بدون شرح! 20 مهر 87 - 00:32 |
آیت الله سبحانی:
تفكیك دختر و پسر در دانشگاه ضروری است برگزاری دانشجویان ایران - قم آیت الله سبحانی با اشاره به طرح تفكیك دانشجویان دختر و پسر در دانشگاه گفت: گرچه تفكیك دانشجویان در دانشگاه برای ما هزینه دارد، ولی امری لازم و ضروری است. به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، رییس موسسه امام صادق، در دیدار عبدلله جاسبی، رییس دانشگاه آزاد اسلامی گفت: دانشگاه آزاد گره كور اسلامی بودن دانشگاهها را در نظام پیشین حل كرد. وی بر جدی گرفتن مسئله بومیسازی دانشگاه تاكید كرد و گفت: اجرای طرح بومیسازی دانشجو، باعث حفظ عفاف و حجاب میشود و این مسئله باید به صورت دستور العمل و بخشنامه درآمده و دانشگاهها موظف به پذیرش دانشجویان ساكن در آن محل شوند. این مرجع تقلید همچنین به طرح تفكیك دانشجویان دختر و پسر در دانشگاه آزاد اشاره كرد و گفت: این تفكیك با وجود هزینههایی كه در بر دارد، امری لازم و ضروری و موثر در تقوا است. وی میزان بالای طلاق در جامعه امروز را معلول آشنایی زن و مرد در دانشگاه دانست و گفت: اگر ازدواجهای امروز منجر به طلاق میشود به دلیل آشنایی زن و مرد در خیابان یا دانشگاه است در حالی كه ازدواج به طریق سنتی و قدیمی استحكام بیشتری دارد. سبحانی بر نظارت بر خوابگاهها تاكید كرد و گفت: باید نظارت بیشتری بر خوابگاهها صورت گیرد. وی در پایان همچنین بر جذب اساتید طلاب برای تدریس دروسی مانند معارف اسلامی تاكید كرد. منبع :ایسنا |
تفاوتی که تفاوت ایجاد میکند 30 شهریور 87 - 01:28 |
مصاحبه ای بود در شبكه سی ان بی سی با آقای وارنر بافیت، دومین مرد ثروتمند دنیا كه مبلغ 31 بیلیون دلار به موسسه خیریه بخشیده بود. در اینجا برخی از جلوه های جالب زندگی وی بیان شده:
1- او اولین سهامش را در 11 سالگی خرید و هم اكنون از اینكه دیر شروع كرده ابراز پشیمانی می نماید! 2- او از درآمد مربوط به شغل توزیع روزنامه ها، یك مزرعه كوچك در سن 14 سالگی خرید. 3- او هنوز در همان خانه كوچك 3 اتاق خوابه واقع در مركز شهر اوماها زندگی می كند كه 50 سال قبل پس از ازدواج آنرا خرید. او می گوید هر آنچه كه نیازمند آن می باشد، درآن خانه وجود دارد. خانه اش فاقد هرگونه دیوار یا حصاری می باشد. 4- او همواره خودش اتومبیل شخصی خود را می راند و هیچ راننده یا محافظ شخصی ندارد. 5- او هرگز بوسیله جت شخصی سفر نمی كند هرچند كه مالك بزرگترین شركت جت شخصی دنیا می باشد. 6- شركت وی به نام بركشایر هات وی، مشتمل بر 63 شركت می باشد. او هرساله تنها یك نامه به مدیران اجرائی این شركتها می نویسد و اهداف آن سال را به ایشان ابلاغ می نماید. 7- او به كارهای اجتماعی شلوغ تمایلی ندارد. سرگرمی او پس از بازگشتن به منزل، درست كردن مقداری ذرت بوداده (پاپكورن) و تماشای تلویزیون می باشد. 8- تنها 5 سال پیش بود كه بیل گیتس، ثروتمندترین مرد دنیا، او را برای اولین بار ملاقات نمود. بیل گیتس فكر نمی كرد وجه مشتركی با وارنر بافیت داشته باشد. به همین دلیل او ملاقاتش را تنها برای نیم ساعت برنامه ریزی نموده بود. اما هنگامی كه بیل گیتس او را ملاقات نمود، ملاقات آنها به مدت 10 ساعت به طول انجامید و بیل گیتس یكی از شیفتگان وارنر بافیت شده بود. ج) آنچه كه دیگران می گویند انجام ندهید. د) بدنبال ماركهای معروف نباشد. آن چیزهائی را بپوشید كه به شما احساس راحتی دست میدهد. ه) پول خود را بخاطر چیزهای غیر ضروری هدر ندهید. تنها بخاطر چیزهائی خرج كنید كه واقعا به آنها نیاز دارید. و) نكته آخر اینكه، این زندگی شماست. چرا به دیگران این فرصت را می دهید كه برای زندگیتان تعیین تكلیف نمایند؟ |
