تبلیغات


__
مبارک . و من حلال کنید
26 مرداد 87 - 22:02
آن که بی باده کند جان مرا مست کجاست ؟
آن که بیرون کنداز جان و دلم دست کجاست؟
آن که سوگند خورم جز به سر او نخورم
آن که سوگند من و توبه ام اشگست کجاست؟
چه جمعه ها که یک به یک غروب شد نیامدی چه بغضها که در گلو رسوب شد نیامدی
خلیل آتشین سخن ؛ تبر به دوش بت شکن خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نیامدی
برای ما که خسته ایم نه؛ ولی برای عده ای چه خوب شد نیامدی

تمام طول هفته را به انتظار جمعه ام
دوباره صبح؛ ظهر ؛ نه غروب شد نیامدی !!!!!

تولدت مبارک

من یه مدتی مشکلاتی دارم و دیگه اون تور و شاید نمیتونم بیام همتون دوست دارم میسپارمتون به خدا یا حق
  • ارسال نظر (1)
بهترین جملات
27 تیر 87 - 16:22
اگر اهلش هستی بخون

این پست برای چی بوجود آمد؟

برای جملاتی که دوست دارید
مانند:
گابریل مارکز:هیچ کس لیاقت دیدن اشکهای تورا ندراد و کسی که سزاوار این چنین ارزشی است هیچ وقت باعث اشک ریختن تو نمی شود
شریعتی:
هیچ وقت تنها نیستم چون خدا جبران تمام نداشته های من است
Eminem
In the mad world only the mad are sane(آقای سپه وند عاشق این جمله است)

 همیشه یادت باشه کلید ها قفلی را باز می کنند آن را هم می بندند
 آدم خوش بخت ان است که حال خودش را درک کند و آن را بسازد

خب این لینک این پست
و دوست دارم تمام کسانی که واقعا میتونند شرکت کنند
چون صاحب این بلاگ یکی از بهترین دوستان من و کسی هست که واقعا این ... بیخیال برید تو بلاگش می فهمید
این لینک مستقیم برای فرستادن جملاتتون
http://nagofteha2.mihanblog.com/Page/3.aspx
اینم لینک مستقیم پست
http://nagofteha2.mihanblog.com/Post-147.aspx
منتظرم؟!
دورویی:
19 تیر 87 - 16:18
www.nagofteha2.mihanblog.com
خدایا سلام خوبی خیلی وقت بود نامه ننوشتم سیاه در آوردم عوضش کردم شکوندم این طلسم این رسم دیگه نمیپوشم یعنی تا خرید بعدی فعلا لباس تیره ها و سیاه ها را انداختم دور عیب نداره یه دست لباس با این روشنی به از اون سیاهیا و تیره ها بود بگذریم خدایا میخوام بازم هجی کنم این بار ریا این بار اون دو کلمه دو رویی آخه این چه رسم مگر سادگی و یه دلی چشه که مردمت و بنده هات اگر دورو نباشی قبولت نمیکنند
خدایا هجی رو شروع کنم میدونم دوباره بهم میریزم یادم میافته ولی بام مقاومم خدایا دورویی یعنی از خودبی خود شدن یعنی خودت فراموش کردن یعنی دیگه به یاد خودت نبودن یعنی تو شناختن خودت مردد بودن به وجود خودت شک داشته باشی یعنی دروغ خالص یعنی دو گانه بودن با خودت یعنی فراموشی هرچی داشتی یعنی از همه چیز زدن برای منی که من نیست برای منی تلاش کردن که در وحودت وجود نداره یعنی دورو بودن یعنی ماسکی برروی نقاب زدن یعنی صبحها چهره را آرایش کردن و عوض کردن یعنی فریب یعنی فریب کسیایی که ساده دلند و یه دلند اونا که با صداقتند اونارا از بین بردن یعنی قتل قتل دلهایی که با وجود خودشون یکی بودند زبونشون و فکرشون یکی بودند یعنی بیماری یعنی بیماری از خود خودت متنفر بودن دورویی یعنی نیاز یعنی یک قرص برای بیماری که از خودش متنفر دورویی یعنی یعنی معنی از بین بردن یعنی معنی جدید به معانی دادند یعنی هیچی یعنی پوچی یعنی دعوا یعنی خالقت فراموش کردن یعنی عشق از بین بردن یعنی محبت و اعتماد تلف کردن یعنی دل لگد مال کردن یعنی پشت پا به دنیا یعنی خود خواهی یعنی همه چیز برای خودت خواستن یعنی غرور غرور از همه بالاتر درواقع هیچی نبودن یعنی منجلاب یعنی لجن زار که پا توش بزاری در نمیایی خدایا ببین ادامه بدم یعنی اشک یعنی دل شکستن یعنی ویرانی یعنی در هم ریختن یعنی همیشه در طوفان من و من یعنی همیشه سر دوراهی یعنی فریب کسایی که دل بستن به دلی که دل نیست دل بستن به منی که من نیست یعنی خود را خودی دیگر نشان دادند...دورویی یعنی شهوت یعنی غم یعنی سیاهی یعنی دنیا را برای خود دیدن یعنی مرگ یعنی هوس یعنی هوس چیزی داشتن و عوض شدن عوض نکردن راه عوض کردن خود خودی به خود های خود اضافه کردن دوروریی یعنی از همه دل بریدن و شکستن همه یعنی در هم شکستن آینه وجود دورویی یعنی تنفر یعنی بی خاصیتی یعنی ...
خدایا نامه را تموم کردم میفرستمش برات تا نامه بعد فعلا یاحق تا حقی ضایع نشود...

