صفار هرندی وزیر دولت پیشین روز دوشنبه به دعوت جامعه اسلامی در دانشگاه محقق اردبیلی حاضر شد.
به گزارش خبرنامه امیرکبیر این جلسه نیز مانند بقیه ی جلسات صفار در دانشگاه ها به جنجال کشیده شد. ابتدا مجری برنامه با توهین به سبز ها و موسوی و کروبی جلسه را شروع کرد که موجب اعتراض سبزها که اکثریت سالن را در اختیار داشتند، شد.
سخنرانی خود صفار نیز با توهین همراه بود که این نیز موجب اعتراض دانشجویان شد. اعتراض تا حدی بود که حراست نیز وارد کار شد و به سمت دانشجویان حمله کرده و دوربین های آنها را گرفت که این مساله نیز موجب تحریک دانشجویان شد و آنها علیه حراست شعار دادند.
شعار های دانشجویان از قبیل "ننگ ما ننگ ما، قاتل فرهنگ ما"، "مرگ بر روسیه"، " 63 درصدت کو، دروغگو"، "یا حسین میر حسین"، "کروبی با غیرت برس به داد ملت"، "خونی که در رگ ماست، هدیه به ملت ماست"، "الله اکبر"، "رسانه های شیطان، ایرنا و فارس و کیهان" و ... بود که دانشجویان بسیجی در جواب شعار "حسین حسین شعار ماست، شهادت افتخار ماست" سر دادند که بلافاصله سبز ها این شعار را تکرار کردند و با این شعار اعلام کردند که شهادت افتخار کسی است که جانش را بر کف دستش گرفته و در خیابانها علیه ظلم شعار می دهد نه اسلحه به دستان مزدور!
صفارهرندی در حالیکه نتوانست سخنرانی خود را انجام دهد با فرافکنی سعی داشت به شعارهای دانشجویان پاسخ دهد. هرندی در نهایت مجبور به اعتراف شد که در دانشگاهها و شهر اردبیل رای موسوی از احمدی نژاد بیشتر بوده است و این با آمار رسمی صدا و سیما در تناقض بود!
یکی از اعضای انجمن اسلامی دانشگاه محقق اردبیلی به هنگام پرسش و پاسخ گفت: "به فرض ما تمام حرفهای شما را قبول کنیم، به فرض که احمدی نژاد برنده است ولی یک سوال داریم، شما آیا ما را به حمایت از نظامی دعوت می کنید که به گفته ی خود شماها بیش از دو دهه از این نظام دست بزرگترین مفسدان اقتصادی و خائنین بوده است؟! پس مشکل از دولت نیست!"
پس از سوال های نماینده انجمن، دانشجویان حامی جنبش سبز سالن را با شعار "یا حسین، میر حسین" ترک کردند و عده ی بسیار کمی از بسیجیان طرفدار صفار هرندی در سالن ماندند تا به ادامه سخنرانی گوش کنند که در این زمان صفار با چشمان بهت زده به دانشجویان نگاه می کرد.
لازم به ذکر است در بین دانشجویان افراد زیادی حضور داشتند که تا به امروز هیچ وقت در دانشگاه دیده نشده بودند و تنها از دانشجویان معترض عکس و فیلم می گرفتند.
قابل پیش بینی است که پس از اعتراضات امروز دانشجویان دانشگاه محقق اردبیلی به صفار هرندی در هفته های جاری کمیته انضباطی این دانشگاه دانشجویان را احضار کرده و با احکام محرومیت مواجه کند.
پیش از این نیز در دیگر دانشگاه ها و پس از اعتراضات دانشجویان به حضور صفارهرندی، از حامیان کودتاچیان، کمیته های انضباطی این دانشگاه دانشجویان معترض را احضار و برای آنان احکام محرومیت از تحصیل صادر کردند.
