طاووس یمانی و زن نیک سرانجام... 25 بهمن 86 - 16:38 |
طاووس بدانست که مقصود وی چسیت.گفت:آری صبر کن تا به فلان جایگه آیم.چون بدان جایگه رسیدند طاووس گفت اگر تو را مقصودی است اینجا تواند بود.آن زن گفت:این چه جای آن کار است؟انجمن گاه خلق و مجمع نظاره گران!!! طاووس گفت:آیا نه چنان است که خداوند در همه جا مارا می بیند؟ای زن از دیدار مردم شرم می داری و از دیدار الله که به ما می نگرد خود شرم نداری؟مردم خیانتکار در کار خیانت از خلق شرم می کنند و از خدا شرم نمی کنند (یستخفون من الناس ولا یستخفون من الله...النساء/108 سخن در زن گرفت او را مورد عنایت قرار دادند توبه کرد و از جمله اولیا گشت... |
سفر به بلندی های صخره سیمرغ 21 بهمن 86 - 19:11 |
همچون آیینه باش قصه ما و حقیقت قصه آدمهایی ست که در تاریکی طویله دست بر فیل می سودند و هر آنچه را که لمس می کردند فیلش مینامیدند
اگر همه این ادراکات در کنار هم نهاده می شد تصویری کاملتر از فیل بدست می آمد آدمها بر قسمت های گوناگون فیل حقیقت دست می سایند برای هر پرسشی سه پاسخ وجود دارد: پاسخ تو پاسخ من و پاسخی که صحیح است عشق پربهانه تر از ان است که به بهانه این که دیگران با تو تفاوت دارند خود را از آن محروم کنی تفاوت آدمها مذموم نیست بلکه ممدوح است تفاوت آدمها موجب عدم شایستگی آنها نمی شود آری دوست داشتن بسیاری از آدمها دشوار است اما فراموش نکن که دوست داشتن تو برای بسیاری از آنها دشوارتر است انسان چنان آفریده شده که به عشق زنده است اگر نتوانیم عشق بورزیم از زیستن نیز عاجز خواهیم بود خودجوش عمل کن بگذار عمل تو همواره تازه باشد گذشته همواره بر اعمال ما چیره میشود و به اعمال ما جهت می دهد باید از اسارت گذشته رها شد گذشته حتی نمی گذارد اکنون را درست ببینی دود تجربه های گذشته چنان نگاه تو را پوشانده که دیدن برایت غیر ممکن شده است از دیدن عاجز شده ای زنگار تجربه های نا خوشایند گذشته را از آیینه نگاه خود پاک کن و ببین عمل تو باید از دل تو بجوشد و جاری شود عمل تو نباید واکنش باشد کسی می اید و تو را می ستاید و بادت می کند...خوشحال میشوی دیگری می اید و از تو انتقاد می کند و بادت را خالی میکند...خشمگین میشوی هر دوی این حالات واکنش اند کنش دل تو نیستند عمل آدمهای اهل بصیرت کنش دل آنهاست آدمهای بی بصیرت فقط واکنش نشان می دهند کنش دل است که بر روشنی و سبکبالی تو می افزاید اهل بصیرت به ایینه می ماند نه به عکس عکس ها تصویر را در خود نگه میدارند و از خود جدا نمی کنند آیینه ها تصویر را در خود نگه نمیدارند و شاهد لحظه هایند لحظه هایی که مدام تغییر میکنند عکس ها مرده اند و پدیده ای ایستا را در خود نگه می دارند اما زندگی ایستا نیست پویاست بسیاری از آدم ها تصویرهای مرده گذشته را با خود حمل میکنند و براساس این تصویرها واکنش نشان می دهند ذهن خود را به آلبوم عکس های مرده تبدیل نکن همچون آیینه باش و لحظه لحظه زندگی کن آیینه هرگز عکسی را در خود نگه نمی دارد...