و آن کلمه، خدا بود ... 31 مرداد 87 - 20:13 |
در آغاز هیچ نبود، کلمه بود و آن کلمه خدا بود. و کلمه، بی زبانی که بخواندش، و بی اندیشه ای که بداندش، چگونه می تواند بود؟ و خدا یکی بود و جز خدا هیچ نبود، و با نبودن، چگونه می توان بودن؟ و خدا بود و، با او، عدم، و عدم گوش نداشت، حرفهایی هست برای گفتن، که اگر گوشی نبود، نمی گوییم، و حرفهایی هست برای نگفتن، حرفهایی که هرگز سر به ابتذال گفتن فرود نمی آرند. حرفهایی شگفت، زیبا و اهورایی همین هایند، و سرمایه ماورایی هرکسی به اندازه حرفهایی است که برای نگفتن دارد، حرفهای بیتاب و طاقت فرسا، که همچون زبانه های بیقرار آتشند، و کلماتش، هریک، انفجاری را به بند کشیده اند، کلماتی که پاره های بودن آدمی اند... اینان هماره در جستجوی مخاطب خویشند، اگر یافتند، یافته می شوند... و ... در صمیم وجدان او، آرام می گیرند. و اگر مخاطب خویش را نیافتند، نیستند، و اگر او را گم کردند، روح را از دورن به آتش می کشند و، دمادم، حریق های دهشتناک عذاب برمی افروزند. و خدا، برای نگفتن حرفهای بسیار داشت، که در بیکرانگی دلش موج می زد و بیقرارش می کرد. و عدم چگونه می توانست مخاطب او باشد؟ هرکسی گمشده ای دارد، و خدا گمشده ای داشت. هرکسی دوتاست و خدا یکی بود. هرکسی، به اندازه ای که احساسش می کنند، هست. هرکسی را نه بدانگونه که هست، احساس می کنند. بدانگونه که احساسش می کنند، هست. انسان یک لفظ است، که بر زبان آشنا می گذرد، و بودن خویش را از زبان دوست، می شنود. هرکسی کلمه ای است: که از عقیم ماندن می هراسد، و در خفقان جنین، خون می خورد، و کلمه مسیح است، و در آغاز، هیچ نبود، کلمه بود، و آن کلمه، خدا بود ( دکتر شریعتی ) ______________ |
به آرامی آغاز به مردن می کنی اگر... 6 مرداد 87 - 20:10 |
اگر سفر نکنی، اگر چیزی نخوانی، اگر به اصوات زندگی گوش ندهی، اگر از خودت قدردانی نکنی به آرامی آغاز به مردن میکنی زمانیکه خودباوری را در خودت بکشی، وقتی نگذاری دیگران به تو کمک کنند به آرامی آغاز به مردن میکنی اگر برده عادات خود شوی، اگرهمیشه از یک راه تکراری بروی... اگر روزمرگی را تغییر ندهی اگر رنگهای متفاوت به تن نکنی، یا اگر با افراد ناشناس صحبت نکنی به آرامی آغاز به مردن میکنی اگر از شور و حرارت، از احساسات سرکش، و از چیزهایی که چشمانت را به درخشش وا میدارند و ضربان قلبت را تندترمی کنند، دوری کنی... به آرامی آغاز به مردن میكنی اگر هنگامیکه با شغلت نیستی، آنرا عوض نکنی اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نکنی اگر ورای رویاها نروی، اگر به خودت اجازه ندهی که حداقل یکبار در تمام زندگیت ورای مصلحت اندیشی بروی... امروز زندگی را آغاز کن! امروز مخاطره کن! امروز کاری بکن! نگذار که به آرامی بمیری... شادی را فراموش نکن!
