userinfo close

پیام های کوتاه

احمد احمدیان امیری , xfvsjhk
سلام کجایی ؟
2 هفته پیش
   
آریا الماسی , almas1349
سلام
4 ماه پیش
   
آرتم نوراویان , artemn
با سلام و تشکر از پذیرفتن درخواست دوستی..
1 سال پیش
   
دختر رز  , gholestan
خوشحالم که کلوپو فراموش نکردی ملکه جونم
1 سال پیش
   
سلمان صبا , salmansaba
http://www.faraerfan.com/cat-blog/962
1 سال پیش
   
خدایا!خورشید را به من قر ض میدهی؟از تو كه پنهان نیست،سرزمین خیالم سالهاست یخ بسته است!  

ملکه ء آبهای سرد یخی

the_sea_princess

زن 33 ساله مجرد ، مشاهده پروفایل
6 سال و 4 ماه و 24 روز سن کلوبی ،
.....من پریه کوچک غمگینی را می شناسم....که در اقیانوسی مسکن دارد*و دلش را در یک نی لبک چوبین می نوازد آرام آرام.*پریه کو...
 
07:20 1389/06/2

ای علی!


 


همیشه فكر می‌كردم كه تو بر مرگ من مرثیه خواهی گفت، و چقدر متاثرم كه اكنون من بر تو مرثیه می‌خوانم!


ای علی من آمده‌ام كه بر حال زار خود گریه كنم، زیرا تو بزرگتر از آنی كه به گریه و لابه ما احتیاج داشته‌باشی...


ای علی! گفتی كه هر كس گفتنی‌هایی دارد و شخصیت هر انسانی به اندازه ناگفتنی‌های اوست. و من اضافه می‌كنم كه درجه دوستی و محبت من با انسانی دیگر، به‌اندازه ناگفتنی‌هایی است كه می‌توانم با او در میان بگذارم و از این ناگفتنی‌ها كه می‌خواستم با تو بازگو‌ كنم. بی‌نهایت داشتم...


 


ای علی.! تو را وقتی شناختم كه كویر تو را شكافتم و در اعماق روحت و قلبت شنا كردم و احساس خفته و ناگفته خود را در آن یافتم.


 


قبل از آن خود را تنها می‌یدم و حتی از احساست و افكار خود خجل بودم، و گاهگاهی از غیر طبیعی بودن خود شرم می‌كردم اما هنگامی‌كه با تو آشنا شدم در دوری دور از تنهایی به در آمدم و با تو همراز و همنشین شدم.


 


ای علی! تو مرا با ‌‌ من آشنا كردی، من از خود بیگانه بودم، همه ابعاد روحی و معنوی خود را نمی‌دانستم، تو دریچه‌ای بسوی من باز كردی و مرا به دیدار این بوستان شور انگیز بردی وزشتی‌ها و زیبایی‌های آن را به من نشان دادی.


ای علی! مرا به آسمانها می‌برد و به ازلیت و ابدیت متصل می‌كرد، كویری كه در آن آوای عدم را می‌شنیدم، از فشار وجود می‌آرمیدم، به ملكوت آسمانها پرواز می‌كردم، و در دنیای تنهایی به درجه وحدت می‌رسیدم. كویری كه گوهر وجود مرا لخت و عریان در برار آفتاب سوزان حقیقت قرار داه می‌گداخت، و همه ناخالصی‌ها را دود خاكستر می‌كرد و مرا در قربانگاه عشق، فدای پروردگار عالم می‌نمود.


ای علی! همراه تو به كویر می‌روم.، كویر تنهایی، زیر آتش ‌سوزان عشق، در طوفان سهمگین تاریخ، كه امواج ظلم و ستم، در دریای بی‌انتهای محرومیت و شكنجه، بر پیكر كشتی شكسته حیات و وجود ما می‌تازد.


 


 ای علی! همراه تو به حج می‌روم، در میان شور و شوق، و در مقابل ابهت و جلال، محو می‌شوم. اندامم می‌لرزد، و خدا را از دریچه‌ی چشم تو می‌بینم ، و همراه روح بلند تو بپرواز در می‌آیم و با خدا به درجه وحدت می‌رسم.


ای علی! همراه تو به قلب تاریخ فرو می‌روم، و راه و رسم عشقبازی را می‌آموزم و به علی بزرگ آنقدر عشق می‌ورزم كه سر تا به پا بسوزم.


ای علی! همراه تو به دیدار اطاق كوچك فاطمه می‌روم، اطاقی كه با همه كوچكیش از دنیا و همه تاریخ بزرگتر است. اطاقی كه یك در به مسجد‌نبی دارد و پیغمبر بزرگ آن را با نبوت خود مبارك كرده‌است، اطاق كوچكی كه علی و فاطمه و زینب و حسین را یكجا در خود جمع نموده،


 اطاق كوچكی كه مظهر عشق و فداكاری و ایمان و استقامت و شهادت است. راستی چقدر دل‌انگیز است، آنجا كه فاطمه كوچك  كه صورت خاك آلود پدر بزرگوارش را با دستهای بسیار كوچكش نوازش می‌دهد، و زیر بغل او را می‌گیرد و بلند می‌كند.


 


ای علی! با خروش تو به جنگ استعمار و استبداد و استحمار بر می‌خیزم و همراه تو تاریخ را می‌شكافم و فرعون‌ها و قارون‌ها و بلعم‌ها را لعنت می‌كنم.


ای علی!


همراه تو، در راه خدای بزرگ به مجاهده برمی‌خیزم و به اسلحه شهادت مجهز می‌شوم.


ای علی!


تو در دنیای معاصر، با شیطان‌ها و طاغوتها به جنگ پرداختی با زر و زور و تزویر در افتادی، با تفكیر روحانی نمایان، با دشمنی غربزدگان، با تحریف تاریخ، با خدعه علم، با جادوگری هنر، روبرو شدی، همه آنها علیه تو به جنگ پرداختند، اما تو با معجزه حق و ایمان به خدا، و صبر و تحمل دریا، و ایستادگی كوه، و برّندگی شهادت به مبارزه خداوندان زر و زور و تزویر برخاستی و همه را به زانو درآوردی.


