داغ گذاشتن سه کودک یتیم در یکی از مراکز بهزیستی .... 3 مرداد 87 - 16:38 | |||
داغ گذاشتن 3کودک یتیم دریکی ازمراکز بهزیستی
باور كنیم كه اگر امام جمعهای به هنگام خواندن خطبههای نمازجمعه از شدت درد و ناراحتی در قبال این فاجعه، عمامه بر زمین بكوبدو فریادبرآورد شایستهی ملامت نخواهد بود، بلكه این عمل او سزاوار و شایستهی تمجید خواهد بود.
![]() اخیراً یكی از بانوان محترم و علاقهمند به كارهای خیرخواهانه كه در انجمنهای خیریهی متعددی فعالیت دارد و سالهاست كه در انجمنهای خیریه و همچنین دانشگاه با بنده همكار بوده است، با مراجعهی به اینجانب خبر از وقوع حادثهی اسفناكی در خصوص سه نفر از كودكان یتیم تحت سرپرستی سازمان بهزیستی در «مركز نگهداری كودكان مهر زنجان»، واقع در خیابان دانشسرا، جنب انبار گندم داد. ابتدا برای اینجانب باور كردنی نبود، ولی با توجه به شناختی كه از این بانوی محترم داشتم در صدد تحقیق در این زمینه برآمدم و با كمال تأسف به طور مستند، اطلاع حاصل كردم كه بر روی بدن سه نفر از كودكان یتیم این مركز به نامهای زهرا، مریم و محمدمهدی داغ گذاشته شده است. بعد از تلاش بسیار موفق به تهیهی عكس از بدن مجروح این كودكان شدم كه در این عكسها به وضوح مشاهده میشود كه بر اثر داغی كه بر بدن این كودكان گذاشته شده، صورت زهرا و پای مریم و گردن محمدمهدی سوخته شده است! بعد از مشاهدهی این عكسها چندین روز به شدت ناراحت بودم و روز و شب را با ناراحتی و حزن و اندوه شدید سپری میكردم. ابتدا قصد داشتم كه فقط از طریق مراجع قانونی به پیگیری موضوع بپردازم، ولی به هنگام مطالعه در منابع اسلامی در خصوص رعایت حقوق یتیمان، در نهجالبلاغه به خطبهی معروف علی(ع) برخوردم كه در شأن نزول آن آوردهاند: «روزی به آن حضرت خبر دادند كه عدهای از طرف معاویه به شهر«انبار» واقع در مرز عراق و شام، حمله كرده و مرتكب جنایاتی شدهاند. امام(ع) با حال غضبناك آنچنان كه دامن عبایش به زمین كشیده میشد از كوفه خارج شد تا به«نخیله»كه منزلگاهى نزدیك كوفه بود رسید، و بر روى تپهاى ایستاد و در اجتماع مردم این خطبه را خواند: «به من خبر رسیده كه یكى از مهاجمان به خانهی زنی مسلمان و زنی غیرمسلمان كه در پناه اسلام جان و مالش محفوظ بوده وارد شده و خلخال و دستبند، گردنبند، و گوشوارههاى آنان را از تنشان بیرون آورده است...در حالى كه هیچ وسیلهاى براى دفاع جز گریه و التماس كردن نداشتهاند،... حال اگر به خاطر این حادثه مسلمانى از روى تأسف بمیرد ملامت نخواهد شد، و از نظر منسزاوار و شایسته است!» از این مواجههی علی(ع) چنین بر میآید كه حكومت در قبال جان و مال همهی شهروندان جامعهی اسلامی اعم از مسلمان و غیرمسلمان مسؤول است و باید پاسخگوی تعدی نه تنها به جان، بلكه به مال یك زن یهودی در مرزهای وطن اسلامی نیز باشد. علی(ع) معتقد است كه اگر به خاطر ربوده شدن جواهرات یك زن یهودی تحت حمایت حكومت اسلامی، یك مسلمان از شدت ناراحتی بمیرد سزاوار و شایسته است. یقیناً جسم و جان سه كودك یتیم و مسلمان، كمتر از جواهرات یك زن یهودی نیست و باید در صورت هر گونه تعدی به آن، مسؤولان مربوطه پاسخگو باشند. از این رو تصمیم گرفتم كه این عكسها را در هفتهنامهی بهار زنجان منتشر كنم تا شاید اطلاع افكار عمومی و حساسیت آنها مانع وقوع حوادث مشابه در آینده شود و مسؤولان استان و كشور احساس مسؤولیت كنند