تبلیغات


__
سلام فاحشه!
24 مرداد 87 - 11:47

سلام فاحشه!
تعجب كردی!؟... میدانم در كسوت مردان آبرومند، اندیشیدن به تو رسم، و گفتن از تو ننگ است! اما میخواهم برایت بنویسم
شنیده ام، تن می فروشی، برای لقمه نان! چه گناه كبیره ای…! میدانم كه میدانی همه ترا پلید می دانند، من هم مانند همه ام
راستی روسپی! از خودت پرسیدی چرا اگر در سرزمین من و تو، زنی زنانگی اش را بفروشد كه نان در بیارد رگ غیرت اربابان بیرون می زند !!اما اگر همان زن كلیه اش را بفروشد تا نانی بخرد و یا شوهر زندانی اش آزاد شود این «ایثار» است ! مگر هردواز یك تن نیست؟ مگر هر دو جسم فروشی نیست؟
تن در برابر نان ننگ است
بفروش ! تنت را حراج كن… من در دیارم كسانی را دیدم كه دین خدا را چوب میزنند به قیمت دنیایشان
شرفت را شكر كه اگر میفروشی از تن می فروشی نه از دین
شنیده ام روزه میگیری،
غسل میكنی،
نماز میخوانی،چهارشنبه ها نذر حرم امامزاده صالح داری،
رمضان بعد از افطار كار می كنی،
محرم تعطیلی.
من از آن میترسم كه روزی با ظاهری عالمانه، جمعه بازار دین خدا را براه كنم، زهد را بساط كنم، غسل هم نكنم، چهارشنبه هم به حرم امامزاده صالح نروم، پیش از افطار و پس از افطار مشغول باشم، محرم هم تعطیل نكنم!
فاحشه!!!… دعایم كن !!!

با تشکر از آرش عزیز

  • ارسال نظر (2)
احــــــــــــــمد باطبی با لباس کـــــــردی در شبکه TISHK
6 تیر 87 - 00:53

احمد باطبی که با لباس کردی در شبکه TISHK حضور داشت در این برنامه تلویزیونی از زندگی خود (دوران کودکی ... قبل و بعد از زندان) گفت ، همچنین اعلام کرد که عضو حزب دمکرات کردستان ایران میباشد

yy

****************

123123123

**************

qweq

***************

qq

*************

23123

  • ارسال نظر (0)
بی سرزمین تر از باد
8 خرداد 87 - 14:14

فرشاد ، مهدی ، مسعود

 

 

بیاد بزرگمردان و کوهمردان دلیر و بی ادعا احسان,مسعود,محمود,مهدی و فرشاد عزیز


 


آمدند


اما اینبار کوله پشتی هایشان را بر  شانه نداشتند


اگر چه اشترانکوه را در طنابشان پیچیده بودند...


آمدند


اگر چه نه بر پاهای خویش که بر دوش کوهمردانی بی ادعا


اما طنین گامهایشان را تمام قله ها آواز کردند...


پس داد سرانجام این کوه پر تکبر نفسهای یخ بسته احسان مسعود مهدی محمود و فرشاد را


........................


میان کوله پشتیت هزاران قلب تپیده بود


که با تو


بر قله های کوه اوج می گرفت


رفتی تا همیشه بر قله ها بمانی


و حالا هزار قلب تپیده میان کوله پشتیت جا مانده


.


.


.


و مشیت خداوند بر این قرار گرفت و ما تسلیم به رضای پروردگار

 

موهایش در باد پریشان میشود
8 خرداد 87 - 14:07

                                  خاك تازه بود
بوی باران می آمد
               بوی كودكی .                         بوی هزاران                                                خاطره ی فراموش  

نشده   و حالا               پاهایش             رطوبت               خاك را          بالا می كشید                   تا گرمای

 وجودش           خنك شود.        صورتش در         هاله ای           از مه احاطه            می شود .
                           نگاهش تا فراسو پیش می رود
انگار دوباره زاده می شود.
               دردی در جانش می     پیچد. درد را         همراه با اندام مادر         تجربه می كند .
دریك دست شعله ی آتش دارد و در دست دیگر یخ
                    موهایش در باد پریشان       می شود .            روی قله ای دور ایستاده است .
گویی بر البرز ایستاده و زردشت دوباره باز گشته است.

ba sepas az shahede aziz
25 فروردین 87 - 09:10
این عکسی است که فضاپیمای وویجر از زمین گرفته است. عکسی که زمین را در فضای بیکران نشان می دهد. کارل ساگان فضانورد آمریکایی کتابی با همین عنوان نوشته است. در قسمتی از این کتاب می خوانیم:
 
