userinfo close

پیام های کوتاه

،،،،،،،،،،،،،،،اریا،،،،،،،،،،،،،، ،،،،،،،،،،،،،،اریا،،،،،،،،،،،،،،، , pushnetala
زیبایی , قدرت زن و قدرت , زیبایی مرد
1 سال پیش
   
،،،،،،،،،،،،،،،اریا،،،،،،،،،،،،،، ،،،،،،،،،،،،،،اریا،،،،،،،،،،،،،،، , pushnetala
آنگاه كه دوست می داری همواره كسی به یاد تو باشدبه یاد من باش كه من همیشه به یاد تو هستم از طرف بهترین دوست تو : «خدا» «سوره بقره آی
1 سال پیش
   
،،،،،،،،،،،،،،،اریا،،،،،،،،،،،،،، ،،،،،،،،،،،،،،اریا،،،،،،،،،،،،،،، , pushnetala
این خانه قشنگ است ولی خانۀ من نیست،این خاک چه زیباست ولی خاک وطن نیست.
1 سال پیش
   
ماریا فضلی , maria_fazlii
سلام، یه دنیا مرسی. یه سبد گل میخکم تقدیم به شما دوست بامعرفتم.
1 سال پیش
   
دخترمهربون مهربون                                     , jigartala14
tavalodet mobarak
1 سال پیش
   
دوره ارزانیست , شرف اینجا ارزان , تن عریان ارزان , آبرو قیمت یك تكه نان  دروغ از همچی ارزانتر و چه تخفیف بزرگی خورده قیمت انسانها

،،،،،،،،،،،،،،،اریا،،،،،،،،،،،،،، ،،،،،،،،،،،،،،اریا،،،،،،،،،،،،،،،

pushnetala

مرد 28 ساله مجرد ، مشاهده پروفایل
6 سال و 4 روز سن کلوبی ،
ساكن تهران, سالهای 82 تا 86 كرمان دانشجو, از سال 87 تا 90 مهندس ناظر سد شهریار، از سال 90 تا کنون ساکن ایتالیا عضویت: ...
 
22:46 1387/05/24
 


  93ef.jpg
magnify

من که میمیرم، میمیرم.....
چرا با عشق و با ایمان نمیرم؟!
تا برای سرزمینم، میهنم، "ایران" نمیرم
آرزو دارم شود خاک وطن آرامگاهم
تا میان کشوری بیگانه سرگردان نمیرم
شرط آزادی و مردی کنج زندان مردن است
شرم از آن دارم اگر در گوشه زندان نمیرم
هر وجودی دیر و زود ای میهنم میرد ولی من
با تو پیمان بسته ام....
با تو پیمان بسته ام، جز بر سر پیمان نمیرم

 

~*~Proud To Be Persian~*~

Oh,,, I am not a terrorist , I don''''''''''''''''t live in a tent, in a desert and camels are not our way of transportation.
I speak Farsi, not Arabic
Iran is pronounced "EERAUN" and not "I - ran" (it''''''''''''''''s not track & field)
News flash: Iran and Iraq are two different countries; Middle East is a region and NOT a continent.
Belly dancers are NOT strippers (no sex in the Campaign room);
Each time you play a game of chess to improve your intellect, keep in mind that it was Persians who gave you your game.
Iranian women are just as outspoken (if not more) and liberal as the European women.
Iran is the first country on earth to have a lion (male) and a sun (female) for its symbol; and the colors red, white, and green for a flag.
A beautiful country ran by the wrong people, but still the best part of Middle East
Allow me to introduce myself:


 

"(I''''''''''''''''M A PERSIAN. MY LAND IS IRAN(Persia"


در تصاویر حكاكی شده بر سنگهای تخت جمشید هیچكس عصبانی نیست. هیچكس سوار بر اسب نیست. هیچكس را در حال تعظیم نمیبینید. هیچكس سر افكنده و شكست خورده نیست .هیچ قومی بر قوم دیگر برتر نیست و هیچ تصویر خشنی در آن وجود ندارد . از افتخارهای ایرانیان این است كه هیچگاه برده داری در ایران مرسوم نبوده است در بین صدها پیكره تراشیده شده بر سنگهای تخت جمشید حتی یك تصویر برهنه و عریان وجود ندارد.