بخونش که نیاز دارم بخونیش
3 خرداد 87 - 18:28
به نام نامیه او
ببین  هرجا هستی خداکنه بخونیش :
کنار هر قطره اشکم هزار خاطره بسته اینقدر خاطره داری که گویی قدر یک قرنه گلوم میسوزه از عشقت عشقی که مثل زهره ولی بی عشق تو هردم خنده با لبهای من قهره
درسته بامنی اما با این بودن نیازارم تو که حتی با چشماتم نمیگی آه دوست دارم اگه گفتی دوست دارم فقط  بازی لبهات بود وگرنه رنگ خودخواهی نشسته روچشمات
هرچی عشقه توی دنیا من میخواستم ماله ماشه اما تو هیچ وقت نزاشتی بینمون غصه نباشه فکر میکردم بایه بوسه باتو هم خونه  میمونم نمیدونستم نمیشه آخه بی تو نمیشه گله میکنم پس از تو از تو که این همه بی رحمی هزار بار مردم از عشقت تو که هیچ وقت نمیفهمی
چشام همزاد اشک و خون دلم همسایه آه زمونه گرگ و عشق تو شبیه مکر روباه شدم چوپان ساده لوح کنار گله ی احساس چه رسمیه این گله سر چنگال گرگ دعواست تو اینقدر خواستنی هستی که این گله نمیفهمه اگه لبخند بر لب داری دلت از سنگ و بی رحمه ببخش خوبم اگه این عشق سینه تورو رو کرد نفرین به دل ساده که به چنگال تو خو کرد
هرچی عشق توی دنیا من میخواستم ماله ما شه اما تو هیچ وقت نزاشتی بینمون غصه نباشه فکر میکردم با یه بوسه با تو هم خونه میمونم نمیدونستم نمشه آخه بی تو نمیشه گله میکنم پس از تو از تو که این همه بی رحمی هزار بار مردم از عشقت تو که هیچ وقت نمیفهمی
خدا کنه بخونیش بدونی چی کردی با یه شعر که گفتی تمام زندگیم ریختی به هم دستت  درد نکنه
زندگی نقطه سر خط بی وفایی شده عادت تو نوشته بودی دیدار سه تا نقطه به قیامت زندگی نقطه سر خط تلگرافی شده عادت قلبم مچاله کردی لای نقطه چین نامه ات عزیزم نقطه ته خط برو با خیال راحت به تو تقدیم این ترانه عوض جواب نامه ات
دستت خوش هرجا هستی خدا مراقبت باشه فدای تو زندگی بی ارزش من که زندگی بهت خوش باشه
باز سی دو حرف دلگیر مختصر مفید ساده گفتی که سایه عشقت از سرم خیلی زیاده زیر درد خط کشیدی ضرب زدی رو اسمم تا بدونم به عشقت تا که جون دارم طلسمم عزیزم نقطه ته خط برو با خیال راحت به تو تقدیم این ترانه عوض جواب نامه ات
اصلا نپرسیدی من چی میخوام
توی یه کاغذ بی خط حرفا ی خسته به نوبت توی سرزمین نامه ات حرف ت کرده قیامت ت مثل تو مثل تردید ت مثل آخر طاقت مثل تنهایی مثل تب مثل آخر خیانت
نپرسیدی منم راضی بریدی و دوختی و رفتی به سلامت
عزیزم نقطه سر خط برو باخیال راحت به تو تقدیم این ترانه عوض جواب نامه ات
کاشکی بقه ترانه ات هم میخوندی

