جاماندگان 9 بهمن 85 - 16:06 |
جاماندگان
قسمت سوم
طرماح را می شناسی؟ او شیفته ی امام بود از شوق رسیدن به امام حسین در پوست خود نمی گنجید به امام هم رسید اما...
طبرى (تاریخ طبرى ، ج 7، ص 304.) مى گوید:
چهار تن به نام عمروبن خالد، سعد، مجمع و نافع بن هلال به همراهى طرماح بن عدى از كوفه حركت كرده بودند كه در منزل ((عذیب الهجانات )) با حسین بن على علیهما السلام مواجه گردیدند و در ضمن گفتگو با آن حضرت عرضه داشتند: یابن رسول اللّه ! ((طرماح )) در طول راه این اشعار را زیاد تكرار مى كرد و به جاى ((هدى )) براى شتران آنها را مى خواند:
((شترمن !از زجر و فشارم ناراحت نباش و پیش از صبح وهرچه زودترمراحركت بده . بهترین سوارت را بهترین مسافرت را، تا به مردى برسانى كه آقایى و كرامت در سرشت و نژاد اوست . آقاست و آزاد مرد است و داراى سعه صدر كه خداوند او را براى انجام بهترین امور به اینجا رسانده است .خدایش تا آخر دنیا نگهدارش باد))
چون اشعار طرماح كه حاكى از اشتیاق فراوان او به درك حضور امام علیه السلام بود در حضور آن حضرت خوانده شد، امام علیه السلام در پاسخ آنان چنین فرمود:
((اما وَاللّه اِنِّى لاَرْجُو اَنْ یَكُونَ خَیْراً ...؛)) به خدا سوگند! امیدوارم اراده و خواست خدا درباره ما خیر باشد خواه كشته شویم یا پیروز گردیم )).
آنگاه امام علیه السلام از این مسافران عقیده و طرز تفكر مردم كوفه را سؤ ال نمود، عرضه داشتند یابن رسول اللّه ! امّا بزرگان و سران قبایل كوفه به عالى ترین و سنگین ترین رشوه از سوى ابن زیاد نایل گردیده اند و اما افراد دیگر، قلبشان با شما و شمشیرشان بر علیه شماست . سپس جریان كشته شدن قیس بن مسهر صیداوى (پیك امام ) را به آن حضرت اطلاع دادند. امام با شنیدن این خبر تاءسف بار، این آیه را خواند : ((فَمِنْهُمْ مَنْ قَضى نَحْبَهْ ...؛)) گروهى از مؤ منان به پیمان خود (شهادت در راه خدا) وفا نمودند و گروه دیگر در انتظار، به سر مى برند و عهد و پیمان خویش را تغییر نداده اند)). آنگاه امام علیه السلام چنین دعا نمود
سپس ((طرماح )) سخن آغاز نمود و چنین گفت :
یابن رسول اللّه ! من به هنگام خروج از كوفه در كنار این شهر، گروه زیادى را دیدم كه اجتماع كرده بودند چون انگیزه این اجتماع را سؤ ال كردم گفتند: این مردم براى مقابله با حسین بن على و جنگ با او آماده مى شوند، یابن رسول اللّه ! تو رابه خدا سوگند كه از این سفر برگرد؛ زیرا من مطمئن نیستم حتى یك نفر از مردم كوفه به كمك و یارى شما بشتابد و اگر تنها این گروه را كه من دیدم در جنگ با تو شركت كنند، در شكست تو كافى است در صورتى كه هر روز و هرساعت كه مى گذرد بر نیروى انسانى و تسلیحات جنگى آنان افزوده مى شود.
طرماح ، چنین پیشنهاد كرد: یابن رسول اللّه ! من فكر مى كنم كه شما و من نیز در ركاب شما به سوى ((احبا)) كه منطقه سكونت قبیله ما ((طى )) و دامنه كوههاى سربه فلك كشیده است حركت كنیم ؛ زیرا این منطقه آنچنان از امنیت برخوردار و از تعرض دشمن به دور است كه در طول تاریخ ، قبیله ما در مقابل سلاطین ((عسان )) و همه سفید و سیاه مقاومت نموده و به جهت وضع جغرافیایى ویژه اى كه دارد هیچ دشمنى به این نقطه دست نیافته است ؛ گذشته از موقعیت جغرافیایى ، اگر شما ده روز در این نقطه توقف كنید، تمام افراد قبیله ((طى ))، سواره و با پاى پیاده به یارى شما خواهند شتافت و من خودم تعهد مى كنم كه بیست هزار نفر شمشیر به دست و شجاع از قبیله ام را به یارى تو برانگیزم كه در پیشاپیش شما با دشمن بجنگند تا هدف و برنامه شما روشن گردد.
