تبلیغات


__
....
4 شهریور 87 - 22:52
گفتند حسنک مستمری بگیر دولت محمود است
من حاضرم نام ،نام خانوادگی و کسبه ی پدریم را الک کنم
تا برای جوانان ایجاد اشتغال شود
می خواهم به سنگواره ای پناه ببرم
که در آن کوروش به آدم ابوالبشر سیگار تعارف می کند
میان این همه چاقو قسمت شاعر قتلی است که در نوع خودش بی نظیر است
آقا !
لب های دخترم را رژ مالیدم بگو سر کدام چهار راه باسیتم

  • ارسال نظر (1)
.........
4 شهریور 87 - 22:50
گیرم چند سال دیگر زیر سایه این درخت ایستاده باشی
حقیقت این است :
دیگر عشق هم تکیه کلام خوبی نیست
احساس می کنم روبروی صحن صدایم قرقاولی سر بریده اند
سوء تفاهم شده آقا !
می خواهم زندگی کنم اجازه می دهی ؟
دیگر نه فریاد با حنجره بریده را دوست دارم
و نه حتی حاضرم نامم را قسمت کنم
میان این چند سگ جوان و گرسنه که عاشق همدیگرند
سوءتفاهم شده آقا !
می خواهم زندگی کنم اجازه می دهی ؟


گیرم که با انبر مرگ هم
دندان مرا کشیده باشند
برای شما چه فرقی دارد
کسی هی
از لابلای برگ های نارس این کتاب
عشق را به بازی می برد
آه
که با واژه های نم کشیده نمی شود شلیک کرد
خواهش می کنم روی پس زمینه شعرم بساط بیندازید
حال می دهد به جان شما
می خواهم کنار خیابان بهشتی شوم
مواضب باشید آقایان !
حواستان را جارو نکنند
این بازی یک نفره نیست !

__