فروش به صورت نقد و اقساط انواع پرفروش ترین رایانه های سال با گارانتی معتبرو قیمت مناسب 15 شهریور 87 - 15:13 |
فروش به صورت نقد و اقساط انواع پرفروش ترین رایانه های سال با گارانتی معتبرو قیمت مناسب
تماس تا 3 هفته، بهشتی 09127073112
لیست قطعات و اطلاعات بیشتر را می توانید در وب لاگ های 2و 3 مشاهده کنید.
قیمت نقدی
P4 2800 intel : 480000 RLS (سیستم شماره 7 ) P4 3000 intel : 5170000 RLS (سیستم شماره 6 ) P4 3200 intel : 5580000 RLS (سیستم شماره 5 ) P4 3200 intel : 6230000 RLS (سیستم شماره 4 ) P4 3400 intel : 6670000 RLS (سیستم شماره 3 ) P4 3600 intel : 7260000 RLS (سیستم شماره 2 ) DUALcore intel : 8480000 RLS (سیستم شماره 1 )
توجه: کلیه قطعات مورد مصرف اورجینال و اصل می باشد و بدیهی است که در صورت درخواست قطعات غیر اورجینال از قیمت کل کاسته میشود. - در صورت خرید نقدی مبلغ 250000 ریال از قیمت کل کاسته می شود.
شرایط اقساط پیش قسط: حداقل یک سوم مبلغ کل می باشد که به صورت نقدی دریافت می گردد.(افزایش مبلغ پیش قسط باعث کاهش مبلغ اقساط و درصد آن می گردد.) تعداد اقساط:4 ماهه،6ماهه،8 ماهه،10 ماهه و 12 ماهه می باشد که سود اقساط 4 ماهه (یا کمتر) ماهیانه 5/2 % و الباقی 3% محاسبه می شود.(که به عنوان هزینه گارانتی دریافت می شود) شرایط چک ها: هر ماه یک فقره چک یا هر 2 ماه یک فقره (که تاریخ چک اول 45 روزه و باقی چکها به فاصله های 2 ماهه بعد از چک اول) و برای چکهای کارمندی هر سه ماه یک فقره چک کافیست( که تاریخ چک اول 2 ماهه و باقی چکها به فاصله های 3 ماهه بعد از چک اول می باشد.)
|
ادامه آگهی فروش کامپوتر و قطعات 15 شهریور 87 - 15:10 | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
لیست پرفروش ترین رایانه های سال
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
ادامه آگهی فروش کامپیوتر و قطعات 15 شهریور 87 - 15:09 | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
انتخاب قطعات به دلخواه مشتری می باشد.
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
.............. 8 شهریور 86 - 17:20 |
خدایا ، فقط تو " هر گاه دلم رفت تا محبت کسی را به دل بگیرد، تو او را خراب کردی، خدایا، به هر که و به هرچه دل بستم، تو دلم را شکستی، عشق هر کسی را که به دل گرفتم، تو قرار از من گرفتی، هر کجا خواستم دل مضطرب و دردمندم را آرامش دهم، در سایه امیدی، و به خاطر آرزویی، برای دلم امنیتی به وجود آورم، تو یکباره همه را برهم زدی، و در طوفان های وحشتزای حوادث رهایم کردی، تا هیچ آرزویی در دل نپرورم و هیچ خیری نداشته باشم و هیچ وقت آرامش و امنیتی در دل خود احساس نکنم... تو این چنین کردی تا به غیر از تو محبوبی نگیرم و به جز تو آرزویی نداشته باشم، و جز تو به چیزی یا به کسی امید نبندم، و جز در سایه توکل به تو، آرامش و امنیت احساس نکنم... خدایا ترا بر همه این نعمتها شکر می کنم."