ای علی!


 دینداران متعصّب و جاهل، تو را به حربه تفكیر كوفتند، و از هیچ دشمنی و تهمت فروگزار نكردند،


 


ای علی! تو جامعه‌ی ایران را به لرزه درآوردی، تو تشیع حقیقی را به مردم نمودی، تو لذت شهادت را به شیعیان حسین چشاندی، تو مجسمه جمود و تعصب و سكوت را شكستی، تو تحوّلی عمیق و وسیع و شاید در عصر خود به وجود آوردی، تو خداوند زر و زور و تزویر را رسوا كردی، و مردم را علیه آنها به مبارزه كشاندی،


 


 تو زنجیرهای اسارت را كه با جهل و خدعه و تزویر بر دست و پای انقلابی حسینی پیچیده شده بود پاره كردی، تو فریاد شدی، و به عنوان اعتراض از سینه‌های خروشان محرومان و زجردیدگان صعود كردی و ندای حق و عدالت را در زمین و آسمان طنین انداختی.


 


ای علی! تو مفهوم واقعی اسلام را در معركه حیات نشان دادی، و برتری بی‌چون و چرای آن را بر مكاتب فكری دیگر ثابت كردی، تو اصالت انقلابی اسلام را از زیر پرده‌های جهل و التزام ایمانی، و مسولیّت اجتماعی را معرفی كردی، و اعجاز شهادت را نشان دادی ، و انسان را از زیر بار اسارت جبر، و ذلت تسلیم آزاد كردی، تو پرچم رسالت بزرگی را به دوش كشیدی،


 


رسالت انسانیت، حق و عدالت، مبارزه با ظلم و ستم، اسلام واقعی و تشیع حسینی، و هزاران مومن ملتزم مسئول گرد پرچم تو آمدند، و دست به مبارزه‌ای بی امان زدند، عده‌ای شربت شهادت نوشیدند و عده‌ای دیگر در انتظار شهادت، فداكاری و جانبازی می‌كنند.


ای علی!


در زندان بزرگ ایران، كه امكان تنفس برای آزادگان نیست، تو دریچه‌ای از روح و ایمان به سوی دنیای نجات و آزادی گشودی، تا انسان به قدرت روح از زندان ماده بگریزد، به كمك فریاد، پرده خفقان را بدرد، با آتش‌سوزان عشق همه نابسامانی‌ها و ناامیدی‌ها و شكست‌ها و حرمان‌ها و محرومیت‌ها را بسوزاند‌ و به حربه‌ی شهادت همه زنجیرهای اسارت و ذلّت را برای همیشه پاره كند.


ای علی! تو بینش سیاسی را با روح خداپرستی در آمیختی، فرهنگ ملی و غنی تاریخ ما را به علم جدید و شیوه،های نوین مجهز كردی،


 


خدا را از تجرد خشك آزاد نمودی، و او را از آسمان‌های سرد و دور به قلب گرم و پر تب و تاب اجتماع وارد كردی و دین را از زاویه‌ی مسجد بیرون كشیدی، و در صحنه حیات در خدمت مردم بكار انداختی، و هیچگاه حقیقت را فدای مصلحت نكردی.


 


ای علی! ای نماینده‌ی غم، ای دریای درد، این رحمت بزرگ خدا بر تو گوارا باد... من اعتقاد دارم كه در جه شخصیت انسانها به اندازه غم و درد آنهاست، و می‌دانم كه خدای بزرگ بربندگان مخلص و دلباخته خود رحمت می‌كند و دریایی از درد و كوهی از غم به آنها ارزانی می‌دارد.


ای علی! من زیر كوهی از غم كوبیده، و دریایی از درد غرق شده بودم و تحملم به پایان رسیده بود، ولی تو غم و درد مرا با غم و درد علی بزرگ متصل كردی، و آنچنان كه به بی‌نهایت متصل شده‌باشم، آرامش یافتم.


ای علی عزیز! من علی بزرگ را بیش از حد دوست می‌داشتم، و حتی اگر پرستش غیر ذات خدا مجاز بود، او را می‌پرستیدم ، ولی این دوستی گنگ و مبهم بود، از تار و پود وجودم سر چشمه می‌گرفت. ولی خوددلیلش را نمی‌دانستم،


 


******** ولی تو علی به من شناساندی نه فقط شمشیر ذوالفقارش را، و كلام آتشینش را... بلكه عشق سوزانش، و غم‌ها و دردهایش و تنهایی و صبرش... ********


 


من دیروز از برّش شمشیر علی لذّت می‌بردم و عظمت او را در قدرتش و كلامش می‌دانستم،


ولی امروز عظمت او را در عشق و ایمانش، در عرفانش، در تنهائیش، در كوههای غمش، در دریاهای دردش مشاهده می‌كنم، هنگامی‌كه دل دردمندش می‌جوشد و می‌خروشد و سر به چاه كرده می‌گرید، من بیش از اندازه به او احساس نزدیكی می‌كنم، هر چه بیشتر به او تهمت می‌زنند، و هر جه زیادتر سّب علی می‌كنند، و هر چه شدید‌تر شیعیانش را زجر و شكنجه می‌دهند، عشق و احترام من به علی شدیدتر و سوزان‌تر و عمیق‌تر می‌شود...


 


ای علی عزیز!


تو حسین را به ما شناساندی، تو رمز شهادت را به ما آموختی، تو نشان‌دادی كه از آدم تا حسین، همیشه انسان، شایسته‌ترین محصول عالم خلقت را - برسم قربانی – هدیه پروردگار عالم كرده است، تو ثابت كردی كه حسین وارث همه نسلهای گذشته، مظهر همه فداكاریهای تاریخ، نتیجه تكامل همه بشریت است، و زیباترین و شایسته‌ترین و مهمترین هدیه‌ایست كه انسان به پروردگار جهان تقدیم می‌دارد.


