تبلیغات


__
باران
29 مرداد 87 - 22:04

دیروز...

باز باران با ترانه با گوهرهای فراوان می خورد بر بام خانه...

و اما امروز...

باز باران بی ترانه...

باز باران با تمام بی کسی های شبانه...

می خورد بر مرد تنها...

می چکد بر فرش خانه...

باز می آید صدای چک چک غم...

باز ماتم من به پشت شیشهء تنهایی افتاده...

نمی دانم...

نمی فهمم کجای قطره های بی کسی زیباست؟...

نمی فهمم،چرا مردم نمی فهمند که آن کودک...

که زیر ضربه شلاق باران سخت می لرزد...

کجای ذلتش زیباست؟  

                                                ازقلم فوق العاده زیبای رهگذر نازنین،مرسی فاطمه جان

  • ارسال نظر (0)
دوره ارزانی!
26 مرداد 87 - 23:23

چه کسی می گوید که گرانی اینجاست؟دوره ارزانی ست...

چه شرافت ارزان...تن عریان ارزان...و دروغ از همه چیز ارزان تر...!

آبرو قیمت یک تکهء نان...و چه تخفیف بزرگی خورده ست،قیمت هر انسان!!!

پروانه های زیبا
21 مرداد 87 - 22:23

هر وقت یه پروانه زیبا رو بال بال زنان می بینم ناخودآگاه محو تماشای اون می شم.

به راستی این موجود زیبا و ظریف آیتی بی نظیر از نشانه های خداونده

تنها آفریده ای که راهش فقط در زیبایی و نور خلاصه میشه و لاغیر.

به بال زدنش که نگاه کنی اونقدر با شوق بال میزنه که هر آن فکر میکنی واسه بار اوله که داره دنیا رو می بینه و اون اشتیاقی که در وجودشه باور نکردنیه.

هر زمانی که یه پروانه رو می بینم احساس میکنم شاید خدا میخواد مفهوم زندگی رو از طریق این نشانه ء

چشم نوازش به گوش بنده هاش برسونه.

اما کاش میشد فقط واسه یه بار هم شده از یکی از این پروانه ها می پرسیدم راز این عشقی که در وجودشه چیه؟؟؟  

نامه چارلی چاپلین به دخترش:
18 مرداد 87 - 14:43

تا وقتی قلب عریان کسی را ندیدی بدن عریانت را نشانش نده!

هیچ گاه چشمانت را برای کسی که معنی نگاهت را نمی فهمد گریان نکن.

قلبت را خالی نگه دار،اگر هم روزی خواستی کسی را در قلبت جای دهی سعی کن که فقط یک نفر باشد.

به او بگو که تو را بیش تر از خودم و کمتر از خدا دوست دارم زیرا که به خدا اعتقاد دارم و به تو نیاز دارم.

خندیدن
9 مرداد 87 - 21:55

خندیدن یک نیایش است.

اگر بتوانی بخندی،آموخته ای که چگونه نیایش کنی.

جدی نباش!

عبوس هرگز نمی تواند مذهبی باشد.

بگذار خنده ات از ته دل باشد.

چنین خنده ای پدیده ای نادر است!

هنگامی که هر سلول بدن تو بخندد،

هنگامی که هر بافت وجودت از شادی بلرزد،

به آرامشی عظیم دست می یابی!

کارهای اندکی را سراغ داریم که بی نهایت با ارزشند،

خنده یکی از این کارهاست!

سخته ولی ممکنه!

                                 مادرترزا

بهترین جای دنیا؟؟؟
4 مرداد 87 - 19:51

چند وقت پیش پروفایل یکی از همکارانم(متاءسفانه)رو میخوندم که دیدم نوشته:

"همینکه تهرانم و در شهرک...زندگی میکنم واسم کافیه."!!!!!!!!!!!!!!

یکی از بازیگرهای جوانمونم که صرف ظاهرش (آقای حمید گ )وارد این عرصه شده هم یه بار در تلویزیون میگفت:

"تهران نباید همینطور شهرستانیها رو راه بده باید بهشون green card بده."!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

یکی از دوستانی که به تازگی افتخار آشنایی باهاشون رو پیدا کردم و خودشون اصالتآ یزدیندو ساکن تهران در ملاقاتی از بر هم خوردن خواستگاری خواهرشون تعریف میکردن که داماد شهرستانی بوده و در حالیکه دماغشون رو بالا گرفته بودن !فرمودن:

"فرهنگمون به هم نمی خورد،ماتهرانی،اونها شهرستانی."!!!!!!!!!

باید خدمت همه این عزیزان عرض کنم که در تحقیقی که به تازگی موءسسه Mercerانجام داده و100شهر دنیا رو به لحاظ کیفیت زندگی شهری و امنیت طبقه بندی کرده،تهراناونها حتی صدمین شهر هم محسوب نشده.

البته ناگفته نماند که متاءسفانه این طرز تفکرهای به غلط ایجاد شده به خاطر سیاستهای اشتباهی بوده که در تمرکز امکانات در پایتخت در کشور ما صورت گرفته که به مردمان ساکن در این شهر احساس خود برتر بینی رو القاء میکنه!؟!؟این روش در هیچ جای دنیا شکل نگرفته و فقط و فقط مختص کشور مابوده متاءسفانه

اگه میتونستم به اون خانم کوچولوی همکارم و کسایی که اینچنین طرز تفکرهایی دارند، میگفتم که خانومی یه کم از پولهاتو خرج کن و حتی شده به دار قوز آباد سفلی در یه مملکت دیگه سری بزن تا ببینی تهران تا چه اندازه ازاستانداردهای یه زندگی شهری به دوره.

این بحثها ربطی به میهن پرستی نداره،بلکه میخوام بگم تا بهتر رو نبینی در جهت بهتر شدن گام بر نمی داری و به همینی که هستی راضی میشی و این یعنی توقف.عدم پیشرفت!

از نظر من بهترین جای دنیا اونجاست که آدمهاش همگی از صدای خندهء همدیگه از اعماق وجودشون به وجد بیان،اشک معصومی رو به خاطر غرورت جاری نکنی.

نمی دونم همچین جایی روی کره خاکی هست؟؟؟

__