تفاوت های زن و مرد 25 مرداد 87 - 00:29 |
تفاوت های زن و مرد سالگرد ازدواج |
مثلث شیشه ای به چه دلیل توقیف شد؟ 26 تیر 87 - 19:52 |
مثلث شیشه ای به چه دلیل توقیف شد؟
پیش از این مهدی کروبی ، محمد هاشمی نیز به این برنامه دعوت شده بودند که اظهارات ان ها موجب اعتراض طرفداران دولت شده بود.همچنین داود دانش جعفری نیز چندی پس از برکناری از وزارت اقتصاد به این برنامه دعوت شد که او نیز انتقادات زیادی از دولت دکتر احمدی نژاد کرد. به تمسخر گرفتن مدیریت علی ابادی معاون اول رییس جمهور نیز از سوی فیروز کریمی در این برنامه در نوع خود جالب بود ، چنانکه وقتی درباره مهندس علی ابادی از فیروز کریمی در انتهای برنامه سوال شد ، او این چنین جواب داد: جناب آقای علیآبادی مدیری بسیار دانا، توانا و هوشمند و موفق در شهرداری تهران بودند!" رشید پور هم هرچه سعی کرد نتوانست جلوی خنده خود را بگیرد و به نوعی معاون اول رییس جمهور با این جواب فیروز کریمی و خنده بیش از حد رشید پور تحقیر شد.
حضور علی شمخانی و اظهارات عجیب ایشان در مورد اینکه بنی صدر در جنگ هرگز خیانت نکرد! بسیار شنیدنی بود.
رشید پور پس از بازگشت از سفر خارجه خود در اواسط خرداد در اولین برنامه کنایه های جالبی به نحوه ازادی در ایران و در الویت بودن یا نبودن مبارزه با دیش های ماهواره بیان کرد: "برای من جالب بود که اونجا همه ایرونی ها از طریق ماهواره برنامه مثلث شیشه ای رو می دیدند و از اظهار لطفشون ممنونم." وی همچنین در ادامه افزود: "خیلی خوبه که اونا میتونستن بدون هیچ مجازاتی برنامه مارو ببینند و اصلا طرح مبارزه با ماهواره ندارند که بخواد در الویت باشه یا نباشه"! این جمله او کنایه به سردار رادان بود که در برنامه مثلث شیشه ای در اردیبهشت ماه بیان کرده بود که فعلا طرح مبارزه با دیش های ماهواره در الویت ما نیست. در سالروز ولادت حضرت فاطمه(س) با دعوت از بهاره رهنما شبی به یاد ماندنی را برای مثلث شیشه ای رقم زد. چراکه با ورود دختر ۱۰ ساله بهاره رهنما به روی صحنه،رشید پورهم به او دست داد ! بلافاصله خودش متوجه اشتباه بزرگش مقابل دوربین جمهوری اسلامی شد و با بیان اینکه این کوچولو ۹ سالش هنوز تموم نشده خود را تبرئه کرد ولی افسوس که فایده ای نداشت ، چرا که در ابتدای برنامه بهاره رهنما عنوان کرده بود که " من افتخار می کنم که ۱۰ ساله مادر هستم و خدا این نعمت بزرگش رو از من دریغ نکرده ". انتقاد های بی اساس روزنامه های دولت هم که در اوایل تیر ماه به اوج خود رسیده بود بسیار زننده و زشت بود. روزنامه جوان که یکی از حامیان دولت است اتهامات بی پایه و اساسی را به برنامه مثلث شیشه ای روانه کرد. در یکی از این اتهامات بی شرمانه ، این روزنامه برنامه مثلث شیشه ای را به دلیل وجود دکوراسیون مثلثی شکل به یکی از گروه های شیطان پرستی نسبت داد که مثلث و هرم اصلى ترین نمادهاى شیطان پرستان و فراماسونرهاست! همچنین این روزنامه نزدیک به سپاه پاسداران نوشت: "رنگ قرمز و تركیبش با زرد از اصلى ترین سمبل هاى این گروه جعلى است كه در دكور استفاده فراوانى از این رنگها و تركیبش شده است." روزنامه جوان همچنین نوشته بود: "رنگ قرمز صندلى و میزمجرى و میهمان بسیار شبیه طیف قرمز مورد استفاده در سمبل ها و نمادهاى شیطان پرستان میباشد." انچنان که این رزونامه نوشته از این پس باید مثلث و منشور را از کتب درسی کودکان حذف کرد چرا که نماد شیطان پرستیست! و همچنین رنگ زرد و قرمز را باید نجس اعلام کنیم و نعوذ بالله را در اول اسم پرسپولیس بیاوریم تا حلال شود. کودکان نیز باید توجه داشته باشند که هنگام کشیدن نقاشی وقبل از استفاده از رنگ های قرمز و زرد با گفتن ذکر: از رنگ زرد استفاده میکنم قربت الی الله نقاشی خود را حلال کنند.