هوس یعنی....
31 اردیبهشت 87 - 17:28
هوس
میخوام کلمه هوس هجی کنم هجی نداره چرا نداره هوس از خیلی چیزا تشکیل شده شهوت تنهایی غم بی احترامی بی وجودی ریا دروغ نیرنگی بی کسی بی اعتنایی به وجود انسان هجی شده از همه اینها میخواهم ادامه بدم دوست داشته باشی یا نه از بین بردن عفت و عزت از بین رفتن احترام و آبرو هوس یعنی هیچ یعنی دروغ یعنی بازی با دیگری یعنی بازی با کلمات یعنی بازی با عشق عشق را به سخره گرفتن خدایا ادامه بدم تو دوست نداری هوس یعنی خدارا بازیچه خود کردند و قسم خوردن به اسمش یعنی خدارا ندیدن ادامه بدم شما ناراحت میشید یعنی خودت عاشق دوسنستن عاشقی که تواین زمونه جز هوس معنایی نداره عاشقی که جای خودش به یه بوسه داده نه نه اشتباه نکن بوسه هوس با بوسه عشق فرق داره فرقش هم همه میدونند هوس یعنی دودلی یعنی از خود بی خود شدن برای هیچ و پوچ یعنی ذلت و خواری
نمیدونم خدایا این مردمت چطور اینقدر راحت هوس خودشون زیاد میکنند
خدایا هوس خوبه ؟ اگر خوبه چرا من تنهام
خدایا هوس خوبه  ریا خوبه پس چرا من دارم دیوونه میشم
هوس یعنی تردید یعنی شک یعنی سستی هوس یعنی روح را کشتن هوس یعنی شکستن هوس یعنی بدبختی و سیاه بختی هوس یعنی سیاهی را تحمیل کردن یعنی هیچی هوس یعنی مرگ در یک کلام!
خدایا دیگه بسه
دوستت دارم یاحق تا حقی ضایع نشود...

اینم منبعش www.nagofteha2.mihanblog.com

وصیت آخرم
29 اردیبهشت 87 - 09:56
اینم از وبلاگ نگفته ها www.nagofteha2.mihanblog.com

خدایا بشنو این وصیت اخرم خدایا بشنو که دارم میام منتظرم بمون دارم میام

 

خدایا سلام شاید این وصیت آخرم باشه شاید بعد این چیزی نبینی خدایا شاید بعد از این نه من تورو ببینم نه تو من چون دارم تموم میکنم به این غم نویسی میخوام مهر باطل بزنم میخوام دیگه نویسم میخوام اشکم تو خودم ببرم کاری که سالها پیش باید میکردم میخوام دست از دنیات بکشم و دیگه فکر انتقام نباشم دیگه فکر تو نباشم خدایا میخوام بیام چه شتابان دارم میام میخوام تو آغوشت من بپذیری میخوام من تو آغوشت بپذیری و چون دارم میام ولی شک دارم چون میترسم تو هم مثل بنده هات حال و حوصله تنهایی نداشته باشی چون خودت تنهایی شاید از تنهایی متنفری خدایا ولی من میام اگر آغوش خودت نباشه آغوشی از آتش منتظرم خدایا میام و حق نداشته ام میگرم خدایا دوستت دارم منتظر دیدارم

خدایا میام بالاخره میام

خدایا از نوشتن و گلایه پیش این و اون میخوام دست بکشم چون خودت غم دارم چرا باید لبخند از رو لب یکی دیگه وردارم چرا باید اشک تو سینه یکی دیگه بزارم خدایا میخوام از نوشتن دست بکشم و بیام خدایا منتظرم بمون که میام

خدایا رازم نگه میدارم با رازهام پیش تو میایم بااینکه میدونم همشون میدونی ولی بازم برات تعریف میکنم چون جز تو کسی ندارم  

خدایا تنها امیدم تو بودی تنها همدم تو اون تنهایی و بی کسایی خدایا تنهایی کسی بودی که بودی و هستی و میمونی خدایا تنها کسی هستی که چشای خیس من دیدی ولی دیگه نه، نمیبینی میام میام پیشت ....

یاحق تا حقی ضایع نشود

 

 


من مرگ نیمه تمامم
29 اردیبهشت 87 - 09:54

مرهم درد دل من مرگ من است

زندگی در حسرت و زجر٬ باعث ننگ من است...

وقت آن شد مرگ آید از پس این عمر دراز

مرگ را در آغوش...

مرگ را در بر خود می بینم!!!

باید یک روز گذشت از کوچه ارواح خبیث

تا که آزاد شوم زین مردمان حرف و حدیث...

وقت آن شد آشکارا شود این راز و نیاز

مرگ را در آغوش...

مرگ را در بر خود می بینم!!!