 
 

دوباره به این نقطه نگاه کنید. همین جاست. خانه اینجاست. ما اینجاییم. تمام کسانی که دوستشان دارید٬ تمام کسانی که می شناسید٬ تمام کسانی که تابحال چیزی در موردشان شنیده اید٬ تمام کسانی که وجود داشته اند٬ زندگی شان را در اینجا سپری کرده اند. برآیند تمام خوشی ها و رنج های ما در همین نقطه جمع شده است. هزاران مذهب٬ ایدئولوژی و دکترین اقتصادی که آفرینندگانشان از صحت آنها کاملا مطمئن بوده اند٬ تمامی شکارچیان و صیادان٬ تمامی قهرمانان و بزدلان٬ تمامی آفرینندگان و ویران کنندگان تمدن٬ تمامی پادشاهان و رعایا٬ تمامی زوج های جوان عاشق٬ تمامی پدران و مادران٬ کودکان امیدوار٬ مخترعان و مکتشفان٬ تمامی معلمان اخلاق٬ تمامی سیاستمداران فاسد٬ تمامی «ابرستاره ها»٬ تمامی رهبران کبیر٬ تمامی قدیسان و گناهکاران در تاریخِ گونه ما٬ آنجا زیسته اند٬ در این ذره غبار که در فضای بیکران در مقابل اشعه خورشید شناور است. زمین ذره ای خرد در مقابل عظمت جهان است. به رودهای خون که توسط امپراطوران و ژنرال ها بر زمین جاری شده٬ البته با عظمت و فاتحانه٬ بیاندیشید. این خونریزان٬ اربابان لحظاتی از قسمت کوچکی از این نقطه بوده اند. به بی رحمی های بی پایانی که ساکنان گوشه ای از این نقطه٬ توسط ساکنان گوشه دیگر (که از این فاصله نمیتوان آنها را از هم بازشناخت) متحمل شده اند بیاندیشید٬ چقدر اینان به کشتن یکریگر مشتاقند٬ چقدر با حرارت از یکدیگر متنفرند. تمامی شکوه و جلال ما٬ تمامی حس خود مهم بینی بی پایان ما٬ توهم اینکه ما دارای موقعیتی ممتاز در پهنه گیتی هستیم٬ به واسطه این عکس به چالش کشیده می شود. سیاره ما لکه ای گم شده در تاریکی کهکشانهاست. در این تیرگی و عظمت بی پایان٬ هیچ نشانه ای از اینکه کمکی از جایی میرسد تا ما را از شر خودمان در امان نگاه دارد٬ دیده نمیشود.زمین تنها جای شناخته شده است که قابلیت زیست دارد. هیچ جایی نیست٬ حداقل در آینده نزدیک که گونه بشر بتواند به آنجا مهاجرت کند. مشاهدات٬ بله٬ استقرار٬ هنوز نه. خوشتان بیاید یا نه٬ زمین تنها جایی است که می توانیم روی پای مان بایستیم. گفته شده که فضانوردی تجربه ای است شخصیت ساز که فرد را فروتن می سازد. شاید هیچ تصویری بهتر از این٬ غرور ابلهانه و نابخردانه نوع بشر را در دنیای کوچکش به نمایش نگذارد. برای من٬ این تصویر تاکیدی است بر مسئولیت ما در جهت برخورد مهربانانه تر ما با یکدیگر٬ و سعی در گرامی داشتن و حفظ کردن این نقطه آبی کمرنگ٬ تنها خانه ای که تاکنون شناخته ایم.

 

 

!!!
16 بهمن 86 - 20:46

1

ــــــــــــــــــــــــــ

8

ــــــــــــــــــــــــــ

6

به مناسبت هیجدهمین سالگردت
26 دی 86 - 10:24

هایده

  نام : معصومه دده بالا

  نام هنری : هایده

  تاریخ تولد : 1321

  محل تولد : تهران

  تاریخ وفات : 1368

  محل وفات : آمریکا

هایِده واژه‌ای عربی است به معنای زن توبه کرده که با نگاه به نامهای آلمانی چون هایدی، هایدا و هایده در زبان فارسی رواج یافته است.

هایده در سال 1321 هجری شمسی درتهران ( و بنا بر قولی در یکی از روستاهای کرمانشاه) بدنیا آمد. وی کارش را در رادیو با برنامه گلهای رنگارنگ آغاز کرد و از همان اوایل نام خود را در شناسنامه موسیقی ایران به ثبت رسانید.