و در صدد پاسخگویی بر آیند. اما با كمال تأسف بعد از گذشت یك هفته از انتشار این خبر كوچكترین اقدامی از سوی مقامات استان به منظور پاسخگویی در قبال این فاجعهی دردناك انجام نشده است. ... حال با توجه به سكوت مقامات استان اعم از استاندار، فرماندار زنجان، مدیركل بهزیستی و دیگر مقامات مسؤول در قبال این فاجعهی دردناك، از عالیترین مسؤولان كشور انتظار میرود كه با نهایت دقت این موضوع را بررسی كنند و به افكار عمومی پاسخ دهند كه چرا در حیطهی مدیریتی مسؤولان استان زنجان چنین فاجعهای رخ داده است؟ همچنین از ائمهی جمعه كه در بارهی بسیاری از مسائل بسیار كوچك و ساده موضعگیری میكنند انتظار میرود كه در خطبههای نمازجمعه به این موضوع مهم بپردازند و خواستار رسیدگی به آن با توجه به سكوت مقامات استان اعم از استاندار، فرماندار زنجان، مدیركل بهزیستی و دیگر مقامات مسؤول در قبال این فاجعهی دردناك، از عالیترین مسؤولان كشور انتظار میرود كه با نهایت دقت این موضوع را بررسی كنند و به افكار عمومی پاسخ دهند كه چرا در حیطهی مدیریتی مسؤولان استان زنجان چنین فاجعهای رخ داده است؟ این فاجعه از چنان اهمیتی برخوردار است كه ضرورت دارد برای بررسی و رسیدگی به آن یك كمیتهی حقیقتیاب كه در آن مطبوعات و دیگر رسانههای خبری نیز حضور داشته باشند تشكیل و بعد از كشف حقیقت، پاسخ قانعكنندهای به افكار عمومی داده شود. باور كنیم كه اگر امام جمعهای به هنگام خواندن خطبههای نمازجمعه از شدت درد و ناراحتی در قبال این فاجعه، عمامه بر زمین بكوبد و فریادبرآورد شایستهی ملامت نخواهد بود، بلكه این عمل او سزاوار و شایستهی تمجید خواهد بود. ضرورت تكریم ایتام در قرآن كریم در تفكر اسلامی بر ضرورت تكریم ایتام تأكید فراوان شده و در قرآن كریم بیاعتنایی به یتیمان و راندن آنان،علامت كفر و نفاق نشانهی تكذیب دین و روز قیامت دانسته شده است. خداوند متعال در یكی از آیات قرآن كریم میفرماید: «آیا دیدی آن را كه دین و روز قیامت را دروغ می پندارد؟ پس او كسی است كه یتیم را از خود می راند.»(1) و در جای دیگر بر سبیل ملامت میفرماید: «چنان نیست كه شما خیال میكنید، بلكه شما یتیمان را گرامی نمیدارید و یكدیگر را بر اطعام مستمندان تشویق نمیكنید.»(2) و در آیهای دیگر از احسان به یتیمان با عنوان میثاق الهی یاد میكند و میفرماید: «[و به یاد آورید] زمانی را كه از بنیاسرائیل پیمان گرفتیم كه جز خداوند یگانه را نپرستید و نسبت به پدر و مادر و نزدیكان و یتیمان و بینوایان نیكی كنید... .»(3) و در آیهای دیگر از نیكی به یتیمان بهعنوان مصداق بارز نیكی یاد میكند و میفرماید: «نیكی[تنها] این نیست كه به هنگام نماز صورت خود را به سوی مشرق و مغرب كنید، بلكه نیكوكار كسی است كه به خدا و روز رستاخیز و فرشتگان و كتاب آسمانی و پیامبران ایمان آورد و مال خود را با تمام علاقهای كه به آن دارد به خویشاوندان و یتیمان و از كارافتادگان و ... انفاق كند... .»(4) عنایت ویژه به یتیمان در سنت نبوی و سیرهی معصومین(ع) در سنت نبوی و سیرهی معصومین(ع) نیز بر ضرورت توجه خاص و تكریم یتیمان سفارشهای اكیدی رسیده است. پیامبر اكرم(ص) هرگز نمیتوانست ناراحتی كودكان یتیم را تحمل كند، فلذا در این زمینه فرمود: «... هرگاه كودك یتیمی گریه كند اشكهای او در كف پر مهر و محبّت خداوند رحمان میریزد و خدای تعالی میفرماید: چه كسی این یتیمی كه پدرش را از دست داده(و اكنون زیر خاك آرمیده) به گریه درآورده است؟ هر كس او را آرام كند بهشت از آن اوست.»(5) در حدیثی دیگر از پیامبر اكرم(ص) آمده است: «هنگامی كه كودك یتیم گریه می كند عرش خدا به لرزه در می آید. خداوند به فرشتگانش می فرماید: ای ملائكهی من! چه كسی این یتیم را كه پدرش در خاك پنهان شده است به گریه درآورد؟ ملائكه می گویند: خدایا! تو آگاهتری. خداوند می فرماید: ای ملائكهی من! شما را گواه میگیرم كه هر كس گریهی او را خاموش و قلبش را خشنود كند من روز قیامت او را خشنود خواهم كرد.»(6) روزی پیامبر اكرم(ص) در راه اصلی مدینه میگذشت، چند كودك را دید كه طفلی را در میان گرفتهاند و او را بهخاطر نداشتن این فاجعه از چنان اهمیتی برخوردار است كه ضرورت دارد برای بررسی و رسیدگی به آن یك كمیتهی حقیقتیاب كه در آن مطبوعات و دیگر رسانههای خبری نیز حضور داشته باشند تشكیل و بعد از كشف حقیقت، پاسخ قانعكنندهای به افكار عمومی داده شود پدر سرزنش میكنند و میگویند، تو پدر نداری، ولی پدر ما فلان است كه دارای شأن و مقام میباشد. كودك یتیم بنای گریستن گذاشت. پیامبر اكرم(ص) نزد او رفت و پرسید: «چرا گریه میكنی؟ گفت: من پسر فلانی هستم كه در جنگ احد كشته شد، مادرم شوهر كرد و مرا از خود راند و خواهرم نیز فوت كرده است.» پیامبر رحمت(ص) او را نوازش و آرام كرد و سپس فرمود: «اگر پدرت را كشتند، من پدر توام و همسرم مادرت، فاطمه هم خواهرت است. كودك خوشحال شد و فریاد برآورد، هان! ای كودكان، اكنون مرا سرزنش نكنید كه پدر و مادر و خواهر من از همهی شما بهتر و برتر است، سپس حضرت او را به فاطمه(س) سپرد. حضرت فاطمه(س) نیز او را نوازش و پاكیزه كرد و لباسی پاك بر او پوشانید و تا رحلت پیامبر(ص) در خانهی حضرت فاطمه(س) بود.»(7) علی(ع) نیز نهایت سعی خویش را برای رعایت حال یتیمان میكرد و میفرمود: «هر مرد و زن باایمانی كه از روی مهربانی دست خود را بر روی سر یتیمی بكشد خدای متعال به عدد هر مویی كه دست خود را روی آن میگذارد یك ثواب برای او مینویسد.»(8) علی(ع) در بستر احتضار و شهادت بر رعایت حال یتیمان تأكید كرد و فرمود: «خدا را خدا را در مورد یتیمان، نكند آنها گاهی سیر و گاهی گرسنه بمانند، نكند آنها در حضور شما در اثر عدم رسیدگی از بین بروند!»(9) با توجه به آیات قرآن كریم و روایات منقول از پیامبر اكرم(ص) و ائمهی معصومین(ع) باید با ایتام به نیكی و مهربانی سخن گفت و رفتار كرد و به شیوهی پسندیده آنان را اطعام و پوشاك داد و در همهی احوال آنان را گرامی داشت، هیچگاه نباید آنان را آزرد و یا با خشونت با آنان برخورد كرد و با تندی آنان را از خویش دور نمود. در قرآن كریم آمده است: «با یتیمان سخن نیكو و دلپسند بگویید، آنان را اطعام كنید، آنها را گرامی دارید و به آنان پناه دهید و هرگز آنان را آزرده خاطر و از خود دور نكنید.»(10)
از وبلاگ علی فردین | |||
آخرین روز.... 31 تیر 87 - 12:40 |
امروز آخرین روز بیست و شش سالگی منه. خیلی غم انگیزه. امسال سال خوبی و سال بدی بود. با دوستای خوبی آشنا شدم و دوستای خوبی رو از دست دادم. شاهد فروپاشی دو تا زندگی بودم. چهار، پنج مرگ و یه عقد و سه تا عروسی که مهمترینش عروسی خوشگل خانوم خودمون سیما و مسعود بود. شب تولد هم شب قشنگیه هم شب بدیه. خیلی بد. بدتر از اونی که فکرشو بکنید. همیشه شاد باشید، همیشه.