یادداشتی از رئیس کمیته اطلاع رسانی جبهه مشارکت:
1- كسانی در دادگاه دیروز حرف زدند كه توانسته بودند با ترفندهای مختلف و فشارهای فراوان آن ها را بشكنند. البته به نظرم ابطحی و عطریانفر اعتراف های جالبی كردند. آن جایی كه ابطحی به عنوان شیفته ی همیشه گی خاتمی وی را به خیانت متهم كرد یا عطریانفر كه نقش حر در تئاتر دیروز را بر عهده گرفت و گفت وقتی از زندان شاه آزاد شد گمان نمی كرد طاغوت شاه سقوط كند، گویای همه چیز بود. آن ها در عین حال آن قدر پرت گفتند تا همه بفهمند آن تو چه خبر بوده. احمق ها نمی فهمند كه اعتراف ها را باید در سطحی تنظیم كنند و دست زندانی بدهند كه دست كم هواداران خودشان را به باور برساند. خالی بندی هم حساب دارد. منت خدای را كه دشمنان ما را از احمق ها قرار داد.
2- متن دادخواست و كل روند دادگاه شكل بسیار شتاب زده و نپخته یی داشت. دوستی خیلی جدی می گفت كه به نظر می رسید بخش عمده یی از دادگاه دیروز، شب قبل از آن برنامه ریزی هول هولكی شده.
3- همان طور كه بالاخره معلوم نشد چطور رییس جمهور 24 میلیونی این قدر برای ریاست مشكل دارد و در كشور به جای جشن و پایكوبی ریاست جمهوری چنین مرد مورد اجماعی، تظاهرات و درگیری به راه افتاده، همان طور هم معلوم نشد چرا دادگاه متهمانی كه هیچ دفاعی از خود ندارند و تنها قرار است بیانیه ی تحلیل علیه خود و اعتقاداتشان بیان شود، این طور پنهانی برگزار شد. نه كسی درست فهمید محل دادگاه كجاست نه اجازه دادند خبرنگاران مستقل بیایند و نه حتا خانواده و و كلا را در جریان قرار دادند. راست می گفت احمدی نژاد كه دروغ گو ترسوست.
4- میردامادی، بهزاد نبوی، عبدالله رمضان زاده، امین زاده و صفایی فراهانی چهره هایی بودند كه تا حالا موفق به شكستن آن ها نشده اند. آن ها كه همه گی بدون اطلاع قبلی خود و حتا وكلا و خانواده هایشان در غیر قانونی ترین شكل ممكن در دادگاه حضورشان داده بودند و آن ها را با فاصله از هم نشانده بودند كه با هم تبادل اطلاعات نكنند، بنا بود كه اعتراف های ابطحی و عطریان را ببینند تا تحت تاثیر آن بشكنند. آقایان خوب است به این سوآل پاسخ دهند كه چرا از یكی مثل نبوی یا میردامادی شروع نكردند؟
5- تاج زاده و حجاریان سرشناس ترین غایبان دادگاه دیروز بودند در حالی كه سعی كرده بودند دیگر چهره های كاملن شاخص را به این دادگاه بكشانند. اگر غیبت حجاریان را به حساب وضعیت جسمانی این عزیز بدانیم، نبود تاج زاده معنای ویژهیی داشت. تحلیل من این است كه آن ها حتا از حضور تاج زاده به عنوان ناظر در دادگاه واهمه داشتند تا یك وقت تاترشان را به هم نزند. در مورد تاج زاده اخباری دارم مبنی بر این كه 4 روز به او گرسنهگی داده اند و خبر دیگری هم حكایت دارد كه یك دندان وی بر اثر اصابت یك جسم سخت! شكسته است. اما تاج زاده چنان مقاومتی كرده و بازجوها را با قدرت تحلیل و هوش ذاتی اش به هم پیچانده كه در برابر او كاملن درمانده اند.
6- لاغری و صورت های به هم ریخته ی همه ی بازداشتی ها حرف های بسیاری داشت.
