Anyone, Anywhere
هركس ، هركجا
No one seems to care anymore
(as) I wander through this night all alone
No one feels the pain I have inside
Looking at this world through my eyes
بنظر میرسد هیچ كس اهمیت نمیدهد
(آنطور) من به تنهایی در این شب سرگردان شدهام
هیچ كس درد درون مرا احساس نمیكند
از عمق دیدگانم به این دنیا نگاه میكنم
No one really cares where I go
Searching to feel warmth forever more
The wheels of life they turn without me
Now you are gone... eternally
هیچ كس را پروای آن نیست كه كجا میروم
جست و جویی برای بیشتر حس كردن گرمایی جاودانی
گردونهی حیات بدون من هم میچرخد
حالا كه تو رفتهای … به جاودانگی
No...
Don't leave me here
The dream carries (me) on
Inside
I know...
Its not too late
Lost moments blown away
Tonight
نه…
مرا اینجا ترك مكن
رویاها (مرا) به درون
میبرند
من میدانم…
خیلی دیر نیست
لحظههای از دست رفته امشب
به باد خواهند رفت
Mankind, with your heresy
Can't you see that this is killing me
There's no one in this life
To be here with me at my side
بشریت، با الحاد تو
نمیبینی كه این مرا میكشد
هیچ كس در این زندگی نیست
كه با من در طرف من باشد
Wings Of God
بالهای خداوند
No one can find me
Here in my soul
Kicking and screaming
Out of control
هیچ كس نمیتواند مرا اینجا
درون روحم پیدا كند
لگدزن و فریادكش
خارج از كنترل
Calm myself down
Nobody knows
No one can find me
Here in my soul
خودم را آرام میكنم
هیچ كس نمیداند
هیچ كس نمیتواند پیدایم كند
اینجا درون روحم
Hooked on your problems
Do I know why
And if you come my way again
Would I lend a hand
Would I understand
گرفتار مشكلات خود هستید
آیا من میدانم چرا
و اگر دوباره به راه من بازگردید
دستتان را خواهم گرفت
آیا خواهم فهمید
Solitude was never seen as loneliness
And things need time
And time leads to other things
And playing roles
Which are limited
By the poor fund of knowledge
In this sick, sick world
We all fall down
Once in a while
Escaping the law of the unexplained pains
انفراد (انزوا) هرگز همچون تنهایی نیست
و هرچیزی نیاز به زمان دارد
و زمان راهنمای بقیه چیزهاست
و قوانین بازی هم
كه محدود هستند ،
به سرمایهی ناچیز دانش ،
در این دنیای بیمار، دنیای بیمار
ما سقوط خواهیم كرد
یكبار دیگر مگر وقتیكه
از قوانین رنجهای غیرقابل توجیه فرار كنیم
Emotional Winter
زمستان احساسی
Speak to me
For I have seen
Your waning smile
Your scars concealed
So far from home, do you know you're not alone
Sleep tonight
Sweet summerlight
Scattered yesterdays, the past is far away
با من سخن بگو
چون كه من
لبخند رنگپریدهی ترا دیدهام
زخمهای نهانات را
همچنانكه دور از خانه، آیا میدانی كه تنها نیستی
امشب بیارام
روشنای شیرین تابستانی
دیروزها پراكنده شده، گذشته بسیار دور است
How fast time passed by
The transience of life
زمان چه زود میگذرد بخاطر
ناپایداری زندگی
Those wasted moments won't return
And we will never feel again
آن لحظههای هدررفته بازنخواهند گشت
و ما دوباره احساس نخواهیم كرد
Beyond my dreams
Ever with me
You flash before my eyes, a final fading sigh
But the sun will (always) rise
And tears will dry
Of all that is to come, the dream has just begun
ماورای رویاهایم
همیشه با من
در برابر چشمانم میدرخشی، افسوس ِ محوشدهی پایانی
