به یاد گذشته ها برای با تو بودن! 5 بهمن 86 - 23:33 |
آدم عزیزانشو فراموش نمیکنه بلکه به ندیدنشون عادت میکنه.....تقدیم به کسی که عادت به ندیدنش مثل فراموش کردنش غیرممکنه
باز كن پنجره را
* قاصدكی فرستادم فوت كرده ام بر آن تا برایت سلام آورد كه بتابد بر تو باران آورد جاری شود برتو سبزی سبزه ها را بر دوشش گذاشته ام و درختی كه سایبانت باشد باز كن پنجره را * آدما از آدما زود سیر میشن آدما از عشق هم دلگیر میشن آدما رو عشقشون پا میذارن آدما آدمو تنها میذارن منو دیگه نمیخوای خوب میدونم تو کتاب دلت اینو میخونم یادته اون عشق رسوا یادته اون همه دیوونگی ها یادته تو میگفتی که گناه مقدسه اول و آخر هر عشق هوسه آدما آی آدمای روزگار چی میمونه از شماها یادگار دیگه از بگو مگو خسته شدم من از اون قلب دو رو خسته شدم نمیخوای بمونی توی این خونه چشم تو دنبال چشمای اونه همه حرفای تو یک بهونه س اون جهنمی که میگن این خونه س هی فلانی.... می دانی؟... می گویند رسم زندگی چنین است!!!!!!! می آیند....... می مانند....... عادتت می دهند....... و می روند....... و تو در خود می مانی....... و تو تنها می مانی....... راستی نگفتی؟ رسم تو نیز چنین است؟ مثل همه ی فلانی ها
قلبم رو شكستی ولی من بیشتر از قبل دوستت دارم میدونی چرا ؟؟؟ چون حالا هر تیكه از قلبم تورو جداگونه دوست داره
توی راه عاشقی فرصت تردیدی نیست میدونی تو قلب من نقطه ی تزویری نیست گریه ی شبونه رو جز تو که تسکینی نیست مثل این شکسته دل هیچ دل غمگینی نیست تو چه دیدی که بریدی تو ز هم پاشیدی تو چه بیهوده ز من رنجیدی به چه جرمی چه گناهی تو منو سوزوندی غم عالم به دلم کوبوندی به تو نفرین دل عاشق دل زار تو منو غرق خجالت کردی منه آزاده ی مغرور و ببین تو چطور بنده ی عادت کردی به تو نفرین دل عاشق دل زار تو منو غرق خجالت کردی منه آزاده ی مغرور و ببین تو چطور بنده ی عادت کردی تو چه دیدی که بریدی تو ز هم پاشیدی تو چه بیهوده ز من رنجیدی به چه جرمی چه گناهی تو منو سوزوندی غم عالم به دلم کوبوندی دوباره دل حواس با تو بودن کرده
نگو این دل دوری عشقتو باور کرده دل من خسته از این ، دست به دعا ها بردن همه آرزو هام با رفتن تو مردن حالا من یه آرزو دارم تو سینه که دوباره چشم من تو را ببینه حالا من یه آرزو دارم تو سینه که دوباره چشم من تو را ببینه واسه پیدا کردنت تن به دل صحرا میدم آخه تو رنگه چشات هیبت دنیا را دیدم توی هفت تا آسمون تو تک ستاره منی به خدا ناز دو چشمتو را به دنیا نمیدم حالا من یه آرزو دارم تو سینه که دوباره چشم من تو را ببینه دوباره دل هوا ی با تو بودن کرده نگو این دل دوری عشق تو را باور کرده دل من خسته از این دست به دعا ها بردن همه آرزو هم با تو مردن حالا من یه آرزو دارم تو سینه که دوباره چشم من تو را ببینه
آرزویم اینست ...
نتراود اشک در چشم تو هرگز مگر از شوق زیاد... نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز... و به اندازه هر روز تو عاشق باشی عاشق آنکه تو را می خواهد و به لبخند تو از خویش رها می گردد و تو را دوست بدارد به همان اندازه که دلت می خواهد... یادمه یه آرزو بود٬همیشه موندن با هم
واسه زخم دل تنهام٬یادمه تو بودی مرهم ولی اون روزا گذشته٬دیگه نیستی که بدونی کاش می شد بهت می گفتم٬من میخوام پیشم بمونی با یه دنیا اشک و غصه٬نمی خوام بی تو بمونم توی این غروب دلگیر٬شعر رفتن و بخونم ولی اون روزا گذشته٬شاید از یاد تو رفتم کاشکی بودی و می دیدی٬من هنوز عاشقت هستم من صداتو نشنیدم٬نم اشکاتو ندیدم توی آشیون قلبت٬من نموندم و پریدم ولی امروز یاد عشقت منو تنها نمی ذاره لحظه های بی تو بودن٬تو رو یاد من میاره من همونم که چشاتو ٬ پر اشک و گریه کردم حالا راه شهر عشق و ٬ من نرفته بر می گردم بر میگردم تا همیشه٬قدر احساسو بدونم شایدم همیشه باید٬بی تو من تنها بمونم
چه بیهوده نوشتم این سطرها را که تو هرگز نخواندی....