خوش داشتم كه ردای سرنوشت خود را - ردایی را كه با غم و درد بافته، و با اشك و خون آغشته شده، و به بدبختی و تیرگی روزگار شیعیان مظلوم و محروم  آلوده گشته‌است- بر بام هستی بگسترانم، و بعد زجرها و شكنجه‌های دردمندان تاریخ را در آن جمع كنم،


 آنگاه علی  را به شفاعت آورم تا روزانه‌ای به اطاق كوچك فاطمه باز كند، و این وادی خونین و اشك‌آلود را با رسالت محمد(ص) و عشق و فداكاری و درد و غم و تنهایی علی، و شهادت حسین در‌آمیزد، و از بركت این اطاق كوچك، كه از همه تاریخ و همه عالم بزرگ‌تر است،


خدای بزرگ قربانیهای ما را بپذیرد، و فداكاریهای ما را در تحقق عدل و عدالت تباه نكند، ما را در این راه حسینی ثابت قدم بدارد، غم‌ها و دردها و اشك‌ها و حرمان‌ها و تنهایی‌ها و خون‌های ما را توشه راه سخت و خطرناك ما در سیر تكاملی انسان بسوی خدا نماید.


تو ای خدای بزرگ، علی را به ما هدیه كردی تا راه و رسم عشقبازی و فداكاری را به ما بیاموزاند، چون شمع بسوزد و راه ما را روشن كند، و الان ما بعنوان بهترین و ارزنده‌ترین هدیه خود، او را به تو تقدیم می‌كنیم، تا در ملكوت اعلای تو بیاساید


 


ای علی! یك دنیا غم، یك دریا درد، یك كویر تنهایی، یك تاریخ ظلم و ستم، یك آسمان عشق، یك خورشید نور و شور و هیجان، از ازلیت تا به ابدیت در این علی نهفته‌است.


تو ای علی، حیات جاوید یافته‌ای، و ما مردگان متحرك آمده‌ایم تا از فیض وجود تو، حیات بیابیم. قسم به غم، كه تا روزگاری كه دریای غم بر دلم موج می‌زند، ای علی تو در قلب من زنده و جاویدی. قسم به عشق، كه تا وقتی كه قلب سوزانم می‌جوشد و می‌خروشد و می‌سوزد،


تو ای علی در قلب من حیات داری، كه جاذبه آسمانی عشق را در رگهای وجودم به گردش درمی‌آوری، و حیات مرا از عشق و فداكاری سرشار می‌كنی.


 


سوگند به تنهایی - كه نتیجه عظمت و عشق و یكتایی است، و زاینده لطافت و اخلاص و عرفان است - كه تا وقتی كه خدا تنهاست، تو ای علی در تنهایی ما وجود داری.


 


 قسم به زیبایی، كه تا وقتی كه احساس و لطفی و استعدادی برای پرستش زیبایی –این تجلی اعلای خدا- وجود دارد،


 


تو ای علی در زیبایی ستارگان، و عظمت آسمان، و لرزش برگ‌ها، و تسبیح سنگریزه‌ها، و آیات اسرارآمیز غروب و شكوه و هیبت طلوع حضور داری. قسم به ناله دردمندان و آه بینوایان، و اشك یتیمان، كه تا استعمار و استبداد و استثمار وجود دارد،تو حضور داری.


تو ای علی در جوش و خروش زنجیریان و محرومان، حیات داری.


 قسم به عدل و عدالت، كه تا روزگاری كه ظلم و ستم بر دوش انسانها سنگینی می‌كند، تو در فریاد ستمدیدگان علیه ستمگران می‌غرّی و می‌خروشی. قسم به شهادت كه تا وقتی كه فدائیان از جان گذشته، حیات و هستی خود را در قربانگاه عشق فدا می‌كنند، تو بر شهادت پاك آنها شاهدی و شهیدی


    یا علی 


                 یا هو  


                            کلب مولا علی


  • ارسال کامنت(0)
17:34 1389/03/10

 

یك شبی مجنون نمازش را شكست

بی وضو در كوچه لیلی نشست

 

گفت : یارب! از چه خوارم كرده ای؟

بر صلیب عشق دارم كرده ای؟

 

مرد این بازیچه دیگر نیستم

این تو و لیلی تو, من نیستم!

 

گفت ای دیوانه! لیلایت منم!

 در رگت پنهان  و پیدایت منم!

 

سالها با جور لیلی ساختی؟

من كنارت بودم و نشناختی!


01:38 1388/03/8

یا هو یا من لا هو الا هو

درود خدا بر یكایكتان

 

از دو سال و نیم قبل كه برگشتم ایران همه چیز تغییر كرده بود..امسال توی فرودگاه كه آمدم  مصادف باایام  فاطمیه بود اما نه پیام تسلیتی و نه پرچمیدیده نشد!!!!

