تبلیغات


__
جاده مالهالند
29 شهریور 87 - 00:27

اگر با دید سنتی و فرم روایی كه نسبت به سینمای متعارف و كلاسیك پیدا كرده‌ایم به تماشای جاده مالهالند اثر دیوید لینچ بنشینیم تنها عایدی ما بهت و سردرگمی خواهد بود. لینچ عادت به داستانگویی آن هم از نوع سرراست و منطقی ندارد و البته پرسونیفیكاسیون‌های عجیب او كار را مشكل‌تر خواهند كرد. در این فیلم (و نیز در بزرگراه گمشده) نباید به دنبال داستان خطی و رابطه منطقی بین آدمهای فیلم باشیم چون موضوع كاملاً برعكس تصویر شده است. از سوی دیگر، آثار لینچ آمیزه‌ای از رویا و حقیقت هستند و كاربرد مجاز برای پیشبرد داستان و شاید گره‌گشاییهای از پیش امتحان شده بیشتر نمود دارد.

اما پیش از اینكه نقد و تحلیل روایی فیلم را آغاز بكنم نیازمند شرحی بر نمادشناسی فیلم خواهم بود؛ لذا ابتدا نمادهای به كار گرفته شده را تحلیل خواهم كرد:

جاده مالهالند: تاریك و مرموز. نمادی است برای طی طریق آنچه كه انسان مایل است آمال خود را در آن پیدا كند. این جاده نماینده سلوك آرزو است، آنچه كه از مجاز و خیال سرچشمه گرفته است. سكانس ابتدایی فیلم از جاده مالهالند آغاز می‌شود یعنی اینكه با فیلمی روبرو هستید درباره رویایی كه در حقیقت ملموس است و می‌تواند وجود خارجی پیدا بكند و در جهان واقعی در دسترس باشد اما موانعی وجود دارد. این موانع در ادامه فیلم معرفی می‌شوند.

مرد كریه‌چهره پشت دیوار: نماد دجال یا سرحد پلیدی است. چیزی كه درست در نقطه مقابل معصومیت و درستی قرار گرفته است و اوست كه ابلیس‌وار انسانها را به چالشی فرا می‌خواند كه از پاكی فاصله بگیرند.

جعبه آبی رنگ (جعبه Pandora Box): دریچه ورود به سیاهی، تباهی و گناه. كلید آن به دست همان مرد كریهی است كه پشت دیوار نشسته است. همان كلید آبی رنگ كه در یك سكانس آن را در دست قاتل كامیلا می‌بینیم. رنگ آبی نیز نماد گناه است.

كافه دایان: مظهر میل به گناه. همانجاست كه ریتا چیزی را به خاطر می‌آورد، با دیدن نام دایان او میل به دستیابی به حقیقت دارد، حقیقتی كه جز شرارت و گناه چیزی نیست.

كلوپ سیلنسیو: نمادی است برای دستیابی به حقیقت. در این كافه می‌شنویم: «گروهی نیست... اركستری نیست... چیزی كه می‌شنوید بر روی نوار ظبط شده است.» و این اشاره به مجاز بودن حقیقت است. پارادوكسی كه نه تنها فلسفی است بلكه روانشناسانه هم هست. آن كه خود را می‌شناسد به كلوپ سیلنسیو می‌آید و درمی‌یابد هرآنچه زندگی كرده رویا بوده و هر آنچه در خواب دیده زندگی كرده است.

