تبلیغات


__
فکر میکنی از کدوماش هستی؟
19 دی 86 - 14:45

◙ لانگ شات

خوب آخر عزیز دل من! نمی­خواهی عکس خودت را بگذاری، نگذار!... می­روی آن دور کنار دریا و درخت و ماشین می­ایستی که چه؟ چهل متر دورتر از دوربین، یک نفری واستاده که هر کسی می­تواند باشد. خوب این چه رسمی است؟ یا شما در نشان دادن چهره­ات معذوریت و محدودیت داری، یا دوست داری که شناخته شوی، عکس از فاصله­ی شست­متری گرفتن­ات چیست؟

◙ زمینه­گرا

این­ها بیش­تر از این که خودشان مهم باشند، جایی که در آن هستند برای­شان مهم است. مثلن من چون یک بار به «بیس قِفیزن» رفتم، باید حتمن مردم بدانند که من یک روزی این جا بودم. وگرنه هزینه­ی سفرم، حرام می­شود!... سنگاپور و هند و مالزی و فیلپین و دبی و ولایتِ مَمَسنی و سرحدّاتِ ترکمنستان و قلعه­ی خیرآباد، آخر چه جای افتخاری دارد؟

◙ منو نخوری!

این­ها آقایان و خانم­های متاهلی هستند که از ترس خورده شدن، عکس خودشان و همسرشان را به زور می­خواهند در عشقولانه­ترین حالت نشان دهند. لب تو لب، یک وری روی کاناپه، درحالتِ کـُنده­کِش، دو وارو جمع، آفتاب­بالانس، مهتاب­بالانس، روی تخت، بالای کوه، و خلاصه هرجایی را که بگوی­اید هستند ولی باید همسرشان باشد که یک وقتی مهاجمان و دزدان ناموس، آن­ها را قورت ندهند!

◙ دراز

خوب!... این هم نوع تازه­ای ست دیگر!... جدیدن مد شده دراز بکشند و از خودشان عکس بگیرند. حالا یا دماغ باید توی لنز باشد یا کف پای­شان. فرقی نمی­کند. ولی این حالتِ خوابیده باید در عکس باشد. وگرنه ملت فکر می­کنند که این عزیزان را می­شود در حالتِ دیگری غیر از درازکش هم تصور کرد!

◙ ایش!

این­ها در حالتِ کرشمه و ناز هستند. ترجیحن با یک لیوان چای [که به زور می­خواهند به بقیه آن را یک لیوان مشروب معرفی کنند] و در حالت اجرای حرکات موزون!

◙ لختی­پُختی

آی که امان از دستِ این خواهرکان [وگاهی برادرکان!] که یک نقاشی یا عکس لختِ یک زن را بر می­دارند، [ترجیحن با داشتن دوتا بال یا شاخ و این جور چیزها] فرتی می­گذارند بالای صفحه­ی مبارک. آخر دوستِ عزیز!... اگر لخت بودن خوب است، بفرما لخت شو، همه برای­ات هورا بکشند!... اگر بد است، چرا عکس لختی می­گذاری؟... اگر خجالت می­کشی که عکس خودت را بگذاری، پس معلوم است که لخت بودن اصولن کار جالبی نیست؛ بنابراین لختِ هرکسی را که بخواهی نشان دهی، یک بوهایی از آن به مشام می­رسد که عمرن اگر معنی­ی خوبی داشته باشد!

◙ هلو

این مسئله­ی خیلی مهمی ست که دخترخانم­ها، «هلو» باشند. هلو هم نه از آن هلوهایی که پوست دارد. باید «پوست­کنده» باشد. آن­هایی که دارای مناطق لبنیاتی­ی قوی­تر و ژیگول­تری­اند، عمرن که اگر یقه­ی مبارک را ببندند. چون در این صورت، هم به چشم آقایان آسیب جدی می­رسد، هم انصافن آن منطقه­ی لبنیاتی، مورد بی­مهری قرار می­گیرد!

حالا قسمت­های دیگر را فاکتور می­گیریم. هلوی در رقص، هلوی در خواب، هلوی آب­لبمو!، هلوی پلاسیده، هلوی کال، هلوی در تاریکی، هلوی در روشنایی و خلاصه همه نوع هلویی داریم اما «هلوی پوست کنده»، از آن هلوهایی ست که اصولن با پوست و لباس مخالف است و سعی دارد که هر چه کم­تر از این پدیده­ی مزخرف دست­ساز بشری، استفاده کند!

