تبلیغات


__
عشق
24 آذر 86 - 17:21

شخصی دیوار خانه اش را برای نوسازی خراب می کرد.خانه های ژاپنی دارایفضایی خالی بین دیوارهای چوبی هستند. این شخص در حین خراب کردن دیوار در بین ان مارمولکی را دید که میخی از بیرون به پایش کوفته شده است.

دلش سوخت و یک لحظه کنجکاو شد .وقتی میخ را بررسی کرد تعجب کرد این میخده سال پیش هنگامساختن خانه کوبیده شده بود!!!

چه اتفاقی افتاده؟

مارمولک ده سال در چنین موقعیتی زنده مونده !!!در یک قسمت تاریک بدون حرکت.

چنین چیزی امکان ندارد و غیر قابل تصور است.

متحیر از این مساله کارش را تعطیل و مارمولک را مشاهده کرد.

تو این مدت چکار می کرده؟چگونه و چی می خورده؟

همانطور که به مارمولک نگاه می کرد یکدفعه مارمولکی دیگر با غذایی در دهانش ظاهر شد .!!!

مرد شدیدا منقلب شد.

ده سال مراقبت. چه عشقی ! چه عشق قشنگی63.gif!!!

اگر موجود به این کوچکی بتواند عشق به این بزرگی داشته باشدپس تصور کنید ما تا چه حدی می

53.gif53.gif53.gif توانیم عاشق شویم اگر سعی کنی16.gif16.gif16.gif

  • ارسال نظر (3)
خدا را سپاس
24 آذر 86 - 17:16
خدا را سپاس كه تمام شب صدای خرخر همسرم را می شنوم این یعنی

 او زنده  و سالم در كنار من خوابیده است.

خدا را سپاس كه مالیات می پردازم این یعنی شغل و در آمدی دارم و بیكار

نیستم.

خدا را سپاس كه باید ریخت و پاش های بعد از مهمانی را جمع كنم. این یعنی

در میان دوستانم   بوده ام.

خدا را سپاس كه لباسهایم كمی برایم تنگ شده اند . این یعنی غذای كافی

برای خوردن دارم.

خدا را سپاس كه در پایان روز از خستگی از پا می افتم.این یعنی توان سخت

كار كردن را دارم.

خدا را سپاس كه باید زمین را بشویم و پنجره ها را تمیز كنم.این یعنی من خانه

 ای دارم.

خدا را سپاس كه جای برای پارك نمودن پیدا كردم.این یعنی اتومبیلی برای

 سوار شدن دارم .

خدا را سپاس كه سرو صدای همسایه ها را می شنوم. این یعنی من توانائی

 شنیدن دارم.

خدا را سپاس كه این همه شستنی و اتو كردنی دارم. این یعنی من لباس

برای پوشید دارم.

خدا را سپاس كه گاهی اوقات بیمار می شوم . این یعنی بیاد آورم كه اغلب

اوقات سالم هستم.

خدا را سپاس كه خرید هدایای سال نو جیبم را خالی می كند. این یعنی

عزیزانی دارم كه می توانم برایشان هدیه بخرم.

خدا را سپاس كه هر روز صبح باید با زنگ ساعت بیدار شوم.


این یعنی من هنوز زنده ام.16.gif

فرشته‌ها
24 آذر 86 - 17:14

روزی مردی خواب عجیبی دید او دید که پیش فرشته هاست و به کارهای آن ها نگاه میکند.  
هنگام ورود، دسته بزرگی از فرشتگان را دید که سخت مشغول کارند و تند تند نامه هایی
را که توسط پیک ها از زمین می رسند، باز می کنند و آن ها را داخل جعبه می گذارند.
مرد از فرشته ای پرسید، شما چه کار می کنید؟ فرشته در حالی که داشت نامه ای را باز می کرد، گفت این جا بخش دریافت است و دعاها و تقاضاهای مردم از خداوند را تحویل می گیریم
مرد کمی جلوتر رفت، باز تعدادی از فرشتگان را دید که کاغذهایی را داخل پاکت  میگذارند و آن ها را توسط پیک ها یی به زمین می فرستند. مرد پرسید شماها چکار می کنید؟
یکی از فرشتگان با عجله گفت: این جا بخش ارسال است، ما الطاف و رحمت های خداوندی را برای بندگان می فرستیم. مرد کمی جلوتر رفت و یک فرشته را دید که بیکار نشسته

مرد با تعجب از فرشته پرسید: شما چرا بیکارید؟
فرشته جواب داد: این جا بخش تصدیق جواب است.
مردمی که دعاهایشان مستجاب شده، باید جواب بفرستند ولی عده بسیار کمی جواب می دهند.
مرد از فرشته پرسید: مردم چگونه می توانند جواب بفرستند؟ فرشته پاسخ داد: بسیار ساده،
فقط کافی است بگویند: خدایا شکر!

خدا
17 آذر 86 - 19:52

خدا....


امروز صبح وقتی از خواب برخاستی تو را تماشا کردم و امید داشتم که با من حرف خواهی زد، فقط در چند کلمه و یا از من به خاطر چیزهای خوبی که دیروزدر زندگی تو اتفاق افتاد تشکر خواهی کرد.اما تو سرگرم پوشیدن لباس بودی.



هنگامی که می خواستی از خانه بیرون بروی، می دانستم که می توانی چند دقیقه ای توقف کرده و به من سلام کنی، اما تو خیلی سرگرم بودی.



فکر می کردم که می خواهی با من سخن بگویی، اما تو به سوی تلفن دویدی و با یکی از دوستانت تماس گرفتی تا از چیزهای بی اهمیت بگویی. من با صبر و شکیبایی، در تمام مدت روز تو را نگاه می کردم و تو آنقدر مشغول بودی که به من چیزی نگفتی.



موقع خوردن ناهار متوجه شدی که چند نفر از دوستانت قبل از غذا کمی با من حرف می زنند،اما تو چنین کاری نکردی.


 


باز هم زمان باقی است و امیدوارم که تو سرانجام با من حرف بزنی. به خانه رفتی و به نظر می رسید که کارهای زیادی برای انجام دادن داری.



هنگام خوابیدن گمان کردم که خیلی خسته ای.بعد از گفتن شب بخیر به خانواده سریعا به سوی رختخواب رفتی و خوابیدی. مهم نیست ، شاید نمی دانستی من همیشه آنجا با تو هستم. من ، بیش از آنکه تو بدانی، صبر پیشه کردم ، من حتی می خواستم به تو بیاموزم که چگونه با دیگران صبور و شکیبا باشی.



من ، به تو عشق می ورزم و هر روز منتظرم تا با من حرف بزنی.


 


چقدر مکالمه یک طرفه و یکجانبه سخت است!!!!
بسیار خوب، تو یکبار دیگر از خواب برخاستی و من نیز یکبار دیگر فقط برای عشق به تو منتظر خواهم ماند. به این امید که امروز مقداری از وقتت را به من اختصاص دهی …


 


 


روز خوبی داشته باشی .
" دوست تو، خدا 16.gif"

__