تبلیغات


__
.....
27 دی 86 - 04:21

آهای تو که این همه دوری از من
این روزا در حال عبوری از من
آهای تو که فکر می کنی سوزوندی
دار و ندارم و با دوری از من
طاقت نداری ببینی میدونم این همه طاقت و صبوری از من
ستاره هات میگن پشیمون شدی میخای بگی که غرق نوری ازمن
فکر نکنم بشه با صدتا دریا این همه نفرت و بشوری از من
نمیدونم میخای با قلب سنگی دل ببری بازم چه جوری از من
پشیمونیت فایده نداره دیگه
چشات باید بارون بباره دیگه

  • ارسال نظر (1)
اشك عشق
24 آذر 86 - 01:17
قطره، دلش دریا میخواست ، خیلی وقت بود كه به خدا گفته بود. هربار خدا می گفت : از قطره تا دریا راهی است طولانی ، راهی از رنج و عشق وصبوری .هرقطره را لیاقت دریا نیست . قطره عبور كردو گذشت، قطره ایستاد ومنجمد شد، قطره روان شد وراه افتاد وبه آسمان رفت.هربار چیزی تازه از رنج و عشق وصبوری می آموخت . تا روزی كه خدا گفت : امروز روز توست ، روز دریا شدن .وخداقطره را به دریا رساند. قطره طعم دریا را چشید وطعم دریا شدن را . روز دیگر قطره به خدا گفت: ازدریا بزرگتر هم هست ؟ خداگفت :آری هست . قطره گفت : پس من آن را میخواهم . بزرگترین را ، بی نهایت را. خدا قطره رابرداشت ودر قلب آدم گذاشت وگفت: این بی نهایت است ، آدم عاشق بود،دنباله كلمه ای می گشت كه عشقش را توی آن بریزد . اما هیچ كلمه ای توان سنگی عشق را نداشت. قطره از قلب عاشق عبور كرد. آدم همه عشقش را توی قطره ریخت . وقتی قطره از چشم عاشق چكید خداگفت : حالا تو بی نهایتی ،چون عكس من دراشك عاشق است.
یادمان باشد
2 آذر 86 - 02:57

گذشته كتابی است كه آن را باید بارها خواند و از آن تجربه آموخت. آینده كتابی است كه اكنون توسط تو نوشته می شود پس بكوش تا آنچه را كه می نگاری بعد از خواندنش لذت ببری

میلاد تهرانی( گیلاس آبی)
30 آبان 86 - 01:43

نقاشی تورا می كشم

ولی به جــــــای رنگ قرمز

به قلب فلزی ات ضدزنگ می زنم!

تااز آسیب اشكهایم درامان باشد!!!!!!

آرزو كنیم كه
14 آبان 86 - 16:11

پسرا و دختراهمیشه آرزو كنین اولین عشق یه زن و آخرین عشق یه مرد باشین

یه جوری ..... یه جائی .....یه چیزی......یه کسی ......یه وقتی .....صبرداشته باش
12 اردیبهشت 86 - 09:25

    یه جوری : همین جوری

یه جائی : همین جا


یه چیزی :رسالت شما


یه کسی : من وشما


یه وقتی: همین حالا

 خداوندا

یاریم ده تا دلبسته باشم

اما

وابسته نباشم

 

لطفا کمی مکث کنیم


  • همواره اعتقاد داشته ام که چه درهر انسان و چه درسراسر جامعه دگرگونی های ژرف در دورهای زمانی بسیار کوتاه رخ می دهند درست آنگاه که هیچ انتظارش را نداریم زندگی پیش روی ما مبارزه ای می نهد تا شهامت واراده مان را برای دگرگونی بیازماید. از آن لحظه به بعد حاصلی ندارد که وانمود کنیم چیزی رخ نداده یا بهانه بیاوریم که هنوز آماده نیستیم این مبارزه منتظر ما نمی ماند.
  • سعی کن زندگی کنی ، خاطره مال پیرمردها و پیرزنهاست .شاید عشق پیش از هنگام پیرمان می کندو هنگامی جوانی رابه  ما باز می گرداند که دیگر دوران جوانی گذشته - اما چگونه آن لحظه ها را به یاد نیاورم ؟ برای همین می نویسم ، تا اندوه را به دلتنگی و تنهائی را به خاطره تبدیل کنم .
  • باید خطر کرد .تنها هنگامی معجزه زندگی را به راستی درک می کنیم که بگذاریم نامنتظره رخ دهد.
  • خوشبختی گاهی یک برک است - اما معمولا" یک فتح است .لحظه جادویی روزیاری مان می کند تا دگرگون شویم ، وادارمان می کندتا به جست و جوی رویاهامان برویم .رنج خواهیم برد لحظه های دشواری خواهیم داشت مایوس می شویم - اما همه اینها گذرایند واثر برجا نمی گذارند ودرآینه میتوانیم مغرورانه وبا ایمان به گذشته ببنگریم 




  • ارسال نظر (1)
__