◙ هلونما

همه­ی این­ها به کنار، یک عده­ی زیادی هم هستند که «هلونما» هستند. هفتادوچهارسال و سه ماه عمر کرده­اند، گشته­اند از سایت­های «آویزون» و«جیگردات­کام» و این جور جاها، عکس یک مشت دختر بخت­برگشته­ی ایرانی را برداشته­اند و به جای خودشان قالب می­کنند.

این «هلونما»ها اصولن از یک طایفه­ای هستند که من هم در همان طایفه عضویت دارم؛ «طایفه­ی طلاقیون»!... که چون «هلونما» هستند، بهتر است به آن­ها «میوه» بگوی­ایم. چون «بیوه» کسر شأن دارد!

◙ گلابی

این­ها آقایانی هستند که مثل گلابی­ی برعکس، بالاتنه­های قوی و پایین­تنه­های کوچکی دارند. اکثرن هم لخت و درحال فیگور گرفتن­اند. الهی من بگردم این گلابی­ها را. از بس به خودشان فشار می­آورند که عضله­ی حوضچه­ی سرشانه و سه­سر بازوی عزیزشان، «هُلـُپّی» بیرون بزند، تمام عکس­های­شان در هاله­ای از مهِ غلیظ است. [فکر بد نکنید!...عکس­شان بوی بدی نمی­دهد!]

◙ گلابی

ای بابا!... این­ها هم گلابی­اند! ولی نه از آن گلابی­های میوه­ای. این­ها عکس­شان بوی «گلاب» می­دهد. یا ضریح حضرت شاه­عبدالعظیم را گذاشته­اند، یا دخیل به پنجره­ی فولادِ امام هشتم بسته­اند، یا اصولن هر چیزی که شبیه یک گنبد باشد را بالای سردر رایداشت­شان عَلـَم کرده­اند که بگوی­اند ما آدم­های با خدایی هستیم. بعد وقتی به­شان پیام می­رسد، اول جنسیت­ات را می­پرسند و بعدن...

◙ جوجو

این­ها دو گروه هستند. «جوجوهای انسانی» و «جوجوهای حیوانی»!... دسته­ی اول علاقه­ی شدیدی دارند که عکس یک بچه در حالت «بوس»، «خواب»، «تعجب»، «خنده»، «گریه»، و خلاصه یک حالتِ عجیب را نشان دهند. یا عکس بچه­های فامیل­شان را مورد تفقد قرار می­دهند. خوب!... یکی نیست به این­ها بگوی­اد آخر عزیزدل برادر! مگرمجبوری عکس بگذاری؟... واقعن نمی­فهمم چه سرّی در این کار هست که عکس بچه­ها را برای خودشان انتخاب می­کنند؟ معصومیت­اش؟ لطافت­اش؟ چه می­دانم!

«جوجوهای حیوانی» هم که مشخص هستند. این­ها عکس بچه­های حیوانات را می­گذارند. احتمالن از بچه­ی آدمی­زاد خسته شده­اند و به بچه­ی گربه و سگ و شغال و اورانگوتان، اعتماد و علاقه­ی بیش­تری دارند!... خدا می­داند که معیار انتخاب این عکس­ها چیست؟... ولی هر چه هست،... خوب هست دیگر!

◙ حیواناتِ بالغ

این دسته از دوستان، به حیواناتِ بالغ علاقه دارند. خرس، شیر، عقاب، اسب، گاهی دیده شده که خربالغ یا شامپانزه را هم مورد استفاده قرار می­دهند. این دسته به دلیل رفتارهای خارج از نـُرم ِ انسانی، از حیطه­ی بررسی­های انسانی خارج­اند، .

◙ شـَلـَم شولوا

این­ها از دسته­ی گرافیست­ها هستند. رنگ، نقش­های عجیب و غریب، نقوش گرافیکی، خطوط و این جور چیزها را برای معرفی­ی خودشان انتخاب می­کنند. اصالتن هم باید این نوع از دوستان را در رده­ی «تاپ سِکرت» بررسی کرد. چون یک هوا مشکوک می­زنند!

__