تبلیغات


__
غریبانه ....
1 بهمن 85 - 02:58
من غریبانه به دشت ، به زمین ،  به تکاپوی تکامل
به نفس های گریزان تنم ،
می نگرم

من امیدی به رسیدن ، و نیازی به نماندن
را گم کرده ام

پشت این پنجره ی سرد ، محو این دود رقیق
من به دنبال سرابم ، شاید
تک امیدی به رسیدن باشد ...

پ.ل.ی.م

دل که میگیره ، میخوای تنها باشی ...
12 مرداد 85 - 00:02

می نویسم و این آخرین بار است که برای تو می نویسم

 

می نویسم و چشمانت را ، آن دو چشم زیبایت را می ستایم

 

می سوزم ، بی انتها

می خروشم ، آری ! اما بی صدا

و باز شعر چشمان زیبایت را به خاطر می آورم

و به خاطر آن دو چشم عاشق ، تا آخر این راه دشوار می گریم

 

به کدامین گناه عاشق شدم ؟

 

به کدامین گناه نکرده گناهکار عشق تو شدم

آری ، عاشقی گناه است ، در مسلک عاشق کش تو

 

و چگونه می توانستی بخندی ، آنگاه که می گریستم

 چشمان زیبای تو ، آن دو چشم شیدای تو کجا بود ، آنگاه که از درد عشق تو می گریستم

 

پنداری بیدارم ؟

آه ، خدایا این شب شوم سیاه تر از آن بود که وعده داده بودی

بار خدایا ، لعنت بر هر چه سنگ بی وفایی

لعنت بر عشق ! بر من ! بر جدایی

 

و اینگونه به پایان میرسانم درد خود را ، انگاه که کلماتم بی معنی و بی احساس

اما عاشقانه می گریند

 

من برای تو مُردم !

من برای من نیز مُردم !

اما تو همچنان هستی ...

 

عشق – نقطه پایان خط ___________________________ .

جایی وابسته می شوم
7 آذر 84 - 10:31

به نام خدا

 

جایى وابسته میشوم


وقتی این شروع شد

چیزى براى گفتن نداشتم

و در پوچی درون خودم گم شده بودم

حیران بودم و گیج

همه چیز را بیرون ریختم تا كه فهمیدم

كه من تنها كسی نبودم كه چنین افكارى در سر داشتم

درون من

اما همه پوچىها مفهوم داشتند

این تنها چیزى بود كه مىخواستم احساس كنم

چیزى براى از دست دادن نیست

فقط گیر كردن / پوچی و تنهایی
و این تقصیر خود من است

و این تقصیر خود من است

 

بهبود خواهم یافت

احساس خواهم كرد

آنچه مىپنداشتم هرگز تحقق نخواهد یافت

از رنج و درد دور خواهم شد

هر آنچه اندوه است در لحظه رفتن پاك خواهد شد

 

بهبود خواهم یافت

احساس خواهم كرد

انگار به چیزى حقیقى نزدیك شده ام

به دنبال چیزى هستم كه سالها به دنبالش بودم
جایى وابسته مىشوم


و چیزى براى گقتن ندارم
نمىتوانم باور نكنم كه زیر این چهره در هم شكسته هستم
گْیج شده ام
به هر سو نظر مىاندازم

تنها به دلیل اینكه به خود بفهمانم هیچ چیز طبق تصور من نیست
پس من چه هستم
چه خباثتى مگر از من سر زده ؟
لابد گناهى كرده ام كه دیگران اینگونه در من خیره مىشوند
نه چیزى براى باختن است
نه چیزى براى بردن ، پوچ و تنها
و این تقصیر خودم است
و این تقصیر خودم است

 

بهبود خواهم یافت

احساس خواهم كرد

آنچه مىپنداشتم هرگز تحقق نخواهد یافت

از رنج و درد دور خواهم شد

هر آنچه اندوه است در لحظه رفتن پاك خواهد شد

 

بهبود خواهم یافت

احساس خواهم كرد

انگار به چیزى حقیقى نزدیك شده ام

به دنبال چیزى هستم كه سالها به دنبالش بودم
جایى وابسته مىشوم

 

 

هرگز تا به خود نیایم

خود را باز نخواهم شناخت

و هرگز چیز دیگری را احساس نخواهم كرد

مگر آنكه زخم ها التیام یابند
چیزى نخواهم شد

تا زمانی كه این قلبم را نشكنم
پس از خود خواهم گسست
همین امروز خود را مىیابم

 

