به دنبال کسی هستم ... 14 شهریور 87 - 02:28 |
به دنبال کسی هستم که با درد آشنا باشددلش غمگین خودش ساده کمی از جنس ما باشدبه دنبال کسی هستم که گر گویم غم خود راکه با سوز و غم و دردم به هر جا همنوا باشدبه دنبال کسی هستم که عشقش واقعی باشدنه دنیا و نه زر خواهد نه طالب بر هوی باشد |
خجسته زادروز ولادت امیرالمومنین بر عاشقان حضرتش مبارک 27 تیر 87 - 19:43 |
![]() |
در باب شان و منزلت مادر 8 تیر 87 - 04:51 |
من در شتاب زندگی تند سیر خویش نور عنایتیست که با یک شعاع آن ، دنیا و هر چه هست برابر نمی شود
|
دل تنگی ... 5 تیر 87 - 07:24 |
من دلم تنگ کسیستکه به دل تنگی من می خنددباور عشق برایش سخت است ...ای خدا باز به یاری نسیم سحریمیشود آیا دل به دل نازک من بر بندد...؟
|
می تونم ... می تونه...می تونن...! 4 تیر 87 - 00:37 |
می تونم با یه سلام گرم تو تا ابد زندگیمو آبی کنممی تونم رو شونه های نازکت دردامو با هق هق ام خالی کنممی تونه نگاه مهربون تو منو تا مرز شقایق ببرهمی تونه قشنگی برق چشات منو از یاد حقایق ببرهمی تونه صدای گرم خنده هات همه قصه هامو رویائی کنهمی تونه گرمای مهربونیات همه ی زندگیمو مهتابی کنهمی تونه وجود سرد و خسته ی منو شوق دیدار تو مبتلا کنهمی تونه حس غریب بودنت دردای زندگیمو دوا کنهمی تونن رازقیای باغچه مون تا همیشه بوی دستاتو بدنمی تونن حتی اگه خودت نگی واسه من از عشق تو خبر بدن
|
دل دیوونه...! 31 خرداد 87 - 14:56 |
تو بازاره مکاره که سقفه آبی دارههر کی تو جنب و جوشه آرزو میفروشهبا این همه خریدار چقده شلوغه بازارهر چیزی رو اوردن یا دیر یا زودی بردندل دیوونه رو اما نبردن اگه بردن دوباره پس اوردن!دل دیوونه ی شیدای روونده رو دست صاحب بیچاره مونده!!!ببین چه شر و شوره هر گوشه ایش یه جورهبا اینکه داغه بازار بمون بگید خریدارتا کار دنیا اینه بخوای نخوای همینهگنجه طلا رو بردن شور و نوا رو بردندل دیوونه رو اما نبردن اگه بردن دوباره پس اوردن!دل دیوونه ی شیدای روونده رو دست صاحب بیچاره مونده!!! |
هرگز دست رد به سینه ی ناامیدان نزن ...! 6 خرداد 87 - 16:45 |
![]() |
دنبال عشق ... 1 اردیبهشت 87 - 15:12 |
تا کدوم ستاره دنبال تو باشم تا کجا بی خبر از حال تو باشم مگه میشه از تو دل برید و دل کند بگو میخوام تا ابد مال تو باشم از کسی نیست که نشونی تو نگیرم به تو روزی می رسم من که بمیرم هنوزم جای دو دستات خالی مونده تا قیامت توی دستای حقیرم خاک هر جاده نشسته روی دوشم کی میاد روزی که با تو روبرو شم من که از اول قصه گفته بودم غیر تو با سایه ام هم نمی جوشم |
چه كسی پاسخگوست؟! 16 بهمن 86 - 01:59 |
یك نفر اینجاست كه سئوالی دارد! |
آدمهای گمشده 8 بهمن 86 - 20:21 |
اینجا پر است از آدمهای گمشدهفضا آكنده است از غباری سمی، چشمها می سوزند، پر از اشك، به سختی می بینند و پس از شستشو بسرعت آلوده می گردند.هر از گاهی، نوری، در دور دست، چراغی، ستاره ای، سو سو میكند.یكی از آنها را میبینم، نزدیك می شوم، گم می شود ولی هنوز صدایش را می توان شنید.زمزمه ای،به دنبال زمزمه می روم،سین، ر، دو نماد از وحدت، در آخر و در میانانگار حكایتی حماسی را بازگو می كند. گوش فرا میدهم،"من نپرسیدم و كس نیز مرا هیچ نگفت
|










یک خنده ی محبت مادر نمی شود