كابوی: نماد منطق است. او به آدام (كارگردان هالیوود) راه درست را پیشنهاد می‌كند و این پیشنهاد زمینه‌ای از تهدید دارد. به زعم لینچ منطق همیشه با تهدید همراه است و تهدید ابزار گزینشی عقل و تدبیر است. همواره در هجوم احساسات این عقل و درایت است كه ناكامیها و ضربه‌های احتمالی را گوشزد می‌كند. در میهمانی انتهایی آدام در یك پلان می‌بینیم كه كابوی از ویلا خارج می‌شود، درست در جایی كه آدام با كامیلای بی‌استعداد در بازیگری یا همان كسی كه از سوی كابوی طرد شده عشق‌بازی می‌كند و حسادت دایان را برمی‌انگیزد. مفهوم عملی این صحنه عدم وجود درایت در انتخاب كامیلا برای بازیگری، ابراز محبت و حتی پدیده ای به غایت احساسی همچون عشق است. این كه منطق برای عشق دلسوزی می‌كند از نكته‌سنجیهای مختص لینچ بود و اشارتی به همان پارادوكس مذكور داشت. در یك سكانس دیگر كابوی در خانه دایان را می‌زند و از او می‌خواهد كه بیدار شود. بیداری استعاره‌ای برای منطقی بودن است.

داستانی كه در پوسته بیرونی فیلم روایت می‌شود تنها روایت ناكامی یك زن به نام دایان برای بازیگر شدن؛ یا به عبارتی عبور از جاده مالهالند به سوی آمال دست‌نیافتنی و موفقیت رابطه‌مند طرف مقابلش كامیلا در عرصه فیلم و سینما است. دایان خود را محق می‌داند كه ستاره سینما باشد (تاكید می‌كنم كه این استعاره است و ستاره شدن نماینده موفق بودن است، نوع ستاره بودن اهمیتی ندارد) اما كامیلای بی‌استعداد موفق به این امر شده است. پس دایان با كلید آبی رنگ در جعبه Pandora را می‌گشاید تا گناهی موسوم به حسادت را تجربه كند. كامیلا به شكلی تلویحی و عوامانه هم محبت دایان و هم آرزوی بزرگ او را به كام مرگ كشانده است. این مرگ در رویا صورت می‌پذیرد و سكانس خودكشی دایان بر روی تخت بعد از هجوم پیرمرد و پیرزن به سمت او با حالتی روان‌پریش و مذبوحانه گواه این گفته است.

پس آنچه مسلم است روایت یك حسادت و گم كردگی آرزوهاست، چیزی كه تنها در جاده مالهالند یا راهی بسوی آرزوها فنا شده است. اما همانطور كه گفتم این پوسته بیرونی فیلم است. در لایه‌های درونی چه می‌گذرد؟ چالش و جدال ذهنی مخاطب فیلم در همین لایه‌ها فراخوانی می‌شود. در ابتدا باید خط و مرز مشخصی برای مجاز و حقیقت قائل شد. كجای فیلم رویا و كجای آن حقیقت است؟ از ابتدای فیلم تا جایی كه ریتا و بتی به كلوپ سیلنسیو می‌روند در رویا هستیم. وقتی دایان از خواب بیدار می‌شود و آخرین بازمانده‌های وسایل همسایه‌اش را تحویل می‌دهد واقعیت آغاز می‌شود اما رویا كه خاستگاه آن ضمیر ناخودآگاه دایان است حتی در حقیقت هم دست‌بردار نیست.

دایان و كامیلا در واقع یك نفر هستند. كامیلا رویای دایان و دایان هسته واقعی این شخصیت است. هم‌جنس بازی این دو زن فارغ از جنبه‌های بصری كاملاً استعاری و نمادین هستند. این دو روی شخصیت هر یك جنبه‌هایی از طرف مقابل را می‌پرستند و مانند دو اصل گم شده‌ای كه مایلند در یك كالبد قرار بگیرند یكدیگر را در آغوش می‌كشند. لزبین‌ها هیچگاه چنین صمیمانه و احساسی نسبت به یكدیگر ادای عشق نمی‌كنند اما دایان خطاب به كامیلا می‌گوید كه عاشق اوست. دایان و كامیلا دو جسم با یك روح هستند و لینچ این شخصیت اصلی فیلم یعنی دایان/كامیلا را تفكیك كرده است و این بیشتر باعث گمراهی مخاطب عام می‌گردد. بتی و ریتا در كیفی كه متعلق به ریتاست به دنبال هویت می‌گردند اما با پول و كلید مواجه می‌شوند؛ پول و كلید هر دو گشاینده هستند و البته گشاینده راه تباهی و گناه.