بهبود خواهم یافت

احساس خواهم كرد

آنچه مىپنداشتم هرگز تحقق نخواهد یافت

از رنج و درد دور خواهم شد

هر آنچه اندوه است در لحظه رفتن پاك خواهد شد

 

بهبود خواهم یافت

احساس خواهم كرد

انگار به چیزى حقیقى نزدیك شده ام

به دنبال چیزى هستم كه سالها به دنبالش بودم
جایى وابسته مىشوم

 

بهبود خواهم یافت

احساس خواهم كرد

مىخواهم حس كنم چه هستم  ، و به كجا تعلق دارم

 

بهبود خواهم یافت

احساس خواهم كرد

مىخواهم حس كنم چه هستم  ، و به كجا تعلق دارم

 

جایى وابسته میشوم

 

Somewhere I Belong
29 خرداد 84 - 10:37
I had nothing to say
and i get lost in the nothingness inside of me
(i was confused)
and i live it all out to find, but im not the only person wit these things in mind
(inside of me)
but all that they can see the words revealed
is the only real thing that i got left to feel
(nothing to lose)
just stuck hollow and alone
and the fault is my own and the fault is my own

[Chorus]
i wanna heal i wanna feel what i thought was never real
i wanna let go of the pain ive felt so long.
erase all the pain til its gone
i wanna heal i wanna feel like im close to something real.
i wanna find something ive wanted all along
somewhere i belong

and i got nothing to say. i cant believe i didnt fall right down on my face
(i was confused)
look at everywhere only to find.
it is not the way i had imagined it all in my mind.
(so what am i)
what do i have but negativity
cuz i cant trust no one by the way everyone is looking at me
(nothing to lose)
nothing to gain im hollow and alone
and the fault is my own
and the fault is my own

[repeat chorus]

[Verse 3] (Chester)
I will never know myself until i do this on my own
cuz i will never feel anything else until my wounds are healed
i will never be anything til i break away from me
i will break away. ill find myself today
Because you're unforgiven too
13 خرداد 84 - 11:28
Lay beside me, tell me what they've done
Speak the words I want to hear, to make my demons run
The door is locked now, but it's open if you're true
If you can understand the me, than I can understand the you.

Lay beside me, under wicked sky
Through black of day, dark of night, we share this pair of lives
The door cracks open, but there's no sun shining through
Black heart scarring darker still, but there's no sun shining through
No, there's no sun shining through
No, there's no sun shining

What I've felt, what I've known
Turn the pages, turn the stone
Behind the door, should I open it for you?

What I've felt, what I've known
Sick and tired, I stand alone
Could you be there?, 'cause I'm the one who waits for you
Or are you unforgiven too?

Come lay beside me, this won't hurt I swear
She loves me not, she loves me still, but she'll never love again
She lay beside me, but she'll be there when I'm gone
Black heart scarring darker still, yes she'll be there when I'm gone
Yes, she'll be there when I'm gone
Dead sure she'll be there!

What I've felt, what I've known
Turn the pages, turn the stone
Behind the door, should I open it for you?

What I've felt, what I've known
Sick and tired, I stand alone
Could you be there?, 'cause I'm the one who waits for you
Or are you unforgiven too?

(Solo)

Lay beside me, tell me what I've done
The door is closed, so are your eyes
But now I see the sun, now I see the sun
Yes now I see it!

What I've felt, what I've known
Turn the pages, turn the stone
Behind the door, should I open it for you?

What I've felt, what I've known
So sick and tired, I stand alone
Could you be there?, 'cause I'm the one who waits,
The one who waits for you

Oh what I've felt, what I've known
Turn the pages, turn the stone
Behind the door, should I open it for you?
(So I dub thee unforgiven)

Oh, what I've felt
Oh, what I've known!

