..... 27 دی 86 - 04:21 |
آهای تو که این همه دوری از من |
اشك عشق 24 آذر 86 - 01:17 |
قطره، دلش دریا میخواست ، خیلی وقت بود كه به خدا گفته بود. هربار خدا می گفت : از قطره تا دریا راهی است طولانی ، راهی از رنج و عشق وصبوری .هرقطره را لیاقت دریا نیست . قطره عبور كردو گذشت، قطره ایستاد ومنجمد شد، قطره روان شد وراه افتاد وبه آسمان رفت.هربار چیزی تازه از رنج و عشق وصبوری می آموخت . تا روزی كه خدا گفت : امروز روز توست ، روز دریا شدن .وخداقطره را به دریا رساند. قطره طعم دریا را چشید وطعم دریا شدن را . روز دیگر قطره به خدا گفت: ازدریا بزرگتر هم هست ؟ خداگفت :آری هست . قطره گفت : پس من آن را میخواهم . بزرگترین را ، بی نهایت را. خدا قطره رابرداشت ودر قلب آدم گذاشت وگفت: این بی نهایت است ، آدم عاشق بود،دنباله كلمه ای می گشت كه عشقش را توی آن بریزد . اما هیچ كلمه ای توان سنگی عشق را نداشت. قطره از قلب عاشق عبور كرد. آدم همه عشقش را توی قطره ریخت . وقتی قطره از چشم عاشق چكید خداگفت : حالا تو بی نهایتی ،چون عكس من دراشك عاشق است. |
یادمان باشد 2 آذر 86 - 02:57 |
گذشته كتابی است كه آن را باید بارها خواند و از آن تجربه آموخت. آینده كتابی است كه اكنون توسط تو نوشته می شود پس بكوش تا آنچه را كه می نگاری بعد از خواندنش لذت ببری |
میلاد تهرانی( گیلاس آبی) 30 آبان 86 - 01:43 |
نقاشی تورا می كشمولی به جــــــای رنگ قرمزبه قلب فلزی ات ضدزنگ می زنم!تااز آسیب اشكهایم درامان باشد!!!!!! |
آرزو كنیم كه 14 آبان 86 - 16:11 |
پسرا و دختراهمیشه آرزو كنین اولین عشق یه زن و آخرین عشق یه مرد باشین |
یه جوری ..... یه جائی .....یه چیزی......یه کسی ......یه وقتی .....صبرداشته باش 12 اردیبهشت 86 - 09:25 |
یه جوری : همین جورییه جائی : همین جایه چیزی :رسالت شمایه کسی : من وشمایه وقتی: همین حالاخداوندایاریم ده تا دلبسته باشماماوابسته نباشم
لطفا کمی مکث کنیم
|