چه بیرحمانه زود میگذرند این سالهایی که باید لحظه لحظه هاشان سرشار از شور جوانی باشند و نیستند.. برمی گردم و گذشته ها را همچون صدای زوزوه ی باد پائیزی میشنوم.. من و تو فاصله را رعایت کرده ایم و من نفهمیدم در گذشت این سالها چطور مهِ غم چشمانم را اینچنین پوشاند .. هرگز خودم را به خاطر قفسی که از بایدها و نبایدها دور خودم ساخته ام ، نبخشیدم... من در شادترین لحظاتم ، غمناکم.. عشق عجیب من به تو راز تلخ نگاهِ من است که هر غریبه ای غم آنرا حس میکند .. ما دیدارها را از هم دریغ می کردیم چون "فاصله" واژه ی مقدسمان بود.
روزها و ماههای بی خبری از تو.. کبریت هر لحظه را روشن کرده ام و آنقدر چشمانم از اشک تار بوده که بارها انگشتان روحم را سوزانده ام .. من قطره قطره به خاموشی نزدیک شده ام ..
از دلــی بیگانه منـت می کشم هر چه هست از دست تنهایی می کشم گریه را تا مرگ وسعت می دهم غصه را تا مرز بـی نهایت می کشم ر چه هست از دست این تنهایی لحظه های بی طراوت خیلی می کشم محنت از نامـحرمان این دیار سالها از روی عادت ، تنهایی می کشم در کتاب غربت شبهای تنهاییم خط سرخی بر روی اصالت می کشم گاهگـاهی روحـم تب می کند زندگی را در زندان تنهایی می کشم این فصل تنهای ام
|
تو به این چی میگی؟! 17 شهریور 86 - 23:29 |
یکی بود یکی نبود.
بعدها به یه دوست خوب ارتقا پیدا كرد.
که بهش نشون بدم که دوستش دارم.
شب و روز دیگه واسم فرقی نداشت چه ساعتی از روز باهاش حرف بزنم.
یه روز از روزا خیلی ناراحت و خسته بود .
ازش پرسیدم طوری شده.
گفت بین رابطه دو نفر گیر كردم!
یكی عاشق و یكی دیگه پر از تنفر.
برای خلاصی از این موضوع و ناراحتی كه براش پیش اومده بود من نشانی عاشق رو ازش گرفتم.
نمی تونستم ناراحتی ش رو حس كنم و ببینم.
با اونی كه عاشق بود ارتباط بر قرار كردم تا شاید منصرفش كنم!
بعد از ساعت ها و روزهای كه باهاش حرف میزدم و میزنم نتونستم راضیش كنم عشقی كه یكطرفه س به درد نمیخوره ولش كن و ..........
شاید بزرگترین اشتباه زندگی رو مرتكب شدم.
بعد دو هفته همون اتفاق واسه خودم رخ داد و تا به امروز منتظر یك سلام از طرف یك دوست.
دوستی كه تمام وقت و فكرم رو مشغول خودش كرده بود.
هر چی بود امتحان خدا بود.
نمی دونم بگم خدا من مثل اون عاشق هستم یا نیستم .
نمی دونم بگم من طاقتش رو داشتم و اون حرفا رو به اون زدم تا منصرف ش كنم یا نداشتم ، یا فقط وانمود میكنم كه دارم.
هر چی باشه تو بهتر از من می دونی.
چی بگم ، بگم اشتباه كردم كه میخواستم یك دل عاشق رو پر از تنفر بكنم .
آره میگم اشتباه كردم.
شاید میتونستم اون قلب پر از تنفر رو عاشق كنم و نكردم.
حالا من از كدومشون حلالیت بخوام.
از اون عاشق! یا از اون قلب پر از تنفر!
از محمد حلالیت میخوام كه شاید مسیر زندگیش رو تغییر دادم.
محمد حلالم كن ، حلالم كن چون عاشق درست حسابی نبودم تا از دل یه عاشق با خبر باشم.
