- 1
- 2
عشق 29 اردیبهشت 87 - 19:50 |
عشق یعنی قطره و دریا شدن عشق یعنی با جهان بیگانگی عشق یعنی سجده ها با چشم تر عشق یعنی اشك حسرت ریختن عشق یعنی مست و بی پروا شدن عشق یعنی زندگی را باختن عشق یعنی هرچه بینی عكس یار عشق یعنی در فراقش سوختن عشق یعنی لحظه های ناب ناب عشق یعنی معنی رنگین كمان |
fahfgnn 21 اردیبهشت 87 - 22:50 |
کنم اگر چاره دل هر جایی را همه شب من اختر شمرم کی گردد صبح |
آه سحر 18 اسفند 86 - 16:02 |
شعر فروغی بسطامی ******* یک شب آخر دامن آه سحر خواهم گرفت داد خود را زان مه بیدادگر خواهم گرفت چشم گریان را به توفان بلا خواهم سپرد نوک مژگان را به خون آب جگر خواهم گرفت نعرهها خواهم زد و در بحر و بر خواهم فتاد شعلهها خواهم شد و در خشک و تر خواهم گرفت انتقامم را ز زلفش مو به مو خواهم کشید آرزویم را ز لعلش سر به سر خواهم گرفت یا به زندان فراقش بی نشان خواهم شدن یا گریبان وصالش بی خبر خواهم گرفت یا بهار عمر من رو بر خزان خواهد نهاد یا نهال قامت او را به بر خواهم گرفت یا به پایش نقد جان بیگفتگو خواهم فشاند یا ز دستش آستین بر چشم تر خواهم گرفت یا به حاجت در برش دست طلب خواهم گشاد یا به حجت از درش راه سفر خواهم گرفت یا لبانش را ز لب همچون شکر خواهم مکید یا میانش را به بر همچون کمر خواهم گرفت گر نخواهد داد من امروز داد آن شاه حسن دامنش فردا به نزد دادگر خواهم گرفت بر سرم قاتل اگر بار دگر خواهد گذشت زندگی را با دم تیغش ز سر خواهم گرفت باز اگر بر منظرش روزی نظر خواهم فکند کام چندین ساله را از یک نظر خواهم گرفت با سر و پای مرا در خاک و خون خواهد کشید یا به رو دوش ورا در سیم و زر خواهم گرفت گر فروغی ماه من برقع ز رو خواهد فکند صد هزاران عیب بر شمس و قمر خواهم گرفت |
dfhh6hujyr 16 بهمن 86 - 12:07 |
هر که مارا یاد کرد ایزد مر او را یاد باد هر که ما را خوار کرد از عمر برخوردار باد
هر که اندر راه ما خاری فکند از دشمنی هر گلی کز باغ وصلش بشکفد بی خار باد |
رفتم در میخانه 13 بهمن 86 - 20:16 |
رفتم در میخانه حبیبم ...... رفتم در میخانه حبیبم خوردم دو سه پیمانه ...... خوردم دو سه پیمانه
من مستم و دیوانه عزیزم ...... من مستم و دیوانه حبیبم ما را که برد خانه ...... ما را که برد خانه
دلبر عزیز...... شوخ با تمیز...... برخیز و بریز زان می که جوان سازد ...... عشقم به تو پردازد
دلبر عزیز...... شوخ با تمیز...... برخیز و بریز زان می که جوان سازد ...... عشقم به تو پردازد
تو اگر عشوه بر تو اگر عشوه بر خسروُ پرویزُ کنی
همچو فرهادُ روم همچو فرهادُ روم از عقب کوه کنی
تو مگر تو مگر ماه نکو رویانی
تو مگر تو مگر شاه پری رویانی |
شاخه گل 8 بهمن 86 - 01:10 |
ما را گـلــی از روی تو چـیــــدن نگـذارند چیدن چه خیالی است که دیدن نگذارند صد شربت نوشین ز لبت خسته دلان را نـزدیـک لـب آرنـد و چشــیـــدن نگـذارند گفتم شنــــود مــژدۀ دشــنام تو گوشم آن نیــــز شنیـدم که شنـیــــدن نگذارند |
غریبانه 7 بهمن 86 - 16:44 |
بگردید بگردید در این خانه بگردید |
حافظ2 11 دی 86 - 01:23 |
ای که مهجوری عشاق روا میداری عاشقان را ز بر خویش جدا میداری |
سعدی1 11 دی 86 - 01:21 |
نه طریق دوستانست و نه شرط مهربانی که به دوستان یک دل سر دست برفشانی |
حافظ1 11 دی 86 - 01:16 |
خوش است خلوت اگر یار یار من باشد نه من بسوزم و او شمع انجمن باشد |
- 1
- 2








