تبلیغات


__
معشوق من
13 شهریور 87 - 02:40

 


نه در خواب و نه در خیال

نه در وهم و نه در رویا
نه در دلتنگی و نه در شکیب
نه در وصل و نه در فراق
در هیچکدام ....
تو را نمی جویم

من تو را در هر لحظه ی عمرم
در هر قدم از جاده ی زندگیم
در هر نفسم ، در هر طپش قلبم
بدون جستجو
می یابم.


معشوق های دیگران

تنها وقتی وجود می یابند که عاشقانشان
به آنها می اندیشند
و با فکرشان
با رویایشان
با دلتنگی شان
هست میشوند و جان می گیرند

اما... اما این معشوق من است که به دل عاشقم
حیات می بخشد
نه من به معشوقم
....

تویی سر آمد همه ی معشوقان عالم امکان
تنها تویی که
عــــشق ، عاشـــــــق ، معشـــوق را یکجا در خویش جمع کرده ای
نظیر تو کیست؟!!!ــــ هیچکس ....
نظیر تو نیست ـــــــــ هیچوقت ....




... من ... تو ...


 

۱ـ۲ـ۳.....آمـــــــــــاده ای؟
مسابقه ای ست بین من و تو ..


بین کویر دل من، وسعت بی نهایت مهر تو
تلخی وجود من، شیرینی خنده تو
ناتوانی جسم و جان من ، قدرت وجود تو
بندگی ناچیز و پر خطای من ، آقایی و سروری تو
تاریکی ذهن من ، نور خورشید رخ تو
اشک روان من ، باران بهار تو
دل شکسته من ، صدای آشنای تو
شعله های درد من ، حرارت اشتیاق تو
حرفهای نا گفته ی من ، گوشهای شنوای تو
بی توجهی من ، ابراز میل تو
فنای من ، بقای تا ابد تو
دست نیاز من ، کرم بی حد تو
وحشت من ، همراهی تو
بی لیاقتی من ، کفایت تو
غفلت من ، هشدار تو
نافرمانی من ، صبر تو
گناه من ، ستر تو
پشیمانی من ، درهای رحمت تو
ترس و هراس من ، امن و حرز تو
شوق من ، عطر نگاه تو

تو چون همیشه برنده ای، بی هیچ تردید
و من باز هــــیچ ندارم که تقدیمت کنم ..
جز دلی که با ضربان نبض توست که می طپد
پس تقدیم به تو نازنین ، همراه با
عشق

3502417-md.jpg


  • ارسال نظر (6)
مــــرگ دل ...
8 مرداد 87 - 02:14

چه کسی می داند ؟

چه کسی می خواند؟

مرگ دل را چه کسی می فهمد؟

رهگذر را چه کسی رام نگه می دارد؟

و از آن سوی نسیم

چه کسی با دم مستانه پلی می سازد؟

باز هم سایه عشق

خبر از مرگ دلی می آرد

خبر از سینه غمگین کسی می یارد

سخن از بیش و کم آآآآه اسیری به کفن می آرد

همه جا تاریک است..

سرد و تلخ و خاموش

همه جا بی رنگ است

و در این تاریکی

من به دنبال دلم می گردم

دل من گم شده است

و سر کوچه او

 من پیامی دادم

دوستت دارم "" او ""

و دلم را دریاب

که من از مرگ دلم می ترسم....

 

دلیل غیبتم ...
20 خرداد 87 - 00:21

سلام به همگی دوستانم

روز جمعه 10 خرداد  ناگوارترین و بد یمن ترین روز طول عمرم برای من و خانوادم رقم خورد و برادر عزیزم  رو در یک حادثه ناگوار و مبهم رانندگی از دست دادم این سانحه ناگوار نه تنها من و مادر داغ دیده و برادران و خواهران و همسر و فرزند 3 ساله اش را در غمی عمیق و فراموش نشدنی فرو برد بلکه اکثر همشهریانم را نیز بخاطر از دست دادن پزشکی مردم دوست و وظیفه شناس و عزیز متاثر و اندوهگین ساخت ...