امام در پاسخ و پیشنهاد طرماح فرمود: خدا به تو و به افراد قبیله ات جزاى خیر بدهد.
سپس چنین فرمود
چون طرماح تصمیم قاطع امام را دید، اجازه خواست تا از حضور آن حضرت مرخص شود و آذوقه اى كه براى فرزندانش تهیه كرده است در كوفه به آنان برساند و هرچه سریعتر براى یارى امام به او، لاحق گردد. امام نیز به او اجازه داد.
طرماح با عجله به خانواده اش سر زد و در مراجعت قبل از رسیدن به كربلا از شهادت امام علیه السلام و یارانش مطلع گردید.
........................................................................
طرماح نرو حالا که به حسین رسیدی رهایش نکن طرماح نرو تو دیگر حسین را نمیبینی ... |
جاماندگان 9 بهمن 85 - 16:06 |
جاماندگان
قسمت دوم
عبیداللّه بن حر را می شناسی؟
عبیداللّه بن حر از هواداران عثمان بود و پس از كشته شدن وى به نزد معاویه رفت و در جنگ صفین در صف لشكریان او با على - علیه السلام مى جنگید. در تاریخ از غارتگریها و راهزنیهاى عبیداللّه مطالب فراوان نقل گردیده است (به تاریخ طبرى ، ج 7، ص 168 و جمهره ابن حزم ، ص 385 مراجعه شود)
اما ... حسین از هدایت او هم ناامید نبود او را به خود رها نکرد که حسین به حقیقت مصباح الهدی است اما چه سود که او خود نخواست نجات یابد نخواست هدایت شود
امام با او ملاقات کرد اما او ...
خود عبیداللّه جریان این ملاقات را چنین توصیف مى كند كه : چون چشمم به آن حضرت افتاد، دیدم من در دوران عمرم زیباتر و چشم پر كن تر از او ندیده ام ولى در عین حال به هیچكس مانند او دلم نسوخته است و هیچگاه نمى توانم آن منظره را فراموش كنم كه وقتى آن حضرت حركت مى كرد چند كودك نیز دور او را گرفته بودند. ((ابن حر)) مى گوید: چون به قیافه امام تماشا كردم ، دیدم رنگ محاسنش شدیدا مشكى است پرسیدم كه رنگ طبیعى است یا از خضاب استفاده كرده اید؟ امام پاسخ داد اى ابن حر! پیرى من زودرس بود. و از این گفتار امام فهمیدم كه رنگ خضاب است . به هرحال ، پس از تعارفات و سخنان معمولى كه در میان عبیداللّه و آن حضرت رد و بدل شد امام خطاب به وى چنین فرمود: ((یَا ابْنَ الْحُرِّ اِنَّ اَهْلَ مِصْرِكُمْ؛)) پسر حر! مردم شهر شما (كوفه ) به من نامه نوشته اند كه همه آنان بر نصرت و یارى من اتحاد نموده و پیمان بسته اند و از من درخواست كرده اند كه به شهرشان بیایم ولى حقیقت امر برخلاف آن است كه آنان به من نگاشته اند و تو در دوران عمرت گناهان زیادى را مرتكب شده و خطاهاى فراوانى از تو سرزده است آیا مى خواهى توبه كنى و از آن خطاها و گناهها پاك گردى ؟)). عبیداللّه گفت : مثلاً چگونه توبه كنم ؟ امام فرمود عبیداللّه گفت : به خدا سوگند! من مى دانم كه هركس از فرمان تو پیروى كند، به سعادت و خوشبختى ابدى نایل شده است ولى من احتمال نمى دهم كه یارى من به حال تو سودى داشته باشد؛ زیرا در كوفه كسى را ندیدم كه مصمم به یارى و پشتیبانى شما باشد و به خدا سوگندت مى دهم كه از این امر معافم بدارى ؛ زیرا من از مرگ سخت گریزانم ولى اینك اسب معروف خود ((ملحقه )) را به حضورت تقدیم مى كنم اسبى كه تا حال به وسیله آن دشمنى را تعقیب نكرده ام جز اینكه به اورسیده ام و هیچ دشمنى با داشتن این اسب مرا تعقیب ننموده است مگر اینكه از چنگال او نجات یافته ام . امام علیه السلام در پاسخ وى چنین فرمود: ((اَمَّا اِذا رَغِبْتَ بِنَفْسِكَ عَنّا ...؛)) حال كه در راه ما از نثار جان امتناع مى ورزى ما نیز نه به تو نیاز داریم و نه به اسب تو زیرا من از افراد گمراه براى خود نیرو نمى گیرم )). آنگاه امام این جمله را نیز اضافه نمود: ((همان گونه كه تو بر من نصیحت نمودى من نیز نصیحتى به تو مى كنم كه تا مى توانى خود را به جاى دوردستى برسان تا صداى استغاثه ما را نشنوى و جنگ ما را نبینى ؛ زیرا به خدا سوگند! اگر صداى استغاثه ما به گوش كسى برسد و به یارى ما نشتابد خدا او را در آتش جهنم قرار خواهد داد)).