|
4sal az raftanet gozasht 28 بهمن 86 - 21:20 |
این شعرم,برای بهترین هم بازیه دوران کودکیم که دیگه نمیبینمش وقتی رفتی اون بالا......از بندها گشتی رها طعم عشق رو چشیدی.....مارو گذاشتی تنها دنیا واست قفس بود........آدما بودن دربون نگاتو دوختی آسمون.......پر کشیدی چه آسون تو کوچه ی خاطرات.......مونده فقط رده پاهات از تو نمونده چیزی..........جز آه و عکسه قدیمی |
یکی از شعرهایه خودم ;-) 16 دی 86 - 20:32 |
مرا در سایه ساره عـــــشق،تنها مگذار مرا در آشیــانت ای دوست نالان مگذار ز غصه روز و شب طاقت ندارم ز مستی با بدان من شرمسارم مرا در مستی عشقت نگه دار ز افکاره تهی من را میـازار
|
محبوب آزار طلب 8 فروردین 84 - 22:25 |
از وقتی که محبوب آزار طلبم رفت و مرا تنها گذاشت
برای مشت کوبیدن ،چیزی ندارم جز دیوار. وقتی که کتکش می زدم دوستم می داشت، اما من شیوه بهتری را پیش گرفتم، اینکه هیچ گاه با او بر سر مهر نباشم. بله،او همان کسی است که در رویایم می دیدم، وآدمی همیشه کسی را دوست می دارد،می آزارد. از وقتی که محبوب آزار طلبم رفت و مرا تنها گذاشت، برای مشت کوبیدن چیزی ندارم جزدیوار،آه... برای له کردن،جز تخم مرغ برای کمربند بستن،جز شلوار برای پرت کردن،جز بستنی برای زدن بر سرش،جز ساعت برای آتش زدن،جز کبریت برای مشت کوبیدن،جز دیوار شل سیلور استاین |
بالاخره میمیری..... 22 اسفند 83 - 22:47 |
خب,می بینمِِِّ که حسابی به خودت میرسی
ازخودت مراقبت می کنی. نیازت رابراورده میکنی. خوب گوش میدی یا می خونی ،درباره رژیم غذایی، تغذیه ،خواب و سم زدایی ازبدن، همین طور خریدن وسایلی که می گن به درد ورزش می خوره؛ وگیاهان دارویی برای تجدیدقوا،وقتی که اسیب ببینی، صابونهایی که تن را تمیز میکنن، افشانه هایی که بوی بد را از بین می برن مایعاتی که اسیدهاوحشره کشها را خنثی میکنن اضافه وزن مجاز برای افزایش قدرت و اندازه عضلات زدن آمپولهای ایمنی و خوردن قرصهای نیروزا. اما یادت باشه که بعد از همه اینها بالاخره قصه به پایان میرسه... می تونی سیگارو ترک کنی، اما بالاخره می میری. دوره مواد را خط بکشی ، اما آخرش می میری. خود را از خوردن غذاهای جرب و سرخ کردنی منع کنی،ودر سلامت کامل باشی ،اما می میری. می گساری هم نکنی، باز می میری. دوره کارهای خلاف رو خط بکشی ، باز می میری. از نوشیدن قهوه صرف نظر کنی و کیفور نشی، بالاخره می میری،آخرش می میری،دست آخر می میری. می تونی نرمش کردن رو از سر بگیری، اما وقتی موسیقی تموم بشه،می میری. توی اتومبیل کمربند ایمنی هم ببندی،باز می میری. از نیکوتین فاصله بگیری، باز می میری. می تونی ورزش کنی تا چربی رانهات آب بشه. خوش تیپ تر تودل برو تر می شی،اما باز می میری. حمام آفتاب هم که نگیری،باز می میری. می تونی اون بالا تو آسمون،پی بشقاب پرنده بگردی شاید اونا تو رو به مریخ ببرن،اما اونجا هم می میری. بالاخره می میری، در نهایت می میری، آخر، یک زمانی می میری. Reebok و Nikو Adidasبا کفش های میتونی تو اسمونا سیر کنی،اما اونجا هم بالاخره می میری. داروهای نیروبخش هم بخوری،بالاخره می میری. رودت رو هم که سالم نگه داری،باز می میری. میتونی خودت رو هم منجمد کنی و در زمان معلق بمونی، اما همین که یخت رو باز کنن،بالاخره می میری. می تونی ازدواج کنی، اما بازهم می میری. به نقطه اوج هم که برسی ،بالا خره می میری. می تونی خودت رو از شر فشارهای روحی خلاص کنی،استراحت کنی، آزمایش ایدز،و تست ورزش بدی، به غرب، اونجا که هوا آفتابی ست و از رطوبت خبری نیست نقل مکان کنی وتا صد سال زنده بمونی اما بالاخره می میری. سر انجام در اخر کار می میری. در نهایت خواه نا خواه می میری. پس بهتره حالا که زنده هستی از زندگی لذت ببری قبل از اینکه غزل خداحافظ رو بخونی، چون بالاخره،در آخر کار می میری. شل سیلور استاین |











