تبلیغات


__
کی بود کی بود
26 فروردین 85 - 23:43
خوب این بخش در اصل بخش لاگ های سایته که شامل نوشته های جالب و جدید یا به طور کل هر چیزی که لازم بود تا شما هم نظر بدید خوب پس نظر بدید دیگه
بهشت
25 فروردین 85 - 23:37

 

مردی با اسب و سگش در جاده‌ای راه می‌رفتند. هنگام عبور از كنار درخت عظیمی، صاعقه‌ای فرود آمد و آنها را كشت. اما مرد نفهمید كه دیگر این دنیا را ترك كرده است و همچنان با دو جانورش پیش رفت. گاهی مدت‌ها طول می‌كشد تا مرده‌ها به شرایط جدید خودشان پی ببرند. پیاده‌روی درازی بود، تپه بلندی بود، آفتاب تندی بود، عرق می‌ریختند و به شدت تشنه بودند. در یك پیچ جاده دروازه تمام مرمری عظیمی دیدند كه به میدانی با سنگفرش طلا باز می‌شد و در وسط آن چشمه‌ای بود كه آب زلالی از آن جاری بود. رهگذر رو به مرد دروازه‌بان كرد: «روز به خیر، اینجا كجاست كه اینقدر قشنگ است؟» دروازه‌بان: «روز به خیر، اینجا بهشت است.» - «چه خوب كه به بهشت رسیدیم، خیلی تشنه‌ایم.» دروازه‌بان به چشمه اشاره كرد و گفت: «می‌توانید وارد شوید و هر چه قدر دلتان می‌خواهد بوشید.» - اسب و سگم هم تشنه‌اند. نگهبان: واقعأ متأسفم. ورود حیوانات به بهشت ممنوع است. مرد خیلی ناامید شد، چون خیلی تشنه بود، اما حاضر نبود تنهایی آب بنوشد. از نگهبان تشكر كرد و به راهش ادامه داد. پس از اینكه مدت درازی از تپه بالا رفتند، به مزرعه‌ای رسیدند. راه ورود به این مزرعه، دروازه‌ای قدیمی بود كه به یك جاده خاكی با درختانی در دو طرفش باز می‌شد. مردی در زیر سایه درخت‌ها دراز كشیده بود و صورتش را با كلاهی پوشانده بود، احتمالأ خوابیده بود. مسافر گفت: روز به خیر مرد با سرش جواب داد. - ما خیلی تشنه‌ایم.، من، اسبم و سگم. مرد به جایی اشاره كرد و گفت: میان آن سنگ‌ها چشمه‌ای است. هرقدر كه می‌خواهید بنوشید. مرد، اسب و سگ، به كنار چشمه رفتند و تشنگی‌شان را فرو نشاندند. مسافر از مرد تشكر كرد. مرد گفت: هر وقت كه دوست داشتید، می‌توانید برگردید. مسافر پرسید: فقط می‌خواهم بدانم نام اینجا چیست؟ - بهشت - بهشت؟ اما نگهبان دروازه مرمری هم گفت آنجا بهشت است! - آنجا بهشت نیست، دوزخ است. مسافر حیران ماند: باید جلوی دیگران را بگیرید تا از نام شما استفاده نكنند! این اطلاعات غلط باعث سردرگمی زیادی می‌شود! - كاملأ برعكس؛ در حقیقت لطف بزرگی به ما می‌كنند. چون تمام آنهایی كه حاضرند بهترین دوستانشان را ترك كنند، همانجا می‌مانند... بخشی از كتاب «شیطان و دوشزه پریم»،

 پائولو كوئیلو

*******************************************************************************

موفقیت ، تصادفی
25 فروردین 85 - 23:35

 

نمی دانم آیا تا به حال اسمeBay  را شنیده اید یا نه، اما من به شما می گویم اینeBay  چیه و اصلا چه ربطی با موضوع دارد . این شرکت یک سمساری بزرگ است یا بهتر بگویم یک همیشه بازار جهانی اینترنتی( فکر کنم پیچیده تر شد بگذریم چون خود من هم اخر سر نفهمیدم این شرکت دقیقا چی هست ) اما بشنویم از موسس این شرکت بزرگ و با حال که ره صد ساله را یک شبه طی میکند .

رییس یا در واقع موسس این شرکت یک ایرانی فرانسوی ا ست  (که البته خیلی شبیه ایرانی ها است) و جالب تر اینکه این شرکت با حال را فقط و فقط برای اینکه زنش بتواند براحتی با افراد سازنده شرکت آبنبات مورد علاقه اش ارتباط داشته باشد ساخت( آخه زی زی کوچولو ) و وقتی برای اولین بار این برنامه را در سایتی گذاشت فکر نمی کرد تا این حد موفق باشد و  به سرعت از شرکت های بزرگ جلو بزند .

                    ن.نویسنده

****************************************************************************************************************

 

چه کسی نمره ها را داد ؟
25 فروردین 85 - 23:33

 

 

   آخرروز بود . هم همه ای در کلاس افتاده بود ومعلم که روی صندلی اش نشسته بودو با نگاهش سکوت را از بچه ها می طلبید متوجه ی  دستی شد  که برای سوالی بالا رفته بود  انگار آن دست عدالت را می جست . معلم به او  اجازه داد تا حرفش را بزند دانش آموز با صدایی لرزان و ستم دیده که انگار عدالت  می خواست گفت (( آقا شما نمره ام را  18 رد کردید ولی من را انداختند )) با این حرفش  کلاس ساکت شد . معلم در حالی که دفتر  نمراتش را  زیر و رو می کرد   زیر لب گفت (( تو که نمره هایت خوب است  اما ... )) (( آره آقا من هم نمرم کم شد)) ..((. ومن .. )) این صدای دانش آموزان بود که دوباره در کلاس  هم همه انداخت ولی اینبار مثل همیشه نبود  شاید برای عدالت بود  و پسر هنوز داشت با نگاهی لرزان و ستم دیده معلم را نگاه می کرد.

 

متن بالا یک اتفاق واقعی بود که در یکی از کلاس های دوم افتاد آیا بهتر نیست که یکی از مسولان مدرسه پاسخگو ی این مطلب باشد که واقعا این نمرات بر چه اساس و معیاری کم شده اند.

                                                                                                            قضاوت با شما   

**************************************************************************************************

کی بود کی بود
25 فروردین 85 - 23:32
 

کی بود کی بود ....

خوب این بخش رو اختصاص دادم به چند نوشته  که برام جالب بود شما هم می توانید نوشته های خود را برای ما بفرستید

***************************************************************************************************     

سایت شما
25 فروردین 85 - 21:54
این سایت قرار است محلی برای شما باشد ولی در حال ساخته کمی صبر کنید
رانندگی در تهران
18 آبان 84 - 01:41
بالا خره یک بازی قابل ارزش گزاری که کاملا ایرانی است ویک رانندگی در خیابن های شبیه سازی شده ایران است
در بهمن منتظر این بازی ۵ میلیارد تومانی باشید ( نترسید به لطف اسپانسر ها این بازی را ۳۹۰۰ بخرید )
__