 

هایده در سن بیست و شش سالگی، در ۱۳۴۷، فعالیت حرفه ای خود را با خواندن ترانه "آزاده" اثر استادش علی تجویدی که بر روی آخرین سروده رهی معیری ساخته شده بود آغاز کرد. اجرای این اثر با ارکستر بزرگ گلها در رادیو تهران موجب شهرت هایده شد. وی پس از اجرای چندین اثر دیگر از تجویدی، از نخستین سال های دهه ۱۳۵۰ به خواندن ترانه های پاپ علاقه مند شد که بیشتر از ساخته های جهانبخش پازوکی، محمد حیدری و انوشیروان روحانی بودند.

ترانه هایی چون "نوروز آمد"، "سوغاتی" و "گل سنگ" از معروف ترین ترانه های هایده در آن دوران است. وی چندی پیش از پیروزی انقلاب راهی لندن شد و از ۱۳۶۱ در لس آنجلس به فعالیت ادامه داد. اجرای ترانه های نوستالژیکی که گویای حال ایرانیان از ایران گریخته و حتی ایرانیان مقیم داخل بود هایده را بیش از پیش محبوب ساخت.

 

               


موسیقی این ترانه ها اغلب از فرید زلاند، صادق نوجوکی، آندرانیک، محمد حیدری، انوشیروان روحانی و ترانه ها سروده لیلا کسری (هدیه)، اردلان سرفراز، بیژن سمندر و ... بود؛ همچنین باید از منوچهر چشم آذر نام برد که تنظیم های هنرمندانه او موجب جاودانگی ترانه هایی چون "شانه هایت را برای گریه..."، "ساقی" و "یارب" شد.

از کنسرت های موفق هایده در خارج از ایران می توان به کنسرت ۱۹۸۲ با گروه سازهای ایرانی (به سرپرستی منوچهر صادقی) در دانشگاه یو.سی.ال.ای در کالیفرنیا، کنسرت های ۱۹۸۴ و ۱۹۸۶ در آلبرت هال (به رهبری فرنوش بهزاد) در لندن و کنسرت ۱۹۸۶ در موزیک هاله (هامبورگ) اشاره کرد.

پروفسور اریک نخجوانی درباره صدای هایده در دانشنامه ایرانیکا (Encyclopedia Iranica) می نویسد: "تلفیق قدرت حنجره و مهارت در تکنیک های آوازی، به صدای کنترآلتوی او جنس و طنینی نادر برای اجرای آواز داده بود. از آن گذشته، حس قوی او در زمان بندی موسیقایی، داشتن ریتم روان در اجرا و بیان شاعرانه و موثر موسیقایی، به او این امکان را داد تا هر ترانه ای را که می خواند به شکلی تاثیرگذار اجرا کند..."

بیشتر ترانه های هایده به همت منوچهر بی بیان بنیانگذار و تهیه کننده برنامه های تلویزیون جام جم در لس آنجلس به صورت نماهنگ (موزیک-ویدئو) در آمد که بخشی از آنها در سال ۲۰۰۳ به صورت غیرقانونی توسط یکی از کمپانی های ایرانی در لس آنجلس به صورت دی.وی.دی و طبعاً با کیفیتی نه چندان مطلوب انتشار یافت.

هایده در آخرین شب زندگی اش در باشگاه کازابلانکا در حومه سان فرانسیسکو همراه با پرویز رحمان پناه (تار)، عبدی یمینی (کیبورد)، سیامک پویان (تمبک) و ... برنامه ای بیاد ماندنی اجرا کرد. این برنامه سه ساعت و نیمه توسط خسرو مترجمی (بنیانگذار شبکه آموزشی آی.تی.سی در کالیفرنیا) فیلمبرداری شده ولی با گذشت شانزده سال، به دلایل نامعلوم هنوز انتشار نیافته است.

              

       


هایده در آخرین ماه های عمر خود مشغول ضبط یک آلبوم از ترانه های شاد از آثار جهانبخش پازوکی و حسین واثقی بود و در حالی که قراردادی نیز با سعید دیهیمی (نوازنده پیانو) که سابقاً ترانه بیاد ماندنی "نامه" را برایش ساخته بود داشت راهی سانفرانسیسکو شد؛ سفری که دیگر بازگشتی نداشت...