فقط امیدوارم به عشقت برسی و منو فراموش كنی. فراموش كنی كه با شخصی مثل من آشنا شدی.
قول میدم از راه حل های مثبت فكرم استفاده كنم تا منفی.
خدااااااااااااااا بـــــــبــــــــــخــــــــش منووووووووووو.
|
دیروز، امروز، فردا! 23 اسفند 85 - 01:04 |
حالم از خودم بهم میخوره وقتی میبینم که...
كوچه لره سو سپ میشم كوچه لره سو سپ میشم
گئتمه گئتمه گل گؤزل یار...
یورولدم
یورولدوم ماهسون
دفتر خاطرات هرگاه دفتر محبت را ورق زدی و هرگاه زیر پایت خش خش برگها را احساس كردی هرگاه در میان ستارگان آسمان تك ستاره ای خاموش دیدی برای یكبار در گوشه ای از ذهن خود نه به زبان بلكه از ته قلب خود بگو: یادت بخیر
|
23 اسفند 85 - 01:01 |
گیرم بازم بیای
عشق برتر است یا دوست داشتن! اكثر شما با چنین سئوالی برخورد داشتید، یا برای خودتون مطرح كردید و یا در جمعی به بحث در موردش پرداختید! معمولا" كسانی كه با فردی ارتباطی برقرار می كنن در تشخیص جایگاه اون فرد دچار مشكل میشن و این بیشتر در اونهای رخ میده كه هنوز به مقوله طبقه بندی ارزش ها نرسیده اند و در ابهام قرار دارن كه حسی رو كه دارن در كدوم طبقه قرار بدن كه اشتباه در اون شاید ضربه روحی به هر دو طرف وارد كنه! مشكل ما اینجاست كه عشق و دوست داشتن رو از هم جدا می دونیم و وجود هر كدوم رو نفی دیگری! در حالی كه اینطور نیست! دوست داشتن مكمل عشق هست یعنی اگه دوست داشتنی در بین نباشه عشقی هم نمی تونه به وقوع بپیونده.پس میشه نتیجه گرفت منشاء عشق دوست داشتن هست و فقط جایگاه اونها با هم فرق داره!
با یك مثال ساده شاید قانع شدید همتون تا مرحله ای درس خوندید و مدرك گرفتید! حالا به نظر شما مدرك دكترا بهتره یا كارشناسی؟ خب هر عاقلی می دونه كه دكترا اما برای اینكه به اون مرحله برسه باید مراحلی رو طی كنه! كه اینجا من مینویسم! آموزش های دوران بچگی، مهد كودك، دوران ابتدایی،دوران راهنمایی، دوران دبیرستان، دوره پیش دانشگاهی، دوره پشت كنكور موندن پس باید همیشه در زندگی مرحله به مرحله پیش بریم تا موفق تر باشیم اون های كه امروز فردی رو میبینن فرداش عاشق ش میشن مثل این میمونن كه فردی رو كه فاقد تجربه هست رو بذارن سر میز مدیریت كه تا مدت ها نشه تاوان كارهاش رو پس داد!دیگه چیزی به ذهنم نمیرسه و كم كم مطالب داره از حرف اصلی دور میشه. ای تنبلا چقدر میخوابین ساعت 5:35 دقیقه هستش
وحیــــــد
سطل زباله دانی تا حالا براتون اتفاق افتاده كه در دوستی ها و یا روابط عاشقانه به این قسمت از ذهن تبعید بشید!؟بدتر از اون اینكه ندونید چرا و به چه دلیل به این درجه نایل شدید! طرف صحبت هام بیشتر با اون های هست كه فعلا" تو آشغال دونی تشریف دارن اینكه چه مدت در سطل زباله دونی یك شخص باقی بمونید به خودتون بر میگرده! شاید به خاطر عمق روابط و احترام و ارزشی كه برای شخص مورد نظر قائل هستید مدت زمانش فرق كنه! بیشتر دنبال این باشید كه این وضعیت مقطعی هست یا دائمی. اگه مقطعی بود بذارید فكرش آزاد باشه هر از چند گاهی در مناسبت های بخصوصی و یا به بهانه های مختلفی نشون بدید كه هنوزم تو فكرش هستین و كسی دیگه ای رو نذاشتید به زندگی تون وارد بشه(دفعات اش كمتر