حالشو ببر 29 مهر 85 - 04:53 |
بنام آنکس که در هجران غربت به عاشقی می دهد درس محبت
زندگی رو دوست دارم با تمام بد بیاریش عاشقی رو دوست دارم با تمام بی قراریش من می خوام اشکو بفهمم وقتی از چشمام میریزه تنهایی گر چه کشندس واسه من خیلی عزیزه تو کتاب نوشته عاشق، خیلی تنها خیلی خسته س جای بارون بهاری روی چترای شکسته س اما من می گم یه عاشق همه دنیا رو داره همه چترا رو باید بست وقتی آسمون می باره
|
9 شهریور 85 - 07:34 |
جون می كنیم تو زندگی حس می كنیم كه زنده ایمجوونیها رو باختیم و فكر می كنیم برنده ایمنشون می دیم كه كوهیم و هیچكی حریفمون نشد كوه شدن اختیاری نیست زندگی مهربون نشد تا یك شكسته می بینیم واسش چه اشكها روونه خودمونم خوب می دونیم كه از دل تنگمونه هی می شكنیم می سوزونیم اصلا مهم نیست واسمون اما تا ما رو میشكنن می نالیم از دست زمون ظاهر كارم كه شده قهقهمون به اآسمون كلی برو بیا داریم اما چقدر بی همزبون گول می زنیم خودمونو به آب و رنگ زندگی عاشقی رو می خوایم ولی برای رفع خستگی به سادگی دل می دیم و به سادگی دل می كنیم واسه یه لحظه دلخوشی به هر دریدر می زنیم روز وشبمون می گذره بی خبر از دل پیر شده یادش بخیر جوونی رو وقتی میگیم كه دیر شده با همه اون برد وباخت باید كه از نو زد وساخت باید با رویا آشتی كرد باید كه عشقو خوب شناخت جمله دوستت دارم و باید به جاش گفت وشنید دارو باشیم نه داروغه باید به آیینه رسید
|
عهد شکن 12 خرداد 85 - 10:19 |
با دل عاشق بد نکن ای آدم نا مهربون
سنگدل و بیوفا نشو تو دل داری اینم بدون
تو قول همراهی دادی رو وعده دلت بمون
باطن پک و تو جهان می خرنش خیلی گرون
عهد شکن عشق نباش خیر نمی بینی از اون
نظر؟
|








