- 1
- 2
to 9 مهر 84 - 23:25 |
به تو دلبسته شدم از همان روز که قاموس زمان چله از قلب فرو مرده من باز گشود به تو عادت کردم چون دم و باز دمم که همه عمر مکرر شده است و نمیدانم من ونمیدانیم ما که چه تعداد نفس در همه عمر دراز رفته در کام فرو گاه حتی ز تو آزرده شدم تو گل وحشی دشت من یکی مست تماشای رخت وه که پیکان نظر بازی تو خوش فرو هشت در این قلب ستمدیده من و من واله تو به عبث در هوس چیدن تو دست بردم بر آن ساقه ناب تن تو تا تو را در کشم اندر تن خود آه افسوس بر این نکته نیندیشیدم ساقه ناب گل وحشی دشت خار خود می خلد اندر تن من آری ای آبی نیلوفریم من همان شب پره ام که شبی راز غم عشق تو را با یکی شمع نهادم به میان شمع نالید ز شب تا دل صبح و شرر بر تن زارم بفکند و کنون باز منم شب پره سوخته پر و سحر نزدیک است لیک اینبار دگر می دانم و تو هم می دانی عمر یک شب پره شب تا سحر است پس دگر من نگهم را ز تو بر می دارم تا نظر بر سحر مرگ نشان آویزم لیک ای چشمه زیبایی و نور بر بلندای افق گر گذر کرد دلت یاد این عاشق پر سوخته کن که تو را دید شبی و شبی رفت ز یاد..... ![]() |
@tabi 9 مهر 84 - 23:22 |
![]() |
shab 9 مهر 84 - 23:08 |
شب شب با دلتنگی من سال هاست كه آشناست فرصت خندیدنم در گرو لحظه هاست آشنایی ها همه مغروض كینه هاست روزگار در قبال من همیشه سرد و بی وفاست |
cheshme man 9 مهر 84 - 23:07 |
چشم من بیا منو یاری بکن گونه هام خشکیده شد کاری بکن غیر گریه مگه کاری میشه کرد کاری از ما نمیاد زاری بکن اون که رفته دیگه هیچ وقت نمی یاد تا قیامت دل من گریه می خواد هر چی دریا رو زمین داره خدا با تموم ابرای آسمونا کاشکی میداد همرو به چشم من تا چشام به حال من گریه کنن اون که رفته دیگه هیچ وقت نمی یاد تا قیامت دل من گریه می خواد قصه گذشته های خوب من خیلی زود مثل یه خواب تموم شدن حالا باید سر رو زانوم بذارم تا قیامت اشک حسرت ببارم دل هیشکی مثل من غم نداره مثل من غربت و ماتم نداره حالا که گریه دوای دردمه چرا چشمام اشکشو کم میاره خورشید روشن ما رو دزدیدند زیر اون ابرای سنگین کشیدن همه جا رنگ سیاه ماتمه فرصت موندنمون خیلی کمه اون که رفته دیگه هیچ وقت نمی یاد تا قیامت دل من گریه می خواد
سرنوشت چشاش کوره نمی بینه زخم خنجرش می مونه تو سینه لب بسته سینه غرق به خون قصه موندن آدم همینه اون که رفته دیگه هیچ وقت نمی یاد
|
vaghti shab 9 مهر 84 - 23:06 |
وقتی شب پر از صدای گریه وهراس مرگه |
موضوعش یادم نیست 24 شهریور 84 - 02:29 |
زندگی رو دوست دارم باتمامه بد بیاریش عاشقی رو دوست دارم با تمام بی قراریش من می خوام اشكو بفهمم وقتی از چشام میریزه تنهایی گر چه كشنده ست واسه من خیلی عزیز تو كتاب نوشته عاشق خیلی تنها خیلی خسته ست جای بارون بهاری روی چترای شكسته ست اما من می گم یه عاشق همه ی دنیا رو داره همه چترارو باید بست وقتی آسمون می باره نون عشقو می خورم منت نانوا ندارم سینه سوخته عاشقم با كسی دعوا ندارم توی دنیایی كه گرگ و برگی تو ذاتشه من می خوام خودم باشم با هیچ كی كاری ندارم زنده بودن نمی خوام زندگی قاموس منه فقط و فقط دورنگی تنها كابوسه منه گرچه خاكم زیر پا اما غرورم آسمون مشكی رنكه عشقمه ترانه ققنوسه منه زندگی رو دوست دارم باتمومه