اگر دایان و كامیلا یك نفر هستند چرا دایان قصد جان كامیلا را می‌كند؟ دلیل آن استدلال استقرایی ضمیر ناخودآگاه است كه حسادت (گناهی كه توسط مرد كریه پشت دیوار به واسطه جعبه Pandora اهدا شده است) را بیشتر از علاقه برمی‌تابد و باعث بروز گناه مهیب‌تر یا به عبارتی قتل می‌شود. او كه مجاز این شخصیت است حقیقت را نمی‌پسندد و سعی در انهدام آن می‌كند هرچند كه او در خواب دست به خودكشی می زند تا به نوعی حقیقت را كشته باشد. مرگی كه توسط بتی و ریتا پیشتر از این كشف شده است كه آن هم رویایی بیش نیست.

فیلم در یك جمع‌بندی؛ نقد انسان و امیال شیطانی اوست. انسانی كه همیشه از موقعیتش راضی نیست و به عوامل بیرونی و درونی (كه پایگاه روانشناسانه دارند) دست می‌یازد تا در مسیری كه جاده مالهالند نام دارد و چیزی جز یك بن‌بست فطری نیست به آرزوهای خویش دست پیدا بكند. این مضمون قبلاً در بزرگراه گمشده تكرار شده بود و لینچ در این ورطه كار جدیدی ارائه نكرده است اما غنای كار بیشتر است. جاده مالهالند فیلمی نیست كه تنها یك بار دیده شود و فیلمی نیست كه معیارهای امتحان شده سینما را رعایت كرده باشد. جاده مالهالند یك برون‌گریزی روانی است و فلسفه زندگی را به بوته نقد می‌كشد. از لینچ جز این هم انتظار نبود. برای درك فیلم باید او را شناخت و نگاه سوررئالیستی او را درك كرد. جاده مالهالند جاده آرزوهاست و همان مدار بسته پرسش و پاسخ است و جز این چیزی نیست.

 

سخن دیگران:

چیست كه از جاده مالهالند فیلمی غریب و نامفهوم می سازد؟ آیا این فیلم واقعاً پیچیده است؟ تزوتان تودوروف در ساختار گرایی چیست؟ بحثی را مطرح می كند در مورد تمایز زمان رخداد و زمان روایت . اگر روایت را خطی در زمان فرض كنیم كه روی آن از رخدادها مطلع می شویم , مهمانی نامزدی كامیلا بعد از بیدار شدن دایان روایت می شود اما تحلیل ساختار فیلم نشان می دهد كه پیش از بیدار شدن او رخ داده است . معمولاً در داستانها و فیلمها این تمایز به همین شكل یعنی فلاش بك ظهور می كند ولی عامل گیج كننده در جاده مالهالند این است كه فیلم با بك فلاش یك آغاز می شود . البته نه یك فلاش بك معمولی . در حقیقت فیلم با یك رویا شروع می شود . تنها نشانه ای كه از پیش می تواند این مطلب را به ما خبر دهد رخت خواب سرخ است كه البته برای ذهن عادت زده ما كافی نیست.

 رابرت اسكولز در درآمدی بر ساختار گرایی در ادبیات تلاشهای كسانی مانند پراپ , واتین سوریو را نشان می دهد كه قصد دارند ساختاری واحد برای روایت بیابند. خود اسكولز نیز در عناصر داستان دست به چینن جستجویی زده بود . جستجوی ساختاری واحد برای عنصر روایت از یك واقعیت مهم خبر می داد و آن اینكه داستانگویی و بویژه تاریخگویی انتقال واقعیتی كه حاصل از رخدادها باشد نیست . در حقیقت داستانگو و تاریخ نگارند كه روایت پردازی می كنند و آنچه را كه ساختار روایت از طریق ذهن تربیت شده آنها به رخداد تحمیل می كند می بینند و می نویسند.