هایده در روز بیستم ژانویه ۱۹۹۰ برابر با سی دی ماه ۱۳۶۸ ساعاتی پس از اجرای کنسرت در سالن کازابلانکا، بر اثر سکته قلبی درگذشت. او در گورستان وست وود با حضور هزاران نفر از ایرانیان مقیم آمریکا به خاک سپرده شد. هیجده سال از درگذشت زودهنگام هایده گذشته ولی در روزگاری که عمر ترانه ها به چندماه و چند هفته رسیده، ترانه های او در میان ایرانیان همچنان دوستداران بیشماری دارد.
ایرانِ من
15 آبان 86 - 22:39

Iran va Zan

با تشکر از شاهد عزیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــز

به بهانه ششمین سالگرد استاد
11 آبان 86 - 16:41

من ارچه در نظر یار "خاكسار" شدم
رقیب نیز چنین محترم نخواهد ماند- حافظ
seyd khalil
آری، سخن از آن جوانمرد راه، آن متصرف طریقت، آن متوكل به حقیقت، آن صاحب جمال مولا، آن پیر ارباب ذوق، آن دلاور اهل شریعت، آن عارف صوفی، آن درویش پاك‌نژاد، سید خلیل عالی‌نژاد است. استاد از مشهوران طریقت و فتوت و مقبول جمله فرق عرفان و تصوف بود. وی در آرزوی نامی بزرگ می‌سوخت و آن نیز مولایش علی (ع) بود. "در جوار لطف مولا از آتش و (دوزخ) نمی‌هراسم و ترسی از نكیر و منكر ندارم زیرا كه بر حامی در حین حمایت عار است هنگامی كه عقال شتری در حوزه حمایتش گم شود." دیوان ابن فارض عربی
اما این آتش، آتش دنیایی نبود زیرا ندایی می‌گفت: "نه این آتش نیست، بلكه خنده خورشید است."

زنده‌یاد استاد سید خلیل عالی‌نژاد (ره) در 21 خرداد ماه 1336 هجری شمسی در كرمانشاه به دنیا آمد و در 5 سالگی ساكن شهر صحنه (از توابع كرمانشاه) گردید و دوران نوجوانی و جوانی خود را در این شهر گذراند. از نوجوانی به تشویق مادر گرامیشان و نزدیكی از بستگان به نام سید نادر طاهری به ساز تنبور كه سازی مورثی در بین این خاندان است، روی آورد و تا فوتشان این ساز مقدس همواره مونس و نداء الحق وی بود. در دوران تعلیم و آموزش، ایشان دارای اساتید سرشناسی بودند كه از بارزترین و مهم‌ترین اساتید وی می‌توان به استاد سید امرا… شاه ابراهیمی، استاد درویش امیر حیاتی و استاد عابدین خادمی اشاره كرد. استاد، سه‌تار و تار را نیز به طور حرفه‌ای نزد استادان سید اسدا… شاه ابراهیمی، احمد عبادی و كیخسرو پورناظری آموخت. دف را نزد صوفی نادر نادری و حاج محمود سروش و آواز را نیز در كنار استاد میرزاحسین خادمی فرا گرفت. استاد با انگشتان سحرآمیز و هنرمند خود و با روش مضراب كاری خاص ساز تنبور را با طمأنینه و متانت زائدالوصفی می‌نواختند كه همین امر باعث شد ایشان ماهرترین و جانشین بی‌بدیل در ساز عرفانی تنبور لقب گیرد.

استاد، شاگردی بود كه با پشتكار و تحقیق و علاقه فطری، استادِ استاد خود شد. وی در نواختن ساز تنبور به تكنیك‌هایی دست یافته بود كه كمتر كسی قادر به اجرای آن بود و در دوران موسیقیایی خود بیش از "چهل آهنگ" ساخت كه همین امر باعث احیاء دوباره ساز تنبور در نزد مردم و موسیقیدانان شد. از بین چهل آهنگی كه استاد ساخته‌اند می‌توان به: شوق وصل، حال خونین دلان، مژده میلاد، در وفای عشق تو، علی بود، كریم ولامكان، ناله تنبور، اشك پرده‌در و… اشاره كرد.

ناله تنبور و آواز دهل
اندكی ماند به دان ناقور كل
اصل آوازها، ز آواها جداست
زنده كردن كار آواز خداست- مولوی

سید خلیل با برنامه‌ریزی و پشتكار خود موفق به تشكیل گروه "تنبورنوازان باباطاهر" در سال 1367 گردید كه بارها با این گروه در كنسرت‌ها، اجلاس جهانی هنر دینی و سازمان صدا و سیما به اجرای موسیقی پرداخت.