بد بیاریش عاشقی رو دوست دارم با تمام بی قراریش من می خوام اشكو بفهمم وقتی از چشام میریزه تنهایی گر چه كشنده ست واسه من خیلی عزیزه كاش می شد دارو باشیم نه زخم كاری نه نمك قطره آبی باشیم رو قلب خشك بی ترك واسه عشق و عاشقی تو سختیاش كم نیاریم واسه ی خودمون آدمی باشیم نه آدمك خیلیا میگن كه عاشقی رو دیدار بدونیم اما من می گم كه عشقو طرح دیوار ندونیم من می خوام كه مثل موج نباشم اما بمونم كاش می شد توعین سختی اما عاشق بمونم زندگی رو دوست دارم باتمومه بد بیاریش عاشقی رو دوست دارم با تمام بی قراریش من می خوام اشكو بفهمم وقتی از چشام میریزه تنهایی گر چه كشنده ست واسه من خیلی عزیز تو كتاب نوشته عاشق خیلی تنها خیلی خسته ست جای بارون بهاری روی چترای شكسته ست اما من می گم یه عاشق همه ی دنیا رو داره همه چترارو باید بست وقتی آسمون می باره |
عشق من 26 مرداد 84 - 22:09 |
حرفای تو برای من امید زندگی به فرداست وقتی میگی دوست دارم بهترین لحظه ی دنیاست **************************************** توبهترین خلقت خدا من پیش تو حقیرم تویی تو مكتب عشق من از تو جون می گیرم بایك اشارهی تو صد بار برات میمیرم ای عشق من چه خوبه با تو بودن باتو نفس كشیدن تنها دلیل زنده بودن با تو بودن توآسمون به رنگ عشق رنگین كمون كشیدی از اون بهار رنگارنگ به قلب من رسیدی خوش اومدی ای عشق چون نسیم گلها ای تكیه گاه من ای طلوع فردا ای عشق من چه خوبه با تو بودن باتو نفس كشیدن تنها دلیل زنده بودن با تو بودن نوازش دستای تو لالایی خوب شبونه صدای تو به گوش من بهترین شعر عاشقونه ************************************* توبهترین خلقت خدا من پیش تو حقیرم تویی تو مكتب عشق من از تو جون می گیرم بایك اشاره ی تو صد بار برات میمیرم ای عشق من چه خوبه با تو بودن باتو نفس كشیدن تنها دلیل زنده بودن |
سبزوسرخ وسفید 26 مرداد 84 - 03:05 |
بوی خاكت تو وجودم تو نبودی من نبودم من یه برگ از شا خه ی تو عاشقو دیوانه ی تو گرچه در غربت نشستم با تو من قلب نشكستم این نفس از ریشه ی توست در سرم اندیشه ی توست سبزو سرخو سفیدم تورو به هیچ رنگی نمیدم قرمزوسبزوسفیده خون جاری تورگامون افتادیم اینور دنیا همه دور از خونه هامون تو خیابونای این شهر همه جا رنگ وارنگه همه ی قلبا رو دیدم رنگ تو فقط قشنگه آرزوی دیدن تو واسه من خواب وخیاله منم اون ترانه خونه كه براش خوندن محاله اما من فاصله ها رو میبوسم میبرم ازیاد هرجای دنیا كه باشم می زنم اسمتو فریاد |
به نام دل 26 مرداد 84 - 03:04 |
به نام دل به نام شاهدو می به نام تار وتنپور ونكن می به نام عاشقان لا ابالی به نام همنشینان خدایی به نام دست های جام بردار به نام عاشقان رفته بردار به نام مجلس بذم شبانه به نام سرور این آشیانه به دستی می به دیگر او دفم داد خوشا رقصان در آیم من بكویش ببوسم دست و رخسار نكویش خوشا آندم كه از او می نویسم زبحث و ذكر یاهو می نویسم صدایم دادتا از او بخوانم كه من هم درد غربت را بدانم خوشا با نام مولا باده خوردن چو درویشان عاشق جان سپردن خوشا رقصان در آیم من بكویش ببوسم دست و رخسار نكویش به حق باده نوشان می هلال است زمستی حفظ خواری بی زوال است به نام اولم ساقی ولی بود ولی دیدم كه ذكرش یا علی بود |
- 1
- 2

















