تبلیغات


__
فاطمه فاطمه است
4 تیر 87 - 09:02

فاطمه فاطمه است

 

هزار و هفتصد سال است که همه ی هنرمندان چهره نگاران پیکر سازان بشر در نشان دادن سیما و حالات مریم هنرمندی های اعجاز گر کرده اند.اما مجموعه گفته ها و اندیشه ها و کوشش ها و هنرمندی های همه در طول این قرن ها ی بسیار  به اندازهی این کلمه نتوانسته اند عظمت های مریم را بازگویند که :

مریم مادر عیسی است

و من خواستم با چنین شیوه ای از فاطمه بگویم باز درماندم

خواستم بگویم فاطمه دختر خدیجه است دیدم که فاطمه نیست

خواستم بگویم فاطمه دختر محمد است دیدم که فاطمه نیست

خواستم بگویم فاطمه مادر حسنین است دیدم که فاطمه نیست

خواستم بگویم فاطمه مادر زینب است دیدم که فاطمه نیست

نه این ها همه هست و این همه فاطمه نیست

وی در تمام ابعاد زن بودن نمونه شده بود

مظهر یک دختر در برابر پدرش

مظهر یک همسر در برابر شویش

مظهر یک مادر در برابر فرزندانش

مظهر یک زن مبارز و مسوول در برابر زمانش و سرنوشت جامعه اش

وی خود یک امام است یعنی یک نمونه مثالی یک تیپ ایده آل برای یک زن یک اسوه یک شاهد برای هر زنی که می خواهد شدن خویش را خود انتخاب کند



<a href=Image and video hosting by TinyPic">

چشم خدا هم ضعیف است??
21 خرداد 87 - 03:51
خاطرات نویسنده بزرگ و معاصر، پائولو كوئیلو "

 

در بندر سیدنى، به پل زیبایى نگاه مى كنم كه دو بخش شهر را به هم وصل مى كند. بعد یك استرالیایى به طرفم مى آید و از من مى خواهد آگهى روزنامه اى را برایش بخوانم. مى گوید:" حروفش خیلى ریز است. عینكم را در خانه جا گذاشته ام و نمى توانم بخوانم. "

 

سعی خودم را مى كنم، اما من هم عینك مطالعه ام را نیاورده ام. از مرد عذر مى خواهم. مرد می گوید:" خوب، فراموشش كنیم. یك چیزی را می دانید؟ من فكر می كنم چشم خدا هم ضعیف است. نه اینكه پیر شده، اما خودش این طور می خواهد. این طوری، وقتی كسی اشتباهی می كند، درست نمی بیند. و چون دلش نمی خواهد نادیده قضاوت كند،او را می بخشد."

می پرسم:" خوب، پس كارهای نیك چه می شود؟‌" استرالیایی می خندد:" خوب، خدا هیچ وقت عینكش را در خانه جا نمی گذارد. " و به راهش ادامه می دهد.

 

"از كتاب چون رود جاری باش"

جبران خلیل جبران
6 خرداد 87 - 09:39
جبران خلیل جبران


هفت بار روح خویش را آزردم

اولین بار زمانی بود که برای رسیدن به بلندمرتبگی خود را فروتن نشان می داد.

دومین بار آن هنگام بود که در مقابل فلج ها می لنگید.

سومین بار آن زمان که در انتخاب خویش بین آسان و سخت،آسان را برگزید.

چهارمین بار وقتی مرتکب گناهی شد، به خویش تسلی داد که دیگران هم گناه می کنند.

پنجمین بار آنگاه که به دلیل ضعف و ناتوانی از کاری سر باز زد،و صبر را حمل بر قدرت و توانایی اش دانست. 

ششمین بار که چهره ای زشت را تحقیر کرد، درحالیکه ندانست آن چهره یکی از نقاب های خودش است.

و هفتمین بار وقتی که زبان به مدح و ستایش گشود و انگاشت که فضیلت است .


<a href=Image and video hosting by TinyPic">


عشق یا دوست داشتن؟؟؟؟؟
24 اردیبهشت 87 - 10:37

این دو یکی نیست...

اشتباه نشود!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 عشق همان دوست داشتن نیست عشق رویائی است و دوست داشتن دنیائی .....

دوستی و عشق  این دو یکی نیست...اشتباه نشود!!!!!!!!
عشق همان دوست داشتن نیست

عشق رویائی است و دوست داشتن دنیائی

دوست داشتن با عشق مقایسه نمی شود که اگر بشود
از بین خواهد رفت

عشق خلقت خداست و دوست داشتن
خلقت عقل و دل انسان...

عشق همچون خدا یکی است و برای هر انسان
می تواند به تعداد انسانهای دیگر باشد
جدائی برای عشق مرگ است در حالی که
دوست داشتن می تواند برای مصلحت دیگری جدائی را تصمیم بگیرد

          *** عشق روحانی است ولی دوست داشتن جسمانی***


جسم میمیرد ولی روح جاودانه است
کسی نمی تواند
عشق را کنترل کند چرا که در عشق عقلی نیست
عشق را معنی کردن گناه است چرا که در لغات ناچیز زبان نمی گنجد

معنی کردن آن برابر با محدود کردن آن است

ولی دوست داشتن محتاج معنی کردن آن است

دوست داشتن بادل انسان است ولی عشق با جان انسان....