آیینه همواره خالی است بنابراین آیینه چیزی را در خود منعکس می کند که در مقابل آیینه قرار گرفته است آیینه همواره به زندگی وفادار است خاصییت آیینگی داشته باش که اگر خاصییت آیینگی پیدا کنی هرگز بیماری اظطراب یاس افسردگی راتجربه نخواهی کرد علت اصلی اضطراب و افسردگی نشخوار خاطرات گذشته و مرور مدام تصاویر مرده است سکوت را تجربه کن و آیینه صفت شو زندگی را در خود منعکس کن ذهن خود را به آلبوم خاطرات مرده تبدیل نکن همچون آیینه باش و لحظه لحظه زندگی کن آیینه هرگز عکسی را در خود نمی گذارد همواره خالی است عشق رایحه و روشنایی شناخت خویشتن و خود بودن است عشق لبریزی شور و مستی است...سهیم شدن خویشتن با دیگران است وقتی در میابی که از هستی جدا نیستی عشق تحقق میابد عشق رابطه نیست مرتبه ای از وجود است عشق به هیچ کس تکیه ندارد آدمی عاشق نمی شود بلکه عین عشق می شود البته وقتی عین عشق شد عاشق نیز هست عاشقی محصول عشق است نه منبع عشق اگر ندانی که کیستی عاشق نیز نخواهی بود اگر ندانی که کیستی عین ترس خواهی شد ترس نقطه ی مقابل عشق است ...نقطه مقابل عشق نفرت نیست نفرت عشق وارونه است در عشق آدمی بسط میابد در ترس آدمی منقبض میشود عشق درهای دل آدمی را میگشاید...ترس درهای دل آدمی را می بندد عشق اعتماد میکند و ترس شک می کند در ترس آدمی احساس تنهایی میکند و در عشق آدمی محو میشود در عشق مرزهای وجود آدمی میریزد و بدین سان درختان ...پرندگان... آب ها... ابرها... ماه و خورشید و ستاره ها پارهای از وجود آدمی میشوند عشق هنگامی تحقق می یابد که تو آسمان درون خویش را تجربه کرده باشی مراقبه کن (سکوت و آرامش ذهن) غواص وجود خود شو و به عمق وجود خود برو وقتی پرندگان میخوانند خوب به آوازشان گوش بسپار وقتی به آستانه ی گلی می رسی با حیرت گرم تماشایش شو اجازه نده دانسته های کهنه و بیات حجاب نگاه تو شوند به چیزی برچسب نچسبان.... یاد بگیر سازی را بنوازی آدم ها را ببین و با انها در آمیز هر انسانی آیینه ایست که خدا را به شیوه ی ویزه خود به تو نشان میدهد از آدم ها یاد بگیر... نترس هستی تو را به به شیوه های گوناگون حمایت میکند اعتماد کن .... اعتماد تو را از نیروی عشق سرشار میکند نیروی عشق همه هستی را متبرک میکند عشق به خودی خود کامل است نیازی نیست عشق کاملتر از آن چیزی شود که هست میل به کامل کردن عشق نتیجه ی فهم غلط از عشق است دایره دایره است ما دایره کامل تر و ناقص تر نداریم همه دایره ها کامل اند اگر کامل نیستند دایره نیستند کمال ذاتی عشق نیز هست تو نمی توانی کم تر یا بیشتر عشق بورزی تو یا عشق می ورزی یا عشق نمی ورزی مسیحا برزگر
![]()
|
زاهد و فریب شیطان... 21 بهمن 86 - 10:46 |
زاهد و فریب شیطان آورده اند که زاهدی در روزگارگذشته در صومعه ای صد سال عبادت کرد پس هوی بروی غلبه کرد.معصیتی بر وی برفت و پس از آن پشیمان شد خواست که به سر دعا و ذکرخود به محراب عبادت باز شود چون قدم در محراب نهادشیطان بیامد و او را گفت:ای مرد شرم نداری که چنان کردی و اکنون به حضرت جلال می آیی؟خواست که او را از حق نا امید گرداند تا علاوه بر گناهان او را به گناه ناامیدی نیز آلوده کند..... در آن حالت ندایی شنید که((عبدی انت لی و انالک قل للفضولی مالک)ای بنده ی من تو مال من هستی و من از آن تو هستم به فضول بگو:ربطی به تو ندارد برگرفته از کشف الاسرار |
فیلترهای خوب دنیا 20 بهمن 86 - 11:23 |
