's getting more and more absurd
It's sad, so sad
Why can't we talk it over
always seems to me
                That sorry seems to be the hardest word


sorrrrrrrrrryyyyyyyyyyyyyyy


خدایا دستم بگیر.


07:45 1385/07/21

قلم من قلمی است پیر و فرسوده نه از چرخش زمان بلكه از اندوخته‌ها و تجربیات دور و نزدیك. قلم من آغشته به مركب عشق و صفاست، جوهرش صمیمیت،‌ اندوخته‌هایش همه نیكی و نوشته‌هایش همه انس و وفاست. قلم باید از مركب دل جوهر بگیرد و هرچه از دل برآید لاجرم بر دل نشیند. قلم من جز خوبی و نیكی چیزی ننوشته، اگر نفس هم بخواهد او هیچ نگفته، عشقی كه از آن می‌نویسد به عمق آبهاست و مهر آن به وسعت دریاها، هرچه از عشق بگوید باز هم كم گفته و هرچه بنویسد باز بیشتر دارد.


دلم می‌خواهد قلمم كتابی را شروع كند و به انتها برساند. دلم می‌خواهد كتابی از خوبی و عشق بنویسد و روزی در قالب خود در دنیا تدریس شود و به اهل عالم بگوید كه سراپرده یگانگی بلند شده، به چشم بیگانگی یكدیگر را نبینید و همه بار یك دارید و برگ یك شاخسار و همه مانند اعضای یك تن؛ پس چرا باید بین سیاه و سفید و زرد و سرخ فرق بگذارند. همه باید به یك چشم نگریسته شوند و بالاخره همه یكی شوند و شیرازه كتاب هستی را به وجود آورند. آنگاه است كه دگر جنگ و دشمنی بی‌رنگ و بی‌معنا می‌شود و خوبی و عشق حكمفرما شده و بدی از پای درمی‌آید. آن زمان است كه دیگر بین سیاه و سفید، زرد و سرخ و دیگر نژادها فرقی نمی‌ماند و فاصله‌ای هم احساس نمی‌شود.


از قدیم گفته‌اند وطن دوستی نیمی از ایمان است،  ولی امروزه ما باید بدانیم كه این افتخار نیست كه انسان فقط وطنش را دوست داشته باشد و گرامی بدارد؛ افتخار آن است كه جهان را دوست بدارد.


به امید روزی كه قلم من آن كتاب را به رشته تحریر درآورد.


منبع: زندگی به روایت بودا


17:29 1385/07/8

Why you wanna tell me how to live my life?

Who are you to tell me if it's black or white?


Momma, can you help me try to understand

Is innocence the difference between a boy and a man?


My daddy lived a lie, that's just the price that he paid


Sacrifice his life just slaving away


Oh, if there is just one thing I hang onto that gets me thru the night


I ain't gonna do what I don't want to; I'm gonna live my life


Shining like a diamond, rolling with the dice


Standing on the ledge, I'll show the wind how to fly


When the world gets in my face, I say...


Have A Nice Day


Have A Nice Day


Take a look around you; nothing's what is seems


We're living in the broken home of hopes and dreams


Let me be the first to shake a helping hand


Anybody brave enough to take a stand


I've knocked on every door on every dead-end street


Looking for forgiveness and what's left to believe


When the world keeps trying to drag me down


Gotta rise my hands, gonna stand my ground


I say, Hey


Have A Nice Day


19:55 1385/07/2






17:10 1385/06/29


ماه تنها بود، منم

این همه به آسمان نگاه كردیم و ندانستیم
ماه نقطه آخر خط است
و این هوای كوچك
دل شوره هایمان را جا نمیدهد دیگر...
نمیدانم به جای كدامین واژه سكوت را جایگزین كرده ام و به جای كدامین غصه تمام رنجها و دردها را در كوله بارم ذخیره كرده ام و با خود می برم، به هوای كدامین نگاه و كدامین دیدار چشمهایم را بسته ام و در جاده ای بی سر و ته زندگی قدم می گذارم تنها، در این تنهایی عمیقی كه به اندازه همه تنهایی خدا عمیق است كه حتی دستهای فرشته های خدا هم به آن نمیرسد...!
این جا و آن جا
حالا تمام آن روزها روی دستمان مانده
و هیچ كس آن خیابان را تا انتها نرفت
این خنده گاهی بیخ گلویم را آنچنان می بندد كه به بغض تبدیل می شود این روزها، این روزهای كه رابطه ها شده اند كاری و هیچ كس به فكر هیچ كس نیست، این روزهای كه دوستی ها و رفاقتها به طنابی پوسیده و كهنه می ماند، كاش كسی میدانست كه تقصیر كدامین ماه است كه بدون اینكه ما بدانیم شب تو آسمان در كنار ستاره تا صبح بزمی عاشقانه بر پا می كنند و ما خیره به آسمان تا صبح بیدار می مانیم

 

حقیقت و عشق تنها مفاهیمی هستن که ارزش زندگی

کردن برای آنها وصد البته ارزش مردن برای آنها وجود دارد
 

22:29 1385/06/28

 


خدایا


...............تو


تنهاترین تنهایی


تنها ترانه زیبای خلوت و سکوتم.


یگانه محرم استماع هق هق ناله های شبانه ام و یکتا نوازش گر پریشان حالی و شوریدگی هایم.


تویی که صدایم را میشنوی و در ظلمات شب به میهمانی خود رهنمونم میداری.


تویی که این ناخوانده میهمان را به گشاده رویی میپذیری و حبیب خود میخوانی.


الله به فریاد من بی کس رس فضل و کرمت یار من بی کس بس


هر کس به کسی و حضرتی می نازد جز حضرت تو ندارد این بی کس کس


تویی که عاشقانه به زجه های این شیدای رسوا گوش فرا میدهی و در سکوت شب از ترس بیداری همسایه ها نمی گویی:


دیگر بس است..............


خسته شدم.........................


هیس......................................


تویی که سیلاب اشکهایم را به نظاره مینشینی و از غربت هر دوتامان آرام و بی صدا می گریی.


نخست برای غربت این بنده از همه جا رانده


سپس برای غربت خود در میان این آدمهای وا مانده


که نه رسم بنده گی و میهمان بودن را بجا می آورند و نه حرمت خالق و صاحب خانه را نگاه میدارند.


و همین است گواه و شاهدی بر تنهایی تووووووووووووووو


************************


گونه هایم خیس واز چشمانم راهیست به ملکوت زیبای تو.


چرا که این چشمه جوشان عشق در لحظه لحظه ی میهمانی تو از برای وصال و کامیابی در قلیان و جوشش است تا حتی تو را به میهمانی خودت ببرد.


یا رب زتو آنچه من گدا می خواهم افزون ز هزار پادشاه می خواهم


هر کس ز در تو حاجتی می خواهد من آمده ام از تو ترا می خواهم


و آنگاه که بغض غصه هایم خالی میشود سر بر دوشت می نهم و تو آرام با سر انگشتان زیبایت پریشانی موهایم را نوازش میکنی که تو نوازنده غریبان و من غریبم


الهی دردم دوا کن که تویی طبیبم


ای دلیل هر گم گشته


سپیده دمان است و من از میهمانی خدا سرمست و خدا از میزبانی من دلتنگ


چرا که تمام غمهایم را به رسم رندان(یک به صد)به او دادم


باشد که از خزانه ی غیبش دوا کند.


(زیبا سیرتان در پناه اویند) یا حق


برگرفته از وبلاگ http://parande59.blogfa.com/


کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.