7- باور كنید من دارم شك می كنم كه افرادی از سیا یا گشتاپو یا همین سازمان های عجیب و غریب كه اسمشان را حسین شریعتمداری و پیام فضلی نژاد بهتر بلدند، به دستگاه های امنیتی و قضایی ما نفوذ كرده اند تا آن ها را از فرط بی آبرویی از درون نابود كنند. یعنی چهار تا آدم عاقل برش دار در این بخش ها نیستند كه بفهمند دوره ی این شوهای رسوا تمام شده و این كارها به راحتی به ضد خود بدل می شود. دیشب تا حالا افراد عادی و غیر سیاسی زیادی را می بینم كه یا به این تاتر خندیده اند و یا از تماشای این شو به شدت عصبانی شده اند اما هیچ كس به ابطحی و عطریان حتا غر هم نزد.
8- در این ماجرا حق و باطل بیش از حد عیان شده. آن چه در 50 روز اخیر در خیابان ها دیده ایم، با این شهدای بی گناهی كه داده ایم، با اخباری كه از بازداشت گاه ها به گوش رسیده و حالا با این نمایش ها واقعن دیگر عذری از كسی پذیرفته نیست كه من گول خوردم و تحت تاثیر تبلیغات و تلویزیون و این حرف ها قرار گرفتم. بحث فراتر از تقلب و تخلف در انتخابات است و صورت دیگری یافته. یك طرف با پول و رسانه ی انحصاری و داغ و درفش و نیرنگ ظلم عریان می كند و طرف دیگری با دست خالی و الله اكبر، مظلومانه از حق خود دفاع می كند. حد وسطی باقی نمانده و نسبیتی در كار نیست. از این پس فقط شرافت و آزاده گی آدم هاست كه موضع آن ها را تعیین می كند نه قوه ی تحلیل. بیان موضع البته ویژه گی دیگری علاوه بر این ها می خواهد، شجاعت.
بسم الله الرحمن الرحیم
میگویند فرزندان انقلاب در دادگاهی که دیروز تشکیل شده بود به ارتباط با بیگانه و برنامهریزی برای ساقط کردن نظام جمهوری اسلامی اعتراف کردهاند. اینجانب در سخنان آنان دقیق شدم و در حقیقت آن چنین چیزی نیافتم، بلکه شنیدم که با نالهای عمیق از سرگذشت دردناک خود در این پنجاه روز می گفتند؛ انسانهایی له شده که ممکن بود به هرچیز دیگری هم که به آن الزام شود اقرار کنند به راستی چه چیز دیگری جز داستان رنجهایی که کشیدهاند ممکن است بگویند. میگفتند محسن روحالامینی حق داشت که شهید شد. می گفتند که اگر 50 روز ایستادگی نکرده بودیم این نمایش هفتهها پیش برگزار میشد. میگفتند هرچه را که به آنان میگفتند تا گفته باشند که اینها حرفهای ما نیست.
دندان شکنجهگران واعترافگیران دیگر به استخوان مردم رسیده است تا جایی که اینک از میان کسانی قربانی میگیرند که خدمات بزرگ به کشور و نظام در کارنامه دارند و به تهدید دیگرانی سرگرمند که در نشو و نمای این نهضت و تاسیس نظام برخاسته از آن برجستهترین نقشها را بر عهده داشتهاند. آیا کسانی را که آرزوی شهادت در راه نورانی انقلاب اسلامی داشتهاند به چیزی کمتر از آن تهدید میکنید؟ یا پس از به مسلخ بردن جمهوریت نظام، اسلامیت و آبروی آن را هم با این بیآبروییها هدف گرفتهاید؟ تنها داوری قطعی وجدان بشری از مشاهدة دادگاههایی اینچنین فرمایشی سقوط اخلاقی و بیاعتباری صحنهگردانان آن است.
صحنههایی که دیدیم و دیدید جز تدارکی ناشیانه برای شروع به کار دولت دهم نیست. از دادگاهی که همه چیزش تقلبی است انتظار دارند عدم وقوع تقلب در انتخابات را اثبات کند. اگر شما اهل تقلب نیستید آن را در رعایت ظواهر اولیه یک دادرسی قضایی به نمایش بگذارید. با دادخواستی سبکف با طرح مطالبی بیربط، با استناد به کتابهایی که به خروار خمیر میشوند، با تکیه بر گزارش خبرنگارانی که نامشان را هم کسی نشنیده است و با استناد به اعترافهایی که رنگ شکنجههای قرون وسطایی از آن هویداست انتظار دارند ملت را به چه چیز قانع کنند؟ آیا نخواندهاند که پیامبر اکرم (ص) فرمود برای کسی که بعد از شکنجه اقرار کند حدی نیست یا کسی که در زندان یا قید و بند باشد و او را تهدید کرده باشند اقراری برای او نیست (الغدیر جلد ششم).
