
به نظر میرسد موضوع ارتباط با جنس مخالف و دوستیهای نادرست اینترنتی یکی از حساسترین، گستردهترین و پرخطرترین آسیبهای اخلاقی محیط یادگیری الکترونیکی است. حساسیت و خطر این مشکل برای محیطی چون دانشکدۀ مجازی علوم حدیث از آن جهت بیشتر است که متاسفانه این موضوع به آفت و آسیبی ویژه برای اقشار مذهبی تبدیل شده است. تفاوت شرایط و قیود زندگی در محیط مجازی با فرهنگ و رسوم جاری در زندگی عادی خانوادههای مذهبی و سنتی موجب میشود عواملی که بسیاری از آسیبها را در محیط خارجی از اینگونه افراد دور میکرد، در فضای سایبر کارآیی خود را از دست بدهد و محیطی لغزنده و خطرناک برای متدینان فراهم آورد.

یکی از دوستان عزیز و خوانندگان محترم وبلاگ تعلیم، بدون آن که خود را معرفی کند مطلبی را در کامنتهای یادداشت قبل نوشته که به نظرم بسیار جالب و تکاندهنده است. وی با اشاره به ضرورت توجه به آسیبهای اخلاقی محیط یادگیری الکترونیکی، میگوید پیش از تحصیل در دانشکدۀ مجازی علوم حدیث، به دلیل نگرانی از این آسیبها به سراغ اینترنت و یادگیری مهارتهای آن نرفته است. او در ادامه خوابی را نقل میکند که در نخستین شب حضورش در کلاسهای اینترنت دیده است :
.jpg)
دشمنان اسلام که این روزها از گسترش روزافزون این آیین در سراسر جهان و حتی کشورهای غربی به وحشت افتادهاند، نهایت تلاش خود را برای مقابله با این آیین آسمانی به کار گرفتهاند و از هیچ اقدامی در تخریب چهرۀ دین در میان اقشار گوناگون جامعه و بهویژه نسل جوان فروگذار نمیکنند. یکی از این اقدامات، انتشار گستردۀ شبهات در فضای مجازی است. چندی پیش یکی از دوستان مطلبی را برایم فرستاد و اصرار داشت پاسخ آن را تهیه کنم. آن مطلب را فردی با نام سیاوش اوستا نوشته بود تا به خیال خود مردم مسلمان ایران را از انتخاب نامهای اسلامی منصرف و آنان را از فرهنگ و آداب دینی جدا کند. البته نگاهی به پایگاههای اینترنتی مرتبط و اعلام هزینههای روش مورد نظر نویسندۀ محترم برای ازدواج، نشان میدهد انگیزۀ ایشان صرفا اعتقادی نیست و گویا اهداف و منافع مالی نیز در نگارش چنین مطالبی نقش داشته است.

در این که انسان و تمامی موجودات، تحت ولایت مطلق و حاکمیت انحصاری خداوند قرار دارند، تردیدی نیست و همۀ معتقدان به توحید بدون هیچ اختلافی خداوند متعال را تنها منشا اصیل حق میدانند. بیشتر اختلافات از برداشتهای گوناگون دربارۀ نحوۀ اعمال حاکمیت الهی در صحنۀ اجتماع آغاز میشود. در این زمینه دو نوع نگاه کلی وجود دارد:
یک دیدگاه بنا را بر قصور انسان در تشخیص مصالح و ناتوانی او در ادارۀ صحیح اجتماع میگذارد و برای مردم حق و اختیاری جز پذیرش آنچه از طریق اولیای دین تعیین میشود قائل نیست. بر اساس این دیدگاه مردم در موضوعات سیاسی و اجتماعی حق تصمیمگیری و اعمال نظر ندارند و همواره باید منتظر تعیین تکلیف از سوی پیشوایان دینی باشند. بر این مبنا رهبران جامعه، چه پیامبران و امامان معصوم و چه جانشینان دینشناس آنها، هرگز در معرض انتقاد، اعتراض یا نظارت مردم قرار نمیگیرند و درستی رفتار آنها از راههای دیگری چون عصمت یا عدالت حاکمان تامین میشود.