 

به جای نام الله  و ائمه الطاهرین ..به جای اللهم عجل لولیك الفرج كه  همیشه بالای دیوارهای همه جا بود  دیگر نشانی نمانده بود جز عكس رهبران مملكتم

 

براستی سووال من اینست :

حكومتی كه ادعای امام زمانی بودن دارد و  رهبرش را نایب امام زمان میداند ایا صحیح است كه حتی یك اللهم عجل لولیك الفرج هم روی دیوارها نگذارد و به جای آن..؟

 

چرا زمانی كه نام رهبرم می آید سه صلوات و زمانیكه نام رسول الله علیه و آله و سلم  و ائمه  و آقایم امام زمان می آید تنها یك صلوات؟

اینست امام زمانی بودنمان؟

 

آقا امام زمان عج دو هدایت بر دوش دارند: تكوینی و تشریعی

تشریعی كه همان شامل  بیان و توضیح مسایل شرعی میشود و تكوینی یعنی آنكه بر هر انسانی در كره خاكی احاطه كامل دارند و بسته به ظرفیت هر فرد اورا رهبری میكنند

هدایت تكوینی  را بارها شاهد بوده ایم در  ارتباطاتی كه با امام زمان  از افراد حكایت شده و همه معتقدیم كه هست  و این تفاوت تشیع و تسنن است كه هنوز منجی ما امور را در اختیار دارند

احال سووال دارم:

 

چگونه برای امامی كه زنده اند و تنها چشم كور من و شما كه گناهان مان حجاب آنان گشته و حایلی بین ما و ایشان گشته نایب قایل میشویم؟؟

چگونه در سخنرانیها شعار میدهیم كه ما اهل كوفه نیستیم علی تنها بماند؟

چرا نمیگوییم : ما اهل كوفه نیستیم مهدی تنها بماند؟؟

 

اشتباه فكر نكنید..من نه مخالف رژیم هستم نه  رهبر ..تنها  واقعا متاثرم

 و ایمان آوردم كه 313 یار برای آقام  هنوز درین كشور كه اینهمه ادعای امام زمانی بودن داره پیدا نمیشه

با خودم كلنجار رفتم كه از مسوول مربوطه فرودگاه امام خمینی سووال نكنم كه:

 

<< پس پرچمهای عزای جده ام فاطمه الزهرا سلام الله علیها كجاست و ندای اللهم عجل

 لولیك الفرج   حك شده بر دیوارها و دیواركوبها كجا رفته اند؟>>

چرا عكس كاندیداهای ریاست جمهوری همه جارا رنگارنگ كرده اما اثری از یك یا زهرا نیست؟

اثری از یك اللهم عجل لولیك الفرج نیست؟؟

 

یقین آورده ام كه باد آنهارا با ایمان سست ما برده است

 

 

و یقین برانكه آقای من تنهاست

اللهم عجل لولینا الفرج


  • ارسال کامنت(26)
03:09 1388/03/3

ای مضمون آب وآینه ،

                

                     ای نجابت سبز، 

 

                                  ای رایحه  صبح ،

 

                            خورشید رو به تو نماز می گذارد

 

                   ومهتاب بر بوریای ساده تو به تمنا می نشیند 

 

 

 ای بلندای قامت سپیده !

 

 

                ای مفهوم سبز ولایت !

 

 

                                    ای زهره !  ای زهرا!

 

 

 

 

      ای صداقت محمد

 

                         

                            ای زبان علی

 

 

                                            ای اسطوره مهر

 

 

 

 سلام بر صورت نیلی 

 

 

                   سلام بر پهلوی شکسته

 

 

 

                        وسلام بر خسوف غمگینانه تو !

 


  • ارسال کامنت(1)
00:30 1388/02/28
مدیر حوزه‌ علمیه‌ قم:
 
رحلت آیت‌الله العظمی بهجت خسارت بزرگی برای حوزه است
 
 
ollama005.jpg
 
جام جم آنلاین:
 
 آیت‌الله مرتضی مقتدایی مدیر حوزه‌ علمیه‌ قم، آیت‌الله العظمی بهجت را یكی از استوانه‌های تقوا توصیف كرد و رحلت ایشان را ضایعه و خسارت بزرگی برای حوزه‌های علمیه دانست.
100907015097.jpg

آیت‌الله مرتضی مقتدایی در گفت‌وگو با ایسنا،با تسلیت ضایعه و خسارت بزرگ رحلت عالم جلیل‌القدر آیت‌الله العظمی بهجت به پیشگاه بقیه الله الاعظم (عج)، مراجع بزرگ تقلید و اساتید معظم حوزه‌ علمیه و تمام مقلدین و شیعیان جهان اظهار كرد: با رحلت آیت‌الله العظمی بهجت خسارت بزرگی به حوزه‌های علمیه وارد شد؛ چرا كه همگان از درس‌ها و بیانات ایشان استفاده می‌كردند و شاگردان زیادی را تحویل حوزه دادند.

وی ادامه داد: آیت‌الله العظمی بهجت استوانه‌ تقوا بود و نگاه به ایشان انسان را به یاد خدا، قیامت و معاد می‌انداخت و بیاناتشان باعث افزایش معلومات می‌شد؛ به گونه‌ای كه حتی از یك جمله‌ كوتاهشان نیز انسان می‌توانست بهره‌برداری كند.

آیت‌الله مقتدایی درخصوص تعطیلی درس حوزه‌ علمیه‌ قم خاطرنشان كرد: به دلیل این ضایعه‌ بزرگ، فردا و پس‌فردا كلیه‌ دروس حوزه تعطیل است تا همه‌ اساتید و طلاب بتوانند در تشییع جنازه و مراسم درگذشت این عالم ربانی شركت كنند.

ارتحال آیت‌الله العظمی بهجت خلاء بزرگی را در جهان اسلام ایجاد می‌كند

آیت‌الله موسوی بجنوردی با اشاره به روند تحصیل علمی آیت‌الله العظمی بهجت اظهار كرد: ایشان از طلبه‌های حوزه نجف بودند. البته ایشان مدتی نیز در حوزه علمیه كربلا مشغول به تحصیل بودند ولی بیشتر تحصیلات‌شان را در حوزه نجف اشرف گذارندند و خدمت علمای بزرگ و مراجع بزرگ تحصیل علم كردند. ایشان به توصیه آیت‌الله اصفهانی یكی از مراجع بزگوار آن زمان و استاد خویش، به ایران سفر كرده و در قم اقامت كردند.

وی گفت: آیت‌الله بهجت از همان ابتدا فردی دقیق و بااستعداد بود و تسلط خوبی بر مسائل فقهی داشت.