مردم ما با فرزندان خود که دیشب پس از 50 روز بیخبری چهرةشان را دیدند احساس همدردی میکنند. برادران ما! غمگین نباشید. بدانید که مردم وضعیت شما را درک میکنند و میدانند که حفظ جان شما واجبتر از هر چیز دیگر است. زود خواهد بود که ملت محاکمه مرتکبین این فجایع را شاهد باشد و بازجویان و شکنجهگرانی که اینگونه با جان و آبروی او بازی میکنند بشناسد.
وَلَوْ یُؤَاخِذُ اللّهُ النَّاسَ بِظُلْمِهِم مَّا تَرَکَ عَلَیْهَا مِن دَآبَّةٍ وَلَکِن یُؤَخِّرُهُمْ إلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى فَإِذَا جَاء أَجَلُهُمْ لاَ یَسْتَأْخِرُونَ سَاعَةً وَلاَ یَسْتَقْدِمُونَ
و اگر خداوند مردم را به [سزاى] ستمشان مؤاخذه مىکرد جنبندهاى بر روى زمین باقى نمىگذاشت لیکن [کیفر] آنان را تا وقتى معین بازپس مىاندازد و چون اجلشان فرا رسد ساعتى آن را پس و پیش نمىتوانند افکنند
میرحسین موسوی
در حالی که رهبری با انتشار نامه ای دستور برکناری رحیم مشایی از اقوام نزدیک احمدی نژاد را صادر کرد، رییس دولت کودتا پس از گذشت چند ساعت از برکناری وی، او را به عنوان مشاور و رییس دفتر خود در دولت کودتا انتخاب کرد.
به گزارش نوروز، به نقل از پایگاه اطلاع رسانی ریاست کودتا، احمدی نژاد در حكمی اسفندیار رحیم مشایی را به سمت"مشاور و رییس دفتر"خود منصوب كرد.
احمدینژاد در این حكم اظهار امیدواری كرده است، مهندس مشایی با همراهی همه همكاران و با توكل بر خدا و توسل به حضرت مولا صاحب الامر(عج) همچون گذشته در تلاش برای خدمتگزاری به ملت بزرگ و نظام ولایی جمهوری اسلامی موفق و سربلند باشد.
متن كامل حكم احمدی نژاد بدین شرح است:
برادر گرامی جناب آقای مهندس اسفندیار رحیم مشایی
سلام علیكم
انقلاب اسلامی استمرار راه رسول گرامی اسلام(ص) و فرزندان برومندش، ائمه طاهرین(ع) و خط سرخ ولایت است. انقلابی بودن، یعنی داشتن آمادگی ایثار جان و مال و در اوج آن آبرو برای آرمانهای بلند الهی و انسانی، و همین رمز ماندگاری این راه پرعزت و افتخار است. دوران جدید دوران شكوفایی عدالت و عشق و ایثار، و سربلندی هر چه بیشتر عاشقان ایثارگر است.
در آستانه میلاد اسوه ایثار و شهادت حضرت امام حسین(ع) و یاران باوفایش و ضمن تقدیر فراوان از همه خدمات ارزشمند گذشته، جنابعالی را كه انسانی مؤمن و فداكار و مورد اطمینان كامل هستید به سمت «مشاور و رئیس دفتر رییسجمهوری» انتخاب مینمایم.
امیدوارم با همراهی همه همكاران و با توكل بر خدا و توسل به حضرت مولا صاحب الامر(عج) همچون گذشته در تلاش برای خدمتگزاری به ملت بزرگ و نظام ولایی جمهوری اسلامی موفق و سربلند باشید.