باشه بیشتر جواب میده) اما اگه دائمی بود كه بیشتر در روابط عشق و عاشقی میشه بطور حتم مطمئن شد بی خیالش بشین! یكی نیست بگه اگه بیخیال نشیم چیكار كنیم! هستن كسائی كه بعضا" چندین سال بعد از ازدواج طرف مقابل هنوزم عشق اول رو در سر می پرونن حتی در بعضی موارد خودشون بعد از ازدواج و بچه دار شدن بازم دنبال رویاهای قدیمی هستن شما با خواستن های مكرر و پیگیری های پی در پی شاید بتونید فرد مورد نظر رو راضی كنید! اما شما با این كارتون نشون دادید كه اون طرف سنگین ترازو هست و راه هر كاری و هر چیزی رو براش باز گذاشتید. من خودم به شخصه دنبال چنین مواردی نمی رم حتی اگه بدونم فرشته رویاهام باشه اون دسته از افرادی كه شخصیت و ارزش های مختلف شما رو زیر پا گذاشتن حتی بعد از عادی سازی روابط نمی تونن گزینش مناسبی براتون باشن چون تمام فیلترها رو از روی خودشون برداشتن و شما باید هر لحظه منتظر توهین و تحقیرهای بعدی باشید! شاید در اوایل تحمل چنین مسائلی (اونم فقط به خاطر دوست داشتنی كه احساس می كنید) رو داشته باشید! اما شما در مقابل دیگران ارزش خاصی برای خودتون دارید كه با مواجه شدن با این مسائل به مراتب از اون كاسته میشه! چرا كه با توهین به شما به دلایلی همین توهین به اونها هم خواهد شد. مثلا" توهین به مقدسات، توهین به نژاد و زبان و فرهنگ و زادگاه و پیشینه خانوادگی و غیره! اصولا" اونهای كه برای خودشون و اطرافیانشون ارزش قائل هستند و به قول معرف بی بته نیستن دست به چنین كاری نمی زنن!
نتیجه: آگاهی از مقطعی بودن و یا دائمی بودن قطع ارتباط(توصیه میكنیم زود تصمیم نگیرید) كنار گذاشتن اون های كه به بهانه های مختلفی شما رو كنار گذاشتن! شما شاید بتونید مشكل مادی، فرهنگی،لهجه، قیافه و ...... رو رفع كنید اما گذشته خودتون رو كه چندین سال در این وضعیت زندگی كردید رو نمی تونید!(مفهوم اینو زمانی كه اختلافی بینتون هست رو بیشتر متوجه میشید) كنار گذاشتن اونهای كه به شخصیت و ارزش هاتون توهین كردن(یعنی براتون ارزش قائل نیستن) بعد از وارد شدن به این مرحله موی دماغش نشین چون خود به خود بوی تعفن میدید و كم كم همه درها رو به روی خودتون می بندید! در اون مواردی كه امیدی برای بازگشت هست این كه هر از گاهی نشون بدید كه در فكر هستید كافی هست. كه نتیجه اون بستگی به دلیل قطع رابطه داره! اگه قابل بخشش باشه خود به خود روابط عادی میشه اما اگه نباشه برید دنیال یكی كه باهاش مشكلی ندارید
وحیـــــــــد
چگونه میتونیم یك زندگی ایده آل داشته باشیم! اغلب افرادی رو كه در اطرافیانم دیدم اگر اسمش رو بیماری زود گذر بذاریم به بیماری دوست دارم! عاشقت هستم مبتلا بودن! این بیماری شایع نه تنها به خودشون بلكه به طرف مقابل و شاید به چند نفر از اطرافیانشون هم آسیب های وارد می كنه( آسیب های روحی و روانی، آسیب های جسمی، آسیب های مالی و غیره )
ساختار و پایه و اساس عشق اغلب افراد تعاریف مختلفی از عشق دارن! به نظر من عشق یك كلمه كلی هست كه با نسبت دادن عشق خودمون به شخصی اونو از بقیه افراد متمایز می كنیم! اگر بخوایم عناصر وجودی عشق رو نام ببریم از دو عامل اصلی تشكیل شده: 1- دوست داشتن. 2- تفاهم.