عبیداللّه از این سخنان پندآمیز امام پند نگرفت و به سپاه وى نپیوست ولى تا آخر عمر از این جریان اظهار ندامت و پشیمانى مى نمود و براى از دست دادن چنین سعادتى ابراز تاءسف و تاءثر مى كرد.
..................................... چرا نفهمیدی حسین کشتی نجات است تو خواستی غرق بمانی چون از مرگ سخت گریزانی!
ایاک نعبد و ایاک نستعین اهدنا الصراط المستقیم صراط الذین انعمت علیهم غیر المغضوب علیهم و لا الضالین |
جاماندگان 9 بهمن 85 - 16:05 |
جاماندگان
قسمت اول
عمروبن قیس را می شناسی؟
او به امام پیوست در کربلا حضور یافت اما ...
در منزل ((بنى مقاتل)) بود كه عمروبن قیس مشرقى به همراه پسرعمویش به حضور حسین بن علیهمالسلام شرفیاب گردید
.آن حضرت پرسید: آیا براى نصرت و یارى من آمده اید؟
عرضه داشتند نه ؛ زیرا از طرفى ما داراى فرزندان زیادى هستیم و از سوى دیگر مال التجاره مردم در نزد ماست و نمى دانیم سرنوشت شما به كجا خواهد انجامید و صلاح نیست كه مال مردم در دست ما تلف و ضایع گردد.
در اینجا امام علیه السلام خطاب به آن دو چنین فرمود:((اِنْطَلِقا فَلا تَسْمَعا لى واعِیَةً)) ...؛ از این منطقه دور باشید تا صداى استغاثه من به گوش شما نرسد و اثرى از من نبینید؛ زیرا هركس صداى استغاثه ما را بشنود یا اثرى از ما ببیند ولى به استغاثه ما جواب مثبت ندهد و به فریاد ما نرسد خداوند او را با ذلت تمام در جهنم سرنگون خواهد نمود)).
((عمروبن قیس )) پس از اعتذار مجدّدا تحت تاءثیر موعظه و سخنان حسین بن على علیهما السلام قرار گرفت و با شنیدن ((اِنْطَلِقا فَلا تَسْمَعا لى واعِیَةً)) از پسر عمویش ((مالك بن نضر ارحبى )) مفارقت كرد و به یاران امام علیه السلام پیوست امّا با آن حضرت شرط نمود كه من تا آنجا از تو دفاع خواهم كرد كه دفاع من به حال شما مفید و در سرنوشت پیروزى شما مؤ ثر باشد و در غیر این صورت در مفارقت و جدائى از شما آزاد خواهم بود، امام هم این بیعت مشروط را از وى پذیرفت و ((عمروبن قیس )) در آخرین ساعات زندگى امام علیه السلام و به هنگامى كه صداى استغاثه آن حضرت را مى شنید و یاران باوفایش یكى پس از دیگرى به خاك و خون مى غلتیدند بر اسب تندرو خویش سوار شده و فرار را برقرار ترجیح داد و در چنین شرایطى امام علیه السلام را ترك نمود و درست در دقایقى كه مى رفت به صفوف شهیدان لاحق شود، این فیض عظیم و این سعادت بزرگ و خوشبختى ابدى را از دست داد.