استاد علاوه بر رشته موسیقی كه موفق به اخذ مدرك كارشناسی از دانشكده هنر تهران شد در ابعاد دیگر زندگانی خود موفق و مستعد بوده‌اند. به عنوان مثال وی دارای خط زیبایی بوده و به ورزش كوهنوردی و كاراته علاقه داشته، به فلسفه، ادبیات و نجوم احاطه كامل داشته و ضمناً یك محقق و پژوهشگر و مؤلف نیز بوده‌ است به طوری كه تألیف كتب: تنبور از دیرباز تاكنون، دیوان شعر "سید صالح" تقویم كردی سلطانی، ترجمه و تفسیر كلام شیخ امیر، ترجمع كلام حضرت خان الماس و انطباق نسخ‌نامه سرانجام، خود دلیل بر این مدعاست. استاد شعر نیز می‌سرود كه به صورت پراكنده موجود است كه انشاءا… با پیگیری خانواده ایشان و دوستان و مریدان وی اشعار ایشان جمع‌آوری و به زیور طبع آراسته گردد.

بانگ سحری از تب تنبور برآمد
عشق آتشِ سركش شد و از طور برآمد
رندانه زدی قصه هجرانی ما را
مستانه به رقص عاشق مهجور برآمد
ای نغمه تنبور "خلیل" آتش نمرود
خاموش شد و غنچه مستور برآمد

از استاد كاست‌ها و سی‌دی‌هایی نیز به یادگار ماند كه از آن جمله می‌توان به؛ ثنای علی، آئین مستان، شكرانه، زمزمه قلندری، جبهه، بی‌قرار و… اشاره كرد.
seyd khalil
وی تمام آهنگ‌هایش را با سوز دل و بی‌ریا می‌نواخت و سازش را با دلش، كوك می‌كرد و دنبال می‌كرد تا به صدای مبدأ هستی برسد و بعد از دو عالم رست و ندانست كه عالمی هست، رازش نهفته و حرفش نگفته ماند. بی‌خبر نپویید و بی‌ثمر نگفت، مجذوب حیات را ریخت و از خود و خلق گریخت و به سرزمین غریب و سرد هجران نمود و آتش عشق به مولایش را كه همواره از آن یاد می‌كرد و می‌سرود و می‌نواخت به آتش جهلِ بی‌خردانِ كوردل ترجیح داد زیرا همان هست كه بود و همین هست كه شد و جاودانه ترك دنیا نمود و قدم به عالم ملكوت نهاد و آسمانی شد. نیكی را از هیچ كس دریغ نكرد و تلافی هر بدی را با نیكی جواب داد و حتی قبل از رفتن به سوئد، قاتل خود را در وصیت‌نامه‌اش بخشید و اوج كمال و سعه صدرش را به دوست و دشمن نشان داد، زیرا درویش عالی‌نژاد رفتار و گفتارش كذب نبود، بر خلق فخر و مباهات نكرد، حواس را جمع و قلب را مشغول یار كرد، هرگز منافق نماند زیرا به قول یكی از بزرگان منافق هرگز درویش نمی‌شود.

تواضع استاد، ادب را شرمنده كرده است و با تواضع و متانت به حفظ ظاهر پرداخت، باطن را از شوائب پاك ساخت و قلوب خلق را در شناخت حق و مولایش علی (ع) نواخت و همواره كلامشان بود كه: "هیچ اگر سایه پذیرد، ما همان سایه هیچیم." "خلیل زمان" بود و به حقیقت خادم و غلام مولا.

"یا علی! اگر دوستی با تو نكردیم، دشمنی هم نكردیم، اگرچه بر گناه خود مصریم اما به یگانگی حضرت دوست مقریم."
در ادامه لازم دانستیم كه قسمتی از شعر استاد درویش امیر حیاتی در وصف شاگردشان را كه به صورت كردی سروده شده در این مقوله بیاوریم:

روز آخر سال، عهد و میعادن
یاد سید خلیل عالی نژادن
روحش و حضور بنیامین شادن
چونای كه و عشق سلطان ارشادن
دویرژ غافلان عالی نژاد بی
سید كلان عالی نژاد بی
شهید دل پاك عالی نژاد بی
رای سلطان سحاك عالی نژاد بی
و عشق باطن و جبار و جلیل
پری شادی روح آقا سید خلیل
و دسته جمعی و صدای جلی
دو جار و بلند ماچیم "یا علی" - امیر حیاتی- آبان 82