 

 

به این دلیل در خدمت بزرگواران نبودم و فرصت حضور در نت رو نداشتم ...معذرت خواهی میکنم از دوستانی که پیغام دادن و جواب ندادم و یا جویای احوال بودن و نتونستم جواب بدم

 

 

خداوندگار منان شما و خانواده و عزیزانتان رو سالم و موفق قرار دهد ...انشالله

 

زندگی زیباست ...!!!
10 اردیبهشت 87 - 02:04

 

زندگی زیباست ای زیبا پسند

زیبه اندیشان به زیبایی رسند

آنقدر زیباست این بی بازگشت

کز برایش می توان از جان گذشت

 

961878.jpg

 

زندگی زیباست زشتی‌های آن تقصیر ماست

در مسیرش هرچه نازیباست آن تدبیر ماست

زندگی آب روانی است روان می‌گذرد

آنچه تقدیر من و توست همان می‌گذرد

 

44vp4b8.jpg

 

عشق را وارد کلام کنیم تا به هر عابری سلام کنیم

و به هر چهره که تبسم داشت ما به آن چهره احترام کنیم

زندگی در سلام و کوشش است عمر را صرف این پیام کنیم :

عابری شاید عاشقی باشد ..پس به هر عابری سلام کنیم

 

myroom.JPG

 

زندگی زیباست

زندگی آتشکده دیرینه بر جاست

گر بیفروزیش رقص شعله اش از هر کران پیداست

ورنه خاموش است و خاموشی گناه ماست

 

 

**دلاویزترین**
27 فروردین 87 - 01:07

 

از دل افروز ترین روز جهان،

خاطره ای با من هست.

به شما ارزانی :

 

سحری بود و هنوز،

گوهر ماه به گیسوی شب آویخته بود .

گل یاس،

عشق در جان هوا ریخته بود .

من به دیدار سحر می رفتم

نفسم با نفس یاس درآمیخته بود .

***

می گشودم پر و می رفتم و می گفتم : (( های !

 بسرای ای دل شیدا، بسرای .

این دل افروزترین روز جهان را بنگر !

تو دلاویز ترین شعر جهان را بسرای !

 

آسمان، یاس، سحر، ماه، نسیم،

روح درجسم جهان ریخته اند،

شور و شوق تو برانگیخته اند،

تو هم ای مرغك تنها، بسرای !

 

همه درهای رهائی بسته ست،

تا گشائی به نسیم سخنی، پنجرهای را، بسرای !

بسرای ... ))

 

من به دنبال دلاویزترین شعر جهان می رفتم !

***

در افق، پشت سرا پرده نور

باغ های گل سرخ،

شاخه گسترده به مهر،

غنچه آورده به ناز،

دم به دم از نفس باد سحر؛

غنچه ها می شد باز .

 

غنچه ها می رسد باز،

باغ های گل سرخ،

باغ های گل سرخ،

یك گل سرخ درشت از دل دریا برخاست !
چون گل افشانی لبخند تو،

در لحظه شیرین شكفتن !

خورشید !

چه فروغی به جهان می بخشید !

چه شكوهی ... !

همه عالم به تماشا برخاست !

 

من به دنبال دلاویزترین شعر جهان می گشتم !

***

دو كبوتر در اوج،

بال در بال گذر می كردند .

 

دو صنوبر در باغ،

سر فرا گوش هم آورده به نجوا غزلی می خواندند .

مرغ دریائی، با جفت خود، از ساحل دور

رو نهادند به دروازه نور ...

 

چمن خاطر من نیز ز جان مایه عشق،

در سرا پرده دل

غنچه ای می پرورد،

- هدیه ای می آورد -

برگ هایش كم كم باز شدند !

برگ ها باز شدند :

ـ « ... یافتم ! یافتم ! آن نكته كه می خواستمش !

با شكوفائی خورشید و ،

گل افشانی لبخند تو،

آراستمش !

تار و پودش را از خوبی و مهر،

خوشتر از تافته یاس و سحربافته ام :

(( دوستت دارم )) را

من دلاویز ترین شعر جهان یافته ام !