اما خورشید (همواره) برخواهد خاست
و اشكها خشك خواهند شد
از هر آنچه كه رسیده، رویا آغاز خواهند گرفت
And time is speeding by
The transience of life
و زمان بخاطر ناپایداری زندگی
سرعت مییابد
Those wasted moments wont return
And we will never feel again
آن لحظههای هدررفته بازنخواهند گشت
و ما دوباره احساس نخواهیم كرد
Don't Look Too Far
به دورها نگاه نكن
If I begin to feel lighter
Hold me down
And I'll be yours for evermore
اگر من شروع به احساس سبكشدن كردم
مرا پایین نگاه دار
و من برای همیشه متعلق به تو خواهم بود
God bless this mess I'm in
For it is time
To be rid of a certain sin
خدا این آشفتگی را كه در آن هستم حفظ كند
چونكه زمانی است
برای پاك شدن از گناهی مطلق
A cool breeze down my spine
And if I'm really here
Then I feel fine
نسیمی خنك بر استخوان پشتم فرو مینشیند
و اگر واقعاً اینجا باشم
آنگاه احساس خوبی دارم
A freelance child
You bring it all back
This world is eating me inside
یك كودك بدون وابستگی
تو كاملا بازگردانیدیاش
این جهان مرا از درون میبلعد
Don't look too far
به دورها نگاه نكن
Missing a degree of warmth
A name without a face
I'm losing grip all the same
از دست دادن مقداری گرما
نامی بدون چهره
من هرآنچه به چنگ آوردهام از دست میدهم
I sever the line that divides
I sever the feelings inside
I sever between you and me
من خطی كشیدهام كه جدا میسازد
من احساسات درونی را جدا كردم
بین خودم و تو جدایی آوردم
And I want to learn to fly
Bring the pain right back again
Is this all there is of me
و میخواهم كه پرواز بیاموزم
باز هم دردها را التیام ببخش
هرآنچه اینجاست همه از من است
Hearts and minds, find the time
That in the end there was no
possible reason for anything
قلبها و ذهنها ، یافتن زمان
كه در پایان آن هیچ دلیلی
برای هیچ چیز وجود ندارد
Rant & rave
یاوهسرایی و جار و جنجال
In the eyes of the beholder
You've gotta face this straight on
You've gotta go head to head
If you want to understand
And begin to turn this thing around.
در دیدگاه ناظرین
تو باید با صراحت مواجه شوی
تو باید با سر پیش بروی
اگر بخواهی بفهمی
و شروع به دگرگون كردن چیزهای اطرافت كنی
Judgement
داوری
The inequity of fate
The pains of love and hate
The heart-sick memories
That brought you to your knees
نابرابری تقدیر و سرنوشت
دردهای عشق و نفرت
تمام خاطرات غمناک
که تو را به زانو در میآورند
And the times when we were young
When life seemed so long
Day after day
You burned it all away
و زمانی که جوان بودیم
زمانی که زندگی بلند به نظر می رسید
هر روز پس از روز دیگر
تمام آن را سوزاندی
All the hate that feeds your needs
All the sickness you conceive
All the horror you create
Will bring you to your knees
تمام نفرتی که نیازهایت را برآورده می کند
تمام مرضی که در سر می پرورانی
تمام وحشتی که بوجود آوردی
تو را به زانو در خواهند آورد
Make It Right
درستاش كن
I know that I want you
I know that I need you
But I can't pretend that
This'll make it right
من میدانم كه میخواهمت
میدانم كه به تو نیاز دارم
اما نمیتوانم وانمود كنم كه
این مسئله را درست میكند (همه چیز را حل میكند)
You whisper your name
But I can't hear you
Don't leave me behind
Lend me your hand
تو نامت را زمزمه میكنی
اما من صدایت را نمیشنوم
مرا پشت سر نگذار