استاد همان طوری كه ساز تنبور را بی‌ریا و صادق می‌نواخت، در مراحل دیگر زندگی نیز صادق و پاك بود. به قول صوفی یوسف بن الحسین: "شریف‌ترین انسان‌ها درویش صادق است." ظاهر و باطنش یكی بود به طوری كه هیچ كس به ظاهر و باطن او انگشت نتوانست نهاد؛ به خلاف سنت و اعتراض نتوانست كرد مگر كوران و حسودان. مقلب وقت ابوسعید خراز می‌گوید: "هر باطن كه ظاهر وی به خلاف او بُوَد، باطل بُوَد." سید خلیل گام در وادی محبت حضرت دوست نهاد و آتش درونی‌اش را با آتش گرفتن جانش به اثبات رساند و "ایمانش" را در راه دراویش اهل حق نشان داد. كلام عارف صوفی شیخ ابوالحسن خرقانی كه می‌فرماید: "هر كه در این سرا درآید نانش دهید و از "ایمانش" مپرسید، چه آن كس كه به درگاه باریتعالی به جان ارزد البته بر خوان ابوالحسن به نان ارزد."

استاد نیز در مورد دوستی با حضرت علی (ع) چنین گفته‌اند: "ذات مقدس حضرت دوست (مولا) افتخار دوست داشتن خودش را به هر كسی عنایت نمی‌كند، خلاصه سعادتمند در جهان هستی كسی است كه "مهر علی" به دل دارد."

سوختم در آتش جور و فراق
جان نیاسود از لهیب اشتیاق
سوز دل جاری ز چشمم هر زمان
چون شقایق، بر دلم آثار داغ
از مزارم سر زند گلبانگ عشق
بعد مرگم گر ز من گیری سراغ- استاد عالی نژاد

اساتید بزرگ موسیقی و بزرگان دیگر همواره از استاد به نیكی و جوانمردی و كرامات یاد كرده‌اند كه دیدگاه تك تك آنها در این مقال نمی‌گنجد، فقط جهت خالی نبودن عریضه به ذكر توصیف حالات اخلاقی استاد از زبان یكی از شاگردان ایشان به نام آقای ایرج حق دوست می‌پردازیم:

"بنده 15 سال شاگرد ایشان بوده‌ام و خاطرات زیادی با ایشان دارم. نكته‌ای كه زیاد مورد توجه اینجانب می‌باشد عرفان و خودسازی استاد بود. وی مردم را همواره عملاً و زباناً به سوی نور و حقیقت و خداپرستی دعوت می‌كرد و بسیار متواضع بود. استاد به تحقیق و سیاحت علاقه زیادی داشتند و به كشورهای مختلفی از جمله ژاپن، سوئد، چین سفر كرد. اوج خودسازی استاد این بود كه در سال 6 ماه آن را روزه بود و به خودسازی و تهذیب نفس مشغول و هنگامی كه فوت كردند 121 روز بود كه روزه بود و…"

سرانجام استاد بی‌بدیل تنبور حقایق در میانسالی و در سن 44 سالگی در روز یكشنبه 27 آبان ماه 1380 و آن هم در ماه مبارك رمضان (كه ماه مولاعلی است) با ضربات ناجوانمردانه كارد به شهادت رسید و پیكر خون‌آلود و مطهرش را به آتش كشیدند. پس از این واقعه ناگوار، پیكر پاكش از سوئد به ایران منتقل و در 21 ماه رمضان در میان خیل پرشور و علاقمند مردم كرمانشاه و مریدان وی در شهر صحنه در حجره خانوادگی و معنوی‌شان در كنار پدر به خاك سپرده شد. "روحش شاد و راهش پررهرو"

عشق را از تیغ و خنجر باك نیست
اصل عشق از آب و باد و خاك نیست- اقبال لاهوری

به هر تقدیر شخصیت هر یك از این بزرگان می‌تواند فلسفه رشد و كمال را در این زندگانی دنیوی برای انسان تعلیم داده و گوش ما را با "آهنگ معنادار" و حیات‌بخش زندگی عارفانه و علی‌گونه آشنا سازد و بنا به گفته استاد: "بدین امیدم كه با عنایت حق در نیل به مقصود، توفیق رفیق آید و بدین انتظارم كه صاحب نظران نواقص و كاستی‌های موجود را به كمال خود بخشیده و به اشارتی منت ارشاد بر حقیر بگذارند."
www.yarsan.blogfa.com