***

 این گل سرخ من است !

دامنی پر كن ازین گل كه دهی هدیه به خلق،

كه بری خانه دشمن !

كه فشانی بر دوست !

راز خوشبختی هر كس به پراكندن اوست !

 

در دل مردم عالم، به خدا،

نور خواهد پاشید،

روح خواهد بخشید . »

 

تو هم، ای خوب من ! این نكته به تكرار بگو !

این دلاویزترین حرف جهان را، همه وقت،

نه به یك بار و به ده بار، كه صد بار بگو !

« دوستم داری » ؟ را از من بسیار بپرس !

« دوستت دارم » را با من بسیار بگو !

 

اعتراض به فیلترینگ مجدد سایت کلوب! (امضا اعتراض)
20 اسفند 86 - 16:57
windowslivewriterd0e8ef1832db-f2a2clooblogo213.gif

سایت کلوب در کمتر از 1 ماه 2 بار به صورت ناگهانی در فهرست فیلترینگ مخابرات قرار گرفت و هم اکنون دسترسی صدها هزار کاربر و میلیون ها بازدید کننده به آن امکان پذیر نیست.

فیلترینگ بدون توضیح و پر از ابهام بزرگترین جامعه مجازی ایرانیان در شرایط فعلی کشور این شاعبه را در ذهن ایجاد می کند که فیلترینگ این سایت، ممکن است بر گرفته از اغراض شخصی باشد. متاسفانه زحمات مدیران این سایت در طی سه سال گذشته که تمام تلاش خود را با همکاری کاربران در پاک و قانونی نگهداشتن فضای آن نموده اند، از بین رفته وحیثیت هزاران کاربر ایرانی نیز زیر سوال رفته است. آیا این چنین باید از کوششهایی جوانان ایرانی برای حضور موثر و موفق در فضای وب ، حمایت کنیم؟؟


از کاربران اینترنت کشورمی خواهیم با فراخواندن دیگران به امضاء این اعتراض ما کاربران اینترنت را در بازیابی حق خویش یاری نمایند ...



http://www.petitiononline.com/cloobflt



Google.jpg&usg=AFQjCNFo1PUbIQmPp6e6SSfEE-QDPGHWwA

طی تماسی که دوستان با اعضای مدیریت سایت کلوب  داشتند ، مطلع شدیم اینبار موضوع جدی تر از این حرفهاست...اینبار از نهاد دیگری دستور فیلترینگ سایت صورت گرفته و خدا میدونه که بهانشون برای اینکار چی بوده!
466712-b1.jpg

ولی چیزی که این وسط اصلا برای حضرات مهم نیست نظر و عقیده بیش از نیم میلیون کاربر این جامعه مجازیه که اوقات فراغتشون رو اینجا پر میکردن...

 

واقعا چه دلیلی برای اینکار وجود داره! مگر نه اینکه این سایت یک سایت داخلی و با رعایت موازین کشور ایران داشت فعالیت میکرد؟!

 

کافیه سری به سایتهای مشابه خارجی بزنید تا عمق فاجعه رو دریابید! سایتهایی که نمونه بارز اون 360 درجه یاهوه که بدون کوچکترین مانعی در دسترس جوونهای ایرانیه!

 

براستی اگر موضوع فساد اخلاقی و شیوع اون در بین جوونهای ایرانیه، چرا نمونه های مشابه این سایت با آزادی کامل دارن به کار خودشون ادامه میدن؟!!!

 

نه دوستان! اوضاع بدتر از این حرفاست... شاید پیشرفت روز افزون سایت و همه گیر شده اون بین کاربران ایرانی باعث رعب و وحشت مسئولین شده... نمیدونم شاید... به هر حال:

 

ما کلیه اعضا سایت کلوب نسبت به فیلتر شدن سایت کلوب و گسترش تدریجی فیلترینگ آن که سایتی مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران و با نظارت و کنترل دقیق مسئولین سایت است اعتراض خود را اعلام میکنیم و رفع فیلترینگ کلوب و زندگی دوم ایرانیان را خواستاریم.


