userinfo close
تركمن نماد فرهنگ اصیل===== سری به کلوب ترکمن بزنید  http://www.cloob.com/clubname/tourkmen

تایماز نوری یانی

taimaz_n

مرد 32 ساله متاهل ، مشاهده پروفایل
6 سال و 10 ماه و 22 روز سن کلوبی ،
نمیدونم ! دیگرون بگن بهتره .ولی فردی هستم كه همیشه( اكثراً ) میخندم.
 
23:00 1385/03/6
مقارن با فتنه و آشوب های افشارها ، در شمال خراسان در روستای گرکز جرگلان که اکنون جزء خاک خراسان شمالی و شهرستان بجنورد است کودکی پا به دنیا نهاد که پدرش او را مخدوم قلی نام نهاد . جد مختوم قلی فراغی ،مختومقلی یوناچی نام داشت (1720-1654 میلادی) وی بسیار تنگدست و فقیر بود و از طریق آهنگری ، زرگری ،چرمسازی ، و خدمت دهقانی گذران روزگار میکرد . یوناچی در سال 1694 میلادی یعنی در سن 40 سالگی ازدواج کرد و در سال 1700 صاحب پسری شد که او را دولت محمد نام نهادند . دولت محمد به جهت اینکه در سن پیری پدر متولد شد به قری ملا یعنی ملای پیر شهرت یافت . وی آزادی تخلص میکرد . از او آثاری چون وعظ آزادی ، حکایت جابر انصار ، مناجات و اشعاری چند در غالب غزل ، قصیده و رباعی به یادگار مانده است .دولت محمد پنج پسر داشت و یک دختر ، که مختوم قلی سومین آنهاست . سال تولد مختوم قلی را 1733 میلادی برابر با 1112شمسی ذکر کرده اند و سال وفات  او را 1790 میلادی یعنی 1169شمسی آورده اند وی در زمان وفات 57 سال سن داشته است .
عصر مختوم قلی عصر اغتشاش بود عصر باقی مانده از از خاکستر دوران نادر ، وی در فاصله مرگ نادر و جلوس کریم خان زند در سنین 6 تا 16 سالگی کاز چوپانی و دهقانی را و زرگری را تجربه کرد . در همین زمان احمد خان درانی بنیانگذار افغانستان جدید نیز در پی چشم طمع به متصرفات نادر از عوامل اغتشاش در ایران بود به همین منظور از بزرگان ترکمن تقاضای کمک کرد در نتیجه تعدادی از جوانان ترکمن به فرماندهی چاودیر خان به سوی افغانستان گسیل شدند . عبدالله یکی از برادران مختوم قلی نیز با آنها همرا بود که در راه کشته شد . محمد صفا برادر دیگر در جستجوی عبدالله برآمد و او نیز در راه افغانستان به دست دشمنان کشته شد . مختومقلی تاثرات قلبی خود را از این دو واقعه در طی مرثیه ایی قراء با سوز و گدازی تمام بیان کرده است . اما خود مختوقلی ، وی معلومات اولیه خود را نزد پدر فرا گرفت و پس از پدر تحت تعلیمات شخصی به نام نیاز صالح قرار گرفت و در خدمت این استاد بود که با علوم دینی مثل فقه ، حدیث ، تفسیر و کلام آشنا شد . و به مطالعه تاریخ  قصص قرآن و عقاید فرزانگان پرداخت . شوق درونی او را بر آن داشت که از مدرسه ادریس بابا در محل قزل آیاق به بخارا برود در بخارا با نوری کاظم بن باهر آشنا شد که برای تدریس دعوت شده بود . این آشنایی منجر به دوستی عمیق بین آنها شد . با پیدا شدن دو  دستگی بین طلاب ، ابتدا نوری و سپس مختومقلی بخارا را ترک گفتند و راه افغانستان و هندوستان را در پیش گرفتند . مختومقلی در  طی این سفر که 6 سال طول کشید بعد از سیر و سیاحت در هندوستان از طریق کابل به ازبکستان و سپس ترکمنستان رفت و با سفارش مدرسین مدرسه خواجه احمد یساوی برای تحصیل عازم مدرسه شیرغازی شد که در شهر خیوه قرار داشت . مختومقلی در مدرسه شیر غازی با علوم و ادبیات شرق آشنا شد و در سال دوم تحصیل بود که استاد اورا خلیفه خود کرد . وی پس از سه سال مدرسه شیر غازی را ترک گفت و به اطراف اترک آمد و در آنجا ساکن شد و عاقبت نیز در روستای آق توقای از توابع شهر مراوه تپه دارفانی را وداع گفت و در همان مکان نیز به خاک سپرده شد . اینک هر ساله در 27 اردیبهشت هر سال مراسم سالروز تولد او با شکوه هرچه تمام تر با حضور شاعران و دوستداران این شخصیت برجسته از دو کشور ترکمنستان و ایران در همان مکان آرامگاه او برگزار میشود .