 ما فیلمهای فراوانی دیده ایم و به ساختار روایی آنها عادت كرده ایم. در همه این فیلمها, شخصیتی از ابتدای فیلم به ما معرفی می شود و بعد برای این شخصیت (كه لازم نیست حتما یك فرد باشد)كه حالا دیگر كمی با او آشنا شده ایم اتفاقی می افتد یا مشكلی پیش می آید و فیلم به همین شكل به نقطه اوج (كه معمولاً در یك سوم پایانی آن قرار دارد )و بعد به پایان می رسد . اینكه تمام فیلمهایی كه دیده ایم اینگونه اند نشان می دهد كه برخلاف تصور ما , فیلم برشی از زندگی یك فرد (یا یك مكان یا.....)نیست. هیچكدام از افرادی كه در مورد زندگی آنها فیلم ساخته شده , در هیچ بخشی از زندگیشان طوری رفتار نمی كنند كه به دیگران معرفی شوند و رفتارهایی از آنها سر بزند كه چكیده سالها زندگیشان باشد. معیارهای یكسانی برای انتخاب صحنه هایی كه برای مثلاً ابتدای فیلمها انتخاب می شوند بدون توجه به واقعیت موجود وجود دارد . اما جاده مالهالند از این قاعده مرسوم تخطی می كند. فیلم در ابتدا شخصیت خود یعنی دایان را به ما معرفی نمی كند . شكل روایت این فیلم مثل این است كه برشی از زندگی دایان انتخاب شود و دست نخورده نشان ما داده شود . دایان به رخت خواب می رود , رویا می بیند , برمی خیزد , قهوه ای دم می كند , روی كاناپه می نشیند , خاطراتی از گذشته در ذهنش مرور می شوند ,ذهنش مشوش می شود و خودكشی می كند. و این با ساختار فرمالیته روایت در فیلمهای پیشین متفاوت است و البته عادت ما به همین ساختار فرمالیته است كه باعث می شود فریب بخوریم . اولین شخصی كه در فیلم با او روبرو می شویم شخصیت محوری فیلم قلمداد می شود . دختری با موهای سیاه كه تصادف می كند . و حافظه اش را از دست می دهد و ما او را با نام نادرست ریتا می شناسیم بتی به عنوان شخصیت بعدی فیلم وارد می شود و به ما معرفی می شود : دختری كه از كانادا آمده تا ستاره هالیوود شود . سوالی كه ما طبق عادت انتظار داریم تا فیلم به آن پاسخ گوید این است كه ریتا كیست ؟ و فیلم به فریب دادن ما ادامه می دهد و حركت خود را به سمت پاسخ به پیش می برد . در این میان شخصیتهای دیگری نیز معرفی می شوند (آدام كشیر, مستر راك ,كامیلا روتس , جوان قاتل و...) كه امیدواریم در ادامه فیلم به جریان اصلی یعنی ریتا ارتباط پیدا كنند . اما كمی كه از اواسط فیلم می گذرد همه چیز به هم می ریزد و فیلم تمام انتظارات ما را به هیچ می گیرد . جاده مالهالند ساخته شده تا بارها و بارها دیده شود . درحقیقت این فیلم , فیلم نمایش در سالن سینما نیست . زیرا تنها با ابزاری مانند كامپیوتر و پشت میز شخصی است كه می شود صحنه های مختلف فیلم را بارها و بارها دید و باهم مقایسه كرد . ابتدای فیلم را در مقابل انتهای آن قرار داد و از فنجانهای قهوه روی میز كافه ابتدای فیلم عكس گرفت تا آنرا با فنجانهای خانه دایان یا كافه انتهای فیلم مقایسه كرد و یا نور آبی پشت سر ریتا را وقتی در اتومبیل نشسته است در مقابل نور آبی پشت سر دایان در اتومبیل قرار داد. آری , جاده مالهالند را با موسیقی جذاب و تصویرهای زیبا و رویائیش باید مثل یك ویدئو كلیپ همواره تماشا كرد و لذت برد . شاید بیراه نباشد كه بگوئیم لینچ با جاده مالهالندش به جنگ با سینما پرداخته است. منبع http://suetafahom.persianblog.com

