تبلیغات


__
بند چرمی
11 تیر 86 - 06:51

و چرا فکر میکردم تو همونی بودی که من همیشه درخیالم می دیدم. عاشق عاشق. کاش میتونستم تو رو همونطور که هستی تعریف کنم. سرد و بی احساس مثل یخ که اگه کمی گرما بخودش ببینه حاضره آب شه اما از معنای یخ بودنش کم نشه و در دنیای بی مهر تو جایی برای من نبود.

اون بند جرمی یادت هست؟ دستکشهای مشکلی چرمت و تموم اون چیزای بی ارزشی که من چه ابلهانه زمانی آرزو داشتم بجای اونها باشم. آخه تو اونا رو بیشتر از من دوست داشتی.

  • ارسال نظر (1)
بدون شرح
11 تیر 86 - 06:49
ای مرد!
بیزارم از تو كه آزادی و رهایی اكنون من درگرو برده بودن دربرابر توست.
4 دی 85 - 15:37

از كسیكه دوستش داری ساده دست نكش شاید دیگه هیچ كس و مثل اون دوست نداشته باشی و از كسیكه دوستت داره بی تفاوت عبور نكن چون شاید دیگه هیچكس مثل اون تو رو دوست نداشته باشه

 

شاعر و فرشته ای با هم دوست شدند.فرشته، پری به شاعر داد و شاعر ، شعری به فرشته.

شاعر پر فرشته را لای دفتر شعرش گذاشت و شعرهایش بوی آسمان گرفت و فرشته شعر شاعر را زمزمه کرد و دهانش مزه عشق گرفت.

خدا گفت : دیگر تمام شد.دیگر زندگی برای هر دوتان دشوار می شود.زیرا شاعری که بوی آسمان را بشنود، زمین برایش کوچک است و فرشته ای که مزه عشق را بچشد، آسمان برایش تنگ

آیینه پرسید که چرا دیر کرده است نکند دل دیگری او را سیر کرده است. خندیدم و گفتم او فقط اسیر من است. تنها دقایقی چند تأخیر کرده است .گفتم امروز هوا سرد بوده است شاید موعد قرار تغییر کرده است. خندید به سادگیم آیینه و گفت احساس پاک تو را زنجیر کرده است. گفتم از عشق من چنین سخن مگوی. گفت خوابی سال‌ها دیر کرده است.

 در آیینه به خود نگاه می‌کنم ـ آه! عشق تو عجیب مرا پیر کرده است. راست گفت آیینه که منتظر نباش او برای همیشه دیر کرده است.

امروز نازنین فاتحی که دو سال پیش در سن کمتر از 18 سالگی ،نازنین فاتحی به هنگام دفاع از خود در برابر تجاوز ،  متجاوز را به قتل رسانده است و به این خاطر به اعدام محکوم شده است بار دیگر به دادگاه میرود 

                               لطفا کمپین نجان نازنین 18 ساله را امضا کنید

او اکنون 18 ساله است. 18 سالگی ، برای هر جوانی، با شادی و شور باید آغاز شود و معمولا در جوامع نرمال، هجده ساله شدن جوانان را جشن میگیرند و شروع زندگی در شرایط جدید را به فرد تبریک میگویند. ولی نازنین ما در زندان وحشتناک رجایی شهر است.  او در کنار زنان زیادی در سلول زندان ، 18 ساله شد و هر روز ، از وحشت اعدام و طناب دار همه بدنش میلرزد.نازنین فاتحی

او اولین فرزند یک خانواده پرجمعیت است. بعد از او یک پسر 16 ساله، یک دختر 14 ساله، یک دختر 10 ساله و 9 ساله و آخرین فرزند خانواده یک پسر 2 ساله است. نازنین مجبور میشود بعد از کلاس دوم، از مدرسه دست کشیده و به نگهداری از کودکان دیگر در خانه مشغول شود، جرا که مادر خانواده برای کمک به زندگی، مجبور بوده در خانه ها خدمتکاری  کند.

مادر نازنین ، زن رنج دیده ای است که فارسی را به زحمت صحبت میکند. همه این خانواده از سنندج هستند. و به زبان کردی مسلط هستند. از مدتها قبل ساکن کرج و خانواده کارگری مهاجری هستند که با رنج و مرارت و زحمت زندگی میکنند.

مادرش میگوید ، که شوهرم مریض است. بیماری کبد دارد و کبدش در حقیقت خراب شده است. چهار بار عمل جراحی شده و پول عمل او را نیز دیگران داده اند. اکنون او زمین گیر است و نمیتواند کار کند.

من به کار در منازل مردم، فرش شستن و نظافت خانه ها مشغول بودم و اکنون بدلیل اینکه مدتها و بطور مداوم به مواد شیمیایی برای شستن فرش و غیره دست زده ام، حساسیت پیدا کرده ام و دکتر این کار را برای من قدغن کرده است. خوب شکم این بچه ها را کی باید سیر کند؟

نازنین یک روز برای خرید از خانه بیرون میرود. دختر عموی او نیز بهمراه اوست. دختر 17 ساله دیگری ، که باهم برای خرید میروند.

نازنین تعریف کرده است که چهار نفر مزاحم ما شدند. اول شروع کردیم به در رفتن و سپس فریاد زدیم و کمک خواستیم، اما کمکی به ما نشد، شروع به فرار کردن کردیم، در آنسوی خیابان یک دفعه هر چهار نفر به ما رسیدند و دختر عمویم را گرفتند . آنها گفتند او را با خودمان می بریم، بعدش ولش میکنیم، نترس. و نازنین که احساس مسئولیت میکرده دوباره شروع به فریاد زدن و کمک خواستن میکند، و وقتی یک ماشین را در آنجا آماده می بیند که ظاهرا دختر همراهش را میخواسته سوار کند با چاقویی که بهمراه داشته از خودشان دفاع میکند و به این ترتیب، خودش هم نمیداند بعدا چه میشود.

اکنون نازنین در زندان و به انتظار چوبه دار است.

سوال اینست که اگر نازنین مقاومت نمیکرد چه میشد؟ اگر مورد تجاوز واقع میشد چه کسانی و کدام نهادها از او دفاع میکردند. آیا او بعد از این تجاوز قربانی زن ستیزی حکومت و یا قتل ناموسی نمیشد؟ این چه سیستمی است که زن را انسان حساب نمیکند و اگر متاهل بود و به او تجاوز کردند، بجرم رابطه خارج از ازدواج این زن را سنگسار میکند و اگر مقاومت کرد و در جریان دفاع از خود  باعث مرگ فردی شد، او را اعدام میکنند؟

__