 همچنین در صورت عدم رفع فیلترینگ مسئولین فیلترینگ  کشور در هر نهاد و سرویس دهندگان اینترنت منتظر یک تحریم جدی  از سوی کاربران باشند.



((متاسفانه سایت کلوب دات کام مجددا فیلتر شد و این فیلترینگ رو به گسترش است مسئولین سایت طی تماس با مخابرات آگاه شدند این بار دستور فیلترینگ از نهاد دیگری صادر شده است و در حال پیگیری است.ما اعضای سایت کلوب اعتراض خود را اعلام میکنیم و  استمرار این سیستم فیلترینگ را محکوم میکنیم.))

 

  • ارسال نظر (1)
...
4 آذر 86 - 11:59

 

9.JPG

 

shishe.jpg

 

poet11.jpg

 

2.JPG

bi-to.jpg

r0co44.jpg

 

zendegi.jpg

خداحافظ گل همواره در یادم .. خداحافظ

نگار خوش خط وخالم . پریزادم ..خداحافظ

اگر چه حتم دارم که مرا از یادخواهی برد

ولی هرگز نخواهی رفت از یادم .. خداحافظ

ترا با لحظه های سبز و شیرینت رها کردم

و خود چون برگ پاییزی که افتادم

خداحافظ.خداحافظ ..خداحافظ....

 

لبخند تو خلاصه خوبیها ...
5 بهمن 85 - 16:10

TinyPic image

Image hosting by TinyPic

Image hosting by TinyPic

Image hosting by TinyPic

Image hosting by TinyPic

TinyPic image

TinyPic image

Image hosting by TinyPic

Image hosting by TinyPic

Image hosting by TinyPic

TinyPic image

Image hosting by TinyPic

TinyPic image

Image hosting by TinyPic

گل کاغذی
13 مهر 85 - 12:04

تقدیم به دوستی که ......

Image hosting by TinyPic

من گل خشک کاغذی

تو ابر پاک آسمون

ای آسمونی دل مبند

به این خاکی بی نشون

دست تو دست بارونه

بارون تو نوازشه

صداقت تو عاقبت

به زیر خاکم میکشه

گلی که از دور میبینی

وقتی تو بارون میمونه

یه کاغذ رنگی خیس

به جاش تو گلدون میمونه

تو ساخته دست خدا

از خاک آلوده جدا

من بی بهار و بی خزون

مخلوق دست آدما

برای اون گلی ببار

که مثل من کاغذی نیست

یه لحظه ام نگاه نکن

به کاغذ رنگی خیس

اگه به گلبرگ های من

یه قطره بارون بزنه

همون یه مشت کاغذ خیس

تنها نشونه منه

تو دور از دنیای منی

تو رو که گرم رفتنی

من یک دروغم یک دروغ

از من باید دل بکنی

عشق تو بارون تو هست

اینو نثار من نکن

من یه گل کاغذی ام

فکر بهار من نکن

فکر بهار من نکن

Image hosting by TinyPic

شکوه ای نیست!

شکایت هاتمام شده!

بهانه ای نمونده!

چرا شکایت؟ وقتی کسی برای شکایت نیست!

چرا بهانه؟وقتی بهانه گوش نواز نیست!

چرا گریه؟ وقتی گریه چاره ساز نیست!

Image hosting by TinyPic

چه کسی عمق تنهایی من را حس کرد؟

چه کسی با من بود؟

هیچ کس درک نکرد قلب آواره ی من دیر زمانیست که تنها مانده!