 

  • ارسال نظر (0)
لیست 99 فیلم برتر تاریخ سینما
13 شهریور 87 - 23:50

این لیست 99 فیلم تاریخ سینماست

از AFI که به این طریق بدست اومده:

 "AFI's 100 Movies is a list of the 99 best American movies, as determined by the American Film Institute from a poll of more than 1,500 artists and leaders in the film industry."

شما چند تا ازین فیلما رو دیدین؟

اصلا به نظر شما ترتیب این لیست درسته؟بهترین فیلم بنظر شما چیه؟

من خودم ازین لیست خیلی خوشم نمیاد چون زیادی گیر داده به فیلمای خیلی قدیمی.

ولی خوب این لیست معتبر ترین لسیته کاریشم نمیشه کرد

Rank  ↓ Title  ↓ Year  ↓
1 Citizen Kane 1941
2 Casablanca 1942
3 The Godfather 1972
4 Gone with the Wind 1939
5 Lawrence of Arabia 1962
6 The Wizard of Oz 1939
7 The Graduate 1967
8 On the Waterfront 1954
9 Schindler's List 1993
10 Singin' in the Rain 1952
11 It's a Wonderful Life 1946
12 Sunset Boulevard 1950
13 The Bridge on the River Kwai 1957
14 Some Like It Hot 1959
15 Star Wars 1977
16 All About Eve 1950
17 The African Queen 1951
18 Psycho 1960
19 Chinatown 1974
20 One Flew Over the Cuckoo's Nest 1975
21 The Grapes of Wrath 1940
22 2001: A Space Odyssey 1968
23 The Maltese Falcon 1941
24 Raging Bull 1980
25 E.T. the Extra-Terrestrial 1982
26 Dr. Strangelove or: How I Learned to Stop Worrying and Love the Bomb 1964
27 Bonnie and Clyde 1967
28 Apocalypse Now 1979
29 Mr. Smith Goes to Washington 1939
30 The Treasure of the Sierra Madre 1948
31 Annie Hall 1977
32 The Godfather Part II 1974
33 High Noon 1952
34 To Kill a Mockingbird 1962
35 It Happened One Night 1934
36 Midnight Cowboy 1969
37 The Best Years of Our Lives 1946
38 Double Indemnity 1944
39 Doctor Zhivago 1965
40 North by Northwest 1959
41 West Side Story 1961
42 Rear Window 1954
43 King Kong 1933
44 The Birth of a Nation 1915
45 A Streetcar Named Desire 1951
46 A Clockwork Orange 1971
47 Taxi Driver 1976
48 Jaws 1975
49 Snow White and the Seven Dwarfs 1937
50 Butch Cassidy and the Sundance Kid 1969
51 The Philadelphia Story 1940
52 From Here to Eternity 1953
53 Amadeus 1984
54 All Quiet on the Western Front 1930
55 The Sound of Music 1965
56 M*A*S*H 1970
57 The Third Man 1949
58 Fantasia 1940
59 Rebel Without a Cause 1955
60 Raiders of the Lost Ark 1981
61 Vertigo 1958
62 Tootsie 1982
63 Stagecoach 1939
64 Close Encounters of the Third Kind 1977
65 The Silence of the Lambs 1991
66 Network 1976
67 The Manchurian Candidate 1962
68 An American in Paris 1951
69 Shane 1953
70 The French Connection 1971
71 Forrest Gump 1994
72 Ben-Hur 1959
73 Wuthering Heights 1939
74 The Gold Rush 1925
75 Dances with Wolves 1990
76 City Lights 1931
77 American Graffiti 1973
78 Rocky 1976
79 The Deer Hunter 1978
80 The Wild Bunch 1969
81 Modern Times 1936
82 Giant 1956
83 Platoon 1986
84 Fargo 1996
85 Duck Soup 1933
86 Mutiny on the Bounty 1935
87 Frankenstein 1931
88 Easy Rider 1969
89 Patton 1970
90 The Jazz Singer 1927
91 My Fair Lady 1964
92 A Place in the Sun 1951
93 The Apartment 1960
94 Goodfellas 1990
95 Pulp Fiction 1994
96 The Searchers 1956
97 Bringing Up Baby 1938
98 Unforgiven 1992
99 Guess Who's Coming to Dinner 1967
من اکثر فیلمای این لیست رو دیدم ولی بنظر من برترین فیلم تاریخ سینما فیلم 21 گرم(نسخه ی اصلی،سانسور نشده و البته نایابش) هست که به علت موضع گیری های شدید علیه دین و ... کاملا طرد شده و اجازه ندارن در این لیست ها قرارش بدن(به همین دلیل از جایزه اسکار نیز محرومش کردن)
I KISSED A GIRL
29 مرداد 87 - 13:34