دستت را به من قرض بده
I can feel them
I think they're closing in
Don't leave me behind
Lend me your hand
میتوانم آنها را حس كنم
حس میكنم آنها بسته میشوند
مرا پشت سر نگذار
دستت را به من قرض بده
Let me feel you
By my side
Be where I can hear you
I long to feel
بگذار تا احساست كنم
در كنارم
جایی باش كه بتوانم تو را بشنوم
من مشتاق حس كردنم
Pitiless
بی ترحم
Is it the emptiest of
All your broken hearted feelings
A serious misconception
To choose a path that led to ruin
این پوچترین احساس
در تمام قلبِ شكستهی توست
یك تصور واقعاً نادرست
برای انتخاب مسیری كه تو را به تباهی خواهد كشاند
I live for today
Can't get away from the burning inside
Ashes to ash
Dust to dust
من برای امروز زندهام
نمیتوانم از آتش درونم دور شوم
خاكستر به خاكستر
خاك به خاك
So quick to point the finger
When you're the source of your condition
Why should I feel sympathy
When you only show me nothing
پس در متهم كردن عجله نكن
وقتی كه خود تو منشا وضعیتت هستی
چرا من باید احساس همدردی كنم؟
وقتی كه جز هیچ ، چیزی نشانم ندادهای؟
I live for today
Can’t get away from the burning inside
Ashes to ash
Dust to dust
من برای امروز زندهام
نمیتوانم از آتش درونم دور شوم
خاكستر به خاكستر
خاك به خاك
I could stare for a thousand years
Penetrate your deepest fears
Leave you cold with a faceless embrace
Then disappear without a trace
من میتوانستم هزارها سال خیره بمانم
درون ژرفترین ترسهای تو نفوذ كنم
ترا با آغوش خداحافظی سرد ترك كنم
آنگاه بیهیچ ردپایی ناپدید شوم
I live for today
Can't get away from the burning inside
Ashes to ash
Dust to dust
من برای امروز زندهام
نمیتوانم از آتش درونم دور شوم
خاكستر به خاكستر
خاك به خاك
Deep
ژرف
Feel my heart burning
Deep inside... yearning
I know it is coming
حس می كنم اعماق قلبم می سوزد
از اشتیاق…
می دانم كه آن فرا می رسد
A fettered heart, waking
A tainted youth, fading
Leave it all behind
Delirious again
Mesmerise my senses
Souls entwine one more time
قلبی به بند كشیده بیدار میشود
جوانی آلوده ، محو میشود
همه را پشت سر رها كن
هذیانگویی دوباره
احساسات مرا به خواب (هیپنوتیزم) ببر
ارواح بار دیگر در هم میپیچند
All our times will come
Searching oblivion
Leaving nothing but the memories of
All the things you give
They're all you'll leave behind
Within their mind
زمان همهی ما فرا رسیده
جست-و-جوی فراموشی
ترك هیچ چیز به جز
خاطرهی هر آنچه تو دادهای
كه تمام آن چیزیست كه تو در خاطرهی آنها
باقی خواهی گذاشت
Open laughter held in distant days
Eternal stars have changed
I know that it can't be the same
There's no romance for you tonight
خندههای به جای مانده در روزگاران دور را آشكار كن
ستارگان ازلی تغییر كردهاند
میدانم كه این نمیتواند همان باشد
امشب اینجا (داستان) عاشقانهای برای تو نیست
Feel my heart burning
Deep inside... yearning
I know it is coming
حس میكنم اعماق قلبم میسوزد
از اشتیاق…
میدانم كه آن فرا میرسد
All our times will come
Searching oblivion
Leaving nothing but the memories of
All the things you give
They're all you'll leave behind
Within their mind
زمان همهی ما فرا رسیده
جست-و-جوی فراموشی
ترك هیچ چیز به جز
خاطرهی هر آنچه تو دادهای
كه تمام آن چیزیست كه تو در خاطرهی آنها
باقی خواهی گذاشت