"ایران" ای سرای من!
خاکت توتیای من
جاویدان بهشت من
عشقت کیمیای من
ای سرزمین بیکران....
سرزمین بیکران!
ای یادگار عاشقان....
یادگار عاشقان!
ای خفته در نهان تو
در قلب مهربان تو
هزاران شهید بی گناه نوجوان
هزاران عاشق گذشته در رهت ز جان

"ایران" ای سرای من!
خاکت توتیای من
جاویدان بهشت من
عشقت کیمیای من
ای تخت جاودان جم!
ای ارگ بیکران بم!
همچو هگمتان پایدار.... پایدار!
همچو بیستون استوار.... استوار!
خاک عاشقان بی قرار
ای دیار مهر و افتخار
"ایران"

شعر از "همای"

 

THE LAND OF GREAT CYRUS
  • Superimposed on modern borders, the Achaemenid Empire under Cyrus'''''''''''''''' rule extended approximately from Turkey, Israel, and Armenia in the west to Kazakhstan, Kyrgyzstan, and to the Indus River in the east. Persia became the largest empire the world had ever seen.
  • Cyrus the Great allowed the Hebrew exiles to resettle and rebuild Jerusalem, earning him an honored place in Judaism.
  • Cyrus in the Judeo-Christian tradition and Cyrus the Great in the Qur''''''''''''''''an The only known example of his religious policy is his treatment of the Jews in Babylon. the Jews honored him as a dignified and righteous king.Some contemporary Muslim scholars have suggested that the Qur''''''''''''''''anic figure of Dhul-Qarnayn is Cyrus the Great.
  • Cyrus Cylinder : The cylinder has been considered as the world''''''''''''''''s first known charter of human rights, as there are passages in the text have been interpreted as expressing Cyrus’ respect for humanity. It promotes a form of religious tolerance and freedom,and the abolishment of slavery.He allowed his subjects to continue worshipping their gods, despite his own religious beliefs.In 1971, the United Nations published a translation of the document in all the official U.N. languages. A replica of the Cyrus Cylinder has reportedly been on display at United Nations headquarters in New York City as a tribute to Cyrus'''''''''''''''' display of respect and tolerance.


 


Superimposed on modern borders, the Achaemenid Empire under Cyrus'''''''''''''''' rule extended approximately from Turkey, Israel, and Armenia in the west to Kazakhstan, Kyrgyzstan, and to the Indus River in the east. Persia became the largest empire the world had ever seen.


Superimposed on modern borders, the Achaemenid Empire under Cyrus'''''''''''''''' rule extended approximately from Turkey, Israel, and Armenia in the west to Kazakhstan, Kyrgyzstan, and to the Indus River in the east. Persia became the largest empire the world had ever seen.

Image:Relief cyrus-cropped level.jpg

A bas-relief found at Pasargadae shows a winged-figure thought to be Cyrus, depicted with four Assyrian wings, and wearing an Egyptian hemhem crown, and a Persian dress.

Image:Olympic Park Cyrus.jpg

A 4 meter tall statue of Cyrus was erected in Sydney in 1994. Today, it remains in the Sydney Olympic Park.



Image:Cyrus cilinder.jpg

The Cyrus Cylinder artifact was inscribed in Babylonian cuneiform at Cyrus'''''''''''''''' command after his conquest of Babylon.the Cyrus Cylinder at UN headquarters, New York

Image:Pasargades cyrus cropped.jpg
Cyrus'''''''''''''''' tomb lies in the ruins of Pasargadae, now a UNESCO World Heritage Site (2006).



more info.

English

Farsi


  • ارسال کامنت(0)
02:04 1387/05/23
جهتم را عوض می کنم.
 این بار بدون توجه به مردمی که از اطرافم رد می شوند. به خودم فکر می کنم. بوی دود سیگار آزارم می دهد.
 خودم را می بینم... نه نمی بینم، زیر خروار ها کتاب له شده ام.
 بوی تعفن دانشگاه، مغزم را پر می کند. آدم ها. احمق ها. از خودم بیش از همه حالم بهم می خورد.
 متوجه نمی شوم، هم چنان دورتر می شوم. دستانم پر از کف است. روی کاسه ی توالت خم شده ام. دارم بالا می آورم. چرا سبک نمی شوم؟ اگر دو بطر عرق سگی هم خورده بودم تا حالا سبک و راحت شده بودم.
 قبل از آنکه زیاد دور شود و بیشتر غرق شوم صدای مادرم را می شنوم. مرا صدا می زند. می ایستم. بر می گردم. چهره اش خندان است. مهربان است. مهربانی است. تسلیم شده است. می خواهد من را هم زنجیر کند. می ایستم تا به من می رسد.
 ته حلقم ترش است. می سوزد. شروع می کند به حرف زدن. گوش نمی دهم چه می گوید. چقدر پیر شده است. حتما" از زندگی اش راضی است.
 سعی می کنم خودم را از روی آسفالت جمع کنم.
یاد پدر می افتم. می گفت:
« مرد زیر بار زور نمی رود، مگر اینکه سنبه پر زور باشد.»

