گقتگوی خدا با بنده 25 شهریور 86 - 20:46 |
بنده من کودک رمیده خلقتم ! گوش فراده که تمام عالم مرا می خوانند و از عمق وجودمرا تمنا میکنند تو نیز باآنها بخوان مرا که نغمه تو زیباترین نغمه هاست ومن چنان به آن گوش خواهم سپرد که گویی تو تنها مخلوق منی که مرا می خوانی . بخوان مرا تا اجابت کنم تورا ،تویی که بیش از هرچیز و هرکس دوستش دارم. سر به زیر افکندم،گویی تمام آرامش دنیا از آن من بود، گفتم حبیبم ،توازمن بی نیازی ومن به تو نیازمند ،تودر اوج غنایی ومن در اوج فقر،اما من به تو فخر می فروشم. ندا آمد: تورا بر من چه فخری است؟ گفتم من چو تویی دارم و تو چون خودی نداری. ندا آمد:راست گفتی بنده من ،من کسی را ندارم که مرا آن گونه دوست بدارد که من تورا دوست می دارم. وبا این حرف مرا تاابد شرمنده ام کرد. |