فرستنده : احد نظرخانی

  • ارسال کامنت(5)
22:59 1385/03/6
درباره ی ریشه ی تاریخی این ذكر طلاعات مستند ودقیقی وجود ندارد ؛ برخی معتقدند دردوران های پیشین مردمانی كه زندگی آنان بر محور اقتصاد معیشتی استوار بود ؛ و به صورت كوچ رو ؛به دامداری وشكار مشغول بودند ؛ طبق شرایط چنین حیاتی ؛ اكثر مواقع آماج حملات ؛ تاراج و غارت گری های دشمنان قرار می گرفتند . بدین جهت ؛ ضرورت امادگی های رزمی برای مقابله باآنان با روحیه ای مصمم و پرتوان ؛ اصلی الزامی در زندگی آنان به شمار می رفت . به همین دلیل ؛ آنان در اوقات فراغت و در فرصت های مناسب ؛ با در دست گرفتن شمشیر و انجام حركات رزم جویانه ؛ سر دادن نعره های بلند از گلو ؛ بطور دسته جمعی ودایره وار ؛ روحیه ی مبارزه جویی وتوان مندی خویش را در نبرد بی امان تقویت می كردند . علیرغم این دیدگاه كه منطقی بنظر میرسد ؛ شاید بتوان ریشه ی این مراسم را به شكلی ملموس تر درآ‌‌‍ًٌَئین( شامانیسم ) در میان تركان اسیای مركزی جستجو كرد . طبق ائین (شامان ) كسی كه مدعی ارتباط با عالم مافوق طبیعی (نامرعی ) است ؛ با اجرای حركات چرخشی وجهش های خاص رقص گونه با شمشیری اتشین ؛ در صدد خارج نمودن ارواح از جسم بیمارانی بر می امدند كه توسط نیروهای نامریی چون ارواح ؛ شیاطین ؛ دیو ؛ جن و پری تسخیر شده بودند .طبق این آئین است كه برخی بیماران روانی را درمیان حلقه «ذكر خنجر » می بردند تا بلكه بر اثر یك جذبه و خلسه به حال طبیعی برگردد. این مراسم در طی گذر از مراحل تطوری جریانات فرهنگی ـ اجتماعی و با پذیرش دین اسلام توسط تركان آسیای مركزی در قرن چهارم وهم راستا با تحولات وپویایی فرهنگی جامعه ؛ تغیراتی را در خود پذیرفت ؛ با گسترش اسلام و تلاش صوفیان و ایشان ها و طللاب حوزه های علمیه ؛ شكلی مذهبی به خود گرفت . وبا لحاظ نمودن «ریتمی » موزون و گروهی نمودن اجرای این مراسم ؛ آن را از شكل منفرد كه بوسیله « شامان » انجام می گرفت با وارد كردن اشعار مذهبی و عرفانی ؛ از آن پس این مراسم در زمان های ویژه در آئین های مختلف مذهبی با جاذبه ی بهتری اجرا می شد ؛تا جائیكه بعد ها به عنوان وسیله ای جهت تقرب وذكر الله توسط صوفیان و عارفان شیدای تركمن به كار گرفته شد. در سالهای متمادی ؛ ذكر به تدریج از حوزه های علمیه بیرون آمد و در میان مردم رواج عام یافت به طوری كه این مراسم موزون و آهنگین توسط مردم در جشن ها و اعیاد و عروسی ها ؛ با شكوه جلوه ی ویژه ای اجرا می شد . اما متأسفانه سالیانی است كه این هنر سنتی؛ به تدریج رو به فراموشی وزوال می رود و تنها گاهی اوقات در جشنواره ها و مراسم دولتی اجرا شده و كمتر مورد توجه تركمن ها در مراسم عروسی و جشن های آنان قرار می گیرد. برخی از محققان معاصر ؛ رقص خنجر تركمن ها را همانند آئین گوات در بلوچستان و آئین زار در خلیج فارس می دانند و این نوع آ ئین و مراسم را علاج بیماری های روحی و روانی می دانند و به ویژه آئین پر خوانی را به « شمن مرتبط می سازند » . در دوران های باستانی ؛ بیماران را با نی و ساز چاره می كردند و بر بالین بیمار تار می نواختند . امروزه نیز این باور در میان تركمن ها وجود داردكه وقتی بیمار مبتلا به سرخك می شود نی می نوازند تا با اهنگ اهنگ خوش و شاد؛ بیماری رابطه نداشته واز تن بیمار فرار می كند .چنانكه گفتیم ذكر خنجر حالت مذهبی دارد . در دوره های قبل از اسلام آن را شمشیر به دست انجام می داده اند و نام خنجر نیز به همین جهت روی آن مانده است . در این زمان ها تركمن ها قبل از رفتن به میدان جنگ شمشیر به دست حركاتی انجام می داده اند و از خدا می خواسته اند كه آنان را در جنگ پیروز كند. این مراسم كه جنبه ی رزمی- مذهبی داشته است بعد ها به صورت سمبلیك در می آید. تعداد افراد در ذكر مطرح نیست گاهی 6 و گاهی 8 ویا بیشتر به میدان می آیند .در مشاهده ی حركات این مراسم نوعی حالت خلسه و پاكی روان و غلبه ی انسان بر امیال نفسانی احساس می شود. حالات و حركات بدنی اجرا كنند گان در واقع نوعی فنون رزمی در ارتباط با شیوه ی زندگی عشیره ای این مردم با حالت و جذبه ای از شوق و نشاط ؛ یك قداست عرفانی را برای بیننده تجسم می كند. نحوه ی اجرای ذكر :
در حالت ایستاده
ایا دوسلار برادرلار الیمدن شونقاریم اوشدی
توتای دیسام قولیم یتمز ایكی باقیم اوزلیب قاچدی
امین خدا ؛ امین خدا
هو؛ ها؛هو (در حالت حلقه زدن )