I take this key (never free)
And I bury it (never me) in you
Because you're unforgiven too

Never free
Never me
'Cause you're unforgiven too!
مادرم ...
24 اردیبهشت 84 - 01:14
سلامت می کنم مادر جوابم می دهی یا نه؟
غریب افتاده ام مادر تو یادم می کنی یا نه؟
به خوابم آمدی دیشب پریشان گشته ام مادر
دعا در حق من کردی هنوزم می کنی یا نه؟
اگر بد کرده ام مادر جوانی بود و نادانی
نمی دانم که ای مادر حلالم می کنی یا نه؟
من از عالم ندیدم یک نظر سیرت
نمی دانم در آن دنیا جوابم می دهی یا نه؟
اوان سالی است صدایت نشنیدم ای مادر
نمی دانم صدایم می کنی یا نه؟
من از آغوش فقط عکسی دیدم ای مادر
نمی دانم تو در آغوشمی یا نه؟
گفته بودی در کالبد عشقی به سراغم آمدی روزی
نمی دانم آن پریچهر او بود یا نه؟
هر چه بود خبر از تو و بوی تو را می داد
عاشقم نمی دانم عاشقم هست یا نه؟
و تو تو ای عشق تو هستی در یادم
نمی دانم جوابم می دهی یا نه؟

با تشکر : از جواد فتحی عزیز
حتما ببینید !
20 اردیبهشت 84 - 21:38
سلام دوستان
حتما از این سایت دیدن کنین ! ======> http://www.goftegubaostad.com

پشت کاجستان برف .
برف ، یک دسته کلاغ .
جاده یعنی غربت .
باد ، آواز ، مسافر ، وکمی میل به خواب .
شاخ پیچک ، ورسیدن ، و حیاط .

من ، و دلتنگ ، و این شیشه خیس .
می نویسم ، و فضا .
می نویسم ، و دیوار ، و چندین گنجشک .

یک نفر دلتنگ است .
یک نفر می بافد .
یک نفر می شمرد .
یک نفر می خواند .

زندگی یعنی : یک سار پرید .
از چه دلتنگ شدی ؟
دلخوشی ها کم نیست : مثلا این خورشید ،
کودک پس فردا ،
کفتر آن هفته ...

یک نفر دیشب مرد
و هنوز ، نان گندم خوب است .
و هنوز آب میریزد پایین ، اسب ها می نوشند .

قطره ها در جریان ،
برف بر دوش سکوت
و زمان رو ستون فقرات گل یاس ...
Mama Said
5 اردیبهشت 84 - 22:52
Mama, she has taught me well
Told me when I was young
Son, your life's an open book
Don't close it 'fore it's done
The brightest flame burns
quickest
That's what I heard her say
A son's heart's owed to mother
But I must find my way

Let my heart go
Let your son grow
Mama, let my heart go
Or, let this heart be still, yeah still

"Rebel," my new last name
Wild blood in my veins
Apron strings around my neck
The mark that still remains
I left home at an early age
Of what I heard was wrong
I never asked forgiveness
But what is said is done

Let my heart go
Let your son grow
Mama, let my heart go
Or let this heart be still

Never I ask of you
But never I gave
But you gave me your emptiness
I now take to my grave
Never I ask of you
But never I gave
But you gave me your emptiness
I now take to my grave
So let this heart be still

Mama, now I'm coming home
I'm not all you wished of me
A mother's love for her son
Unspoken, help me be
I took your love for granted
And all the things you said to me
I need your arms to welcome me
But a cold stone's all I see

Let my heart go
Let your son grow
Mama, let my heart go
Or let this heart be still
و هنوز خداوند شبان من است...
4 اردیبهشت 84 - 22:58
خداوند شبان من است؛ محتاج به هیچ چیز نخواهم بود.
در مرتع های سبز مرا می خواباند ، به سوی آبهای آرام هدایتم میكند و جان مرا تازه می سازد.
او به خاطر نام پرشكوه خود مرا به راه راست رهبری می كند.
حتی اگر از دره تاریك مرگ نیز عبور كنم ، نخواهم ترسید ، زیرا تو ، ای شبان من ، با من هستی .
عصا و چوبدستی تو به من قوت قلب می بخشد.
در برابر چشمان دشمنانم سفره ای برای من می گسترانی ، از من همچون مهمانی عزیز پذیزایی می كنی و جامم را لبریز می سازی.
اطمینان دارم كه در طول عمر خود ، نیكویی و رحمت تو ، ای خداوند ، همراه من خواهد بود و من تا ابد در خانه تو ساكن خواهم شد.
مزمور 23 - آیات 1 تا 4
آدرس سایت من !
4 اردیبهشت 84 - 22:56
برای مشاهده اطلاعات بیشتر ! ===> http://www.TonekaUn.com
__