وی با بیان اینكه كسی در فقه می‌تواند موفق باشد كه باتقوا و درستكار باشد، ادامه داد: آیت‌الله بهجت از همان جوانی در ارتباط با این موضوعات شهره بودند و طلبه‌ای باسواد و كوشا در تحصیل علم و فقه بودند و در تقوا در سطح عالی بودند و در تحصیلات فقهی تلاش فراوان كردند و در واقع مرحوم آیت‌الله بهجت به عنوان یك فقیه عالیقدر در جهان اسلام مطرح بود.

وی ادامه داد: ما در روایات داریم كه اگر فقیهی فوت كند یك خلاء و شكاف بزرگ در جهان اسلام پدید می‌آید و فوت آیت‌الله بهجت مصداق این موضوع است.

 


  • ارسال کامنت(4)
14:56 1388/02/26

یا مولا علی ادرکنی

 

یا هو الشافی
درود خداوند بر یکایکتان


چند ماه قبل از دوستان یاری طلبیدم برای دعای جهت شفای پدرم  و به یمن دعای شما پدرم از كما بازگشتند و قسم خوردم همیشه دعای اولم بعد از فرج شفای همه بیماران باشد

 

از یکایک دوستان تقاضا دارم برای بازگشت سلامتی  پدر یكی از

اعضای محترم كلوب آقای حسین مداحی و توفیق صبر برای ایشان

 همه دعا كنیم

با هر اعتقاد و دینی که دارید تنها خالصانه برایش دعا کنید


یاشد که خداوند اجابت کند

خواهشمندم برای همه بفرستید

 باشد که هر دعا درهای رحمت خداوند را بکوبد و بگشاید


من اگر بنشینم تو اگر بنسینی..

چه کسی بر خیزد؟..

چه کسی با دشمن بستیزد


من اگر برخیزم ..

تو اگر برخیزی ..

همه بر میخیزند

 

 

دعای همگانی                                          


 

زن کشاورزی بیمار شد، کشاورز به سراغ یک راهب بودایی رفت و از او خواست برای سلامت همسرش دعا کند.راهب دست به دعا برداشت و از خدا خواست همه بیماران را شفا بخشد. ناگهان کشاورز دعای او را قطع کرد و گفت: " صبر کنید! از شما خواستم برای همسرم دعا کنید و شما دارید برای همه بیماران دعا می کنید!"


 

راهب گفت: " من دارم برای همسرت دعا می کنم ."


 

کشاورز گفت: " اما برای همه دعا کردید، با این دعا، ممکن است حال همسایه ام که مریض است ، خوب بشود و من اصلا از او خوشم نمی آید."


 

راهب گفت: " تو چیزی از درمان نمی دانی، وقتی برای همه دعا می کنم  دعا های خودم را با دعاهای هزاران نفر دیگری که همین الان برای بیماران خود دعا می کنند، متحد می کنم، وقتی این دعاها باهم متحد شوند، چنان نیرویی می یابند که تا درگاه خدا می رسند و سود آن نصیب همگان می شود .


 

دعاهای جدا جداو منفرد، نیروی چندانی نداردو به جایی نمی رسد.

 

حالیا معجزۀ باران را باور کن
                                                                                                                                             وسخاوت را در چشم چمن زار ببین

و محبت را در روح نسیم که در این کوچۀ تنگ

با همین دست تهی

روز میلاد اقاقی ها را جشن می گیرد
                                                                                                                                            و بهار روی هر شاخه کنار هر برگ

شمع روشن کرده است
                                                                                                                                          خاک جان یافته است

تو چرا سنگ شدی
                                                                                                                               تو چرا این همه دلتنگ شدی

باز کن پنجره ها را
                                                                                                                           وبهار را باور کن.

یا علی
یا هو

 

الهی و ربی من لی غیرک3.gif3.gif3.gif

 

 

ای دستهای شفا بخش!

 

ای یگانه طبیب بستر بیماریم!

 

چگونه بگویم از دستهای معجزه گر؟

 

همانها كه در میانه دردهای پرواز روح

 

جان را به فانی ام آورد.

 

 

ای دستهای زنده كننده

 

 ای كه معجزه میكنید

 

 ای دستهای محبت

 

 ای محیی من و ای محیا!

 

 

.ای دستهای معجزه گر در بستگی درهای طبیبان بر بالین من !.

 

زندگانیم از آن سان در تحملست

 

كه روزی حافظ دستهای تو باشم

 

 و حامیت.

 

اشكهای من بر مهربانیت قسم می خورند 

 

 و روزی برای تو

 

دشمنان تورا میدرد

 

.دوستت دارم آقای من

 

 یا ابا صالحم!می شنوی؟3.gif3.gif3.gif

 

 



امن یجیب المضطر اذا دعاه ویكشف السوء
امن یجیب المضطر اذا دعاه ویكشف السوء
امن یجیب المضطر اذا دعاه ویكشف السوء
امن یجیب المضطر اذا دعاه ویكشف السوء
امن یجیب المضطر اذا دعاه ویكشف السوء
امن یجیب المضطر اذا دعاه ویكشف السوء
امن یجیب المضطر اذا دعاه ویكشف السوء
امن یجیب المضطر اذا دعاه ویكشف السوء
امن یجیب المضطر اذا دعاه ویكشف السوء
امن یجیب المضطر اذا دعاه ویكشف السوء


التماس دعا

__________________
برسان باده که غم روی نمود ای ساقی

 

 

 

ای پروردگار بزرگ .
ای بیدار در خوابهای ما .
ای آشکار در پنهان ما .

 

 


هم اکنون که دست به بالا آورده ایم و از اعماق دل در کران کهکشان ها بر وجود لایتناهیت دعا می کنیم
 

و با تمام کوچکی خود ، خداوندیه بی پایانت را بانگ می زنیم ...
 
بر ما اجابتی کن دعاهایمان را.
 


خداوندا در چنین شبهایی بیدارم و بر زبانم ذکر نامت و ذکر صاحب عدل دارم ...
 