20:11 1387/05/18
. این بستگى دارد به ...... یعنى: جواب سوال شما را نمى دانم!

2. نحوه عمل دستگاه بسیار جالب است. یعنى: دستگاه كار مى كند و این براى ما تعجب انگیز است!

3. این موضوع پس از روزها تحقیق و بررسى فهمیده شد. یعنى: این موضوع را بطور تصادفى فهمیدم!

4. كاملا انجام شده یعنى: راجع به 10 درصد كار تنها برنامه ریزى شده !

5. ما تصحیحاتى روى سیستم انجام دادیم تا آن را ارتقا دهیم. یعنى: تمام طراحى ما اشتباه بوده و ما از اول شروع كرده ایم!

6. پروژه بدلیل بعضى مشكلات دیده نشده، كمى از برنامه ریزى عقب است. یعنى: تاكنون روى پروژه دیگرى كار مى كردیم!

7. ما پیشگویى مى كنیم..... یعنى: 90 درصد احتمال خطا مى رود!

8. این موضوع در مدارك علمى تعریف نشده. یعنى: تاكنون كسى از اعضا تیم پروژه به این موضوع فكر نكرده است!

9. پروژه طورى طراحى شده كه كاملا سیستم بدون نقص كار مى كند. یعنى: هرگونه مشكلات بعدى ناشى از عملكرد غلط اپراتورها ست!

10. تمام انتخاب اولیه به كنار گذاشته شد. یعنى: تنها فردى كه این موضوع را مى فهمید از تیم خارج شده است!

11. كل كوشش ما براى اینست كه مشترى راضى شود. یعنى: ما آنقدر از زمان بندى عقبیم كه هر چه كه به مشترى بدهیم راضى مى شود!

12. تحویل پروژه براى فصل آخر سال آینده پیش بینى شده است. یعنى: كه تا آن زمان ما مى توانیم مقصر تاخیر در اجراى پروژه را كسى از میان تیم كارفرما پیدا كنیم!

13. روى چند انتخاب بطور همزمان در حال كار هستیم. یعنى: هنوز تصمیم نگرفته ایم چه كنیم!

14. تا چند دقیقه دیگر به این موضوع مى رسیم. یعنى: فراموشش كنید، الان به اندازه كافى مشكل داریم!

15. حالا ما آماده ایم صحبتهاى شما را بشنویم. یعنى: شما هر چه مى خواهید صحبت كنید كه البته تاثیرى در كارى كه ما انجام خواهیم داد ندارد!

16. بعلت اهمیت تئورى و عملى این موضوع...... یعنى: بعلت علاقه من به این موضوع!

17. سه نمونه جهت مطالعه شما انتخاب شده و آورده شده اند. یعنى: طبیعتا بقیه نمونه ها واجد مشخصاتى كه شما باید بعد از مطالعه به آن برسید، نبوده اند!

18. بقیه نتایج در گزارش بعدى ارائه مى شود. یعنى: بقیه نتایج را تا فشار نیاورید نخواهیم داد!

19. ثابت شده كه .... یعنى: من فكر مى كنم كه .....!

20. این صحبت شما تا اندازه اى صحیح است. یعنى:از نظر من صحبت شما مطلقا غلط است!

21. در این مورد طبق استاندارد عمل خواهیم كرد. یعنى: ازجزئیات كار اصلا اطلاع ندارید

20:06 1387/05/18
قبرمرا نیم متر کمتر عمیق کنید تا پنجاه سانت به خدانزدیکتر باشم.


بعد از مرگم، انگشت‌های مرا به رایگان در اختیار اداره انگشت‌نگاری قرار دهید.



به پزشک قانونی بگویید روح مرا کالبدشکافی کند، من به آن مشکوکم.



ورثه حق دارند با طلبکاران من کتک ‌کاری کنند.



عبور هر گونه کابل برق ، تلفن، لوله آب یا گاز از داخل گور اینجانب اکیدا ممنوع است.



بر قبر من پنجره بگذارید تا هنگام دلتنگی، گورستان را تماشا کنم.



کارت شناسایی مرا لای کفنم بگذارید، شاید آنجا هم نیاز باشد.



مواظب باشید به تابوت من آگهی تبلیغاتی نچسبانند.



روی تابوت و کفن من بنویسید: این عاقبت کسی است که زگهواره تا گوردانش بجست.



دوست ندارم مردم قبرم را لگدمال کنند در چمنزار خاکم کنید.