در حالت ایستاده :
ای كریم بو باكریم قادر خــــــدا سندن مدد
بارچالار نینگ آتاسی آدم حـــــــوا سندن مدد
هر نه بولغای كل عالم انبیــــــــــاء سندن مدد
فخر عالم حق حبیبی مصطـــــفی سندن مدد
هو؛ ها؛ هو
آی آلای آلای ؛ آی آلای آلای
ای گوزیم سنی ای گوزله یار ای دیلیم سنی ای سوزله یار
ای قلبیم سنی ای اسله یار آلای آلای آلای
استه یور هو؛ها ؛ هو
استه یور

ترجمه:
ایا یاران برادران مرغ شاهینم ز دستم گریخت
دستانم به گرفتن آن قادر نیست زیرا دو دستم از بدنم گسیخت
خدایا مرا یاری ده هو ؛ ها؛هو
ای كریم كار ساز قادر متعال از تو مدد
ای آدم وحوا نیای انبیـــــــــاء از تو مدد
هر چه در كل عالم هست انبیاءاز تو مدد
ای حبیب فخر جهان محمد مصطفی از تو مدد
هو؛ ها ؛هو
یا رب یارب یا رب
چشمانم تو را می نگرد زبانم گویای توست
قلبم تو را می خواهد یا رب یا رب
تو را یا رب یا رب
تو را هو ؛ ها؛ هو