Image hosting by TinyPic

Image hosting by TinyPic

با سقوط دستای تو در تنم چیزی فروریخت

هجرتت اوج صدامو از فراز شاخه آویخت

ای ذلال سبز جاری جای خوب غسل تمهید

بی تو باید مرد و پژمرد زیرخاک باغچه پوسید

فصلی که من باتو ما شدفصل سبزخواهش برگ

فصلی که مابی تو من شدفصل خاکستری مرگ

تو بگو جز تو کدوم رود ناجی لب تشنگی بود

جز تو آغوش کدوم باغ سایه گاه خستگی بود

بی تو باید بی تو باید تا نفس دارم بمانم

من برای گریه کردن شونه هاتو کم میارم

چشم تو با هق هق من با شکستن آشنا نیست

این شکستن بی صدا بود هرشکستن که صدا نیست

ای رفیق ناخوشیها این خوشی باید بمیره

جز تو همراهی ندارم تا شب از من پس بگیره

با تو بدرود ای مسافر هجرت تو بی خطر باد

پرتپش باشد دلی که خون به رگهای تنم داد

فصلی که من با تو ما شد فصل سبز خواهش برگ

فصلی که ما بی تو من شد فصل خاکستری مرگ

Image hosting by TinyPic

Image hosting by TinyPic


Image hosting by TinyPic

سلام
27 مرداد 85 - 14:43





                          
  










امشب هوا بارانی است.
امشب هوا بارانی است و من گریه نمی كنم.
امشب هوا بارانی است و من
نه
من امشب می گریم.
شاید دل گرفته ام،همچو ابر بارنی
گشایشی از گریه شبانه بگیرد.
شاید اشكهایم در میان قطرات باران گم شود.
باران اشكهایم را می شوید.
شاید هیچكس نفهمد كه من گریسته ام.
اما نه
تو حتماًمی فهمی.
فردا كه ببینمت،
صفای آسمان بهاری دلم را خواهی دید
و به نمناكی هوای دلم پی خواهی برد...


گریه درچشمان من طوفان غم دارد ولی
خنده برلب می زنم تا كس نداند راز من



 



 

مردن امر ساده ای است
و از زندگی كردن بسیار آسانتر است

تمام خفقان مرگ

در مقابل یك شك
در مقابل یك حرص
در مقابل یك ترس
در مقابل یك كینه
در مقابل یك عشق
هیچ است
مردن امر ساده ای است
و در مقابل خستگی زندگی

چون سفری است كه
در یك روز تعطیل می كنیم

و دیگر هرگز باز نمی گردیم
!


 

 

 

 


تو زندگی لحظه هایی هست که احساس می کنی دلت واسه یکی تنگ شده

اونقدر که دلت می خواد اونارو از رویاهات بگیری و واقعا بغلشون کنی

وقتی که در شادی بسته میشه، یه در دیگه باز میشه

ولی اغلب اوقات ما اینقدر به در بسته نگاه می کنیم که اون دری رو نمی بینیم که واسمون باز شده

دنبال ظواهر نرو، اونا می تونند گولت بزنند

دنبال ثروت نرو، چون براحتی از کفت میره

دنبال کسی برو که خنده رو رو لبت میشونه

چون فقط یه لبخند میتونه کاری کنه که یک شب تاریک روشن به نظر برسه

اونی رو پیدا کن که باعث میشه قلبت لبخند بزنه

خوابی رو ببین که آرزوشو داری

اونجایی برو که دلت می خواد بری

اونی باش که دلت می خواد باشی

چون تو فقط یه بار زندگی می کنی



آنچنان کز رفتن گل خار می‌ماند به جا
از جوانی حسرت بسیار می‌ماند به جا
آه افسوس و سرشک گرم و داغ حسرت است
آنچه از عمر سبک‌رفتار می‌ماند به جا
کامجویی غیر ناکامی ندارد حاصلی
در کف گلچین ز گلشن، خار می‌ماند به جا
جسم خاکی مانع عمر سبک‌رفتار نیست
پیش این سیلاب، کی دیوار می‌ماند به جا؟
هیچ کار از سعی ما چون کوهکن صورت نبست
وقت آن کس خوش کزو آثار می‌ماند به جا
زنگ افسوسی به دست خواجه هنگام رحیل
از شمار درهم و دینار می‌ماند به جا
نیست از کردار ما بی‌حاصلان را بهره‌ای
چون قلم از ما همین گفتار می‌ماند به جا
عیش شیرین را بود در چاشنی صد چشم شور
برگ صائب بیشتر از بار می‌ماند به جا