katy-perry.jpg

بعد از 2 سال روکود خسته کننده در موسیقی جهان،امسال شاهد شکوفایی بی سابقه موسیقی هستیم که به نظر من بعد از سال رویایی 2003 امسال بهترین سال موسیقی در قرن 21 ام هست.

امسال موسیقی دنیا با معرفی چهره ها و آلبوم های جدید و البته فوق العاده و شاهکار نشون داد که هنوز موسیقی جدید خیلی حرفها برای گفتن داره و واقعا می شه بجز شاهکارای قدیمی و کلاسیک،آهنگ های جدید هم گوش داد.

امسال آلبوم های جدید

Katy Perry,Coldplay.James Blunt,Duffy,The Ting Tings,Amy Winhouse,Amy Macdonald,One Republic,Superbus,The Verve,Lenny Keravitz,Nickel Black  .....
با متون ساده و  نه چندان فلسفی و پیچیده واقعا یه حال اساسی به اونایی که موسیقی گوش میدن دادن!

دمشون گرم!

این متن شعر "  دختری را بوسیدم" شاهکاری از  "کیتی پری" هست : 

I Kissed a Girl

This was never the way I planned,
not my intention.
I got so brave drink in hand,
lost my discretion.
It's not what I'm used to,
just wanna try you on.
I'm curious for you,
caught my attention.

I kissed a girl and I liked it.
The taste of her cherry chapstick.
I kissed a girl just to try it.
I hope my boyfriend don't mind it.
It felt so wrong, it felt so right.
Don't mean I'm in love tonight.
I kissed a girl and I liked it.
I liked it.

No, I don't even know your name
It doesn't matter
Your my experimental game
Just human nature
It's not what, good girls do
Not how theyshould behave
My head gets so confused
Hard to obey
Us girls we are so magical,
soft skin, red lips, so kissable.
Hard to resist so touchable.
Too good to deny it.
Ain't no big deal, it's innocent.

I kissed a girl and I liked it.
The taste of her cherry chapstick.
I kissed a girl just to try it.
I hope my boyfriend don't mind it.
It felt so wrong, it felt so right.
Don't mean I'm in love tonight.
I kissed a girl and I liked it.
I liked it.

سوره ی پراوربز
27 فروردین 87 - 15:33

"...هر مسیری در چشمان یك مرد درست است....اما خداوند به قلب رسیدگی می كند..."

سوره ی پراوربز،آیه ی 21
انجیل مقدس
مرا كسی نساخت-خدا ساخت
1 بهمن 86 - 02:23

 

اگر تنهاترین تنها شوم

باز خدا هست

او جانشین همه ی نداشتن هاست.

