تبلیغات


__
suzii
13 مرداد 87 - 09:38


There are roads which must not be followed,
    armies which must be not attacked, towns which must
    be besieged, positions which must not be contested,
    commands of the sovereign which must not be obeyed.




  • ارسال نظر (0)
sunzii
13 مرداد 87 - 09:37
Hence, when able to attack, we must seem unable;
    when using our forces, we must seem inactive; when we
    are near, we must make the enemy believe we are far away;
    when far away, we must make him believe we are near
ویروس
8 بهمن 86 - 16:38

تازگی‌ها یک ویروس از طریق ِ کامپیوترم بی‌رحمانه درس‌های بزرگی از زندگی را به من می‌آموزد
با هر بار خاموش شدنِ رایانه، تمام ِ فایل‌ها و عکس‌ها و متن‌ها و موزیک‌های ذخیره شده خوبخود بدونِ هشدار ِ قبلی پاک می‌شوند و بصورتِ خودکار در عرض ۵ دقیقه ویندوز ِ جدید نصب می‌شود؛ بی کوچکترین اثری از فولدرهای مذکور در فوق...

 

فایل‌هایم، همه زندگی من هستند و وابستگی‌ام به آنها شدید... و روزی چندین بار این با-ارزشترین‌هایم جلوی چشمانم خودبخود فنا می‌شوند و من دلم...

 

ویروس می‌آموزد به من:
۱- دل نبستن را
۲- وابسته نشدن را
۳- دل کندن را
۴- ...

 

آنقدر پاک شدند و از دست دادم که دیگر از بین رفتنشان مثل ِ سابق آزارم نمی‌دهد! برعکس، خنده‌ام می‌گیرد

 

این روزها چقدر من و رایانه‌ام شبیهِ زندگی شده‌ایم

ax
27 آذر 86 - 21:03

!
26 آذر 86 - 22:33

یه شعر از فریدون مشیری هست که خیلی دوستش دارم ... ولی چون حوصله تایپ کردنش رو نداشتم  اونو  از یه وبلاگ برداشتم !!

( اسم اون وبلاگ رو هم یادم رفت   وگرنه حتما مینوشتمش)

زرد و نیلی و بنفش

سبز و آبی و کبود !

با بنفشه ها نشسته ام

سال های سال

صبح های زود

در کنار چشمه سحر

سر نهاده روی شانه های یکدگر

گیسوان خیس شان به دست باد

چهره ها نهفته در پناه سایه های شرم

رنگ ها شکفته در زلال عطرهای گرم

می تراود از سکوت دلپذیرشان

بهترین ترانه

بهترین سرود !

مخمل نگاه این بنفشه ها

می برد مرا سبک تر از نسیم

از بنفشه زار باغچه

تا بنفشه زار چشم تو که رُسته در کنار هم

زرد و نیلی و بنفش

سبز و آبی و کبود

با همان سکوت شرمگین

با همان ترانه ها و عطرها

بهترین هر چه بود و هست

بهترین هر چه هست و بود !

در بنفشه زار چشم تو

من ز بهترین بهشت ها گذشته ام

من به بهترین بهار ها رسیده ام

ای غم تو همزبان بهترین دقایق حیات من !

لحظه های هستی من از تو پر شده ست

آه !

در تمام روز

در تمام شب

در تمام هفته

در تمام ماه

در فضای خانه ٬ کوچه ٬ راه

در هوا ٬ زمین ٬ درخت ٬ سبزه ٬ آب

در خطوط در هم کتاب

در دیار نیلگون خواب !

ای جدایی تو بهترین بهانه گریستن !

بی تو من به اوج حسرتی نگفتنی رسیده ام

ای نوازش تو بهترین امید زیستن !

در کنار تو

من از اوج لذتی نگفتنی گذشته ام

در بنفشه زار چشم تو

برگ های زرد و نیلی و بنفش

عطرهای سبز و آبی و کبود

نغمه های ناشنیده ساز می کنند

بهتر از تمام نغمه ها و سازها !

روی مخمل لطیف گونه هایت

غنچه های رنگ رنگ ناز

برگ های تازه تازه باز می کنند

بهتر از تمام رنگ ها و رازها !

خوب خوب نازنین من !

نام تو مرا همیشه مست می کند

بهتر از شراب

بهتر از تمام شعرهای ناب !

نام تو ٬ اگرچه بهترین سرود زندگیست

من تو را

به خلوت خدایی خیال خود

«بهترین بهترین من» خطاب می کنم

بهترین بهترین من !

 

 

مادر...
26 آذر 86 - 22:31
کاشکی میشد بهت بگم چه قدر صدات رو دوست دارم
چه قدر مثله بچگی هام لالایی هات رو دوست دارم
سادگی هات رو دوست دارم، خستگی هات رو دوست دارم
چادر نماز و زیر لب، خدا خدات رو دوست دارم
کاشکی رو طاقچه دلت آینه و شمعدون میشدم
تو دشته ابریه چشات یه قطره بارون میشدم
کاشکی میشد یه دشته گل برات لالایی بخونم
یه آسمون نرگس و یاس رو باغه دستات بنشونم
بخواب که می خوام تو چشات ستاره هامو بشمارم
پیشم بمون که تا ابد دنیا رو با تو دوست دارم
دنیا اگه خوب اگه بد، با تو برام دیدنیه
باغه گلهایه اطلسی با تو برام چیدنیه
__