دوست داشتن امروزه دوست داشتن رو می شه طبقه بندی كرد كه افراد با توجه به نیازهاشون اون ها رو طبقه بندی می كنند پس نمیشه یك طبقه بندی ثابت و جامعی ارائه داد! فلسفه دوست داشتن چیه! اگر در آفرینش انسان ها دقت كنید به این نتیجه می رسید كه هر كدام توانایی ها و استعداد های خاصی دارن كه به تنهای قادر به برطرف كردن نیازهاشون نیستند! پس در این شرایط ارتباط با دیگران لازمه زندگی و برطرف كردن نیازهاست! مانند نیازهای:روحی و روانی، جسمی، مادی و غیره. اما در انسان ها یك نیاز دیگه ای هم وجود داره و اون حس زیبایی هست كه بطور غیر ارادی بسوی زیبایی ها كشیده میشه كه با توجه به نیاز های اولیه از عمق و پایداری كمتری برخوردار هست چون چیز ثابت و تثبیت شده ای نیست! مطمئنن افرادی زیادی وارد زندگی شخصی و كاریتون شدند و رفتند! تا به حال به این فكر كرده اید كه چرا اومدن، برای چی اومدن و چی شد كه رفتند! جواب سئوال خیلی ساده هست، به شما نیاز داشتند و برای برطرف كردن نیازهاشون با شما ارتباط برقرار كردند كه اغلب افراد چون فقط دنبال منافع شخصی شون هستند بعد از برطرف كردن نیازهاشون رو به كم كردن ارتباط و قطع ارتباط می كنن كه در مواردی به ندرت به ارتباطشون ادامه میدن كه از روی وجدانی كه دارن خودشون رو مدیون اون شخص می بینن و میخوان به نوعی جبران كنن(دوست با مرام).
اگر میخواید از بین دوستاتون فردی رو انتخاب كنید، بیشتر دنبال كسی باشید كه هر دوتون به همدیگه نیاز داشته باشید و نیازهاتون سطحی نباشه و از عمق و ریشه كافی برخوردار باشه! و از همه مهمتر اینكه در حد تعادل باشه یعنی جوری نباشه كه یكی خودش رو فدای اون یكی بكنه چون در طولانی مدت اثر معكوس داره!
تفاهم با توجه به مبحث دوست داشتن به این نتیجه میرسیم كه دوست داشتن به تنهایی نمی تونه دوام یك رابطه رو تضمین كنه و در كنارش به یك مكمل نیاز هست و اون می تونه تفاهم بین انسان ها باشه!اغلب افراد علاوه بر قوانین الهی با گذر زمان و تجربه های بدست آمده برای خودشون ایده و افكاری دارند.افراد رو میشه از نظر فكری به چند دسته تقسیم كرد 1- افرادی كه از خودشون نگرش و ایده ای ندارن(دهن بین) 2- افرادی كه برای اولین بار چیزی رو درك كردند و حاضر به تغییرش نیستند(دیكتاتور) 3- افرادی كه افكار خودشون رو با زمان تطبیق میدن (روشن فكر)
البته در ایران عشق و دوست داشتن هم مثل بقیه چیزا بر عكسه! بعضی ها اول عاشق میشن بعد دنبال دوست داشتن ها و تفاهم میگردن! و بعضی ها هم اول از دوست داشتن شروع میكنن! كه اینها شاید بین شون تفاهمی وجود نداشته باشه و باعث بروز اختلافات عمیقی بشه كه یا جدا میشن یا می سوزن و می سازن كه در دو حالت فرصت های زندگی بهتر رو از دست میدن!
من شخصا" اول گزینه تفاهم رو انتخاب میكنم بعد زمان خودش همه چیز رو مرحله به مرحله پیش میبره
پس نتیجه میگیریم یك انتخاب مناسب و اصولی از تفاهم و افكار نزدیك بهم، دوست داشتن ها و تامین نیازهای یكدیگر و احساس نیاز داشتن به یكدیگر كه مجموع اینها رو میشه در عشق خلاصه كرد!
البته این مطالب نظر شخصی خودم هست كه با توجه به دیدگاه های متفاوت می تونه درست نباشه!
امیدوارم در انتخاب هاتون به اون چیزهای كه مد نظرتون هست برسید و زندگی خوب و خوشی رو تجربه كنید
وحیــــــــد
سرگشتگی
یکی دو روز پیش داشتم بر می گشتم خونه که یک دفعه بچه گربه نازی با سرعت از زیر یک ماشین دوید بیرون و در حالی که به حالت شکار چیزی رو تعقیب می کرد جلوی من شروع کرد به دویدن . خیلی تعجب کردم که اون دنبال چیه و وقتی بالاخره فهمیدم …. اون فقط یک برگ بود که باد داشت می بردش و بچه گربه نازنازی بی تجربه هم به دنبال اون بود.