یه فیلتر برای ذهنمان که به هر چیزی نیندیشیم. ![]() یه فیلتر برای گوشمان که هر سخنی را نشنویم. ![]() یه فیلتر برای چشممان که هر چیزی را نبینیم. ![]() یه فیلتر برای زبانمان که هر سخنی را بدون تفکر و تامل نگوییم. ![]() یک فیلتر برای دلمان که هر کسی را رخصت ورود به آن ندهیم. ![]() یه فیلتر برای روحمانم که انسانی دگراندیش باشیم. ![]() اینها به شرطی عمل میکنن که از فیلتر شکن استفاده نکنیم www.khodahast.parsiblog.com "> |
با وفاترین همسر 17 بهمن 86 - 14:20 |
از
شیوانا عارف بزرگ پرسیدند وفادارترین مردی که دیدی که بود؟او گفت:جوانی که هنوز
ازدواج نکرده بود و هنوز نمی دانست همسرش کیست و چه شکل و قیافه ای خواهد داشت اما
با این وجود هرگاه با دختری جوان بر خورد می کرد شرم و حیا پیشه میکرد و خود را
کنار می کشید.او وفادارترین مردی بود که در تمام عمرم دیده بودم... اگر متن کامل داستانهای شیوانا رو خواستی تو قسمت نظرات بگو تا حتما واست بفرستم... ![]() ![]()
|
Best Wise Words & Quotes 16 بهمن 86 - 23:44 |
Best Wise Words & Quotes….
Thoughts lead on to purpose; purpose leads
into actions; actions form habits; habits decide character; and Don't only be close with someone who It is easy to enclose the sea in drop but it is rather tough to control the people's tongue. Don't bother about people they are here to talk and not to solve or share sorrows and grieve Don't expect anything from life, expectations
hurt. When u don't expect, every moment is a surprise & Love doesn’t get closer by meeting but is sweetened by thought care 4 u in my own strong ways, you’ll never know & perhaps I’ll never show Yesterday is history tomorrow is a mystery. I’m hopeful that if we understand the aims
and acts accordingly, when some one tell me take care .I think that he or she is a messenger from God and all the time say please pray for me. Everything in our lives has the potential to wake us up or to put us to sleep |
بهشت در روح 16 بهمن 86 - 20:53 |
در بین شاگردان شیوانا زوج جوانی بودند که چهر های فوق العاده شفاف و ملکوتی داشتند.این دو زوج به شدت شیفته ی سخنان شیوانا بودند و با وجودی که کلبه شان در دورترین نقطه ی دهکده بود.اما هر روز صبح زود تر ازبقیه در کلاس شیوانا شرکت می کردند.خصوصیت برجسته ی این زوج جوان یعنی شفافیت فوق العاده چهره و آرامش عمیق شان همیشه برای بقیه شاگردان شیوانا سوال بود.روزی دختری جوان که صورتی معمولی داشت در مقابل جمع از جا برخاست و از شیوانا پرسید:استاد!همه ما به یک اندازه از درس های شما بهره می بریم.شما برای همه ی ما یک درس واحد می گوئید.پس چگونه است که چهره ی بعضی از ما شفافیت معمولی دارد و چهره ی این زوج جوان اینچنین ملکوتی میدرخشد!!! شیوانا تبسمی کرد و گفت:ایمان و باور اندک روح تو را به بهشت خواهد برد اما باور زیاد بهشت را به روح تو می آورد.هرچه باور تو به خالق کائنات بیشتر باشد حضور او در وجود تو بیشتر نمودار میگردد.... |
عشق و ازدواج 9 بهمن 86 - 18:13 |
>>عشق و ازدواج<<