 

شریعتی-دفترهای خاكستری/105

...
26 آذر 86 - 16:47
"...و بر شیطان غلبه نشاید مگر با نیکوکاری."
 
سوره روم-آیه 21
انجیل مقدس
Evolution
27 شهریور 86 - 01:01

I diggin' with my fingertips
I'm gripping at the ground I stand upon
I'm searching for fragile bones
Evolution

I'm never gonna be refined
Keep trying but I won't assimilate
Should we have come far in time
Watch the ground break

And I'm sorry that I don't believe
by the evidence that I see
That there's any hope left for me
It's evolution
Just evolution

And I, I do not dare deny
the basic beast inside
It's right here
It's controlling my mind
And why do I deserve to die
I'm dominated by
This animal thats locked up inside

Close up to get a real good view
I'm betting that the species will survive
Hold tight, I'm getting inside you
Evolution
And when were gonna find these bones
They're gonna want to keep them in a jar
the number one virus caused by
Procreation

And the planet may go astray
in a million years I say
Those motherfuckers were all derranged
It's evolution
Just evolution

And I, I do not dare deny
the basic beast inside
It's right here
It's controlling my mind
And why do I deserve to die
I'm dominated by
This animal that's locked up inside

Take a look around
Nothing much has changed
Take a look around
Nothing much has changed
Take a look around
Take a look around
Take a look around
Take a look around
Nothing much has changed
Take a look around
Nothing much has changed

I, I do not dare deny
the basic beast inside
It's right here
It's controlling my mind
And why do I deserve to die
I'm dominated by
This animal that's locked up inside

Why
Why do I deserve to die?
Why

by:Korn

My FUCKING karname
5 شهریور 86 - 14:56

 

 

 

faghat yeki az darsam 0.25 behem midadan moadelam 12 mishodddd

mashrot nemishodam

badbakht nemishodammmmm

nazare shoma chie?nazar bedin please

Clocks
2 مرداد 86 - 23:53

Clocks

Lights go out and I can’t be saved
Tides that I tried to swim against
Brought me down upon my knees
Oh I beg, I beg and plead

Singin’, come out if things aren’t said
Shoot an apple off my head
And a, trouble that can’t be named
Tigers waitin’ to be tamed

Singing, yooooooooooooo ohhhhhh
Yoooooooooooo ohhhhhh

Confusion never stops
Closing walls and ticking clocks
Gonna, come back and take you home
I could not stop that you now know

Singin’, come out upon my seas
Curse missed opportunities
Am I, a part of the cure
Or am I part of the disease

Singin’, yoooooooooooo ohhhhhh
Yooooooooooooo ohhhhhh
Yooooooooooooo ohhhhhh
Yooooooooooooo ohhhhhh

Yooooooooooooo ohhhhhh
Yooooooooooooo ohhhhhh

Oh nothing else compares
Oh nothing else compares
And nothing else compares

Yooooooooooooo ohhhhhh
Yooooooooooooo ohhhhhh

Home, home, where I wanted to go
Home, home, where I wanted to go
Home, home, where I wanted to go
Home, home, where I wanted to go

by:Chris Martin-Coldplay

Fix you
2 اسفند 85 - 23:12
When you try your best but you don't succeed
When you get what you want but not what you need
When you feel so tired but you can't sleep
Stuck in reverse

And the tears come streaming down your face
When you lose something you can't replace
When you love someone but it goes to waste
could it be worse?

Lights will guide you home
and ignite your bones
And I will try to fix you

High up above or down below
when you're too in love to let it go
but If you never try you'll never know
Just what your worth

Lights will guide you home
and ignite your bones
And I will try to fix you

Tears streaming down your face
When you lose something you cannot replace
Tears streaming down your face and I

Tears streaming down your face
I promise you I will learn from my mistakes
Tears stream down your face and I

Lights will guide you home
And ignite your bones
And I will try to fix you
by:Chris Martin-Coldplay
__