31 شهریور 85 - 03:07 |
می خواستم با روزگار خلوت کنم... با باد... با رود... با غروب... با سکوت... با دلم... ***************** روزگار گفت: رفتنی هستی مثل همه! باد گفت: آنجا نمی مانی رود گفت: با شدت دور می شوی غروب گفت: آسمان دل من همرنگ دل توست سکوت جوابی نداد .... دلم هم گفت: من حرف سکوت را قبول دارم! |