متن بالا رو توی پروفایل دوست عزیزم رسول سایه نشین دیدم وقتی بهش فكر كردم دیدم زندگی اكثر اونهای كه میشناسم این تجربه رو كردن! بنظرت ما داریم راه درست رو میریم یا از چاله ای به گودالی در حركت هستیم؟
|
6 دی 85 - 10:01 |
ما فکرمیکنیم که دیگران از علاقه ای که نسبت به آنها داریم آگاهند اما غالباً اینطور نیست ، گاهی اوقات ما آنچنان سرگرم اثبات عشق خود می شویم که گفتنش را فراموش میکنیم
حالم از خودم بهم میخوره وقتی میبینم که...
كوچه لره سو سپ میشم كوچه لره سو سپ میشم
گئتمه گئتمه گل گؤزل یار...
یورولدم
یورولدوم ماهسون
گیرم بازم بیای
عشق برتر است یا دوست داشتن! اكثر شما با چنین سئوالی برخورد داشتید، یا برای خودتون مطرح كردید و یا در جمعی به بحث در موردش پرداختید! معمولا" كسانی كه با فردی ارتباطی برقرار می كنن در تشخیص جایگاه اون فرد دچار مشكل میشن و این بیشتر در اونهای رخ میده كه هنوز به مقوله طبقه بندی ارزش ها نرسیده اند و در ابهام قرار دارن كه حسی رو كه دارن در كدوم طبقه قرار بدن كه اشتباه در اون شاید ضربه روحی به هر دو طرف وارد كنه! مشكل ما اینجاست كه عشق و دوست داشتن رو از هم جدا می دونیم و وجود هر كدوم رو نفی دیگری! در حالی كه اینطور نیست! دوست داشتن مكمل عشق هست یعنی اگه دوست داشتنی در بین نباشه عشقی هم نمی تونه به وقوع بپیونده.پس میشه نتیجه گرفت منشاء عشق دوست داشتن هست و فقط جایگاه اونها با هم فرق داره!
با یك مثال ساده شاید قانع شدید همتون تا مرحله ای درس خوندید و مدرك گرفتید! حالا به نظر شما مدرك دكترا بهتره یا كارشناسی؟ خب هر عاقلی می دونه كه دكترا اما برای اینكه به اون مرحله برسه باید مراحلی رو طی كنه! كه اینجا من مینویسم! آموزش های دوران بچگی، مهد كودك، دوران ابتدایی،دوران راهنمایی، دوران دبیرستان، دوره پیش دانشگاهی، دوره پشت كنكور موندن پس باید همیشه در زندگی مرحله به مرحله پیش بریم تا موفق تر باشیم اون های كه امروز فردی رو میبینن فرداش عاشق ش میشن مثل این میمونن كه فردی رو كه فاقد تجربه هست رو بذارن سر میز مدیریت كه تا مدت ها نشه تاوان كارهاش رو پس داد!دیگه چیزی به ذهنم نمیرسه و كم كم مطالب داره از حرف اصلی دور میشه. ای تنبلا چقدر میخوابین ساعت 5:35 دقیقه هستش
وحیــــــد
سطل زباله دانی تا حالا براتون اتفاق افتاده كه در دوستی ها و یا روابط عاشقانه به این قسمت از ذهن تبعید بشید!؟بدتر از اون اینكه ندونید چرا و به چه دلیل به این درجه نایل شدید! طرف صحبت هام بیشتر با اون های هست كه فعلا" تو آشغال دونی تشریف دارن اینكه چه مدت در سطل زباله دونی یك شخص باقی بمونید به خودتون بر میگرده! شاید به خاطر عمق روابط و احترام و ارزشی كه برای شخص مورد نظر قائل هستید مدت زمانش فرق كنه! بیشتر دنبال این باشید كه این وضعیت مقطعی هست یا دائمی. اگه مقطعی بود بذارید فكرش آزاد باشه هر از چند گاهی در مناسبت های بخصوصی و یا به بهانه های مختلفی نشون بدید كه هنوزم تو فكرش هستین و كسی دیگه ای رو نذاشتید به زندگی تون وارد بشه(دفعات اش كمتر باشه بیشتر جواب میده) اما اگه دائمی بود كه بیشتر در روابط عشق و عاشقی میشه بطور حتم مطمئن شد بی خیالش بشین! یكی نیست بگه اگه بیخیال نشیم چیكار كنیم! هستن كسائی كه بعضا" چندین سال بعد از ازدواج طرف مقابل هنوزم عشق اول رو در سر می پرونن حتی در بعضی موارد خودشون بعد از ازدواج و بچه دار شدن بازم دنبال رویاهای قدیمی هستن شما با خواستن های مكرر و پیگیری های پی در پی شاید بتونید فرد مورد نظر رو راضی كنید! اما شما با این كارتون نشون دادید كه اون طرف سنگین ترازو هست و راه هر كاری و هر چیزی رو براش باز گذاشتید. من خودم به شخصه دنبال چنین مواردی نمی رم حتی اگه بدونم فرشته رویاهام باشه اون دسته از افرادی كه شخصیت و ارزش های مختلف شما رو زیر پا گذاشتن حتی بعد از عادی سازی روابط نمی تونن گزینش مناسبی براتون باشن چون تمام فیلترها رو از روی خودشون برداشتن و شما باید هر لحظه منتظر توهین و تحقیرهای بعدی باشید! شاید در اوایل تحمل چنین مسائلی (اونم فقط به خاطر دوست داشتنی كه احساس می كنید) رو داشته باشید! اما شما در مقابل دیگران ارزش خاصی برای خودتون دارید كه با مواجه شدن با این مسائل به مراتب از اون كاسته میشه! چرا كه با توهین به شما به دلایلی همین توهین به اونها هم خواهد شد. مثلا" توهین به مقدسات، توهین به نژاد و زبان و فرهنگ و زادگاه و پیشینه خانوادگی و غیره! اصولا" اونهای كه برای خودشون و اطرافیانشون ارزش قائل هستند و به قول معرف بی بته نیستن دست به چنین كاری نمی زنن!