پابلو نرودا ، ترجمه زیبای احمد شاملو |
مشق شب 1 مرداد 87 - 01:00 |
خانه ام آتش گرفتست... 28 تیر 87 - 16:24 |
خانه ام آتش گرفتست (اینجا بشنوید) آتشی جانسوز هر طرف می سوزد این آتش پرده ها و فرش ها را تارشان با پود من به هر سو می دوم گریان در لهیب آتش پر دود وز میان خنده هایم تلخ و خروش گریه ام ناشاد از درون خسته سوزان می کنم فریاد ، ای فریاد خانه ام آتش گرفتست آتشی بی رحم همچنان می سوزد این آتش نقش هایی را که من بستم به خون دل بر سر و چشم درو دیوار در شب رسوای بی ساحل وای بر من وای بر من سوزد و سوزد غنچه هایی را که پروردم بدشواری در دهان گود گلدان ها روز های سخت بیماری از فراز بامهاشان شاد دشمنانم موزیانه خنده های فتحشان بر لب بر من آتش بجان ناظر در پناه این مشبک شب من بهر سو می دوم گریان از این بیداد می کنم فریاد ، ای فریاد وای بر من همچنان می سوزد این آتش آنچه دارم یادگار و دفتر و دیوان وانچه دارد منظر و ایوان من بدستان پر از تاول این طرف را می کنم خاموش وز لهیب آن روم از هوش زان دگر سو شعله برخیزد ، بگردش دود تا سحرگاهان که میداند که بود من شود نابود خفته اند این مهربان همسایگانم شاد در بستر صبح از من مانده بر جا : « مشت خاکستر » وای آیا هیچ سر بر می کنند از خواب مهربان همسایگانم ازپی امداد سوزدم این آتش بیداد گر بنیاد می کنم فریاد ، ای فریــــــــــــــاد ، فریــــــــــــــــــــاد اخوان ثالث |
توکل 27 تیر 87 - 14:54 |
یامبر (ص) فرمود كه جبرئیل نزد او آمد و گفت: یا رسول الله، خداوند مرا با هدیهای به سوی تو فرستاده كه چنین هدیه ای را پیش از شما به هیچ كس عطا نكرده است. رسول خدا (ص) فرمود: آن هدیه چیست؟ گفت: صبر، و نیكوتر از صبر. فرمود: آن چیست؟ گقت: رضا، و نیكوتر از آن. فرمود: آن چیست؟ گفت: زهد، و نیكوتر از آن. فرمود: آن چیست؟ گفت: اخلاص، و بهتر از آن. فرمود: آن چیست؟ گفت: یقین، و بهتر از آن فرمود: گفتم: آن چیست ای جبرئیل؟ گفت: نردبان آن توكل بر خداست. گفتم: توكل بر خدا چیست؟ گفت: دانستن آنكه مخلوق -بدون خواست خدا- نه زیانی تواند زد و نه سودی تواند رساند. نه می تواند عطا كند و نه منع نماید. و نیز نومید بودن از مخلوق. هر گاه بنده چنین باشد، دیگر برای هیچكس جز خدا عملی انجام نمی دهد و جز خدا به كسی امید نمی بندد و از كسی نمی ترسد و به هیچ كس جز خدا چشم طمع نمی دوزد؛ این است توكل. پیامبر (ص) فرمود: گفتم: ای جبرئیل، تفسیر صبر چیست؟ گفت: آن است كه آدمی در سختی شكیبایی كند همانگونه كه در شادی شكیبایی می كند، و در هنگام نیازمندی كند، چنانكه در وقت بی نیازی شكیبایی می كند، و در بلا و گرفتاری شكیبایی نماید چنانكه در عافیت و سلامتی شكیبایی می كند. بنابراین از حال خود از بلایی كه به او می رسد، نزد كسی شكایت نكند علامه سیّد محمدحسین طباطبایی |