دیدگاه دوم انسان را موجودی دارای اندیشه و اختیار میداند که خداوند او را جانشین خود در زمین قرار داده و حق تعیین سرنوشت و انتخاب نوع زندگی اجتماعی را به وی واگذار کرده است و از او میخواهد با مشورت و همکاری نسبت به نحوۀ ادارۀ امور عمومی تصمیمگیری و بر عملکرد حاکمان نظارت کند. در این دیدگاه انسان دارای کرامت، تشخیص و توان ادارۀ جامعه شناخته میشود و تمامی افراد جامعه (اعم از مسلمان و غیر مسلمان) در این زمینه برخوردار از حق به شمار میآیند و جلب رضایت آنها بر حاکمان واجب است.
اگر چه هر یک از این دو دیدگاه طرفدارانی متکی به استدلالهای متعدد دارد اما اثبات درستی دیدگاه دوم و انطباق آن با آیات قرآن و احادیث اسلامی کار چندان دشواری نیست. برای این منظور کافی است مروری بر آیاتی چون آیۀ 30 سورۀ بقره، 165 سورۀ انعام، 39 سورۀ فاطر و بسیاری دیگر از آیات قرآن داشته باشیم که همگی تصریح میکنند خداوند انسان را به عنوان خلیفۀ خود در زمین قرار داده و به او کرامت و آزادی بخشیده است. وقتی این آیات را در کنار آیاتی چون آیۀ 71 سورۀ توبه که حق نظارت و مسئولیت را برای همۀ مؤمنان ثابت میکند و آیۀ 38 سورۀ شوری که امور اجتماعی را شورایی میداند و آیۀ 25 سورۀ حدید که برپایی نظام عادلانه را بر عهدۀ مردم میگذارد قرار میدهیم و سیرۀ رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در مشورت با اصحاب و احادیث امیر مؤمنان (علیه السلام) دربارۀ لزوم انتقاد به امام و نیاز حاکم به مشورت را کنار آن میگذاریم موضوع کاملا روشن میشود.
البته این نوع نگاه هیچ منافاتی با ولایت مطلقۀ رسول خدا و امامان معصوم ندارد و حتی ولایت فقیه عادل نیز دقیقا در همین چارچوب تعریف میشود. چرا که مردم در عین خلافت، کرامت و آزادی، وقتی دین را بر میگزینند خود را موظف میدانند از حاکم تعیین شده از طرف خدا پیروی کنند و اگر در دستورات دین شرایطی برای حاکم گذاشته شد، به آن شرایط پایبند باشند.
یکی از ویژگیهای شرایط فتنه این است که حق و باطل به هم آمیخته میشود و راه درست را به آسانی نمیتوان شناخت. اساسا اگر حق به صورت خالص در برابر مردم قرار بگیرد دیگر جایی برای اختلاف باقی نمیماند و اگر باطل بدون نقاب حق چهرۀ خود را نشان دهد هیچ عاقلی به دنبال آن راه نمیافتد. همواره فتنهگران برای رسیدن به امیال خود، حق و باطل را بهگونهای میآمیزند که امر را بر دیگران مشتبه کنند. اینجاست که اختلافات آغاز میشود و انسان در معرض دشوارترین امتحانات الهی قرار میگیرد. در چنین شرایطی آنان که صداقت و اخلاص دارند به هیچ راهنمایی جز علم و یقین اعتماد نمیکنند. اگر این یقین آنان را به حق مطلق و معصوم از خطا رساند با خیال راحت خود را به او میسپارند. در غیر این صورت تنها در موضوعاتی که در دسترس عقل و دانش آنهاست به خود اجازۀ قضاوت، موضعگیری و اقدام میدهند و در سایر مسائل سکوت میکنند تا ناخواسته به عاملی برای سواری گرفتن و منفعتطلبی فتنهگران تبدیل نشوند.