نتیجه: آگاهی از مقطعی بودن و یا دائمی بودن قطع ارتباط(توصیه میكنیم زود تصمیم نگیرید) كنار گذاشتن اون های كه به بهانه های مختلفی شما رو كنار گذاشتن! شما شاید بتونید مشكل مادی، فرهنگی،لهجه، قیافه و ...... رو رفع كنید اما گذشته خودتون رو كه چندین سال در این وضعیت زندگی كردید رو نمی تونید!(مفهوم اینو زمانی كه اختلافی بینتون هست رو بیشتر متوجه میشید) كنار گذاشتن اونهای كه به شخصیت و ارزش هاتون توهین كردن(یعنی براتون ارزش قائل نیستن) بعد از وارد شدن به این مرحله موی دماغش نشین چون خود به خود بوی تعفن میدید و كم كم همه درها رو به روی خودتون می بندید! در اون مواردی كه امیدی برای بازگشت هست این كه هر از گاهی نشون بدید كه در فكر هستید كافی هست. كه نتیجه اون بستگی به دلیل قطع رابطه داره! اگه قابل بخشش باشه خود به خود روابط عادی میشه اما اگه نباشه برید دنیال یكی كه باهاش مشكلی ندارید
وحیـــــــــد
چگونه میتونیم یك زندگی ایده آل داشته باشیم! اغلب افرادی رو كه در اطرافیانم دیدم اگر اسمش رو بیماری زود گذر بذاریم به بیماری دوست دارم! عاشقت هستم مبتلا بودن! این بیماری شایع نه تنها به خودشون بلكه به طرف مقابل و شاید به چند نفر از اطرافیانشون هم آسیب های وارد می كنه( آسیب های روحی و روانی، آسیب های جسمی، آسیب های مالی و غیره )
ساختار و پایه و اساس عشق اغلب افراد تعاریف مختلفی از عشق دارن! به نظر من عشق یك كلمه كلی هست كه با نسبت دادن عشق خودمون به شخصی اونو از بقیه افراد متمایز می كنیم! اگر بخوایم عناصر وجودی عشق رو نام ببریم از دو عامل اصلی تشكیل شده: 1- دوست داشتن. 2- تفاهم.
دوست داشتن امروزه دوست داشتن رو می شه طبقه بندی كرد كه افراد با توجه به نیازهاشون اون ها رو طبقه بندی می كنند پس نمیشه یك طبقه بندی ثابت و جامعی ارائه داد! فلسفه دوست داشتن چیه! اگر در آفرینش انسان ها دقت كنید به این نتیجه می رسید كه هر كدام توانایی ها و استعداد های خاصی دارن كه به تنهای قادر به برطرف كردن نیازهاشون نیستند! پس در این شرایط ارتباط با دیگران لازمه زندگی و برطرف كردن نیازهاست! مانند نیازهای:روحی و روانی، جسمی، مادی و غیره. اما در انسان ها یك نیاز دیگه ای هم وجود داره و اون حس زیبایی هست كه بطور غیر ارادی بسوی زیبایی ها كشیده میشه كه با توجه به نیاز های اولیه از عمق و پایداری كمتری برخوردار هست چون چیز ثابت و تثبیت شده ای نیست! مطمئنن افرادی زیادی وارد زندگی شخصی و كاریتون شدند و رفتند! تا به حال به این فكر كرده اید كه چرا اومدن، برای چی اومدن و چی شد كه رفتند! جواب سئوال خیلی ساده هست، به شما نیاز داشتند و برای برطرف كردن نیازهاشون با شما ارتباط برقرار كردند كه اغلب افراد چون فقط دنبال منافع شخصی شون هستند بعد از برطرف كردن نیازهاشون رو به كم كردن ارتباط و قطع ارتباط می كنن كه در مواردی به ندرت به ارتباطشون ادامه میدن كه از روی وجدانی كه دارن خودشون رو مدیون اون شخص می بینن و میخوان به نوعی جبران كنن(دوست با مرام).