ارزش هر كس همان است كه می داند!... دوست من ای دوست من ، من آن چیزی نیستم كه می نمایم.نمود پیراهنی است كه به تن دارم- پیراهنی بافته ز جان كه مرا از پرسشهای تو و تو را از فراموشی من در امان می دارد. آن "من"ی كه در من است ای دوست ، در خانه خاموشی ساكن است و تا ابد همانجا می ماند ، ناشناس و درنیافتنی. من نمی خواهم هرچه می گویم باور كنی و هر چه می كنم بپذیری – زیرا سخنان من چیزی جز صدای اندیشه های تو و كارهای من چیزی جز عمل آرزوهای تو نیستند. هنگامی كه تو میگویی "باد به مشرق می وزد" من می گویم "باد به مشرق می وزد"، زیرا نمی خواهم تو بدانی كه اندیشه من در بند باد نیست ، بلكه در بند دریاست. تو نمیتوانی اندیشه های دریایی مرا دریابی و من هم نمی خواهم كه تو دریابی.می خواهم در دریا تنها باشم. دوست من ،وقتی كه نزد تو روز است ، نزد من شب است ، با این همه من از رقص روشنایی نیمروز بر مزار تپه ها سخن می گویم و از سایه بنفشی كه دزدانه از دره می گذرد ، زیرا كه تو ترانه های تاریكی مرا نمی شنوی و سایش بال های مرا بر ستارگان نمی بینی – من گویی نمی خواهم تو ببینی یا بشنوی. می خواهم با شب تنها باشم. هنگامی كه تو به آسمان خودت فرا می شوی من به دوزخ خودم فرو می روم- حتی در آن هنگام تو از آن سوی مغاك بی گذر مرا آواز می دهی " همراه من ، رفیق من " و من در پاسخ تو آواز می دهم " رفیق من ،همراه من "- زیرا من نمی خواهم تو دوزخ مرا ببینی. شراره اش چشمت را می سوزاند و دودش مشامت را می آزارد. و من دوزخم را بیش از آن دوست می دارم كه بخواهم تو به آنجا بیایی ، می خواهم در دوزخ تنها باشم. تو به راستی و زیبایی و درستی مهر می ورزی ، و من از برای خاطر تو می گویم كه مهر ورزیدن به اینها خوب و زیبنده است . ولی در دل خودم به مهر تو می خندم . گرچه نمی خواهم تو خنده ام را ببینی . می خواهم تنها بخندم . دوست من ، تو خوب و هشیار و دانا هستی ، یا نه ، تو در عین كمالی – و من هم با تو از روی دانایی و هشیاری سخن می گویم ، گرچه من دیوانه ام. ولی دیوانگی ام را می پوشانم. می خواهم تنها دیوانه باشم. دوست من ، تو دوست من نیستی ،ولی من چگونه اینرا به تو بفهمانم؟ راه من راه تو نیست ،گرچه با هم راه می رویم ، دست در دست.
هیچ كس درنمی یابد كه عشق ، همان چیزی است كه همواره داده می شود و پذیرفته نمی شود.
هربار كه دو عاشق با هم ملاقات می كنند ، در حقیقت چهار آوا هستند كه سخن می گویند. دو تا ار آنهایی كه مرئی هستند ، رابطه ای متفاوت از دو آوائی دارن كه نامرئی هستند. شاید دو آوای مرئی ،مشغول بحثی خشونت بار در زمینه مسائل مادی باشند ، اما ارواح آنها در صلح هستند و آرزو دارند به یكدیگر نزدیك تر شوند.
اشخاصی كه به اجبار می كوشند جالب باشند ، بیش تر از همیشه نفرت انگیز می شوند.
دوست داشتن را آموخته ام . هنگامی كه مهرورز نباشیم ، یا آن گاه كه احساس خوبی نداریم ، همیشه تلاش می كنیم خود را مشغول نگاه داریم و نمی گذاریم رشد درونی ما رخ دهد ، چون می كوشیم آنرا رها كنیم. میرسد روزی که مرگ عشق را باور کنی میرسد روزی که بی من لحظه ها را سر کنی میرسد روزی که بی من در کناره عکس من شعر های کهنه ام را مو به مو از بر کنی |