هر گاه دیدیم در موضوعات گوناگون به آسانی اظهار نظر و موضعگیری میکنیم، در متهم ساختن دیگران پروایی نداریم، قضاوت در مورد افراد را حق مسلم خود میدانیم، برای رسیدن به اهدافی که آنها را حق و مقدس میدانیم از هر وسیلهای استفاده میکنیم و نظر سران گروه و جناح خود را بیچون و چرا میپذیریم تردیدی نداشته باشیم که موج فتنه ما را با خود برده است و در برخی از آزمونهای زندگی مردود شدهایم.
تنها راه رهایی از این گرداب پناه بردن به خداوند متعال و سوار شدن بر کشتی دانش است. در حدیثی از رسول اکرم صلی الله علیه و آله نقل شده است که آن حضرت فرمودند: به زودی فتنههایی پیش خواهد آمد که بر اثر آنها انسان صبح میکند در حالی که ایمان دارد و روز خود را به پایان میبرد در حالی که کافر شده است، مگر آن کس که خداوند او را با دانش زنده کرده باشد.

به دلایل گوناگون بنا نداشتهام در صفبندیهای انتخاباتی و جناحی وارد شوم و همچنان اعتقاد دارم ورود به چنین عرصههایی برای کسانی که وظایف مهمتر فرهنگی بر عهده دارند به کار اصلی آنها لطمه میزند. بهویژه آنکه معمولا در این رقابتها شاهد تقابل حق و باطل نیستیم و مانند همین دوره از انتخابات، افراد و جریانهایی با هم رقابت میکنند که همگی خدماتی را در کارنامه و پیشینۀ خود ثبت کردهاند و چه بسا اشتباهاتی نیز داشتهاند. بر این اساس نباید حضور و حتی پیروزی یکی از این سلیقهها و دیدگاهها را مایۀ به خطر افتادن دین یا کشور دانست و با همین بهانه اصلی را که به آن اشاره کردم نقض کرد. اما متاسفانه این روزها شاهد مسائلی هستیم که نه تنها خطری جدی برای کشور به حساب میآید، بلکه فرهنگ، دین و اخلاق را نیز در معرض آسیبهایی غیر قابل جبران قرار داده است. در این شرایط بیتفاوتی و سکوت را نشانۀ بیتوجهی به مسئولیتهای دینی و فرهنگی میدانم و ناچارم چند سطری را به این موضوع اختصاص دهم.
اگر چه معمولا رقابتهای جدی انتخاباتی با بداخلاقیهایی همراه است اما در هیچ دورهای تا این حد شاهد پردهدری و بیاعتنایی به اخلاق و ارزشها و بدنام کردن مقدسات نبودهایم. البته همین که سخن از لزوم رعایت اخلاق به میان میآید باز هم طرفداران هر یک از نامزدها همین موضوع را بهانهای برای متهم کردن طرف مقابل قرار میدهند و حب و بغضها و تعصبها به آنها اجازه نمیدهد اشکالات کار خود و دوستانش را ببینند و بپذیرند. من هم انتظار ندارم کسی به خاطر حرف من دست از سلیقه و اعتقادات خود بردارد و اساسا اصل انتخابات را مهمتر از نتیجۀ آن میدانم. اما میتوان به صورت جدی از دوستان متدین و مذهبی انتظار داشت که در شکستن حرمتها، دروغپردازی، شایعهسازی، متهم کردن دیگران، توهین، تمسخر و بسیاری دیگر از بیتقواییها و بیاخلاقیها شریک نشوند و دست کم از چنین اقداماتی حمایت نکنند.