شاگردی از استادش پرسید:عشق چیست؟ استاد در جواب گفت:به گندمزار برو و پرخوشه ترین شاخه را بیاور!!!! اما در هنگام عبور از گندمزار به یاد داشته باش که نمی توانی به عقب برگردی تا خوشه ای بچینی...... شاگرد به گندمزار رفت و پس از مدتی طولانی برگشت... استاد پرسید:چه آوردی؟ و شاگرد با حسرت جواب داد:هیچ.....هرچه جلوتر میرفتم خوشه های پرپشت تر میدیدم و به امید پیداکردن پر پشت ترین خوشه تا انتهای گندمزار رفتم. استاد گفت:عشق یعنی همین!!! و دوباره شاگرد پرسید: ازدواج چیست؟ استاد به سخن آمد:به جنگل برو و بلندترین درخت را بیاوراما به یاد داشته باش که باز هم نمی توانی به عقب برگردی.شاگرد رفت و پس از مدتی کوتاه با درخت برگشت...... استاد پرسید چه شد؟ او در جواب گفت:به جنگل رفتم و اولین درخت بلندی را که دیدم انتخاب کردم ترسیدم اگر جلو تر بروم بازهم دست خالی برگردم. استاد گفت:ازدواج یعنی همین!!خوشحال میشم اگه نظرتو بعد از خوندنه این متن تو لیست نظرات ببینم |
از خدا چه چیزهایی خواستم؟ 7 بهمن 86 - 07:29 |
از خدا خواستم تا دردهایم را التیام بخشد...خداوند پاسخ داد :مخلوق خوب من
!هر دردی را درمانی است و این تو هستی که باید درمان دردهایت را
بجویی........ از خدا خواستمتا به من صبر عنایت کند...خداوند پاسخ گفت:بنده ی قدرتمند من!صبر حاصل سختی است وعطا شدنی نیست بلکه آموختنی است.......... از خدا خواستم تا روحم را شکوفا کند:خداوند پاسخ داد:پرورش روح تو با تو..اما آراستن آن با من از خداوند خواستم تا من را از لذلیذ دنیا سرشار سازد..خداوند پاسخ داد:من به تو زندگی بخشیدم بهره مندی از آن با تو .......... از خدا خواستم تا جسمم را توانایی بخشد..خداوند پاسخ گفت:آفریده ی من !آنچه که باید تکامل یابد روح توست و جسم تنها قالب گذراست ........... از خدا خواستم تا راه عشق ورزیدن را به من بیاموزد..خداوند پاسخ گفت:اشرف مخلوقات من بالاخره دریافتی که چه از من بخواهی...به خاطر داشته باش که در مسیر عشق ورزیدن به من به مقصد دوست داشتن دیگران خواهی رسید یا حق........... |
ManSpeak 101 4 بهمن 86 - 22:16 | ||||||||
A basic guide to understanding the language of menHe says: Nothing about seeing you again. Translation: He's not planning on it He says: I think you're a great person. Translation: I'm not really interested in you romantical He says: We're dating. Translation: We hook up, but we're not an exclusive item He says:
I think we should have sex He says: "Girlfriend," affectionately in public and he's not watching an In Living Color re-run or making fun of Oprah Winfrey. Translation: His friends aren't allowed to come on to you and that guy in your office better back off too! You're his and he's yours, too He says: Nothing's wrong. I'm fine. Translation: I know you're interested in elaborating on my emotional center with regard to my co-workers and boss and Starbucks barista, but I'm done for the day and all I want is to drink a six pack, eat a bag of Doritos and vegetate. OR: Nothing's wrong. He's fine | ||||||||











">