ای مطلق بر وجودم چیز نا وجودی در عالم ناتوانی در وصفت ،
 تو را صدا می کند،
 
ای آنکه از درون دل عذاب،
آسایش و آرامش را متولد میکنی.
 
ای آنکه و ای خدایی که بر من منت بندگی نهادی و اجازه سجده بر بارگاه ملکوتیت را می دهی .
 
 ای ناز نیازمندی چو من .
 
ای زیبای ساکت من.
 

ای حقیقت خلوت من.
 
ای تفکر وجود من.
 
 ای قدرت مطلق.
 
 ای صاحب بر امور من.
 
 ای مالک شبهای خسته من .
 
ای مالک روح و جسم من.
 
 ای آنکه از هر که بگریزم بر خانه پر امید تو پناه می آورم.
 
ای در شبهای قدر. ای شنونده دعاهای من .
 

ای آنکه بی پاسخ نگذاشته ای هر آنچه خواستم.
 
ای آنکه هنوز هم معجزه می کنی .
 
 ای آنکه شرمسارم از آن چیزی که به من دادی
 
 و من ندیدم و شکرت نکردم.
 
 ای نگاهدارنده مسافران غریب عرفانت.
 
ای موسیقی بی کلام عشق.
 
 ای رود زلال روح من.
 
ای خداوند شایسته خداوندی.
 

تو را به این شبهای عزیز ،
 
 تو را به زمزمه های عاشقانه من،
 
 تو را به نجوای عاشق با دل تنهایش،
 
 تو را به نام بزرگ مردی که در این شبها

نامش به خدا می ماند و شفایش به بزرگان دیگرت،
 
 تو را به آن لحظه ای که مرا خلق کردی.
 
در من قرارده عشق علی را .3.gif3.gif3.gif
 

ای خدای بزرگ و یکتا تو خود از اسرار شبانه من
 
 از گریه های در بغز روییده من و از دل عاشق من آگاهی .
 
 بنده خوبی نبوده ام و جز گناه

چیزی در چنته ندارم .3.gif
 

با دستان خالی و یک دنیا امیدواری به تو پناه آورده ام .
 

می گویند غیر ممکن است ...3.gif3.gif
 

از دست رفته ای دارم و چشم به راهم و اشک هایم بی اختیار سرازیر .
 

چشم به راهم و منتظر .
 
دیگر راهی را بلد نیستم و دیگر امیدی برایم نمانده است .
 


مریضم و مریضی دارم .
 
 نه دوایی و نه درمانی . دست بر سر مانده ام و تنها .
 

حساب قرض مردم را مانده ام و از ترس آبرویم پنهان .
 
 مرا فرصتی باقی نیست .
3.gif3.gif3.gif
 

اگر عشق من واقعی نبود که همانا من آن را واقعا باور داشته ام
 
 ولی دیگر او نیست ...3.gif3.gif

آه خدایا فرصتی نیست و راه چاره ای نمی دانم ...3.gif3.gif3.gif
 

می گویند غیر ممکن است .
 

آه خدایا من فقط تو را می شناسم و بس .
 
 مگذار آنچه را که عمری بر آن گذاشته ام را از دست بدهم .
 
 که معنی دوست داشتن را از تو
آموخته ام ...
 

چشمانم را بی فروغ بر عشق از دست رفته ام مگذار
 
. قبول دارم . همه را می پذیرم . دلم به عشق تو خوش و پشتم به وجود تو گرم است .
 

مگذار تا فردا صبح آبرویی برایم نمانده باشد که دستم سخت بسته است .

خدایا مریضم را تو درمان کن و مریضیم را تو شفا ساز .
 

خداوندا مزد دل شکسته ام را از تو می خواهم و نمیرم مگر آن را از تو بگیرم .
 

ای بخشاینده مهربان ...

ای تمام معنی هر چه زیبایی است. ای پدیداربه وجودت قسم.
 

ای خالق بوی خاک پس از باران.
 
 تو را دلها برای شنیدن صدایت می تپد .
 
و من به تو و عشق تو  ایمان دارم که بر هر چیز قادری3.gif3.gif

خداوندا ما را به رحمتت مورد قضاوت قرار ده نه به عدالتت چرا که رسوای جهانیم ...
3.gif3.gif
و التماس دعای فرج
 
 
این اندوه را
چگونه می توانم به دیگران بفهمانم
که قلبم کوچک است
برای عشق
و رمقی برای ادامه دادن ندارم؟
شقیقه هایم از درد
منفجر می شود
فهمیدم... دیگر فهمیدم
نمی توانم این موضوع را
به دیگران بفهمانم که
بی تو نمی توانم زندگی کنم3.gif

 

 

 

ای تکیه گاه آرامش بخش !

 آنگاه که نگاهت را به سوی چشم هایم با معجزه ی عشق چرخاندی 

 من صید عشق تو گشتم و در دام عاشقی

 به جای دست و پا زدن آرام به صدای قلبم گوش دادم

مهربانم !

نگاهت پلک های مرا از حرکت باز ایستاد

و ضربان قلبم از یکنواخت زدن نجات داد و تو در وجود من

جایگاه عظیمی همچون شاهزاده بر تخت فرمانروایی پیدا کردی

و بر بلندای خانه قلبم نشستی و من همچون سربازی

سر به سجده ی عشق تو بودم و حال از تو فرمان می گیرم

ای مهربانم !

 آغوش گرمت سردی تن رنجورم را خنثی می کند

و هنگامی که با عشق بر گیسوانم دست می کشی

 و با برق نگاهت دلم را ناز می کنی من عطش عشق تو را

در درونم دو چندان می بینم و شوق دیدارت مرا امید زنده بودن می دهد

 و من آسوده ، که در این دنیای بزرگ

قلبی به یاد من در جسمی پر از عاطفه می تپد

عزیز جان ! تمام وجودم به رهت وجودی نا قابل است در برابر عظمت تو

ای تکیه گاه آرامش بخش !