طبرى مشروح این ملاقات (که خلاص اش را می خوانید) و جریان مفارقت او را از زبان خودش نقل نموده است و خلاصه اش این است : من در روز عاشورا چون متوجّه شدم كه لشكریان كوفه بر پى كردن اسبهاى یاران حسین بن على علیهما السلام همّت گماشته اند اسب خود را در زیر یكى از خیمه هاى خالى بستم و پیاده به دشمن تاختم و دو نفر از آنان را به هلاكت رسانده و دست سوّمى را قطع نمودم : حسین بن على علیهما السلام مكرّر مى فرمود: ((الا تشل لایقطع اللّه یدك جزاك اللّه ...؛)) دستت درد نكند خدا از خاندان پیامبر جزاى خیرت دهد)). ((عمروبن قیس )) اضافه مى كند: وقتى دیدم همه یاران حسین بن على بجز سوید بن عمرو و بشر حضرمى به شهادت رسیدند به خدمت آن حضرت آمده و عرضه داشتم : یابن رسول اللّه ! مى دانى كه در میان من و شما شرطى بود، حضرت فرمود راست مى گویى ولى چگونه مى توانى از این معركه جان سالم ببرى ؟ اگر توانایى آن را دارى در رفتن آزادى . عمروبن قیس مى گوید: امام چون اذن مرخّصى داد و بیعت را از من برداشت اسب خود را از درون خیمه بیرون كشیدم و سوار شدم و تازیانه بر آن زدم و از گوشه اى صفوف دشمن را باز كرده به حركت سریع خود ادامه دادم ولى پانزده نفر از افراد دشمن مرا تعقیب كردند در نزدیكى ((شفیه )) كه روستایى است در كنار فرات به من نزدیك شدند چون برگشتم سه تن از آنان مرا شناختند و به یاران خود گفتند تا از تعقیب من منصرف شدند و بدین گونه از مرگ حتمى نجات یافتم.
....................................... تو از مرگ حتمی نجات یافتی؟ تو به مرگ حتمی گرفتار شدی تو زندگی جاوید را از دست دادی.
توضیح در عقاب الا عمال مرحوم صدوق و رجال كشى و رجال خوئى كه متن روایت را نقل نموده اند و در بعضى از كتب رجال نام وى ((عمروبن قیس شرقى )) آمده است ولى در طبرى ، ج 6، ص 238 تا 255 در موارد متعدّد ((ضحّاك بن عبداللّه شرقى )) عنوان شده است . وظاهر گفتار رجال شناسان و عنوان طبرى این است كه ((عمرو)) و ((ضحّاك )) هردو، شخص مستقل و جداگانه هستند و با هم سفر جداگانه و در دو نقطه مختلف به حضور امام - علیه السلام رسیده اند ولى كیفیّت گفتار امام - علیه السلام و همچنین اعتذار آنان یك نوع بوده است و آن كه تا عاشورا به همراه امام - علیه السلام بوده و صحنه جنگ را ترك نموده است همان ((ضحاك شرقى )) است . امّا به عقیده این جانب و به دلایل متعدد، ((عمروبن قیس شرقى )) همان ((ضحّاك شرقى )) است و این اختلاف در اسم و لقب و كنیه در میان رُوات و رجال شناسان فراوان است و نمونه اى از آن را در صفحات آینده تحت عنوان ((بررسى یك اشتباه تاریخى )) ملاحظه خواهید فرمود، مخصوصا در مورد ((ضحاك )) یا ((قیس شرقى )) كه به مناسبت اعراض وى از حسین بن على - علیهماالسلام - و محسوب نشدنش از صحابه ، رجال شناسان از تحقیق و بررسى بیوگرافى او اعراض نموده اند. به هر حال در صورت مستقل بودن ((قیس و ضحّاك )) این ((حرمان بزرگ )) همانگونه كه طبرى نقل نموده است از آنِ ((ضحّاك شرقى )) خواهد بود كه طبرى علاوه بر جریان پیوستن وى به امام و مفارقتش از آن حضرت ، جریانهاى متعددى از صحنه عاشورا و جنگ كربلا را به طریق ابومخنف از او نقل نموده است . |
کمک کنید شما را به امام حسین علیه السلام قسم بی اعتنا نمانید 26 دی 85 - 20:07 |
کمک کنید شما را به امام حسین علیه السلام قسم بی اعتنا نمانید