دعوت مرگ من امروز گواه درد است

سنگ گورم بنهید٬ هوا بس سرد است!!!

و به پایان سفر نزدیکم......

و من از جمع شما خواهم رفت!!!

میروم تا هم آغوشی مرگ...!

تا هجوم هجرت٬

تا که اندوه شما راحتم بگذارد!!!

و چه احساس لطیفی است عروج!!!

مرگ را در آغوش...

مرگ را در بر خود می بینم.........؟

(گفتكویی بین ناگفته و تنهایی)
22 مرداد 86 - 22:36

اینو همین الان تو وبلاگ نگفته ها توی میهن بلاگ پیدا كردم خیلی باحال بود

میخواهم بنویسم

از چی؟

از عشق و دوری

برای چی؟

برای خودم و تنهاییم

از چی؟

از عشق

چرا عشق؟

چون سیاه بود

مگه ندیدی از اول

چرا دیدم ولی حس نكردم

چی حس نكردی؟

كه دوسم نداره

وای خدا

تو دیگه چیه؟

منم تنهام ولی تنهایی تو از من تنها تر چرا نمیدونم

چون من تنهاییم خودم ساختم ولی تو تو تنهایی به مردم میدی تنها!

از چی میخونی از امروز
از نارفیقی

از من نمیخونی

تو و غم و سیاهی و تباهی از نارفیقی بوجود می آیید

فعلا من برم شبی دیگه بر میگردم

برو من به تو عادت دارم دیگه درم نزن چون سكوت میره هرموقع تو در میزنی

راستی دیگه اینجا ثابت شدی

آدم تنها همه جا ثابت هست چون هرجا بره براش یه جا و هر جا شمارا میبینه

خداحافظ

بدرود تا درودی دیگر

(گفتكویی بین ناگفته و تنهایی)

http://nagofteha2.mihanblog.com/

دل منتظره بیای
22 مرداد 86 - 22:33

دلم می خواد که بی صدا گریه کنم

ترانمو به قلب تو هدیه کنم

باغ دلم بدون گل نداره

تو لحظه ها اسم تو رو کم می یاره

دل تو ، رنگ خزون

می دونم ، نا مهربونه

دل من ، مثل یه ماهی شعر دریا رو می خونه

بیا برگرد ، تا بخونه ، با گلا تنها نباشن

جای من ، تو باغچه قدر خوشبختی بپاشه

به خدا دنیا دو روزه میدونی ، یه روزی دلت میسوزه میدونی

دل من منتظره اومدنت تا بیای دوباره پیشم بمونی

به خدا دنیا دو روزه میدونی ، یه روزی دلت میسوزه میدونی

دل من منتظره اومدنت تا بیای دوباره پیشم

اس ام اس عشقولانه
22 مرداد 86 - 22:33

خب اینم یک سری آفلاین اس ام اس عاشقانه

اینا ماله خودمن

آن كس كه لذت یك روز زیستن را تجربه كند، گویی كه هزار سال زیسته است و آنكه امروزش را درنمی یابد، هزار سال هم به كارش نمی آید

وقتی سرت رو رو شونه های کسی میگذاری که دوستش داری بزرگترین آرامش دنیا رو تو خودت احساس میکنی و وقتی کسی که دوستش داری سرش رو رو شانه هات میذاره احساس می کنی قوی ترین موجود جهانی

وقتی به آسمون نگاه می کنی ، دوست داری کدوم ستاره مال تو باشه ؟ به اونی که کم نور تره قانع باش چون اونی که پر نور تره رو همه نگاه می کنن

میروم به دیار دیگری میروم میروم که شاید کسی یادم کند... شاید به یاد من کسی گریه کند... شاید روزی که بفهمم کسی عاشقم هست... دیگر عاشق نباشم.... چون دیگر نخواهم بود.... ...برای کسی که هرگز یادم نکرد... هرگاه دفتر محبت را ورق زدی و هرگاه زیر پایت خش خش برگها را احساس كردی هرگاه در میان ستارگان آسمان تك ستاره ای خاموش دیدی برای یكبار در گوشه ای از ذهن خود نه به زبان بلكه از ته قلب خود بگو: یادت بخیر

اینا هم دزدیدم از وبلاگ اس ام اس لاو من دزد شب رو نیستم ای کاروان ای کاروان

غروب شد . خورشید رفت. آفتابگردان به دنبال خورشید می گشت. ناگهان ستاره چشمک زد. آفتابگردان سرش را پایین انداخت. گلها هرگز به معشوقشان خیانت نمی کنند.................

هیچ وقت به خودت مغرور نشو.... برگها همیشه وقتی می ریزند که فکر می کنند طلا شدند.