 دوست دارم سر بر پنجره قلبت کوبم

 و تو با مهربانی در به رویم باز و عشق مرا پذیرا باشی 

 دوست دارم دست در آستانت

 و سر به شانه ات نهم تا لذت عاشقی را حس کنم

 

از عـــرش صدای ربنــا می آید

آوای خوش خدا... خــدا می آید

فریاد.... که درهای بهشت باز کنید

مهمـــان خـــــدا، سوی خدا می آید

 

اللهم اشف کل مریض

3.gif3.gif


  • ارسال کامنت(1)
01:01 1388/02/25
سلام بر مادر گمنام شهدای گمنام.

و باز دوباره فاطمیه.
و باز دوباره کوچه‌های بنی‌هاشم.
و باز دوباره شب‌های غریب مدینه.

نمی‌دانم چه سرّیست در فاطمیه، که زبان و قلم را در انتقال احساس‌های فاطمی قاصر می‌کند.

وقتی به فاطمیه فکر می‌کنم، کلماتی در ذهنم شکل می‌گیرد؛
ولایت،
ایثار،
غربت،
مظلومیت،
شهادت،
و واژه‌ای حزین؛... گمنامی.شهید گمنام

و این واژه حزین، مرا به یاد گوشه‌ای از بهشت روی زمین می‌اندازد؛ قطعه شهدای گمنام.

شهدایی که با تأسی از مادر پهلو شکسته‌ی خویش، گمنامی را برای نام و نشان خود برگزیده‌اند.

 

 

 

 

در قطعه شهدای گمنام، بارها مادران و پدران و همسرانی را که گذر عمر و داغ فرزند یا همسر، قامتشان را شکسته است دیده‌ام.

منتظرانی که هنوز چشم انتظار تکه استخوانی و یا حتی پلاکی از عزیز خود هستند و پریشان احوال از اینکه مزاری از عزیزشان ندارند تا موقع دلتنگی و سختی و غم زمانه برایش دردلی کنند و آرامش یابند.

و سلام عالم و عالمیان بر گمنام‌ترین حقیقت هستی، مادر همه شهیدان گمنام، زهرای مرضیه (سلام الله علیها).

و خدایا...؛ رقصی چنین میانه میدانم آرزوست.

 

ostad-tayyeb.gif
« انّی تارکٌ فیکم الثِّقلَین کتاب اللهِ و عترتی ما ان تمسّکتم بهما لن تضلّوا ابداً لن یفترقا حتّی یردا علیّ الحوض »


  • ارسال کامنت(4)
02:46 1387/12/26

 یا هو یا من لا هو الا هو

 

تو آخرش منو میكشیا !!

تو بدجور منو خونه خراب خودت كردی !!

گفتند دوری و دوستی..نگفتند اینقدر طول بكشه

گفتند كربلا..نگفتند آدمو دیوونه میكنه

 

تو كه مارو خونه خراب كردی

 

 

گفتی هركی بیاد كربلا دلش آروم میشه نگفتی هركی بیاد دربدر میشه

نگفتی هر كی بیاد رستشو میكشی

 

گفتم كربلا میام ..میشم اونی كه تو خواستی..نشد..هركاری كردم نشد

 

گفتم كربلا میام میشم اونی كه تو گفتی نشد((

 

 

گفتم كربلا میام دلمو فقط میدم به آقام ..نشد((

 

 

گفتم كربلا میام دلمو گره میزنم به شش گوشه اش و میرم

خودم كه اومدم هیچی ..دلمو كندم و اوردم

كاش قلمم میشكست اینجوری نمیومدم(((

 

 

 

تا ندیده بودم میگفتم ندیدم..یه روز میبینم آدم میشم..نشد ..هر كاری كه كردم نشد…((

 

 

قرار نبود دوری ما اینقدر طول بكشه

 

 

مگه نگفتی هركی زیر گنبد دعا كنه دعاشو مستجاب میكنم؟

مگه به ما نگفتی مارو یادت نره؟

عمو عباس به تو بگم؟؟؟(:((:((

 

ناله های فراق:  كربلایی حمید علیمی

 

 

الحمد لله الذی جعلنا من الباكین علی الحسین ع


22:56 1387/11/2

یا هو الباقی

انا لله و انا علیه راجعون

شهادت برادرم را در کربلا به او تبریک میگویم

3 سال  از ایشان بی خبر بودیم  و تازه فهمیدیم که  در کربلا

و در منصب خادم اقا ابالفضل العباس شهید شده اند

برای شادی روح برادرم فاتجه ای لطف کنید و نثار کنید

فعلا رخت عزا بر تن دارم

یا علی

 


 تقدیم به برادرم:

سلام


 

مدت هاست که برایت ننوشته ام. از یادت غافل شده ام. نه تنها تو که از یاد تمام دوستان شهیدت غافل شده ام. دوستان شهیدی که روزی دوستان من نیز بودند ولی دنیای پر فریب و نیرنگی که شیفته ی آن شدم شما را از من جدا کرد و من حتی از خودم نیز غافل شدم و دریای موّاج ... مرا به اعماق خود فرو برد.


 

روزگار غریبی است ...


 

حتی همرزمانت تو و دوستان شهیدت را فراموش کرده اند. حتی برای بچه مذهبی های ...


 

مگر همین شش سال پیش نبود که بعد از گذشت شانزده سال از شهادتت پیکر پاکت را صحیح و سالم از بعثی ها تحویل گرفتند و در گلزار شهدای قم به خاک سپردند.


 

آن موقع ها خیلی ها از تو می گفتند. از جنازه ی سالمی که تلاش عراقی ها که از رسوایی شان می ترسیدند، برای نابودی جنازه ات بی فایده بود. جنازه ای که پس ازشانزده سال، سالم و معطّر به وطن بازگشت.


