لباس خاکی 2 مرداد 87 - 23:44 |
خاک پای همتونم اگه امشب بتونم......خودمونی براتون یه قصه ای رو بخونم قصه ی امشب من صنعت شعری نداره ....مثل من غریب وتو غصه ها کم میاره ز شراره دل میخونم از تمامیه وجود.... بسم رب شهدا یکی بود یکی نبود یکی بود یکی نبود زیر گنبد کبود .... روز های قصه و غم روزهای قشنگی بود روزهای قشنگی بود روزهاسخت جدایی .... کاشکی جنگ تموم نمیشد میشدیم کربلایی توی جبه و جنگ من با اونا نبودم...... نبودم جنگ ولی من به اونا نزدیک بودم خاطرات پازوکی. محمودوند.موسوی هیچ وفت ز یادم نمیره مرغ دل با دیدن تابوت شهید پر میگیره مادری چشمش به در چرا عزیزم نیومد .........بعد از چند روز پسرش به روی دستها میومد اما بعد از جبه ها ما از اونا جدا شدیم ........لباس خاکی فراموش شدو بی وفاشدیم دست بیعت به شهیدو آرمانش ندادیم..... اون چیزیکه اونا خواستن ماها هیچ وقت نشدیم اونجابا ذکر حسین شبونه محفل میزدن..... همه جا جار میزدن غلام ابن الحسنم ذکر یا ابن العسگری از لباشون دور نمیشد.... غیر از یا مهدی چیزی به دردا مرحم نمیشد |
خدمت سربازی 14 خرداد 87 - 22:09 |
اهل عالم بشنوید این زمزمه .....نام من عبد حسین فاطمه من هوس را از درونم رانده ام..... چون کتاب عاشقی را خوانده ام روز اول تا که چشمم واز شد.... درس عشق عاشقی آغاز شد مادرم صفحه از ذهن مرا میزد ورق.... شیر میدادم به عشق شیر حق دفتر مشقم ز برگ یاس بود.... آب بابایم همان عباس بود گفتم از چه عشق شئن رطبه است....آریا اکنون زمان خدمت است ثبت نام کوی سربازی شدم .....بعد از آن راهی سربازی شدم نام من سرباز کوی عترت است...... دوره ی آموزشی هیئت است پادگانم چادری شد وصله دار ...... سر درش عکس علی با ذوالفقار ارتش حیدر محل خدمتم.....بحر جانبازی پی هر فرصتم قمقمه ام پر ز آب علقمه است .... بی پوتینم پا برهنه بهتر است رنگ پیراهن نه رنگ خاکی است..... زینب آن را دوخته پس مشکی است نام رمز حمله ام یاس علی .... افسر ما فوقم عباس علی یا رفیه بهترین نام شب است .... آن دعای صبحگاه یا زینب است گرچه من سرباز هیچ و ساده ام... سر خوشم مهدی بود فرمانده ام گر چه شد فرمانده ام غایب ولی .....دل خوشم بر نایبش سید علی |
ای ارباب 18 بهمن 86 - 01:13 |
ای ارباب ای شاه عالمین ای نور چشمان من حسین تا من باشم نوکر درت ای سلطان بین الحرمین ابرویت تیغ بلا بود دشمن تو در فنا بود خواهم نباشد در عالمین هرکس که از تو جدا بود ای ی نام تو برای من مدد بود....... عشق من به تو برونه از عدد بود ای دلبرم ای سرورم ای مونس تاج سرم ارباب حسین ارباب حسین ارباب من حسین ... ارباب حسین ارباب حسین ارباب من حسین |
در وصف قهرمان بزرگ کربلا 28 آبان 86 - 23:11 |
کربلا دار النعیم زینب است کعبه خود تحت حریم زینب است عمر زینب وقف مولا بود و بس او به زهرا المثنی بود و بس چهره ی حیدر چو حق آیینه زد سنگ مولارا حسین بر سینه زد عشق با زینب تبانی کرده است رنگ گل را ارغوانی کرده است هست کیش رهبریت کیش او صبر زانو میزند در پیش او همطراز زینب کبری کجاست هر زنی یا زینبی خواندن خطاست زینب کبری ذلیل و خوار نیست از زنان کوچه و بازار نیست کیست او: در رگ سرخ شهیدان شط اوست..... حضرت عباس هم در خط اوست مدعی رسوا شدی گر تاختی......... قهرمان کوفه را نشناختی گر حسن معجز نمایان میکند........ خواهرش تفسیر قرآن میکند ارشیان چون بر حسین دل باختند ..... در آسمانهم زینبیه ساختند
|
خداوندا منم حیران غمینم 21 تیر 86 - 01:08 |
خداوندا منم حیران غمینم خداوندا منم ویران حسینم کجا رفتند عزیزان خمینی برادر های خوب نازنینم بیا ای دل از اینجا پر بگیریم ره کاشانه دیگر بگیریم بیا گل گم گشته دیرین خودرا سراغ از لاله زهرا بگیریم منم دیوانه کوی حسینت منم دم زته ز بوی حسینت منم دل داده ی آن شاه خوبان دلم باشد همی سوی حسینت مرا بهتر بود از پادشاهی گدایی بر سر کوی حسینت |







