mehrnaz 24 خرداد 86 - 18:43 |
میگن لبخند ربطی به مرگ نداره ولی تو بخند من برات بمیرم
خیلی سخته که بغض داشته باشی ، اما نخوای کسی بفهمه ... خیلی سخته که عزیزترین کست ازت بخواد فراموشش کنی ... خیلی سخته که سالگرد آشنایی با عشقت رو بدون حضور خودش جشن بگیری ... خیلی سخته که روز تولدت ، همه بهت تبریک بگن ، جز اونی که فکر می کنی به خاطرش زنده ای ... خیلی سخته که غرورت رو به خاطر یه نفر بشکنی ، بعد بفهمی دوست نداره ... خیلی سخته که همه چیزت رو به خاطر یه نفر از دست بدی ، اما اون بگه : نمی خوامت حال فاصله ها جشن میگیرند هلهله ی جدایی را
باز باران بی ترانه***گریه هایم عاشقانه***می خورد بر سقف قلبم***یاد ایام تو داشتن***می زند سیلی به صورت***باورت شاید نباشد***مرده است قلبم ز دستت***فكر آنكه با تو بودم***با تو بودم شاد بودم*** مثل یک گنجشک کوچک بی مهابا پر گشودم*** بر سر بامت نشستم*** همچو یک عقاب بی رحم*** بال من را تو شکستی*** توی این شبهای تهران ***گریه کردم چون یتیمان ***مثل یک رویای کوچک ****گم شدم در خاطراتت***کاش هرگز تو نبودی***کاش هرگز من نبودم
گاهی وقتا چشام به قلبم حسودی می كنند چون تو از چشام دوری ولی به قلبم نزدیكی
|