منابع:
پژوهش هایی بر فرهنگ و تمدن مردم گلستان ؛ موسسه انتشاراتی مختومقلی فراغی ـ چ.اول-1378– ندیمی؛كمال الدین ایری ؛ مایساـ تاریخ و فرهنگ تركمن؛موسسه انتشاراتی مختومقلی فراغی ـ چ.اول ـ تابستان 1380



نویسنده : آق اویلی اوزون دوجی

22:58 1385/03/6
لباس مردان تركمن
«عنصرهای اساسی پوشاك مردانه تركمنهای یموت ، پیراهن فراخی است با آستین های دراز كه هم پیراهن زیر است و هم جامه رو برای مردان در هر سن و سال و تنبانهای گشاد پیراهنهای مردان مسن و روحانیون ، دراز است و تا به زانو می رسد . پیراهن های مردانه را از پارچه های نخی رنگارنگ می دوزند . مردان میان 50 تا 60 ساله و بزرگتر از آن پیراهن سپید می پوشند . یقه این پیراهن ها ، مدور (سوپی یا كا) ، بی دكمه و با بریدگی افقی در بالای شانه ها ست . در آخر بریدگی پارچه هایی می دوزند و آن را با نوار كوتاهی (یاكا – یوپی) محكم می كنند . این پیراهن ها ع نقش و نگاری ندارند و آرایش آنها نواری است كه در كنار یقه جیبهای پهلو و آستین دوخته شده است .
تنبانهای زیر مردانه «بالاك» و تنبانهای رو «جولبار» نام دارد . بالاك جوانان و مردان میان سال از پارچه های نخی رنگارنگ و بیشتر پارچه های سبز و یا نیلی و برای مردان كهنسال ، از پارچه هایی سپید دوخته می شدند ».
«جامه بالائی زمستان تركمنها پوستین هائی بنام «ایچمك» كه معمولاً از پوست بره قره گل كه به رنگ زرد در می آورند ع می باشد .
پوستین از پوست بره ، آستینش تنگ و دراز و دامنش تا زیر زانو ها می رسد. در جلو پوستبن دكمه و یا قلاب نیست ناچار وقتی كه می پوشند با دو دست جلوی دامنش را می گیرند تا از هم باز نشود . اما هر وقت كه می خواهند به كاری مشغول شوند ، یا بر اسب بنشینند ، روی پوستین و دور كمر را با شال می بندند.
مردان كلاه پوستی «تلپك» بر سر می گذارند كه از كلاه ازبك ها زیباتر است .مردان تركمن دارای دو نوع كلاه پوستی هستند كه نوعی از آن نیم گرد است . همه سر پوش گرد و اطراف آن از پشمهای بلند و مشكی انباشته است . و نوع دیگر به شكل مخروطی ناقص است كه قسمت گشاد آن در بالا قرار می گیرد . این كلاه سر پوشی مسطح دارد و آن را معمولاً با پارچه قرمز خوش رنگ می پوشاندند و «نوارهائی به شكل برای زینت روی آن می دوزند هردو نوع كلاه آستردار است .
موقع آلامان لباس سبك و مجللی به نام«چاپان» خیوه بر تن می كردند و آن لباس شبیه لباس خانه است ولی كوتاه تر»
«لباس اصلی تركمن ردای بلند بوده كه به آن «دون» می گفتند و بنا به رنگ و نوع بافت به دو نوع تقسیم می شود . اگر از ابریشمی كه كاملاً قرمز رنگ باشد «قئزیل دون» و اگر رنگ آن متمایل به زرد و بافت پارچه آن یكنواخت نباشد و پیله هایی با رنگ مختلف از درون آن عبور دهند به آن «غار مادون» می گویند . بر حاشیه «دون» نوارهای سوزن دوزی از نوع «آلاجا» وجود دارد كه به زیبایی دون می افزاید.
بر كمر و به روی دون كمربندی از نقره می بستند كه به آن «شده غوشاق» و یا «ترمه شال» می گویند .
امروزه این لباسها را تنها كسانی كه ذكر نمایشی را اجرا می كنند و كسانی كه آواز و موسیقی می خوانند (باخشی ها) بر تن می كنند آن هم تنها در مراسم و جشن ها .