|
قشنگی دنیا 26 تیر 87 - 01:10 |
میدونی قشنگی دنیا به چیه؟ این که تو بی خبر باشی ولی یکی دیگه به خاطر تو داره با خدا راز و نیاز میکنه.
|
راز خنده 18 تیر 87 - 22:56 |
خنده بر لب میزنم تا کس نداند راز من، ور نه این دنیا که ما دیدیم خندیدن نداشت
|
و باز هم عشق 15 تیر 87 - 22:28 |
کاش می شد در عاشقی هم توبه کرد....
|
پنج وارونه 10 تیر 87 - 21:17 |
گفت پنج وارونه چه معنا دارد ؟♥ خواهر كوچكم این را پرسید♥ من به او خندیدم♥ كمی آزرده و حیرت زده گفت♥ روی دیوار و درختان دیدم♥ بازهم خندیدم♥ گفت دیروز خودم دیدم♥ مهران پسر همسایه پنج وارونه به مینو میداد♥ آنقدر خنده برم داشت كه طفلك ترسید♥ بغلش كردم و بوسیدم و با خود گفتم♥ بعدها وقتی غم♥ سقف كوتاه دلت را خم كرد♥ بی گمان می فهمی♥ پنج وارونه چه معنا دارد ؟♥ |
زن و اسلام 10 تیر 87 - 21:04 |
میدونید چرا توی اسلام چهار تا زن بیشتر نمیشه گرفت؟ چون اگه پنج تا بشه باید یکی شو خمس بدی. |
دل 20 خرداد 87 - 23:42 |
شاید مرا دیگر نشناسی، شاید مرا به یاد نیاوری. اما من تو را خوب می شناسم. ما همسایه ی شما بودیم و شما همسایه ی ما و همه مان همسایه ی خدا.... دوست من، همبازی بهشتی ام! نمی دانی چقدر دلم برایت تنگ شده. هنوزآخرین جمله ی خدا توی گوشم زنگ می زند: از قلب کوچک تو تا من یک راه مستقیم است. اگر گم شدی از این راه بیا. بلند شو . از دلت شروع کن. شاید دوباره همدیگر را پیدا کنیم. ***این که مدام به سینه ات می کوبد، قلب نیست؛ ماهی کوچکی است که دارد نهنگ می شود. قلب ها همه نهنگانند در اشتیاق اقیانوس. اما کیست که باور کند در سینه اش نهنگی می تپد. مرسی از فرهان کیان عزیز از متن قشنگش |
پول 23 اردیبهشت 87 - 02:15 |
چارلی چاپلین: با پول می شود خانه خرید ولی آشیانه نه، رختخوابخرید ولی خواب نه، ساعت خرید ولی زمان نه، می توان مقام خرید ولی احترام نه، می توانکتاب خرید ولی دانش نه، دارو خرید ولی سلامتی نه، خانه خرید ولی زندگی نه و بالاخره، می توان قلب خرید، ولی عشق را نه
مرسی از سیامک عزیز همیشه آف های زیبایی برام میزاره
|
دروغ عاشقانه 14 اردیبهشت 87 - 23:25 |
عروس جوانی قبل از اینکه پا به خانه شوهر بگذارد، آبله سختی گرفت و مدتها بیمار شد. مرد به عیادت نامزد جوان رفت و در میان صحبتهایش گفت که چشمهایش بسیار درد میکند. بیماری زن شدت میگرفت و آبله تمام صورت او را پوشانده بود. مرد جوان عصازنان به عیادت نامزد خود میرفت و از درد چشم مینالید. عروسی نزدیک بود و زن نگران صورت خود که آبله آن را از شکل انداخته بود. شوهر هم کور شده بود و مردم همه میگفتند: "چه خوب، عروس نازیبا همان بهتر که همسری نابینا داشته باشد!" 20 سال بعد زن از دنیا رفت. مرد عصایش را کنار گذاشت و چشمهایش را گشود. همه تعجب کردند. مرد گفت: "من کاری جز شرط عشق را به جا نیاوردم!". این مطلب نازو سیمای عزیزم که الهی قربونش برم من که ناراحتیشو نبینم زحمت تایپشو کشید و برام فرستاد. مرسی خوشگل خانوم |