 

این روزها اگر از شما صحبت کنیم ما را متهم به مرده پرستی می کنند. خیلی ها شما را حتی شهید هم نمی دانند.

 

 آنها ادعا می کنند که جنگ ایران و عراق فقط برادر کشی بود چون هر دو گروه مسلمان بودند.

 

با این حساب احتمالا شهدای کربلا را نیز قبول ندارند، زیرا در کربلا نیز قاتلان امام

حسین علیه السلام مسلمان بودند.

 


 


 

اصلا به تو چه ربطی داشت که خودت را داخل معرکه جنگ

کردی؟!

 

مگر تو یک جوان نوزده ساله با هزار امید و آرزو نبودی؟! تو را چه به جنگ ؟!

 

 


 

تو باید درست را می خواندی. به دانشگاه می رفتی. ازدواج

می کردی. زندگی راحتی برای خود مهیّا می کردی.

 

 می دانی تو در حق خودت ظلم کردی؟!


 

این را من نمی گویم . این را همان هایی می گویند که تو را

شهید نمی دانند و جنگ تحمیلی هشت ساله مان را جهاد

فی سبیل الله نمی دانند.

 

 


 

اصلا به تو چه ربطی داشت عراق وارد خاک وطنت شده بود

و خواهران و برادران دینی ات را زیر تانک های خود له می

کرد؟!

 

 


 

به تو چه ربطی داشت خرمشهر تبدیل به خرابه ای شده بود

و ناموست در معرض تجاوز نامحرمان بود؟!

 

 


 

به تو چه ربطی داشت آن زن باردار به واسطه ترکش خمپاره

شهید شد و جنین داخل رحمش به دو نیم شد؟!

 

 


 

به تو چه ربطی داشت که کودکان آواره و بی پدر و مادر می

شدند؟!

 

 


 

به تو چه ربطی داشت که بعثی ها مردم یک روستا، زن و

مرد، پیر و جوان و کودک را در یک گودال جمع کردند و با

شلیک گلوله توپ به داخل گودال بارانی از تکه ها و پاره های

اعضای بدنشان پدید آمد؟!

 

 

 


 

به تو چه ربطی داشت؟!

 


 

چرا جنگیدی؟!

 

 


 

اصلا تو جنگیدی؟!

 

 


 

من که بارها به آنها گفته ام که تو جهاد کردی. تو دفاع کردی.

 

 

تو از حیثیت و آبرویت دفاع کردی. تو از دینت و اعتقاداتت

دفاع کردی. تو از شرافت ملّتت دفاع کردی.


 

ولی آنها به هیچ وجه نمی پذیرند. آنها عزم خود را جزم کرده

اند که کار تو و همرزمانت را بی ارزش نشان بدهند.

 

 


 

آنها حتی نمی خواهند یاد شما در دلها باقی بماند.

 

 


 

آنها برای حذف شما از صفحه ی تاریخ به هر راهی متوسل

می شوند.

 


 

این روزها غربت شما بیش از هر زمان دیگری نمایان است.

 

 


 

این روزها روی دفتر و کتاب دانش آموزان ده دوازده ساله به

جای عکس شما، عکس های هنرپیشه های ...

 

 


 

نمی خواهم دیگران را محکوم کنم. مشکل از خود ماست.

 

مشکل از من است. از همرزمان خودت. از مسؤولین. از

آنهایی که شما را دیدند و فراموشتان کردند.

 

 


 

نمی توانم ...

 


 

نمی توانم این سخن را باور کنم که:

 

« برید از اونا بپرسید که شنیده ها رو دیدند ... »

 


 

آنهایی که شنیده ها را دیده اند نیز شما را فراموش کرده اند.

 

 


 

شما حتی بین بچه مذهبی های ما هم غریب هستید.

 


 

gomnam.jpg


متن فوق نامه ای خطاب به برادر شهیدم محمد رضا شفیعی می باشد که انرا به برادر شهید خودم تقدیم کردم


05:11 1387/10/13

 

 

 

ای که در با غ ولا منصب سقا داری
ماه طاهایی و در دیده ما جا داری

 

تو ابالفضلی و ایثار برازنده توست
آنچه خوبان همه دارند تو تنها داری

 


بوسه باران ید الله شده آن بازوی تو
هم پسر خواندگی از حضرت زهرا داری

 


کمترین مزد وفاداریت اینست ای دوست
که تو همپای حسین نقش به دلها داری..

 


یا ابوفاضل مدد...یا ابو فاضل مدد..یا ابو فاضل مدد

عباس من ...عباس من..عباس من
عباس من..عباس من..عباس من

 

ای بلا جوی کربلا عباس
ساقی دشت نینوا عباس

 

چشمه هاییکه به رهت مانده
مشک بر دوش خود بیا عباس

 

عباس من..عباس من..عباس من

 

 

یاس بستان مرتضی عباس
ابرو بخش آب را عباس

 

اب شرمنده از محبت توست
عشق سقای کربلا عباس

 

یا ابوقاضل..یا ابوقاضل..یا ابوفاضل

 

 

تا قیامت هم عرشیان گویند
به قیام تو مرحبا عباس

 

حضرت یزدان بانگ بردارد
السلام و علیک عشق من عباس

 

 

خیمه ها دارد تکیه بر دستت
بی تو می افتد خیمه ها عباس

 

 

کودکانی که تشنه لب بودند
چقدر گفتند العطش عباس

 

 

العطش عباس..العطش عباس..العطش عباس

 

کیستم منکه از تو دم بزنم؟
میشناسه تورا ذات حق عباس

 

دست خالی من دامن کرمت
که تویی شهره در وفا عباس

 

ای مشک مریز آبرویم..ابرویم آبرویم

بر باد آمده ارزویم..آرزویم

یا ابالفضل..یا ابالفضل..یا ابالفضل

یا ابالفضل..یا ابالفضل..یا ابالفضل

mwppty.jpg

 

 

یا غیرت الله


کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.