لباس زنان
لباس زنان تركمن بسیار متنوع و در هر دوره از سنی به شكل خاصی بروز می كند . تنوع لباس علت و فلسفه خاصی دارد كه با سن زنان همراه است .
«دختران تركمن كلاهی بر سر می گذارند كه آنرا به نام های مختلفی چون «بورگ»،«تا سه گ» و «تاخیه» می خوانند . روی این كلاه را كه به صورت گرد و بدون برجستگی می باشد ، با پولك و «قبك» های نقره ای زینت می دهند . دختران موهای خود را به صورت چهار رشته می بافند كه دو رشته از جلو و دو رشته به پشت آنان می افتد . موها را با آویزه هایی از جنس طلا و نقره به نام «ساچ باغ» (مو بند) می آرایند . در نوك قبك ها كه لوله شكل می باشد به هنگام نامزد شدن پر پرنده ای به نام «اوتاغه» قرار می دهند و به این دختر «اوتاغه لی غیز» می گویند.
«زنان تركمن در زیر پیراهن شلوارهای رنگی درازی می پوشند . برش شلوارهای زنانه همسان برش شلوارهای مردانه است ، اما با شلوارهای مردانه این تفاوت را دارد كه پایین آن تنگ است و به پاها می چسبد . این شلوارها را با تكه های پارچه های دارای رنگ و جنس گوناگون می دوزند . بخش پایینی شلوار (تازانو) از پارچه های قرمز و یا آبی رنگ ابریشمی است كه در خانه بافته شده و بخش پایینی آن نیز از حریر مرغوبی است كه بالای آن ، با نخ پشمی ، گلدوزی ظریفی می كنند . در پایین پارچه های شلوار ، نوار سیاهی به پهنای 1-5/1 سانتی متر می دوزند كه «بالاك یوب» نام د ارد .
«زنان پارچه پیشانی بند خودشان را كه به لهجه تركمنی «آلانگی» می نامند ، مانند تازه عروسان نمی دوزند ، بلكه وقتی كه بخواهند به شهر یا میهمانی و عروسی بروند علاوه بر «پویك یالق» و «آلانگی» روسری های گران قیمتی به نام «چارقد» به سر می اندازند، این روسری ها ، كه با ریشه های آویخته اش تا ساق پاها هم می رسد ، چهار گوشه است .
«زنان چكمه های پاشنه بلند به رنگ زرد یا قرمز بر پا می كنند».
«زنان جوان تركمن ، زیور آلات دل گونه ای را بنام «آسیق» بر گیسو می زنند .
زنان تركمن گوشواره های طلا و نقره گوناگون «گولاك خالكا» (حلقه گوش) دارند :
وسایل زینتی دستان ، «بیله زیگ» و «اوزوق» هستند . «بیله زیگ» دستبندی است بزرگ با تكه های طلا كه دو سر آن در پشت دست به هم نمی چسبد.
اوزوق النگویی است كه بیشتر ، از نقره ساخته شده است . «آچار باغ» گردن بند نقره با آب طلا ، بر روی سینه نصب می شود و دارای تكه های كوچك آب طلا داده شده است و در میان گلی است و همه قطعات آن با زنجیر به هم پیوسته شده اند .
تمروزه همه این وسایل زینتی كه از انها اسم برده شد در میان تركمنهای ایران دیده نمی شود بلكه آنها را به عنوان وسایل زینتی استفاده می كنند ، تنها شلوارهای تركمنی با گلدوزی های ظریف و بسیار زیبا در میان انها وجود دارد امروزه تركمنها لباسهای بلند می پوشند و چارقد بر سر می گذارند و پس از عروسی آلانیق «كلاه» به سر می گذارند.