محمود احمدی نژاد
رئیس دولت کودتا نمیتواند از دوست ملت اسرائیل دل بکند
احمدی در برابر آقای خامنه ای هم ایستاده و از مشایی دل نمیکند! درحالی که رهبر از او خواسته مشایی را کنار بگذارد ولی هنوز احمدی نمیخواهد این کار را انجام دهد!
بسوزه پدر شایسته سالاری که شایسته ترین فرد برای این پست در دولت احمدی همین مشایی هست به خدا و اینو رئیس دولت کودتا بهتر از هرکسی فهمیده!
وقتی با برخی از اصولگرایان تند رو صحبت میشود میگویند احمدی نژاد اگر اقتصاد را خراب کرد٬ اگر حقوق مردم -به غیر از حق مسلم هسته ای- را ندیده گرفت٬ اگر با بی کفایتی ها چندین میلیون دلار به کشور ضرر زده (مثلاْ تغییر ارز)٬ اگر یک دامپزشک را مشاور اقتصادی کشور کرده و ... در عوض باعث سرافرازی و اقتدار کشور در مقابل آمریکا و غرب شده است!
در جواب من آرزو میکنم کاش این روسیه هم در غرب بود و ما با آنها هم مقابله میکردیم! دوستان آیا دادن امتیاز به روسیه برای حمایت از ایران -که آن هم در شرایط حساس حمایت نمیکند- و با کمک آنها در مقابل آمریکا ایستادن اقتدار است؟! اقتدار در مقابل گروهی و باج دادن به گروهی دیگر!!!
دوستان لطفاْ تفسیر کنید کجای این اقتدار است که سهم ایران از دریای خزر را بین کشورهای دیگر تقسیم کنیم؟! کجای این اقتدار است که رئیس جمهور ما درخواست شرکت در اجلاسی را بدهد که تمام شرکت کنندگان آن از نام خلیج عربی استفاده میکنند و جزایر سه گانه را متعلق به خودشان میدانند؟!
آیا مقتدر هستیم که در فرودگاه امارات مسافران ایرانی را لخت میکنند و میفرستند بین مردم در حالی که لباسشان در دستشان است؟! آیا مقتدر هستیم که عید نوروز را تاجیکستان در سازمان ملل به اسم خود ثبت کرده؟! آیا مقتدر هستیم که تمام کشور ها ما را تحریم کرده است؟ اگر مقتدر بودیم که با اقتدار مان تمام تحریم ها را میشکستیم و یا اصلاْ این تحریم ها به ما اثر نمیکرد! آیا مقتدر هستیم که دختران ایرانی را در امارات میفروشند؟
آقای احمدی نژاد شما در مقابل امارات- کوچکتر از برخی استانهای ما- نمیتوانید بیایستید٬ با این حال دم از اقتدار میزنید؟! سوال من این است جناب رئیس جمهور آیا شما واقعاْ فکر میکنید مقتدر هستیم یا فکر میکنید که مردم فریب میخورند با حرفهایتان؟!!!
میگویند دولت اسلامی است و شعار میدهند که برگشتیم به صدر اسلام! ولی از آنجایی که قطار آقای احمدی نژاد ترمز ندارد - و یا ضعیف عمل میکند- وقتی به صدر اسلام رسیدیم قطار نایستاد و به دوران جاهلیت رسید!!! کدام اسلام را میگویید آقایان؟ این که به زور دختران محجبه شدند؟ این که تلویزیون صبح تا شب برنامه های دینی میدهد؟ این که هر گندی در مملکت زده شد گفتند کار امام زمان است؟ یا ... ؟!
دولت اگر اسلامی بود جلوی مردم دروغ نمیگفت٬ مگر آقای احمدی نژاد نگفتند مردم ایران آزادند؟ کدام دروغ از این بزرگتر؟ مگر نمیگفتند با پارتی بازی در مناسب دولتی مبارزه خواهد کرد؟ آیا فامیل ها و آشنایان خود را در دولت و کابینه نمیبیند؟ اینها که حتی آزادی در یک برنامه ی ورزشی -نود- را تحمل نتوانستند بکنند!!!
