احساس من 31 فروردین 87 - 21:48 |
قلبم امشب از دردِ غمی به خودش می پیچد من به دنبال کلامی درذهن که بگویم چیست این غم و نمی یابم کلامی بارها پرسیدم از خود شعر گفتن ها را چه سود نه کسی می خواند نه کسی می شنود واگرهم که شنید تو بدان عمق کلامت را نمی فهمد |
24 بهمن 85 - 08:59 | |
امروز صدای هق هقم و شنیدی دیدی چطوری زار می زدم دیدی چطوری بهت التماس می کردم و تو چه راحت گفتی یکی دیگه رو دوست داری و من چه راحت گریه می کردم این چندمین بار بود که غرورم و گذاشتم زیر پام و تو چه راحت گفتی که عشقت هوس بوده و من چه سخت تو را فراموش خواهم کرد | |
14 دی 85 - 07:47 |
مست میخانه نبودم تو خرابم كردی رَزِ دُردانه نبودم میِ نابم كردی جرعه ای از میِ عشق تو شبی نوشیدم یار پیمانه نبودم كه شرابم كردی بهر دیدار تو گفتم كه برانداز نقاب من كه بیگانه نبودم كه جوابم كردی سوختم در غم عشقت ز تمنای وصال من كه پروانه نبودم كه عذابم كردی گشتم آواره كویت صنما! چون مجنون گرچه افسانه نبودم تو سرابم كردی شده ام گوهر یكتا، صنمِ قبله نما! من كه دیوانه نبودم كه خطابم كردی |
14 دی 85 - 07:46 |
کاشکی میشد ببینمت تا غصه از دلم بره نگو که عاشقم نشو دست من نیست کار دله گرچه دلم پر غمه شادی و دلخوشیش کمه اما بازم دوستت داره یادت براش یه مرهمه گفتی برو تنهام بذار رفتم اما دلم جا موند هم از خودت هم از دلم نشونه ای بر جا نموند آرزومه یه روز بیای بازم بگی دوستم داری اینم دلت اینم خودم هردوشونو پس بیاری کاشکی میشد بازم با هم تو آسمون پر می زدیم می رفتیم تا خونه عشق با همدیگه در می زدیم کاشکی بیای چون کاشکیا تو فکر من مثل تیرن اگه بیای این کاشکیا همشون از پیشم می رن
|
11 دی 85 - 22:29 |
تو بی وفا بودی ولی اون که برات میمرد منم تا زنده ام دوست دارم اینه کلامه آخرم من که نتونستم تو رو یه لحظه تنها بذارم تو سردی خاطره ها بگم که دوست ندارم دلم میخواد همین یه بار اشکامو پنهون نکنم باور کنی تو رو میخوام حرمتو زندونی کنم بیام به شهر خاطرات غرق بشم توی نگات دیوونه و فدات بشم بمیرم من واسه چشات اما هنوز فاصلمون دیره و دست من جداست ترانه ی سکوت من تو بغض آخرم رهاست کاشکی میشد فقط یه بار بیای بگی دوست دارم تو چشم من نگاه کنی بگی که عاشقت |






هرگز نشد بیای پیشم بگیری دستای منو بدونی من عاشقتم گوش کنی حرفای منو