22:56 1385/03/6
وقتی فردی می میرد صاحبان عزا با شیونهای خود همسایگان را خبر می كنند ع سپس همگی جمع شده با صدای بلند برای خوبی های وی و نیز در جدایی او می نالند.
«اگر مرده زن باشد ، از پدر یا برادر وی اجازه می گیرند كه آیا در طایفه شوهر دفن گردد یا می خواهند او را به میان طایفه خودشان ببرند ؟ (اگر زن جوان باشد و بچه بدنیا نیاورده باشد معمولاً برای دفن به طایفه خودشان می برند.»
بعد از اجازه دادن صاحبان مرده فرد مرده را می شویند و سپس وی را در نمد می پیچند و جهت انجام نماز میت به مسجد محل می برند و یا در حیاط منزل 2 ركعت نماز میت می خوانند و برای وی ایمان و دوری از عذاب جهنم آرزو می كنند. سپس با وسیله ای برای دفن به گورستان می روند چون گورستان معمولاً دور از شهر یا روستا می باشد و زنان حق شركت در نماز میت و مراسم خاكسپاری را ندارند.
«قبر را به گونه ای می كنند كه دارای دو قسمت باشد بدین معنی كه ابتدا قسمتی از زمین را به عمق یك متر در 2*5/1 متر می كنند و سپس ضلع غربی آن را مجدداً به اندازه انسان شروع به كندن می كنند و بعد حاضرین پارچه یا چارقد روی میت را برداشته روی قبر با دست نگه می دارند و مرده را به ارامی در محلی كه كنده اند قرار می دهند چادر به گونه ای حائل است كه آسمان و ناظرین بالائی هیچكدام قرار گرفتن مرده را نمی بینند . سر مرده را به سمت شمال و صورت را به سمت قبله قرار داده و در مقابل چشمان وی به دیوار قبر دعایی موسوم به «كوكرك دعا» نوشته بر دیواره قبر می چسبانند به این اعتقاد هنگامی كه نكیر و منكر برای سؤال آمد چشمان مرده به آن دعا افتاده بتواند جواب دهد. و بعد چوب و نی را به گونه ای اریب قرار می دهند و به تدریج خاك روی لحد می ریزند . خاك روی گور را به اندازه كوهان شتر بر جسته می كنند . در حین خاك ریختن بر سر گور دو قطعه چوب به طور عمودی یكی در محل سر و دیگری در محل پای مرده قرار می دهند و به آن بندهای كفن را می بندند . سپس همگی دور قبر جمع می شوند . و یك نفر می گوید: «آهای جماعت فلان پسر یا دختر فلانی چطور آدمی بود؟» و همگی در جواب می گویند: «یخشی كیشی در» (آدم خوبی است) و سه بار این جملات را تكرار می كنند . و سپس مقداری پول را بین شركت كنندگان در مراسم خاكسپاری تقسیم می كنند .
بعد از خاكسپاری مرده ، همگی آمده ، جلوی خانه مرده با صدای بلند شروع به گریه می كنند و زنان نیز از اتاقها خارج شده با مردان گریه كرده همدیگر را تسلی می دهند. بعد از آن در حیاط خانه چادری بزرگ تهیه می كنند و هفت روز در آن از مهمانان كه برای عرض تسلیت آمده اند پذیرائی می كنند . روز هفتم در ضمن چیدن چادر بار دیگر همگی با صدای بلند گریه می كنند مراسم چهلم و صدم و صدقه هر ماه را در سال اول می دهند از آن پس هر سال را صدقه (خرج) می دهند.
فامیلهای نزدیك مرده به مدت یكسال لباس خود را عوض نمی كنند و به جشن و عروسی نمی روند.
«وقتی یكی از عزیزان خانواده ای از چادرنشینان بمیرد فوتش باعث می شود كه مدت یكسال تمام همه روزه مراسمی بر پا گردد».
«اموال مرده را طبق شرایط اسلامی بین وارثان تقسیم می كنند ، زن بیوه را صاحبانش بعد از گذشت یك سال از طایفه شوهر می گیرند تا دوباره شوهر دهند ولی اگر زن راضی به رفتن نشود مالی به عنوان حق نشاندن (اوتیرتما مال) به طایفه زن می پردازند. زن بیوه می تواند شوهر نكند یا اینكه او را به عقد برادر كوچك شوهر متوفی در آورند كه این عمل را (داقیلماق) می نامند.