And time recedes every day
You can search your soul but you won't see
As we pass ever on and away
Towards some blank infinity
و زمان هر روز پس میرود
تو میتوانی روحت را جست-و-جو كنی اما نخواهیدید
همچنانكه ما همواره در گذر و دور شدن هستیم
در امتداد ابدیتی پوچ
One Last Goodbye
تنها و آخرین بدرود
How I needed you
چقدر نیازمند تو بودم
How I grieve now you're gone
چقدر غمگینم از اینکه تو رفته ای
In my dreams I see you
در رویاهایم تو را می بینم
I awake so alone
چه تنها بیدار می شوم
I know you didn't want to leave
میدانم که نمی خواستی بروی
Your heart yearned to stay
قلبت مشتاق ماندن بود
But the strength I always loved in you finally gave way
ولی نیروئی در تو که من همیشه دوست داشتم بالاخره تسلیم شد
Somehow I knew you would leave me this way
به طریقی می دانستم که تو مرا اینگونه ترک خواهی کرد
Somehow I knew you could never stay
به طریقی می دانستم که تو هیچ وقت نمی توانستی بمانی
And in the early morning light
و در روشنایی صبح زود
After a silent, peaceful night
بعد از یک شب ساکت و آرام
You took my heart away and my being
تو قلب مرا با خود بردی و هستی ام را
In my dreams I can see you
در رویاهایم می توانم تو را ببینم
I can tell you how I feel
می توانم به تو بگو یم که چه احساسی دارم
In my dreams I can hold you
در رویاهایم می توانم تو را در آغوش بگیرم
And it feels so real
و بسیار واقعی به نظر می رسد
I still feel the pain
و من هنوز درد را احساس می کنم
I still feel your love
و من هنوز عشق تو را احساس می کنم
I still feel the pain
و من هنوز درد را احساس می کنم
I still feel your love
و من هنوز عشق تو را احساس می کنم
And somehow I knew you could never never stay
به طریقی می دانستم که تو هیچ وقت نمی توانستی بمانیو
And somehow I knew you would leave me
و به طریقی می دانستم که تو مرا ترک خواهی کرد
And in the early morning light
و در رو شنایی صبح زود
After a silent, peaceful night
بعد از یک شب ساکت آرام
You took my heart away
تو قلب مرا با خودت بردی
Oh I wish, I wish you could have stayed
آه.کاش.کاش می توانستی بمانی
دیوارهای ذهن مست تو منفجر میشوند
Do you ever wonder why you were left alone
تا بحال فكر كردی كه چرا تنها رها شدی؟
As your heart grew colder and finally turned to stone
و قلب تو سرد و در پایان به سنگ تبدیل شد
Did I punish you for dreaming
آیا من تو را برای رویاهایت نكوهش كردم؟
Did I break your heart and leave you crying
آیا قلبت را شكستم و تو را گریان رها ساخته ام؟
Do you ever dream of escaping
آیا تابحال خیال فرار داشته ای؟
Don't you ever dream of escaping
آیا تا بحال خیال فرار نداشته ای؟
Pathetic oblivion
فراموشی حسرت بار
Forgotten hopes buried in your soul's lonely grave
آرزوهای فراموش شده در گور تنها ی روح تو به خاك سپرده شدند
Pathetic oblivion
فراموشی حسرت بار
Remember how you were before you locked your heart away
به یاد بیاورکه تو چگونه بودی قبل از اینکه قلبت را قفل و محبوس کنی
Did I punish you for dreaming
آیا من تو را برا ی رویاهایت نكوهش كردم؟
Did I break your heart and leave you crying
آیا قلبت را شكستم و تو را گریان رها ساخته ام؟
Do you ever dream of escaping...
آیا تابحال خیال فرار داشته ای؟
Don't you ever dream of escaping
آیا تا بحال خیال فرار نداشته ای؟