واپسین سخن 21 تیر 87 - 21:59 |
هر چیز که طلوعی داشته باشد لاجرم غروبی بر ان متصور است
شبگرد روزی به این جهان مجازی پای گذاشت و ناچار روزی بار رحیل بربست نمی دانم چند نفر را ازردم نمی دانم چند نفر را رنجاندم . اما هرچه بود گذشت و چون گذشته هر گز باز نگشته از تمام کسانی که به هر شکل و هر دلیل کدورتی از من دارند عذر خواهی میکنم . هیچ سو نیتی نبود و گناه تنها بر گردن بضاعت فکری محدود من بود . خواهشی از دوستان دارم . این پروفایل را سنگ قبر شبگرد بدانند که که چون مرگ ارزو هایش فرا رسید تاب زندگی بی امید و ارزو را نداشت . و هرگز در پی یافتن شبگرد در دنیای واقعی نباشید. قطعا این اخرین حضور من در این ایدی خواهد بود . اما روح شبگرد هرگز دوستانش را فراموش نخواهد کرد . همچو روحی سرگردان به پروفایل دوستان سر خواهم زد ( بصورت کار بر مهمان ) پس اگر چیزی برای گفتن به شبگرد دارد در وبلاگتان بنویسید . و اگر به هر دلیل مایل به این کار نیستید فراموش کنید . و دوستانی که به هر شکل و هر جهت اشنایی و نشانی خارج ازنت دارند فراموش کنند و اینجا را پایان شبگرد بدانند . چرا که دوست واقعی از ابراز ننظر و احساس صریحش نسبت به دوست ابایی ندارد و لزومی نمی بیند برای رضایت خاطر دیگران مخفی کاری پیشه کند . از هم اکنون برای همه دوستان دلتنگم اما چه باید کرد که اشنایی یک حادثه است و جدایی یک قانون
هر چی آرزوی خوبه ، مال تو هر چی که خاطره داریم ، مال من اون روزهای عاشقونه ، مال تو این شبهای بیقراری، مال من منم و حسرت با تو، ما شدن
تویی و بدون من ، رها شدن
آخر غربت دنیا ست مگه نه!!
اول دو راهی، آشنا شدن
تو نگاه آخر تو ، آسمون خونه نشین بود دل تو، شکسته بودند همه ی قصه همین بود می تونستم با تو باشم ، مثل سایه مثل امید اما بیدارم وبی تو،مثل تو، تنهای تنها ________________________________ من تورا دوست میداشتم من تورا دوست میداشتم و نگاه تو در پی دیگری بود و من ساده می پنداشتم که نیمی از راه را رفته ام ! *** همیشه میخوابیدم مبادا که از چشمم فرار کنی! اکنون در میابم که مدتهاست از من گریزانی تو دوست داشتی همه را به چشم هات راه دهی و من برای تو خودم را از چشم همه بیرون میکشیدم چشمهایم را پامال کردی و گریختی و _ شاید برای دلخوشی _ در گوشم زمزمه کردی می آیم صبر کن و من چه ساده غرورم را پامال دروغت می کردم درست لحظه ای که تو نگاهت را جایی دگر جا میگذاشتی ! **** ملامتت نمی کنم هرگز ملامتت نمی کنم ادم ها بعضی وقت ها تقصیراتشان را گردن خدا می اندازند اما من بیشتر وقت ها تقصیرات خدا را هم گردن گرفته ام! |