22:55 1385/03/6
مراسم عروسی
مراسم عروسی تركمنها پر از ویژگیهاست و جذابیتهای بسیاری دارد. عروسی ها در میان تركمنها به مدت 3 یا 4 روز به طول می انجامد . پس از آنكه خانواده داماد دختری را پسندیده باشند ع مادر و گلجه (زن برادر) داماد به خانه عروس رفته خواستگاری می كنند .
خانواده عروس پس از تحقیق درباره داماد و خانواده آن جواب را می دهند اگر جواب مثبت باشد خانواده داماد با شیرینی و شكلات به خانه عروس می آیند.
در شب قدر در ماه رمضان خانواده داماد و فامیلهایشان با شیرینی و آجیل و كادوئی برای عروس به خانه آنها آمده جشن و سروری بر پا می كنند .
در عید قربان نبز گردن و سینه گوسفند را به شكل مثلثی در می اورند كه به آن «دوش» می گویند . طرف داماد این گوشت را با تزئین و در كنار گوشت كادوئی متنوعی برای عروس خریده آنها را به خانه عروس می برند .
اگر خانواده داماد بخواهند می توانند مراسم نامزدی را در یكی از روزها با جشن شب قدر و روز عید قربان برگزار می كنند ، اگر چنین نباشد ، مادر داماد به خانه عروس آمده روزی را برای مراسم نامزدی مشخصمی كند.
عروسی تركمنها چندین مرحله دارد كه عبارتند از ك
1- قودا بولماق
2- پذیرائی
3- مصائب(مصاحب)
4- عروس كشی
5- اوجه
6- اللش درمه
7- قایتارمق

قودا بولماق
یك روز قبل از عروسی همه خویشاوندان داماد با ریش سفیدان محل به خانه عروس می روند. در این روز ریش سفیدان با پدر عروس صحبت می كنند و در میزان مهریه به توافق می رسند.
زنها نانهای مخصوصی به نام قاتلمه و اكمك كه قاتلمه ضخیم و اكمك نازك است ، می پزند و به خانه عروس می برند در این روز طلاهای زیادی نیز به عروس كادو می دهند و جشن بزرگی برپا می كنند.
پذیرائی
فردای روز قودابولماق ، عروس با دوستان و آشنایان خود جشنی را بر پا می كنند كه در آن خویشان داماد نیز حضور دارند.
مصائب (مصاحب)
در شب همان روز پذیرائی ، داماد با دوستان و هم سالان خود جشنی را برپا می كند.
عروس كشی
صبح فردای مصاحب در جلوی خانه داماد ماشینهای عروس و داماد را تزئین می كنند ، ماشینها بوق زنان به طرف خانه عروس می روند . عروس با ینگه ها منتظر نشسته است ، سپس گلجه (زن برادر) داماد با گلجه عروس چاشو (نوعی روسری مخصوص قرمز رنگ كه عروس باید قبل از سوار شدن به ماشین آن را بر سر بگذارد) را به یكدیگر پرت می كنند و دعوای ساختگی را راه می اندازند در این دعوای ساختگی گلجه داماد و گلجه عروس نام پدر و پدربزرگ عروس و داماد را معرفی می كنند ع سپس گلجه داماد چاشو را گرفته بر سر عروس می گذارد و عروس با دوستان و فامیلان نزدیك خود سوار كجاوه می شود.
البته باید ذكر شود كه كجاوه عروس و داماد جدا است و داماد نیز با دوستان خود سوار می شود . مادر عروس بر روی دو ماشین كجاوه آرد می ریزد به نشانه اینكه سفید بخت شوند . كجاوه بوق زنان به طرف خانه داماد حركت می كند در راه از جلوی هر خانه كه می گذرد اهالی آن خانه خوشبختی عروس و داماد را آرزو می كنند .
وقتی كه عروس را به خانه داماد می آورند با ینگه هایش در یك اتاق می نشینند و همسایه های داماد به دیدن عروس می ایند.
«در ضمن برای عروس و داماد قلب گوسفندی را كباب كرده و به دو نیم تقسیم می كنند . و نصف ان را به عروس و نصف دیگر را به داماد می دهند تا بخورد به این امید كه قلب و دل انها با هم باشد و هیچكس حق خوردن از این كباب را ندارد.»
اوجه
زنان فامیل غذائی به نام چگدرمه (پلو قرمز رنگ شبیه استانبولی) درست می كنند و برای عروس و داماد در ظرفهای جدا می ریزند ، عروس و داماد باید هر كدام از ظرفهای یكدیگر بخورند ، و بعد پیشانی بند پارچه ای و دایره شكلی به نام «آل لانقی» بر سر عروس می گذارند.