بسم رب المهدی ارواحنا الفداه محرم نزدیک است مواظب باشیم نکند نا آگاهانه باعث شویم امام حسین علیه السلام در زمان ما به دست ما دوباره شهید شود شهید تحریفات شاید همه در کتاب حماسه ی حسینی خوانده باشیم: «...بحث من این است که در نقل و بازگو کردن حادثه ی عاشورا ما هزاران تحریف وارد کرده ایم... (این تحریفات) همه در جهت پایین آوردن و مسخ کردن قضیه بوده در جهت بی خاصیت کردن و بی اثر کردن قضیه بوده است و در این امر هم گویندگان و علما تقصیر داشته اند هم مردم. (مردم هم مسئولند چون) نهی از منکر بر همه واجب است.وقتی که می فهمید و می دانید-و مردم اغلب می دانند- که دروغ است نباید در آن مجلس بنشینید بلکه باید با آن مبارزه کنید. و دیگر این تمایلی ست که صاحب مجلسها و مستمعین به گیراندن مجلس دارند مجلس باید بگیرد باید کربلا شود... یعنی چه؟ شما باید روضه ی راست بشنوید و معارف و سطح فکریتان را بالا بیاید به طوریکه اگر در یک کلمه روحتان اهتزاز پیدا کرد یعنی با روح حسین بن علی هماهنگی کرد و اشکی ولو به قدر بال مگس[جاری شد] ... واقعا مقام بزرگی برای شماست اما اشکی که از راه قصابی کردن بخواهد از چشم شما بیاید اگر یک دریا هم باشد ارزش ندارد.» حالا ما باید در برابر تحریفاتی و غلوها و دروغهایی که می شنویم چه کنیم؟ من یک پیشنهاد دارم.
این کار چند فایده دارد اول اینکه خود آن شخص مسئول دقت می کند از خودش خطایی درین مورد سرنزند و ضمنا مراقب دیگران هم هست ضمن اینکه ما غیر مستقیم اهالی را هم متوجه خطرات تحریفات عاشورا می کنیم هستین؟ التماس دعای فرج
----------------------------------------------------------------------- صدای « هل من ناصر ینصرنی » حسین در هر زمانی شنیده می شود که همه جا کربلاست و هر زمانی عاشورا تا جواب ما به این دعوت چگونه باشد؟ |
هر روز با جرعه ای از نهج البلاغه 21 دی 85 - 19:25 |
بسم رب المهدی ارواحنا له فداء به علی شناختم من به خدا قسم خدا را !؟ عید غدیر گذشت اما بهره ی ما از غدیر معرفتی است که به ما افزوده شود و در لحظه لحظه های زندگیمان با ما همراه باشد و نورانیتش در عمل پدیدار شود و اگر این معرفت نباشد چه تفاوت است میان ما و بی غدیریان؟ عید غدیر گذشت اما امیر المومنین علی علیه السلام همچنان بین ما غریب است که نه گوش به حکمتهایش سپردیم نه خطبه هایش را شنیدیم و نه چشمانمان را به خواندن نامه هایش نور بخشیدیم طرح «هر روز با جرعه ای از نهج البلاغه» (هدیه به فرزندش مهدی (عج) که چون او غریب است و ناشناخته مانده ست باشد که گام های کوچک و لرزان ما در مسیر نهج البلاغه اندکی و تنها اندکی تسلی بخش تنهایی اش باشد . باشد که گام های لرزان ما را او خود راهنما گردد که اوست ولی الله اوست آخرین ذخیره ی الهی) تلاشی است در جهت بهره گیری بیشتر از زلال غدیر برای کسب اطلاعات بیشتر و شرکت در طرح به اینجا مراجعه کنید: http://www.cloob.com/club.php?id=20085#&postone&472312&0& طبق معمول برای اطلاع رسانی به دوستان در مورد طرح به کمکتان احتیاج است اجرتان با مولا التماس دعای فرج
|
آنکه در طرز غزل نکته به حافظ آموخت... یار شیرین سخن نادره گفتار من است. 20 دی 85 - 21:43 |
ماجرای گناه گدا... ای پیک راستان خبر یار ما بگو احوال گل به بلبل دستان سرا بگو بر هم چو می زد آن سر زلفین مشکبار با ما سر چه داشت ز بهر خدا بگو گر دیگرت بر آن در دولت گذر بود بعد از ادای خدمت و عرض دعا بگو: هرچند ما بدیم تو ما را بدان مگیر، شاهانه ماجرای گناه گدا بگو شاهانه ماجرای گناه گدا بگو شاهانه ماجرای گناه گدا بگو ...
