اوزیم 25 بهمن 86 - 03:49 |
هر کسی را نتوان گفت که صاحب نظر است عشق بازی دگر و نفس پرستی دگر استوز روز اختراع كبریته ، روزت مبارك آتیش پاره عاشق اون نیست كه واسه عشقش توی سرما آتیش روشن كنه عاشق اونیه كه كتشو بده به عشقش ، خودش سرما بخوره ، 6تا آمپول بزنه ، دهنش سرویس بشه تا دیگه از این غلطا نكنه |
ناخیشئ 25 بهمن 86 - 03:45 |
پنج تلاش بیهوده در زندگی : 1_ گدایی در اصفهان 2_مطربی در قم 3_ شالی کاری در قزوین 4_انسان شناسی در اردبیل 5_ تشخیص هویت در رشت در سال 85 ده درصد کاهش تلفات جاده ای داشته ایم تا سال 87 تلفات جاده ای به صفر خواهد رسید و ان شااله تا سال 89 در جاده ها زاد و ولد هم خواهیم داشت گاهی وقتها از نردبان بالا میرویم تا دستهای خدا را بگیریم غافل از اینکه خدا پایین ایستاده ونردبان رو محکم گرفته که ما نیفتیم لیز خوردن بهونه ایست تا دستهایی رو که دوست داری محکمتر فشار بدی شکسپیر می گه: عشق مثل آبه می تونی تو دستات قایمش کنی ولی یه روزی دستات رو باز می کنی می بینی چکیده بی آنکه بفهمی دستات پر از خاطره هاست ♥♥♥Gavo olagho ordak♥♥♥Kebrito gazo fandak♥♥♥gonjishko ghazo lak lak♥♥♥Valentainetet mobarak♥♥♥ میخوام بگم دوستت دارم... نه به 21 زبان زنده دنیا... بلکه به زبان قلبم.... گوش کن: تالاپ..تولو
|
khod 23 بهمن 86 - 20:28 |
): مرامت را بنازم ای صدف هرگاه دلت از آسمان آبی و دریای پر امواج می گیرد دهانت بسته می گردد دلت پر غصه می گردد و عشق تو به آن دریا چنان پاك و چنان خالص كه همچون دُر سفید و ناب می گردد و دریا همچنان كف بر لبِ این آسمان آبی و ساحل به دنشریک سقف من نیستی بذار همسایه باشیمو فقط یکدونه دیوارو شریکم باش شریکم باش شریکم شریک عمر من نیستی بیا هم لحظه باشیمو همین یک لحظه دیدارو شریکم باش شریکم باش شریکم بال افق گردد ک روز روباهی کلاغی دید و گفت به به چه پایی چه سری چه دمی! کلاغ گفت بی ادب خجالت بکش ! مگه خودت خوار و مادر نداری ؟ من اون موقع کلاس اول بودم ولی الان شوهر دارم ویکتور هوگو : من نمیگویم هرگز نباید در نگاه اول عاشق شد اما اعتقاد دارم باید برای بار دوم هم نگاه کرد گریه هامو تو ندیدی ... هر چی گفتم نشنیدی من کدوم عهدو شکستم ... که تو SMS نمی دی؟ فقط در حد یک لبخند لبتو قسمت من کن اگه خورشید من نیستی بیا و شمعو روشن کن تمنای شرابم نیست یه جرعه آب شریکم باش کنار چشمه رویا یه لحظه خواب شریکم باش شریک سقف من نیستی بذار همسایه باشیمو فقط یکدونه دیوارو شریکم باش شریکم باش شریکم از تو میپرسم دوست چه خبر از دل من ؟ كه تو بهتر دانی كه چه كردی با من تو شكیبا بی شكیبم كردی بنگر آنقدر غریبم كردی كه شبی از شبها من غریبانه ترین شعر زمین را گفتم ................این تلاطم آخر سر به طغیان بگذاشت و خروشم از ركودم پرسید توچرا مدتهاست هیچ پیدایت نیست؟ و من از تو می پرسم ای دوست از تو ای دغدغه ساز از تو ای شور افكن تو چه كردی با من ؟ تو چه كردی با من كه غریبانه ترین شعر زمین را گفتم ترکه تو پارتی می خوند: "می خوام که با بوسه ی گل لبات رو پر پر کنم" ناگهان 110 میریزه تو و ترکه ادامه میده "کل های پر پر شده رو هدیه رهبر کنم |






