به وب لاگ منم سر بزنید خوشحال میشم
میگن امسال که خزون داره میره
عشق من از توی قلب تو میره
نمی دونم می افتی فکر من
روزایی که تو خیابون شرشر بارون می گیره
صدای ناودونا می پیچه توی گوشم
انگاربیداد میزنن دیگه کردی فراموشم
وقتی صدای پات روی برگای کوچه داد میزدش داره می آد
من را داغون میکنه عشقی که دادی به
باد
بارون بارون عشق توی آسمون نوشته
می مونم من زیر بارون اخه رسم سرنوشته
رعدو برق میزنه اما توصداشا نمی فهمی
اون میگه دلش شکسته اسمون پراشا بسته
یاد اون روزای ابری که دست تو بود توی دستم
یاد بارونای نم نم می سوزونی من را کم کم
دیگه شونه هام شکسته زیر طوفان نگاهت
تو یه ساحل روی شن ها قایقی به گل نشسته
یکی با چشمون گریون گوشه ای تنها نشسته
نگاه پراضطرابش به افق به بی نهایت
ساکت اما تو قلبش داره یک دنیا شکایت
توچشاش حلقه ی اشک تویه قلبش غم دنیا
منتظربه راه یاره تابیادامروزفردا
باورنمیشه عشق وهمه دنیاش زیرآب
تنها مونده تویه ساحل زندگی براش عذاب
تنهایی براش عذاب......
خاطرات لب
دریادیگه از یادش نمی ره
همه دنیاش زیر
آب وخودشم به غم اسیره
دست بی رحم
زمونه عشق شو برده به دریا
حالا از خودش
می پرسه می یادش آیاوآیا
عاشقی که تنها
باشه تویه دنیانمی مونه
دل عاشق
وشکستن شده کار این زمونه
خاطرات لب
دریادیگه از یادش نمی ره
همه دنیاش زیر آب
ازغم دوریش می میره
هرگزازیادش نمی ره ازغم دوری می میره
ازغم
دوریش می میره......