اگر میخواید از بین دوستاتون فردی رو انتخاب كنید، بیشتر دنبال كسی باشید كه هر دوتون به همدیگه نیاز داشته باشید و نیازهاتون سطحی نباشه و از عمق و ریشه كافی برخوردار باشه! و از همه مهمتر اینكه در حد تعادل باشه یعنی جوری نباشه كه یكی خودش رو فدای اون یكی بكنه چون در طولانی مدت اثر معكوس داره!
تفاهم با توجه به مبحث دوست داشتن به این نتیجه میرسیم كه دوست داشتن به تنهایی نمی تونه دوام یك رابطه رو تضمین كنه و در كنارش به یك مكمل نیاز هست و اون می تونه تفاهم بین انسان ها باشه!اغلب افراد علاوه بر قوانین الهی با گذر زمان و تجربه های بدست آمده برای خودشون ایده و افكاری دارند.افراد رو میشه از نظر فكری به چند دسته تقسیم كرد 1- افرادی كه از خودشون نگرش و ایده ای ندارن(دهن بین) 2- افرادی كه برای اولین بار چیزی رو درك كردند و حاضر به تغییرش نیستند(دیكتاتور) 3- افرادی كه افكار خودشون رو با زمان تطبیق میدن (روشن فكر)
البته در ایران عشق و دوست داشتن هم مثل بقیه چیزا بر عكسه! بعضی ها اول عاشق میشن بعد دنبال دوست داشتن ها و تفاهم میگردن! و بعضی ها هم اول از دوست داشتن شروع میكنن! كه اینها شاید بین شون تفاهمی وجود نداشته باشه و باعث بروز اختلافات عمیقی بشه كه یا جدا میشن یا می سوزن و می سازن كه در دو حالت فرصت های زندگی بهتر رو از دست میدن!
من شخصا" اول گزینه تفاهم رو انتخاب میكنم بعد زمان خودش همه چیز رو مرحله به مرحله پیش میبره
پس نتیجه میگیریم یك انتخاب مناسب و اصولی از تفاهم و افكار نزدیك بهم، دوست داشتن ها و تامین نیازهای یكدیگر و احساس نیاز داشتن به یكدیگر كه مجموع اینها رو میشه در عشق خلاصه كرد!
البته این مطالب نظر شخصی خودم هست كه با توجه به دیدگاه های متفاوت می تونه درست نباشه!
امیدوارم در انتخاب هاتون به اون چیزهای كه مد نظرتون هست برسید و زندگی خوب و خوشی رو تجربه كنید
وحیــــــــد
سرگشتگی
یکی دو روز پیش داشتم بر می گشتم خونه که یک دفعه بچه گربه نازی با سرعت از زیر یک ماشین دوید بیرون و در حالی که به حالت شکار چیزی رو تعقیب می کرد جلوی من شروع کرد به دویدن . خیلی تعجب کردم که اون دنبال چیه و وقتی بالاخره فهمیدم …. اون فقط یک برگ بود که باد داشت می بردش و بچه گربه نازنازی بی تجربه هم به دنبال اون بود.
متن بالا رو توی پروفایل دوست عزیزم رسول سایه نشین دیدم وقتی بهش فكر كردم دیدم زندگی اكثر اونهای كه میشناسم این تجربه رو كردن! بنظرت ما داریم راه درست رو میریم یا از چاله ای به گودالی در حركت هستیم؟
دفتر خاطرات هرگاه دفتر محبت را ورق زدی و هرگاه زیر پایت خش خش برگها را احساس كردی هرگاه در میان ستارگان آسمان تك ستاره ای خاموش دیدی برای یكبار در گوشه ای از ذهن خود نه به زبان بلكه از ته قلب خود بگو: یادت بخیر
|








.jpg)










