بقیة الله یعنی چه؟ 22 بهمن 86 - 14:00 | ||||
یا الله بقیة الله یعنی چه؟
| ||||
تصاویر زیبایی از غار حرا 13 دی 86 - 17:26 | ||||
| ||||
واقعه مباهله 13 دی 86 - 17:24 | ||||
| ||||
محبوب ترین مکان های زیارتی دنیا 5 دی 86 - 21:51 | |||
یا الله
| |||
امام هادی(ع)؛ برخوردار از دانشی گسترده 5 دی 86 - 21:48 | ||||
یا الله
| ||||
خطبه نماز جمعه امیرمؤمنان(ع) در روز غدیر 5 دی 86 - 21:36 | |||
| |||
برگزیدهای از دعای امام حسین (ع) در عرفه 28 آذر 86 - 18:56 | |||||
یا الله
| |||||
درد دین 8 آذر 86 - 22:40 |
یا هو خواجه ای بود بسیار ثروتمند که غلامان بسیاری داشت در میان این غلامان ، غلام سیاهی بود که بسیار دیندار بود و نمازش ترک نمی شد شبها بر می خواست و تا صبح به راز و نیاز می پرداخت. روزی خواجه به او گفت شب ک برخواستی مرا نیز بلند کن تا نماز بخوانم. غلام به خواجه گفت: ای خواجه کسی که دندان درد دارد چگونه از خواب بر می خیزد؟؟؟ خواجه گفت: با درد دندان. غلام گفت تو هم اگر درد نماز داری خود بلند می شوی لازم به بیدار کردن من نیست!!!!!! |
ده چیز 5 آذر 86 - 20:43 |
هو الباقی
ده چیز بر تن فریضه است: ادای فرایض، اجتناب از حرام، تواضع از بهر خدای، دست برداشتن از آزار برادران، دوستی، طلب مغفرت، طلبِ رضای خداوند در همهی كارها، ترك خشم ، جدال از بهرِ آشكار كردن جفا، خویشتن را وصیت كند به اینكه آمادهی مرگ باش. ده چیز است همچو بارویی مر تن آدمی را: نگهبانی چشم، خو كردن زبان به ذكر، محاسبهی نفس، كاربُردِ علم، حفظِ ادب، فراغتِ تن از مشغلهی دنیا، عزلت از مردمان، مجاهدهی نفس، افزونی عبادت، پیروی سنت. ده چیز شرف دهد مر تن آدمی را: بردباری، شرم، دانش، پرهیزگاری، تقوی، خوی نیك، تحمل ، مدارا، خشم فرو خوردن، تركِ سؤال. ده چیز ویرانی است مر تن آدمی را: همنشینی آنكه پروای دین ندارد، دوری از اهل خیر، پیروی نفس، بركناری از جماعت، همنشینی با اهل بدعت، جستجوی چیزی كه او را به كار نیاید، متهم داشتن مردمان، بلند پروازی ، دل به دنیا بستن ده چیز مایهی مرگ تن است: قلّت ادب، كثرتِ جهل، شكم پرستی، شهوت تن، طلبِ ریاست، میلِ به دنیا، مطیعِ نفس بودن، بسیار خوردن، بسیار سخن گفتن، بسیار خوابیدن ده چیز خوارمایگی تن است: تیزی، خشم، كبر، فزونی جستن ، مجادله، بُخل، اظهار جفا، تركِ حرمت مؤمن، بدخویی، تركِ انصاف.
|
بندگان 3 آذر 86 - 22:06 |
یاهو یامن لا هو الا هو گذرگاه حفظ بندگی پنج وجه است : نخست بنده ای گناهکار که در شک است و توبه نمیکند ، دنیا او را فریفته است و او فریفته ی دنیاست و آخرت را فراموش کرده است و به دنیا خرسند است . این چنین بنده ای هرگاه از پروردگار نهراسد حق پروردگار خویش را ادا نکرده و حرمت او را پاس نداشته است چنین بنده ای از خخدای تعالی و از وعد و وعید حق باکی ندارد اگر توبه کند خدای توبه ی او را می پذیرد و اگر توبه نکرده بمیرد مشیتِ الهی است عذابش دهد یا ببخشاید.دیگری بنده ای است ریاکار در اعمالٍِ خویش خواهانٍ ستایش مردمان و ثنای دیگران بر خویش . در عبادت و خدمت کوشاست اما قصدش عزت یافتن در میان بندگان و کسب شرف و یادِ نیک است. او از آخرت به دنیا خُرسند است و از دنیا به ستایش مردمان. این چنین بنده ای زیانکار است و غافل( هر وقت به این دومی می رسم بدنم یخ می کنه و از داخل می لرزم) دیگر بنده ای است در طاعتِ خداوند و در ادایٍ حق او . گوش به فرمان او و گذارنده های فرضیه های او ، از گناهان دوری می گزیند، فرمانبر امر خدای عز وجل و به سنت رسول او اقتدا کند این چنین بنده ای دوستدار خداست و دوستدارٍ خویش و دوستدارٍ همه مومنین و مومنات . این چنین بنده نزد خدای و بندگان او ستوده است. پیوسته بر عبودیت حق ایستاده و در آن استوار است. دیگری بنده ای است که در کارهای نیک راغب است و در نوافل بسیار کوشا .دنیای خویش را به آخرت فروخته .روزگار خویش در طاعت خدای می گذرانداین چنین بنده ای را خدای را به خاطر ثواب طاعت می کند و خواهان خرسندیِ اوست.خوشا به حال چنین بنده ای. دیگر بنده ای است خواهان خرسندی خدا که نفس خویش را ادب می کند در جستوی معایب نفس خویش است و با دشمن ِ خویش ( نفس) در پیکار. پیوسته در کوشش بیدار خوابی و گریه و زاری( خوش به حالشان) پیوسته در حال جنگ با نفس است و در شکست آن کوشا. این چنین بنده ای بنده ای صالح است . یا علی |





