کسانی که زیر تابوت مرا می‌گیرند، باید هم قد باشند.



شماره تلفن گورستان وشماره قبر مرا به طلبکاران ندهید.



گواهینامه رانندگیم را به یک آدم مستحق بدهید ثواب دارد.



در مجلس ختم من گاز اشک‌آور پخش کنید تا همه به گریه بیفتند.



از اینکه نمی‌توانم در مجلس ختم خودم حضوریابم قبلا پوزش می‌طلبم.



به مرده شوی بگویید مرا با چوبک بشوید چون به صابون و پودر حساسیت دارم.



سعی کنید قبر مرا بزرگ بسازید که جای جسدم چون تمام باشد آرزوهایم را به گور می‌برم


19:06 1387/02/30
 
خداوند بی نهایت است و لامکان و بی زمان
اما به قدر فهم تو کوچک می شود
و به قدر نیاز تو فرود می آید
و به قدر آرزوی تو گسترده می شود
و به قدر ایمان تو کارگشا می شود
یتیمان را پدر می شود و مادر
محتاجان برادری را برادر می شود
عقیمان را طفل می شود
ناامیدان را امید می شود
گمگشتگان را راه می شود
در تاریکی ماندگان را نور می شود
رزمندگان را شمشیر می شود
پیران را عصا می شود
محتاجان به عشق را عشق می شود
خداوند همه چیز می شود همه کس را...
به شرط اعتقاد
به شرط پاکی دل
به شرط طهارت روح
به شرط پرهیز از معامله با ابلیس
بشویید قلب هایتان را از هر احساس ناروا
و مغزهایتان را از هر اندیشه خلاف
و زبان هایتان را از هر گفتار ناپاک
و دست هایتان را از هر آلودگی در بازار
و بپرهیزید از ناجوانمردی ها، ناراستی ها، نامردمی ها ...
چنین کنید تا ببینید چگونه
بر سفره شما با کاسه ای خوراک و تکه ای نان می نشیند
در دکان شما کفه های ترازویتان را میزان می کند
و در کوچه های خلوت شب با شما آواز می خواند
مگر از زندگی چه می خواهید که در خدایی خدا یافت نمی شود؟؟؟

17:06 1387/02/23

روزهافكر من این است وهمه شب سخنم

كه چرا غافل از احوال دل خویشتنم

از كجا امده ام امدنم بحر چه بود

به كجا میروم اخر ننمایی وطنم

ماندهام سخت عجب كز چه سبب ساخت مرا

یا چه بوده است مراد وی از این ساختنم

جان كه از عالم علوی ست یقین میدانم

رخت خود باز برانم كه همانجا فكنم


17:02 1387/02/23

من این را خوب می دانم

كه بعد از من ، فقط تنها كسانی یاد من هستند

كه درد بودن و فرسودنم را خوب فهمیدند

و من را از پس این چهره آدم نما

بسیار سنجیدند و هرگز هم نرنجیدند

و این را نیز می دانم

كه تنها شمع بی پروا

به امید سحر می سوزد و بیدار می ماند

و تنها بلبل شیدا

ز سوز هجر می خواند


14:12 1387/02/13

تا نهان سازم از تو بار دگر
راز این خاطر پریشان را
میکشم بر نگاه ناز آلود
نرم و سنگین حجاب مژگان را
دل گرفتار خواهشی جانسوز
از خدا راه چاره می جویم
پارسا وار در برابر تو
سخن از زهد و توبه می گویم
آه ... هرگز گمان مبر که دلم
با زبانم رفیق و همراهست
هر چه گفتم دروغ بود دروغ
کی ترا گفتم آنچه دلخواهست
تو برایم ترانه میخوانی
سخنت جذبه ای نهان دارد
گویا خوابم و ترانه تو
از جهانی دگر نشان دارد
شاید این را شنیده ای که زنان
در دل ”آری و نه“ به لب دارند
ضعف خود را عیان نمیسازند
راز دار و خموش و مکارند
آه من هم زنم ‚ زنی که دلش
در هوای تو میزند پر و بال
دوستت دارم ای خیال لطیف
دوستت دارم ای امید محال ...


