- 1
- 2
معشوق من 13 شهریور 87 - 02:40 |
نه در وهم و نه در رویا
من تو را در هر لحظه ی عمرم
تنها وقتی وجود می یابند که عاشقانشان اما... اما این معشوق من است که به دل عاشقم تویی سر آمد همه ی معشوقان عالم امکان
... من ... تو ...
۱ـ۲ـ۳.....آمـــــــــــاده
ای؟ بین کویر دل من، وسعت بی نهایت مهر تو و من باز هــــیچ ندارم که تقدیمت کنم .. جز دلی که با ضربان نبض توست که می طپد پس تقدیم به تو نازنین ، همراه با عشق
|
مــــرگ دل ... 8 مرداد 87 - 02:14 |
چه کسی می داند ؟ چه کسی می خواند؟ مرگ دل را چه کسی می فهمد؟ رهگذر را چه کسی رام نگه می دارد؟ و از آن سوی نسیم چه کسی با دم مستانه پلی می سازد؟ باز هم سایه عشق خبر از مرگ دلی می آرد خبر از سینه غمگین کسی می یارد سخن از بیش و کم آآآآه اسیری به کفن می آرد همه جا تاریک است.. سرد و تلخ و خاموش همه جا بی رنگ است و در این تاریکی من به دنبال دلم می گردم دل من گم شده است و سر کوچه او من پیامی دادم دوستت دارم "" او "" و دلم را دریاب که من از مرگ دلم می ترسم....
|
دلیل غیبتم ... 20 خرداد 87 - 00:21 |
سلام به همگی دوستانم روز جمعه 10 خرداد ناگوارترین و بد یمن ترین روز طول عمرم برای من و خانوادم رقم خورد و برادر عزیزم رو در یک حادثه ناگوار و مبهم رانندگی از دست دادم این سانحه ناگوار نه تنها من و مادر داغ دیده و برادران و خواهران و همسر و فرزند 3 ساله اش را در غمی عمیق و فراموش نشدنی فرو برد بلکه اکثر همشهریانم را نیز بخاطر از دست دادن پزشکی مردم دوست و وظیفه شناس و عزیز متاثر و اندوهگین ساخت ...
به این دلیل در خدمت بزرگواران نبودم و فرصت حضور در نت رو نداشتم ...معذرت خواهی میکنم از دوستانی که پیغام دادن و جواب ندادم و یا جویای احوال بودن و نتونستم جواب بدم
خداوندگار منان شما و خانواده و عزیزانتان رو سالم و موفق قرار دهد ...انشالله
|
زندگی زیباست ...!!! 10 اردیبهشت 87 - 02:04 |
زندگی زیباست ای زیبا پسند زیبه اندیشان به زیبایی رسند آنقدر زیباست این بی بازگشت کز برایش می توان از جان گذشت
زندگی زیباست زشتیهای آن تقصیر ماست در مسیرش هرچه نازیباست آن تدبیر ماست زندگی آب روانی است روان میگذرد آنچه تقدیر من و توست همان میگذرد
عشق را وارد کلام کنیم تا به هر عابری سلام کنیم و به هر چهره که تبسم داشت ما به آن چهره احترام کنیم زندگی در سلام و کوشش است عمر را صرف این پیام کنیم : عابری شاید عاشقی باشد ..پس به هر عابری سلام کنیم
زندگی زیباست زندگی آتشکده دیرینه بر جاست گر بیفروزیش رقص شعله اش از هر کران پیداست ورنه خاموش است و خاموشی گناه ماست
|
**دلاویزترین** 27 فروردین 87 - 01:07 |
از دل افروز ترین روز جهان، خاطره ای با من هست. به شما ارزانی :
سحری بود و هنوز، گوهر ماه به گیسوی شب آویخته بود . گل یاس، عشق در جان هوا ریخته بود . من به دیدار سحر می رفتم نفسم با نفس یاس درآمیخته بود . *** می گشودم پر و می رفتم و می گفتم : (( های ! بسرای ای دل شیدا، بسرای . این دل افروزترین روز جهان را بنگر ! تو دلاویز ترین شعر جهان را بسرای !
آسمان، یاس، سحر، ماه، نسیم، روح درجسم جهان ریخته اند، شور و شوق تو برانگیخته اند، تو هم ای مرغك تنها، بسرای !
همه درهای رهائی بسته ست، تا گشائی به نسیم سخنی، پنجرهای را، بسرای ! بسرای ... ))
من به دنبال دلاویزترین شعر جهان می رفتم ! *** در افق، پشت سرا پرده نور باغ های گل سرخ، شاخه گسترده به مهر، غنچه آورده به ناز، دم به دم از نفس باد سحر؛ غنچه ها می شد باز .