ما ادعای پیروی از مکتبی را داریم که حرمت آبروی مؤمن را بالاتر از کعبه میداند و غیبت را به آن دلیل بدتر از فحشا دانسته است که غیبتشونده در آنجا امکان دفاع از خود را ندارد. کتاب ما قرآنی است که تاکید میکند تا به موضوعی یقین پیدا نکردهایم به دنبال آن راه نیفتیم. ما خود را پیرو پیشوایانی میدانیم که کار کسانی که هر چه میشنوند برای دیگران نقل میکنند را مساوی با دروغگویی دانستهاند. افتخار ما پیروی از آیینی است که به ما توصیه میکند اصل را پاکی و بیگناهی همگان بدانیم و حتی برای غیر مسلمانان احترام قائل باشیم. پس چگونه است که به خود اجازه میدهیم به آسانی کسانی را که سلیقهای متفاوت با ما دارند متهم کنیم و یا اتهاماتی را که دیگران مطرح میکنند بدون تحقیق منتشر سازیم؟
مراقب باشیم این رقابتهای زودگذر، ایمان، صمیمت و رفاقتهای ما را نابود نکند و مشمول این حدیث رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) نشویم که فرمودند: بیشترین حسرت را در روز قیامت کسی خواهد خورد که آخرت خود را به دنیای دیگران فروخته باشد.

دانشکدۀ مجازی علوم حدیث که یک دانشگاه رسمی اینترنتی است دور جدید ثبتنام خود را برای پذیرش دانشجو در مقطع کارشناسی ارشد آغاز کرده است. این یک فرصت استثنائی است تا علاقمندان تحصیلات دانشگاهی بتوانند به صورت کاملا اینترنتی در کلاسهای جذاب و چندرسانهای شرکت کنند و ضمن دریافت مدرک رسمی از وزارت علوم، اطلاعات مذهبی و معرفت دینی خود را نیز افزایش دهند.
دورۀ جدید پذیرش دانشجو در مقطع کارشناسی ارشد دانشکدۀ مجازی علوم حدیث به دو صورت انجام میپذید: یکی از طریق کنکور سراسری دانشگاهها که افراد شرکتکننده در کنکور میتوانند در هنگام انتخاب رشته این دانشکده را انتخاب کنند. اما شیوۀ دیگری که هماکنون در حال نامنویسی است بدون کنکور و از طریق آزمون اختصاصی میباشد. خواهران و برادران علاقمند با داشتن مدرک سطح دو از حوزه یا مدرک کارشناسی از دانشگاه و سابقۀ تحصیلات حوزوی میتوانند در این آزمون اختصاصی شرکت کنند.
برای اطلاع بیشتر در مورد این دوره اینجا را کلیک کنید
لطفا با داغ کردن این مطلب یا ارسال آن به دیگران،افراد بیشتری را از این فرصت مطلع کنید

یکی از موضوعاتی که این روزها وقتی آنلاین هستم زیاد از من پرسیده میشود مسئلۀ تقلید در احکام شرعی است. به عنوان نمونه یکی از گفتگوهایی را که در این زمینه داشتم اینجا ملاحظه کنید.
دغدغهها و ابهامات فراوانی که در این زمینه مطرح میشود نشان میدهد این موضوع آنگونه که باید برای جوانان و اقشار گوناگون جامعه تبیین نشده و برخی مشکلات و حاشیهها هم کار را دشوارتر کرده است. بر این اساس به نظرم رسید چند نکتهای در این زمینه تقدیم کنم. امیدوارم این نکات در روشن شدن موضوع و رفع برخی دغدغهها مفید باشد:
1. تقلید در دیدگاه عقل، در فرهنگ بشری و حتی در متون دینی معمولا مذموم و ناپسند شمرده شده و با صفاتی چون کورکورانه و میمونوار همراه است. هر انسان هوشمندی دوست دارد خودش بفهمد، تشخص دهد و انتخاب کند و از این که دیگران برای او تصمیم بگیرند متنفر است. قرآن نیز بارها افراد و اقوامی را به دلیل تقلید از بزرگان و پدرانشان مذمت و ملامت کرده است.