www.darvesh.mycloob.com

http://yarsan.web.surftown.se/Ostad/Ostad.htm

استاد ناظری
1 آبان 86 - 08:31

1_music_nazeri_shahram.jpg

شهرام  ناظری درسال 1328 در كرمانشاه ودرخانواده ای اهل موسیقی متولد شد . وی از زمان كودكی مانند اكثر خوانندگان كه صدای خوش درخانواده شان موروثی بوده صدای خوش را از پدر ومادر خود به ارث می بردو پدرش كه صدای لطیف وخوش داشت واز سبك قدما وخوانندگان آن دیار به خصوص شادروان شیخ داوودی خواننده بزرگ بهره گرفته بود فرزندش راتحت تعلیم قرار می دهد ناگفته نماند كه قطب این خانواده مرحوم استاد حاجی خان ناظری بوده كه اكثرموسیقی دانان كرمانشاه را با نت وموسیقی اصیل ایران تعلیم داده وخود از درویش خان وكلنل وزیری بوده است. پدر شهرام ناظری ضمن آشنایی با گوشه ها و ردیف های آواز ایرانی با سه تار هم آشنایی داشته است و شهرام در چنین محیطی پرورش می یابد . این محیط مناسب هنری موجب می شود تا وی در سن 9 سالگی اولین برنامه هنری خود را در رادیو كرمانشاه همراه با تار مرحوم درویشی  .از نوازندگان معروف كرمانشاه اجرا نماید وی سپس در سن 11 سالگی در رادیو تلویزیون ایران چند برنامه در جهت آواز ایرانی اجرا نمود و برای پر بارتر كردن درك موسیقی و ارایه آن ارتباط بیشتری با پسر عمویش علی ناظری و درویش نعمت علی خانخراباتی كه تاثیر بزرگ و مهمی بر آشنایی او با موسیقی محلی و كردی و درك آن  .داشته اند برقرار كرد وی كه چون همیشه در پی بهره بردن از مكاتب و استادان مختلف بوده



 

شهرام ناظری

در سال 1345 برای بهره گیری از محضر اساتیدی چون شادروان عبداله خان دوامی - نورعلی خان برومند– عبدالعلی وزیری – محمود كریمی و . . . مقیم تهران می شود و ضمن بهره گیری از این اساتید سه تار را نزد استادان احمد عبادی – محمود تاج بخش – جلال ذوالفنون و محمود هاشمی فرا می گیرد . شهرام ناظری به مدت یكسال در تبریز با نوازندگان و موسیقیدانان آن دیار مانند بیگجه خانی محمود فرنام  قیطانچیان كه از شاگردان اقبال آذر بودند درزمینه موسیقی ایرانی كار می كند.درسال1354 بنابه پیشنهاد نورعلی برومند به استخدام رادیوتلویزیون در می آید واولین برنامة خودراباگروه شیدا به سرپرستی محمد رضا لطفی با مثنوی مولاناوترانه ای ازشیخ بهایی اجرا می نماید وپس از آن باگروه عارف به سرپرستی حسین علیزاده وپرویز مشكاتیان همكاریش را ادامه می دهد. وی درسال 1355 درنخستین كنكور موسیقی سنتی ایران  مقام اول رابه دست می آورد درسال 1356 همراه باگروه سماعی به سرپرستی اصغر بهاری وحسن ناهید برای اجرای كنسرت در جشنوارة طوس انتخاب می شود .درسال 1358 همراه باگروه چاووش كه خود از اعضای اصلی آن بود در سخترینشرایط  صدای موسیقی سنتی واصیل ایران رابه گوش مردم هنردوست كشور رساند ودرهموار كردن راه واصالت این موسیقی نقش مهمی داشت . شهرام ناظری از سال 1357 تا 1360 با تلاش پی گیر وبی وقفه نوارهای چاووش (2)  (3) (4) (7) (8) را باهمكاری گروه چاووش  گروه شیدا وگروه عارف به سرپرستی محمد رضا لطفی  حسین علیزاده وپرویز مشكاتیان ونوار مثنوی موسی وشبان راباهمكاری جلال ذوالفنون وبهزا د فروهری . نوارشعر وعرفان رابا همكاری نوازندگان مركز حفظ واشاعه موسیقی سنتی ایران وگروه مولانا به سرپرستی جلیل عندلیبی نوار سخن عشق باهمكاری گروه تنبور شمس . مرا عاشق را با همكاری گروه عارف به سرپرستی پرویز مشكاتیان تهیه كرد. او از سال 1360 به بعد كم كم فعالیتش را كاهش داد وبه طرق مختلف مشغول تدریس موسیقی وردیفهای آوازی به علاقه مندان گردید . از سال1364 به بعد با همكاری گروههای موسیقی ایرانی كارهای زیبایی را به بازار موسیقی عرفانی واصیل ایرانی عرضه ساخت كه از درخشانترین این اثرها رامی توان گل صد برگ با همكاری استاد جلال ذوالفنون  آتش در نیستان  با همكاری استاد جلال ذوالفنون نواركنسرت اساتید با همكاری گروه استاد فرامرز پایور  بی قرار با همكاری گروه جلیل عندلیبی  ……… حیرانی   سفر به دیگر سو شهرام ناظری طی فعالیت هنری خود برای اجرای كنسرتهایی موسیقی اصیل ایرانی وعرفانی سفرهای بیشماری به كشورهای آسیایی  اروپایی وآمریكا داشته است ودر فستیوالهای جهانی نیز حضور به هم رسانیده است  .وی درسالهای اخیر باحضوری بیشتردركنسرتهای داخلی كه با همة زحمات ومشقات اجرای آنها به دلیل كمبود امكانات وغیره ... مواجه بوده به درخواست علاقه مندان خود جواب مثبت داده است وحضوراودرجشنوارة موسیقی فجردرسال 1380 به همراهی پسرش حافظ ناظری را شاید بتوان گفت یكی از مهمترین وقایع دردوران این جشنواره به حساب آوردچنان كه جایزة اول این فستیوال به عنوان بهترین خوانندة موسیقی سنتی را نصیب خود ساخت.شهرام ناظری از جشنوارةمهر نیز كه جایزة مخصوص هیئت داوران رانیز دریافت داشته است
سفر به دیگرسو