اللش درمه
قبل از غروب افتاب دست عروس و داماد را در دست یكدیگر گذاشته ، زنان برای خوشبختی آنان شعر زیر را می خوانند كه در واقع تعیین خط مشی آینده آنها است.
آلا جا كوینگ گیدرمه آرپا چوروك ایدرمه
ساغ الی ساری یاغدا سول الی سوق اوندا
آغز لا قاپدرمه توی نیق لا دپدرمه
چایر كمین چرماشادینگ مل لر كمین اورنا شادینگ
یوزدان یوزدان یوی درادینگ یوزلیگ كوینگ گیدراینگ
آل یانقاقدان آفشادینگ آلا یورغان دفشادینگ
آی یوزلینی سنگا تافشردیم سنی سنی خدایه تافشردیم
ترجمه:
پیراهن بد مپوشان ، نان جو مخوران ، دست راستش در روغن زرد ، دست چپش در آرد بگذار (كنایه از ثروت). نگذار كسی او را نیش بزند ع مثل یونجه به هم بچسبید مثل درخت مو قبه هم بچسبید . پولهای زیادی خرج كند ع پیراهن گرانبها برایش بخر ، از لبهای سرخش بوسه بگیر .
ماه رو را به تو سپردم ، تو را به خدا.
و سه بار این شعر را تكرار می كنند در وسط هر بار دوستان داماد او را می برند و بر می گردانند .
بعد مراسم «چای» است به این معنی كه داماد و دوستان نزدیكش به اتاقی كه عروس در آن نشسته می روند و از دست تازه عروس چای می نوشند و هر كدام هدیه ای می دهند . فلسفه این چای خوردن به این علت است كه چون نو عروس و داماد همدیگر را قبلاً ندیده بودند این افراد و دوستان باعث باز شدن سر صحبت و حرف زدن عروس و داماد می شوند . از طرف دیگر در خانه مادر داماد بین قوم و خویش «سویجلك هالتا» یعنی كیسه های كوچكی كه شیرینی و نقل و سكه در ان است و معمولاً عروس با خود می آورد تقسیم می شود و معمولاً 30 الی 40 تا است .
قایتارمق
فردای روز عروس كشی عروس را به خانه خودشان بر می گردانند. و به مدت یك شب در خانه خودشان می ماند. كه به زبان محلی (قایتارمق) می گویند و فردای همان روز مادر یا خواهر داماد به دنبال عروس می ایند و او را می برند.


01:16 1384/06/25

سلام دوستان

این اولین متنی است که تو وبلاگی می نویسم . نمیدونم ار کجا شروع کنم و چی بنویسم ولی می خوام از کلوب بگم که چطور آشنا شدم و وارد این دنیایه مجازی ایرانیان شدم .

اولین آشنایی

یه روز تو کافی نت دوستانم نشسته بودم که یکی دیگه ار بچه ها اومد و در مورد کلوب حرف زد و گفت که دانشگاه شما هم در این کلوب فعالیت داره. اولش ریاد متوجه حرفاش نشدم ولی بعداً که وارد شدم تازه فهمیدم موضوع از چه قراره و از اون موقع تا حالا  من هم بچه های زیادی رو با این کلوب آشنا کردم و خودم هم یه کلوبی برای دوستان ترکمن خودم ایجاد کردم . 

آره دوستان گلم این بود اولین ورود من به کلوب ( راستی اون موقع باید کسی شما رو دعوت می کرد ولی حالا همه می تونند عضو بشن)

 


کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.