22:02 1387/02/1

 

روزی که خرید مادر کیف مدرسه , قرمز , چمدانی ... کلاس اول با کلید
روزی که سخت حل میشد اصل هندسه , دبیر همدانی ... صد کاروان شهید
روزی که رفت بر باد ... روزی که ماند در یاد
روزی که رفت از یاد , روزی که داد بر باد ... تا باد چنین باد , داد و بی داد که تا باد چنین باد
روزی که خط کش تصویری شکست میانه ی تنبیه
روز لکه ی آب شور چشمت بر غلط دیکته
روز حسرت یک بارفیکس در ذهن لاغر بازو
روز حسرت یک یار فیکس بودن در تیم مدرسه
روز اشاعه ی سخنان نو آموخته
روز تعریف پر هیجان فیلم " هی جو "
روزی که رفت از یاد , روزی که داد بر باد
روزی که رید بر تو دختر همسایه
روزی که درید پدرت را کشور همسایه
روزی که مرگ از در بسته ز پنجره تو آمد
روزی که دو کانال بود , کانال یک به جنگ میرفت , از کانال دو " واتو واتو " آمد
روزی که آتش به چه کار آید ! , تریاک را به بازدمت پز
روزی که منقل به چه کار آید , بافور را به سینه ات بنشان
روزی که رفت از یاد , روزی که داد بر باد , شهر کلان که روزی علی آباد باد
روزی که رهبر نوجوان تانک خورده بود
روزی که آستین کوتاه لگد میان گرده بود
روزی که ریش !
روزی که زیر بغل پاره !
روزی که یخه از فرط ایمان چرک بود !
روزی که داگلاس هنوز مایکل نبود ! , کرک بود
روزی که رفت از یاد , روزی که داد بر باد , شهر کلان که روزی علی آباد باد
روزی که شهوت هنوز در حومه شهر بود
روزی که در استعاره ی فلک قطره بحر بود
روزی که دنیا تمام میشد هر هفته جمعه ها غروب
روزی که سرد بود
روز , حرام شطرنج و تخته نرد بود
تنها حلال این رنگ و روی زرد ... تنها حلال باری افیون و گرد بود
روزی که پایتخت دشت آزادگان بود
دشت نبود , خیابان پادگان بود
روزی که رفت از یاد , روزی که داد بر باد , شهر کلان که روزی علی آباد باد
روزی که چمران بر پارک وی آرام خسبید
روزی که فوزیه در کربلایی شد شهید
روزی که تنها راه آزادی از انقلاب بود
روزی که مهتاب بود , سراب بود , سراب ناب بود
آن نوشابه که هشت ساله کنار حضرت معصومه خوردمش , مادر خریده بود , سبز بود , " سون آپ " بود
آوخ چه کرد با ما این جان روزگار , آوخ چه داد به ما هدیه , آ موزگار
روح جهان کارگری , پله ی عبور
خشم شدید برف روب فقیر , انگشت یخ زده ی پسر روزنامه فروش
یخ شکسته با اشاره انگشت , آب روان , سیل دمان , عقده به تیراژ پنج هزار تا
از آسمان میکروفون میبارید جبرا
گوساله هم یکی را بلعید سهوا
روزی که گوش مفت ترین جنس بود
قصه , کلیشه ی پولدار نا جنس بود
در پشت موی ریخته بر چشم , برادرش
آن موهای منفصل از گردن پدر بزرگ
در لای چرخ کالسکه
در لای عاج چرخ کالسکه
در لای "ع" عاج چرخ کالسکه
در لای چرخش "ع" عاج چرخ کالسکه
در لای چرخ چرخش این همه بازی روزگار
بسی رنج بردیم در این سال سی
که رنج برده باشیم فقط , مرسی

محسن نامجو


21:20 1387/01/29

روز قسمت بود...

خدا هستی را قسمت میکرد.خدا گفت: چیزی از من

بخواهید هر چه باشدشما را خواهم داد.سهمتان را از هستی طلب

کنید زیرا خدا بخشنده است.

و هر که آمد چیزی خواست

یکی بالی برای پریدن و دیگری پایی برای

دویدن یکی جثه ای بزرگ خواست و آن یکی چشمانی تیز..یکی دریا

را انتخاب کرد و یکی آسمان را.

در این میان کرمی کوچک جلو آمد وبه خدا گفت:خدایا من چیز زیادی

از این هستی نمی خواهم..نه چشمانی تیز ونه جثه ای بزرگ نه بال و

نه پایی..نه آسمان ونه دریا

تنها کمی از خودت..تنها کمی از خودت به من بده و خدا کمی نور

به او داد. نام او کرم شب تاب شد.خدا گفت: آن که نوری با خود دارد

بزرگ است..حتی اگر به قدر ذره ای باشد.تو حالا همان خورشیدی که

گاهی زیر برگ کوچکی پنهان می شوی و رو به دیگران گفت: کاش

می دانستید که این کرم کوچک بهترین را خواست..

زیرا که از خدا جز

خدا نباید خواست

کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.