غنچه ها می رسد باز، باغ های گل سرخ، باغ های گل سرخ، یك گل سرخ درشت از دل دریا برخاست ! در لحظه شیرین شكفتن ! خورشید ! چه فروغی به جهان می بخشید ! چه شكوهی ... ! همه عالم به تماشا برخاست !
من به دنبال دلاویزترین شعر جهان می گشتم ! *** دو كبوتر در اوج، بال در بال گذر می كردند .
دو صنوبر در باغ، سر فرا گوش هم آورده به نجوا غزلی می خواندند . مرغ دریائی، با جفت خود، از ساحل دور رو نهادند به دروازه نور ...
چمن خاطر من نیز ز جان مایه عشق، در سرا پرده دل غنچه ای می پرورد، - هدیه ای می آورد - برگ هایش كم كم باز شدند ! برگ ها باز شدند : ـ « ... یافتم ! یافتم ! آن نكته كه می خواستمش ! با شكوفائی خورشید و ، گل افشانی لبخند تو، آراستمش ! تار و پودش را از خوبی و مهر، خوشتر از تافته یاس و سحربافته ام : (( دوستت دارم )) را من دلاویز ترین شعر جهان یافته ام ! *** این گل سرخ من است ! دامنی پر كن ازین گل كه دهی هدیه به خلق، كه بری خانه دشمن ! كه فشانی بر دوست ! راز خوشبختی هر كس به پراكندن اوست !
در دل مردم عالم، به خدا، نور خواهد پاشید، روح خواهد بخشید . »
تو هم، ای خوب من ! این نكته به تكرار بگو ! این دلاویزترین حرف جهان را، همه وقت، نه به یك بار و به ده بار، كه صد بار بگو ! « دوستم داری » ؟ را از من بسیار بپرس ! « دوستت دارم » را با من بسیار بگو !
|
اعتراض به فیلترینگ مجدد سایت کلوب! (امضا اعتراض) 20 اسفند 86 - 16:57 | ||
سایت کلوب در کمتر از 1 ماه 2 بار به صورت ناگهانی در فهرست فیلترینگ مخابرات قرار گرفت و هم اکنون دسترسی صدها هزار کاربر و میلیون ها بازدید کننده به آن امکان پذیر نیست. فیلترینگ بدون توضیح و پر از ابهام بزرگترین جامعه مجازی ایرانیان در شرایط فعلی کشور این شاعبه را در ذهن ایجاد می کند که فیلترینگ این سایت، ممکن است بر گرفته از اغراض شخصی باشد. متاسفانه زحمات مدیران این سایت در طی سه سال گذشته که تمام تلاش خود را با همکاری کاربران در پاک و قانونی نگهداشتن فضای آن نموده اند، از بین رفته وحیثیت هزاران کاربر ایرانی نیز زیر سوال رفته است. آیا این چنین باید از کوششهایی جوانان ایرانی برای حضور موثر و موفق در فضای وب ، حمایت کنیم؟؟
![]() طی تماسی که دوستان با اعضای مدیریت سایت کلوب داشتند ، مطلع شدیم اینبار موضوع جدی تر از این حرفهاست...اینبار از نهاد دیگری دستور فیلترینگ سایت صورت گرفته و خدا میدونه که بهانشون برای اینکار چی بوده! ![]() ولی چیزی که این وسط اصلا برای حضرات مهم نیست نظر و عقیده بیش از نیم میلیون کاربر این جامعه مجازیه که اوقات فراغتشون رو اینجا پر میکردن...
واقعا چه دلیلی برای اینکار وجود داره! مگر نه اینکه این سایت یک سایت داخلی و با رعایت موازین کشور ایران داشت فعالیت میکرد؟!
کافیه سری به سایتهای مشابه خارجی بزنید تا عمق فاجعه رو دریابید! سایتهایی که نمونه بارز اون 360 درجه یاهوه که بدون کوچکترین مانعی در دسترس جوونهای ایرانیه!
براستی اگر موضوع فساد اخلاقی و شیوع اون در بین جوونهای ایرانیه، چرا نمونه های مشابه این سایت با آزادی کامل دارن به کار خودشون ادامه میدن؟!!!