خدایا ما اگر بد کنیم ترا بنده های خوب بسیار است. تو اگر مدارا نکنی ما را خدای دیگر کجاست.

همیشه با به دست آوردن آن کسی که دوستش داریم ، نمی توانیم صاحبش شویم. گاهی لازم است از او بگذریم تا بتوانیم صاحبش شویم.

مهم نیست که قطره باشی یا اقیانوس. مهم این است که آسمان در تو منعکس شود.

کاش می دانستی انتظار دیدنت چه مجازاتی است. شاید دیگر چشم به راهم نمی گذاشتی.

لازمه خوشبختی ، جذب چیزهای تازه نیست. بلکه حذف کردن افکار کهنه است. افکاری که به هیچ دردی نمی خورند.

افسوس ..... آن زمان که باید دوست بداریم ، کوتاهی می کنیم. آن زمان که دوستمان دارند، لجبازی می کنیم. وبعد........ برای آنچه از دست رفته آه می کشیم.

به همه لبخند بزن اما با یک نفر بخند. همه را دوست داشته باش اما به یک نفر عشق بورز. در قلب همه باش اما قلبت مال یک نفر باشد.

دوستت داشتم................. یادت هست؟ گفتم: دوستت دارم. وتو گفتی کوچکی برای دوست داشتن................. رفتم تا بزرگ شوم. اما آنقدر بزرگ شدم که یادم رفت : دوستت دارم.

چنین گفت زرتشت : عاشقِ عاشقی باش. دوست داشتن را دوست بدار. از تنفر؛ متنفر باش. به مهربانی؛ مهر بورز. با آشتی ، آشتی کن. از جدایی؛ جدا باش.

انسانها دو دسته هستند: 1- آنهایی که بیدار هستند در تاریکی. 2- آنهایی که خواب هستند در روشنایی.

زندگی کتابی است پرماجرا. هیچ گاه آنرا به خاطر یک ورقش دور نینداز.

کوچکترین انسانها کسانی هستند که برای به دست آوردن دیگران ، خودرا هم عقیده و هم فکر با او نشان می دهند.

ی دانی چرا بین انگشتان دست فاصله است؟ چون یک روزی یک دستی پیدا شود که این فاصله را پْر کند.

آنچه کرم ابریشم تا پایان دنیا می پندارد. در نظر پروانه آغاز زندگی است.

فرشتگان از خدا پرسیدند: خدایا تو که بشر را آنقدر دوست داری چرا غم را آفریدی؟ خدا گفت: غم را به خاطر خودم آفریدم. چون این مخلوقه(بشر) تا غمگین نشود به یاد خالقش نمی اُفتد.

اگر کتاب زندگی چاپ دوم داشت هرگز نمی گذاشتم که اینقدر غلط چاپی داشته باشد.

اینگونه زندگی کنیم: ساده اما زیبا. مصمم اما بی خیال. متواضع اما سربلند. مهربان اما جدی. سبز اما بی ریا. عاشق اما عاقل.

دستم بوی گل می داد. مرا به جرم گل چیدن گرفتند. ومحاکمه کردند. هیچ کس با خود فکر نکرد که شاید من گُلی کاشته باشم.

عشق مثل آب می ماند. می توانی در دستانت قایمش کنی. اما آخرش دستهایت را باز می کنی می بینی نیست. قطره قطره چِکه می کند. بدون اینکه بفهمی ، می بینی دستت پراز خاطره است.

زنان هوشیار تر از آن هستند که مردانگی خود را ، به مردان نشان دهند.

زندگی نه آنقدر شیرین، ومرگ نه آنقدر تلخ است که انسان شرافتش را به آن بفروشد.

آن کس که گریه می کند ، یک درد دارد. آن کس که می خندد ، هزار و یک درد دارد.

انسان هیچ وقت بیشتر از آن موقع خود را گول نمی زند که خیال می کند ، دیگران را فریب داده است.

ترس از رنج ، از خود رنج بدتر است.

معلم گفت: عشق چند بخش است؟ یک بار دستم را بالا تا پایین آوردم وبا خوشحالی گفتم: یک بخش.
ولی وقتی ترا شناختم فهمیدم عشق سه بخش دارد: 1-عطش دیدنِ تو. 2-شوق با تو بودن. 3- اندوه بی تو بودن.

بهترین شون هم اضافه کنید بهتریشون بنظر من اینه

چنین گفت زرتشت : عاشقِ عاشقی باش. دوست داشتن را دوست بدار. از تنفر؛ متنفر باش. به مهربانی؛ مهر بورز. با آشتی ، آشتی کن. از جدایی؛ جدا باش.

__