انتقاد امام صادق از وضع دخترای تهرونی!!! 21 تیر 87 - 22:48 |
البته منم با دیدن این عنوان خیلی تعجب کردم! باورتون نمیشه ولی واقعا یه همچین بحثی رو تو کلوب حجاب اسلامی ایجاد کردن اون هم با محتویات زیر که نویسنده هم اصرار داره بر اثبات صحت اون!!! نقل كرده است مفضل بن عمر از حضرت امام صادق(ع) كه فرمودند: ای مفضل آیا می دانی كجا واقع می شود دار زوراء؟ عرض كرد: خدا و حجت خداوند بهتر می داند، فرمودند:ای مفضل بدان بدرستیكه در حوالی ری كوهی است سیاه كه در زیر آن كوه شهری بنا می شود به اسم تهران كه دارای قصرهایی است مانند قصر های بهشت ، و زنهای آن شهر مانند حور العین می باشند . بدان ای مفضل آن زنها ملبس به لباس كفار و مزین به زینت جبارین می شوند و سوار می شوند به زین و تمكین نكنند از شوهر و وفا نكند شوهر ها بر مخارج آنها ، پس طلاق بخواهند از شوهر ها .اكتفا می كنند مردها به مردها و شبیه می شوند مردها به زنها و زنها به مردها و ... منابع روایت: حدیث بیست و هفتم در سفینه النجاه و در علائم الظهور ناظم الاسلام كرمانی و در منتخب التواریخ نقل شده از بحار الانوار مجلسی رحمت الله علیه..! در ضمن حدیث دیگری هم جایی دیدم در مورد ویرانی تهران در آخرالزمان به عقوبت این قبیل گناهان که غالباً می گویند منظور زلزله ای است که در تهران می آید(و خیلی هم محتمل هست) ولی متاسفانه نتونستم حدیثشو پیدا کنم ، اگه کسی تونست اینجا بفرسته . |
وقتی معادله پیچیده...... 31 خرداد 87 - 17:13 |
این عکسو که دیدم یاد خودم افتادم تو حل 8 مرحله ی Gaus Seidle!
|
نسل خجسته دل! 18 خرداد 87 - 01:09 |
مشغول مطالعه ی نظرات دوستان در کلوب لرستان حول بحث "نام چند نفر از پدران خود را میدانید؟!" بودم که فکر دیگری ذهنم را مشغول کرد. چند صد سال دیگر را تصور کنید. اگر همچنان نسل های آینده مشتاق به یافتن نام اجداد و شجره نامه ی خود باشند، احتمالا دیگر به جای تحقیق در عمارت های سنگی و مقبره ها، از میراث دیجیتالی نسل امروز برای یافتن نام اجدادشان استفاده می کنند. شاید وبلاگ ها و یا پایگاه داده ی همین کلوب خودمان! به منبعی گرانبها! برای نسل های آینده تبدیل شوند. پس وبلاگتان را با مشخصات کامل نویسنده بنویسید باشد که اینگونه ، با انبوهی از اطلاعات(آب و نفت و منابع طبیعی را که شرمنده! ) از خجالت آیندگان درآییییییم! این هم مدلی از نسلی خجسته دل...
|











و پروفایلتان را نیزصادقانه پر کنید..