تبلیغات


__
X
15 شهریور 87 - 22:58

یاد باد آنکه سر کوی توام منزل بود

دیده را روشنی از خاک درت حاصل بود

در دلم بود که بی دوست نباشم هرگز

چه توان کرد که سعی من و دل باطل بود

...

راستی خاتم فیروزه بواسحاقی

خوش درخشید ولی دولت مستعجل بود

  • ارسال نظر (0)
W
6 شهریور 87 - 21:40
زندگی مثل شطرنج می مونه:
 
اگه بلد نباشی همه می خوان اونوبهت یاد بدن.....
 
و اگه بلد باشی همه می خوان شکستت بدن......
V
4 شهریور 87 - 16:56

ما در هیچ منزلی زندگی نمی کنیم .

 ما حتی بر کره زمین هم زندگی نمیکنیم .

منزل حقیقی ما قلب کسانی ست که ...دوستشان داریم.

 

U
4 شهریور 87 - 15:40

در این دنیا از دو راه می توان موفق شد ؛

 یا از هوش خود و یا از نادانی دیگران

T
30 مرداد 87 - 22:37

ماهی ها چقدر احمقند

قلاب علامت كدامین سؤال است كه بدان پاسخ میدهند؟!!!!!!!
آیا به راستی احمقند ؟؟؟؟

S
3 مرداد 87 - 00:50

من از روحهای محدود بیزارم در این روحهاهیچ چیز خوب و حتی هیچ چیز بدی وجود ندارد

R
25 تیر 87 - 15:00

مدت زیادی از تولد برادر تام كوچولو نگذشته بود . تام مدام اصرار می كرد به پدر و مادرش كه با نوزاد جدید تنهایش بگذارند
پدر و مادر می ترسیدند تام هم مثل بیشتر بچه های چهار پنج ساله به برادرش حسودی كند و بخواهد به او آسیبی برساند . این بود كه جوابشان همیشه نه بود . اما در رفتار تام هیچ نشانی از حسادت دیده نمی شد ، با نوزاد مهربان بود و اصرارش هم برای تنها ماندن با او روز به روز بیشتر می شد ،‌ بالاخره پدر و مادرش تصمیم گرفتند موافقت كنند .
تام با خوشحالی به اتاق نوزاد رفت و در را پشت سرش بست . اما لای در باز مانده بود و پدر و مادر كنجكاوش می توانستند مخفیانه نگاه كنند و بشنوند . آنها تام كوچولو را دیدند كه آهسته به طرف برادر كوچكترش رفت. صورتش را روی صورت او گذاشت و به آرامی گفت : نی نی كوچولو ، به من بگو خدا چه جوریه ؟ من داره یادم میره !

 

Q
6 خرداد 87 - 12:09

الهی : از کرمت همین چشم داریم وز لطف تو همین گوش داریم " بیامرز ما را که بس آلوده ایم به کرد خویش ! بس درمانده ایم به وقت خویش . بس مغروریم به پندار خویش . بس محبوسیم در سزای خویش . دست گیر ما را به فضل خویش بازخوان ما را به کرم خویش بار ده ما را به احسان خویش"                           

p
25 اردیبهشت 87 - 00:48

زندگی آن چیزی نیست که زیسته ای

بلکه آن چیزی است که به خاطر می آوری تا روایتش کنی.

"گابریل گارسیا مارکز"

O
25 اردیبهشت 87 - 00:43

شیفتگان پرواز را میل به خزیدن نیست.

"هلن کلر"

__