شهرام ناظری طی فعالیتهای هنری خود برای اجرای كنسرتهای موسیقی اصیل ایرانی و عذفانی سفرهای بیشماری به كشورهای اروپایی، آمریكایی

 و آسیایی داشته است و در فستیوالهای جهانی نیز حظور به هم رسانیده است.

ShahramNazeri.jpg

 سخنی از استاد

موسیقی یک هدیه بزرگ از  سوی خداوند است، یک هنر ماوراءالطبیعه که بوسیله آن می توان در افراد جوامع مختلف اثرات مطلوب پدید آورد.

. موسیقی یک روح و نقس تاره برای بشر و جوامع بشری است

IMG_8473.JPG

خوشبختانه موسیقی ایرانی سرشار از جنبه های الهی و معنوی است که گنجایش هر نوع برنامه ریزی را دارد. از موسیقی ایرانی می توان بهره هایی بزرگ و ارزنده تاریخی برد که متاسفانه تا كنون اینكار نشده است. موسیقی ایرانی قرنها زندانی بوده  و همیشه مظلوم بوده ونسبت به آن با شک وتردید برخوردشده است.

شهرام
آلبومها:


 البوم هایی که از استاد شهرام ناظری در بازار یافت می شود.

"در لیست زیر اسم تمامی البوم ها موجود نمی باشد."


 1- شورانگیز                                   حسین علیزاده

2- یادگار دوست                               کامبیز روشن روان

3- ساقی نامه صوفی نامه1                  کامبیز روشن روان

4- ساقی نامه صوفی نامه2                  کامبیز روشن روان

5- لیلی و مجنون                              فرامرز پایور

6- کنسرت اساتید موسیقی ایران            فرامرز پایور

7- دل شیدا                                     فرامرز پایور

8- گل صدبرگ                                 جلال ذوالفنون

9- آتش در نیستان                            جلال ذوالفنون

10- مثنوی موسی شبان                     جلال ذوالفنون

11- صدای سخن عشق                      علی ناظری

12- حیرانی                                    کیخسرو پور ناظری

13- مهتاب رو                                 کیخسرو پور ناظری

14- آواز اساطیر                              علیرضا فیض بشی پور

15- چاووش 2_ 3_4_7_۸               گروه چاووش

16- بی قرار                                   جلیل عندلیبی

17- کیش مهر                                 جلیل عندلیبی

 18- لاله بهار                                  پرویز مشکاتیان

19- کاروان شهید                             پرویز مشکاتیان

20- کنسرت                                   گروه کامکار

21- کنسرت کامکار                          گروه کامکار

22- در گلستان                               هوشنگ کامکار

23- بشنو از نی                              فریدون شهبازیان

24- کنسرتی دیگر                           داریوش طلایی

25- سفر به دیگر سو                       کیهان کلهر و  حمید متبسم

26- ساز نو اواز نو                        حمید متبسم

27- چشم به راه                            عطا جنگوک

28- غم زیبا                              مسعود شناسا

۲۹ـ شعر وعرفان

۳۰ـ نجوا

۳۱ـ بهاران آبیدر

۳۲ـ زمستان

 ۳۳ـ سخن تازه

__