عشق غرور را از انسان می زداید ولی دوست داشتن با غرور رشد می کند
عشق از نظر خدا پاک است
و دوست داشتن از نظر انسان...

خدا عشق است و انسان دوست داشتن...
بدرستی که خدا برتر از انسان است....

یه جمله ی دیگه ای هم هست که میگه....


خدایا به هرکه دوست می داری بیاموز که عشق از زندگی بهتر است و به هرکه بیشتر دوست می داری بچشان که دوست داشتن از عشق بهتر است..



حالا شما بگید عشق بهتر است یا دوست داشتن؟

دوست داشتن برتر است یا عشق؟ 

خیلی خوشحال میشم نظرتو در این مورد بدونم


                                                                               
               <a href=Image and video hosting by TinyPic">

تولدم مبارک
15 اسفند 86 - 02:12

Count your garden by the flowers
Never by the leaves that fall.
Count your day by golden hours
Don't remember clouds at all.
Count your nights by stars not shadows.
Count your life by smile not tears.
And with joy on every birth day

count your age by friends not years




<a href=Image and video hosting by TinyPic">


سالار زینب...
9 اسفند 86 - 20:00


<a href=Image and video hosting by TinyPic

ای شهریار هر دو عالم لشگرت کو...

   نام تو گشته نگین خاتم انگشترت کو..

   ای دشت هایت ارغوانی ای گلشن راز

با لاله هایت جاودانی ای محرم راز

آرامشم را در تو جویم سالار زینب

من زندگی را با تو پویم امید زینب

                            





<a href=Image and video hosting by TinyPic">


صلی الله علیک یا ابا عبدالله

آسمان...
6 اسفند 86 - 14:43

اگر من از تو ننویسم پس چه کسی از تو بنویسد؟

منی که فقط تو را دارم ایا حق من نیست که از تو بنویسم؟

توی که برای من دلیل نوشتنی اگر تو نباشی هیچ کلمه ای نخواهد بود و هیچ شعری سروده نخواهد شد تو باعث تولد شعر و کلمات منی تو که سبب شب و روز منی و هر آینه در افکار  و رویا های من هستی وهر  کجا که هستم و هر کجا که نیستم همیشه در بود و نبودم باز تو با منی ......

تو را همه جا میبینم و لمس خواهم کرد و تو را بر روی دریچه ی قلبم بهترین نگهبان  و مراقب می شناسم دلیلی است که تو را بر همه چیز خود مسلط و فاتح میبینم تو را بر روی صفحات گسترده نگاهم همانند عظمت یک کوه و پهناور یک اقیانوس و وسعت یک دشت مشاهده می کنم....

آیا میشود تو را در قطرات کوچک باران لمس کرد؟ و هنگامی که گرمی باران با ترنمش صورتم را سرخ گون میکنن و مروارید از کنار چشمانم برگونه هایم می غلطاند مگر می شود این منظره زیبا جاری شدن را که تمامش عاشقانه است معنایش را ندانم...

ممنون از محمدجواد عزیز(مشعل)

<a href=Image and video hosting by TinyPic">

I am a Mirror
27 بهمن 86 - 09:28
Suppose I were to tell you that the meaning of dreams
is not all that it seems and the ultimate truth is a lie.
And you are just a puppet who can dance on a string.
Do you feel anything?
Would you Laugh? Would you care? Would you cry?

But the meaning of life is a mystery, how can anyone disagree?
And the music of life is a symphony which we play in a minor key.


I am a mirror. I am a mirror. Looking at me you see yourself
I am a mirror. I am a mirror. Every face is someone else.
Look at me smile and you're the clown. And if I dance you turn around.
Look in my eyes and see your tears until the music disappears.

So if you are confused and don't know which way to go.
You will certainly know. From the moment we're living we die.
And if it's all a crazy game you don't want to play
Tell me what you can say.
It's a joke. It's the truth. It's a lie.

But the meaning of life is a mystery that we don't understand.
And the music is a rhapsody if you're happy the way that you are

<a href=Image and video hosting by TinyPic">
HAPPY VALENTINE
25 بهمن 86 - 17:11

LOVE IS NOT ONLY for the lovers

It.s also for friends who love each other better than lovers


طاووس یمانی و زن نیک سرانجام...
25 بهمن 86 - 16:38



آوردند که در مکه زنی بود فاجره و گفت من طاووس یمانی را از راه طاعت برگردانم و در مصیبت کشم و طاووس مردی نکو روی بود و خوش خلق و خوش طبع.آن زن بر طاووس آمد و با وی سخن در گرفت بر سبیل مزاح.

طاووس بدانست که مقصود وی چسیت.گفت:آری صبر کن تا به فلان جایگه آیم.چون بدان جایگه رسیدند طاووس گفت اگر تو را مقصودی است اینجا تواند بود.آن زن گفت:این چه جای آن کار است؟انجمن گاه خلق و مجمع نظاره گران!!!

طاووس گفت:آیا نه چنان است که خداوند در همه جا مارا می بیند؟ای زن از دیدار مردم شرم می داری و از دیدار الله که به ما می نگرد خود شرم نداری؟

مردم خیانتکار در کار خیانت از خلق شرم می کنند و از خدا شرم نمی کنند

(یستخفون من الناس ولا یستخفون من الله...النساء/
108
 سخن در زن گرفت او را مورد عنایت قرار دادند توبه کرد و از جمله اولیا گشت...
__