نه دوستان! اوضاع بدتر از این حرفاست... شاید پیشرفت روز افزون سایت و همه گیر شده اون بین کاربران ایرانی باعث رعب و وحشت مسئولین شده... نمیدونم شاید... به هر حال:
ما کلیه اعضا سایت کلوب نسبت به فیلتر شدن سایت کلوب و گسترش تدریجی فیلترینگ آن که سایتی مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران و با نظارت و کنترل دقیق مسئولین سایت است اعتراض خود را اعلام میکنیم و رفع فیلترینگ کلوب و زندگی دوم ایرانیان را خواستاریم. همچنین در صورت عدم رفع فیلترینگ مسئولین فیلترینگ کشور در هر نهاد و سرویس دهندگان اینترنت منتظر یک تحریم جدی از سوی کاربران باشند. ((متاسفانه سایت کلوب دات کام مجددا فیلتر شد و این فیلترینگ رو به گسترش است مسئولین سایت طی تماس با مخابرات آگاه شدند این بار دستور فیلترینگ از نهاد دیگری صادر شده است و در حال پیگیری است.ما اعضای سایت کلوب اعتراض خود را اعلام میکنیم و استمرار این سیستم فیلترینگ را محکوم میکنیم.)) | ||
... 4 آذر 86 - 11:59 |
خداحافظ گل همواره در یادم .. خداحافظ نگار خوش خط وخالم . پریزادم ..خداحافظ اگر چه حتم دارم که مرا از یادخواهی برد ولی هرگز نخواهی رفت از یادم .. خداحافظ ترا با لحظه های سبز و شیرینت رها کردم و خود چون برگ پاییزی که افتادم خداحافظ.خداحافظ ..خداحافظ....
|
لبخند تو خلاصه خوبیها ... 5 بهمن 85 - 16:10 |
گل کاغذی 13 مهر 85 - 12:04 |
تقدیم به دوستی که ...... من گل خشک کاغذی تو ابر پاک آسمون ای آسمونی دل مبند به این خاکی بی نشون دست تو دست بارونه بارون تو نوازشه صداقت تو عاقبت به زیر خاکم میکشه گلی که از دور میبینی وقتی تو بارون میمونه یه کاغذ رنگی خیس به جاش تو گلدون میمونه تو ساخته دست خدا از خاک آلوده جدا من بی بهار و بی خزون مخلوق دست آدما برای اون گلی ببار که مثل من کاغذی نیست یه لحظه ام نگاه نکن به کاغذ رنگی خیس اگه به گلبرگ های من یه قطره بارون بزنه همون یه مشت کاغذ خیس تنها نشونه منه تو دور از دنیای منی تو رو که گرم رفتنی من یک دروغم یک دروغ از من باید دل بکنی عشق تو بارون تو هست اینو نثار من نکن من یه گل کاغذی ام فکر بهار من نکن فکر بهار من نکن شکوه ای نیست! شکایت هاتمام شده! بهانه ای نمونده! چرا شکایت؟ وقتی کسی برای شکایت نیست! چرا بهانه؟وقتی بهانه گوش نواز نیست! چرا گریه؟ وقتی گریه چاره ساز نیست! چه کسی عمق تنهایی من را حس کرد؟ چه کسی با من بود؟ هیچ کس درک نکرد قلب آواره ی من دیر زمانیست که تنها مانده! با سقوط دستای تو در تنم چیزی فروریخت هجرتت اوج صدامو از فراز شاخه آویخت ای ذلال سبز جاری جای خوب غسل تمهید بی تو باید مرد و پژمرد زیرخاک باغچه پوسید فصلی که من باتو ما شدفصل سبزخواهش برگ فصلی که مابی تو من شدفصل خاکستری مرگ تو بگو جز تو کدوم رود ناجی لب تشنگی بود جز تو آغوش کدوم باغ سایه گاه خستگی بود بی تو باید بی تو باید تا نفس دارم بمانم من برای گریه کردن شونه هاتو کم میارم چشم تو با هق هق من با شکستن آشنا نیست این شکستن بی صدا بود هرشکستن که صدا نیست ای رفیق ناخوشیها این خوشی باید بمیره جز تو همراهی ندارم تا شب از من پس بگیره با تو بدرود ای مسافر هجرت تو بی خطر باد پرتپش باشد دلی که خون به رگهای تنم داد فصلی که من با تو ما شد فصل سبز خواهش برگ فصلی که ما بی تو من شد فصل خاکستری مرگ
|
سلام 27 مرداد 85 - 14:43 | ||||||||||||
|















