پس تا اینجای مطلب روشن شد که این دولت فریبکار و دروغگو و ضد اصول صلاحیت اداره ی کشور را ندارند مگر اینکه صندوق های معجزه گر رای به بازار بیاید به طوری که هر رای که در آن بیاندازی٬ موقع در آوردن اسم احمدی نژاد رویش باشد!!!
به کوروش چه خواهیم گفت؟
اگر سر بر آرد ز خاک
اگر باز پرسد ز ما
چه شد دین زرتشت پاک !
چه شد ملک ایران زمین !!
کجایند مردان این سرزمین !!!
به کوروش چه خواهیم گفت؟
اگر دید و پرسید از حال ما
چه کردید بُرنده شمشیر خوش دستتان
کجایند میران سر مستتان !
چه آمد سر خوی ایران پرستی !!
چه کردید با کیش یزدان پرستی !!!
به شمشیر حق ، نیست دستی
که بر تخت شاهی نشسته است
چرا پشت شیران شکسته است !
در ایران زمین شاه ظالم کجاست !!
هوا خواه آزادگی ،
پس چرا بی صداست !!!
چرا خامش و غم پرستید، های؟
کمر را به همت نبستید، های؟
چرا اینچنین زار و گریان شدید
سر سفره خویش مهمان شدید
چه شد عِرق میهن پرستیتان !
چه شد غیرت و شور و مستیتان !!
سواران بی باک ما را چه شد !!!
ستوران چالاک ما را چه شد !
چرا مُلک تاراج می شود !
جوانمرد محتاج می شود !!
چرا جشنهامان شد عزا !!!
در آتشکده نیست بانگ دعا
چرا حال ایران زمین نا خوش است !!!!
چرا دشمنش اینچنین سر کش است
چرا بوی آزادگی نیست، وای !
بگو دشمن میهنم کیست، های؟
بگو کیست این ناپاک مرد
که بر تخت من اینچنین تکیه کرد !!
که تا غیرتم باز جوش آورد
ز گورم صدای خروش آورد
به کوروش چه خواهیم گفت؟
این متنی که اینجا میاد عیناً از سایت انصار نیوز وابسته به انصار حزب الله میاد:
سید ابوالفضل هاشمی- دانشجوی فناوری اطلاعات دانشگاه پیام نور ورامین: امروز 25 دی 1387 به اتفاق دوستان در جلسه شامگاه چهارشنبه بسیج مسجد بقیهالله تهران(میدان شوش، خیابان شوش شرقی) بودیم. مسئول بسیجمان جناب آقای ولی، در سخنان تکاندهندهای از واقعهای که کمتر از 2 هفته از وقوع آن گذشته بود، پرده برداشت.
وی از قول جناب آقای صالحی – مسئول کنونی حوزه 307 امام سجاد (ع) واقع در میدان خراسان تهران، کوچه شباهنگی– چنین گفت: در طی 2 هفته گذشته، رهبر معظم انقلاب -حضرت امام خامنهای-، به اتفاق من (آقای صالحی) و سردار نجات –از مقربین به حضرت آقا و از محافظان عالیرتبه ایشان– و دیگر خواص به دیدار بزرگان -علیالخصوص حضرت آیت الله العظمی بهجت(حفظة الله)- رفته بودند.
حضرت آقا در صحبتهای خویش با آقای بهجت از ایشان خواسته بودند که صحت و سقم سخن خودشان که هم اکنون در صحبتهای عموم مردم در گردش است، مبنی بر اینکه ظهور آنقدر نزدیک است که حتی مژده آن را به پیران هم بدهید، را جویا شوند.
حضرت آیت الله العظمی بهجت در پاسخ به درخواست ولی امر مسلمین جهان فرموده اند: «ظهور آنقدر نزدیک است که شما و تمام افراد حاضر در این جمع ظهور امام زمان را خواهید دید».
اینم آدرس سایتش: http://www.ansarnews.com/news/313/
البته یه سوالی برا من ایجاد شد و اون این که: مگه رهبر نایب امام زمان نیست؟! پس چرا خودش در مورد ظهور میره از یکی دیگه سوال میکنه؟! این وسط یکی داره دروغ میگه، نه؟!