|
طرح شکرگذاری عید غدیر با 110 گل صلوات 15 دی 85 - 16:51 |
بسم رب المهدی ارواحنا الفداه روز عید غدیر عید الله اکبر و عید آل محمد علیهم السلام است و عظیمترین اعیاد می باشد برای شکرگذاری این روز چقدر دست ما خالیست... موافقین روز عید غدیر هرکدام 110 صلوات را به پیشگاه رسول اعظم الهی صلوات الله علیه و آله و اهل بیت پاک ایشان هدیه کنیم؟ پس در طرح «شکرگذاری عید غدیر با 110 گل صلوات» شرکت کنید. یک چیز دیگه هم می خواستم بگم: روز عید غدیر در غدیر خم خیلی ها با حضرت علی علیه السلام بیعت کردند اما موقع عمل بیعتشان را شکستند و با این بیعت شکنی بزرگترین ظلم بر خود و تمامی انسان ها روا داشتند. بیاین برای خودمون و برای همه دعا کنیم خداوند به حق این روز عزیز عیدی ما پایداری ما در بیعتمان با آخرین ذخیره اش از اهل بیت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم قرار دهد در لحظه لحظه ی زندگی مان تا ابد، در غیبتش و در ظهورش برای اینکه همه یک جا جمع بشیم بیاین اینجا : ضمنا صالحه برای روز عید غدیر پیشنهاد عقد اخوت بین منتظران امام زمان (عج) را داده گفتم تا جا نمونین حتما یه سر بزنید به وبلاگش (http://saleheh.mihanblog.com لطفا دوستان دیگر را هم ازین طرح مطلع فرمایید. التماس دعای فرج
|
امتداد 5 دی 85 - 16:00 |
بسم رب المهدی ارواحنا الفداه سلام بر مهدی فاطمه سلام بر منتظران حضرتش
امتداد چیه؟ حالا چرا کلوپ امتداد؟ جواب این سوال در قسمت توضیحات کلوپ آمده اینجا هم می گم:
امتداد یک ماهنامه ست ماهنامه ی راهیان نور و فرهنگ پایداری و البته پرمخاطب ترین نشریه از نوع خودش – خطی بی پایان تا ملکوت شهیدان- و این کلوپ امیدوارم محلی باشه برای آشنایی بیشتر با این نشریه و بحث و تبادل نظر در مورد مطالب آن
نمی دونم چقدر ازین کلوپ استقبال می کنید ولی می دونم که اگر موظف نیستیم به نتیجه گرفتن، به تکلیف که موظفیم.
من تکلیف خودم دونستم که این نشریه رو به شما معرفی کنم و محلی رو ایجاد کنم برای برای تبادل نظر در مورد مطالبی که در این ماهنامه میاد مطالبی که مال دیروز نیستند؛ که صاحبان آن مال دیروز نیستند بلکه از مرز زمان و مکان گذشته اند و از مرز تاریکی
تنها کمی همت می خواهد که اگر می خواهیم در تاریکی نمانیم خود را در معرض تابش نور قرار دهیم تا در لحظه لحظه ی زندگی مان جاری شوند ...
برای کمک به پربار شدن این کلوپ منتظرتون هستم.
اینم آدرسش: http://www.cloob.com/club.php?id=51912#&postlist&
التماس دعای فرج به امید ظهور
|
در میان پختگان عشق او خامم هنوز... 26 آذر 85 - 18:08 |
بسم رب المهدی ارواحنا الفداه سلام بر مهدی فاطمه سلام بر منتظران حضرتش
عاشق واقعی كیه؟ نشونه های عشق چیه؟ در بخش پرسش و پاسخ شبكه ی امام مهدی علیه السلام در پاسخ به پرسشی مشاور اینگونه جواب داده بود:
امّا عشق... عشق به مهدی موعود عشق به همه خوبیهاست دوست خوبم! می دانی عاشق کیست؟ - عاشق کسی است که بیش از همه معشوقش را می شناسد، به صفات اخلاقی اش آشناست، ارزش وجود و حضور وی را می شناسد و انتظارات او را نیز می داند. - عاشق کسی است که اگر معشوقش مدتی در برابر چشمانش نباشد، نه تنها از عشقش به وی کاسته نمی شود، بلکه این فراق، آتش درونش را شعله ور تر می سازد و لذّت دیدن دوباره معشوق، از تلخی فراق می کاهد. او در این مدت سعی می کند خود را برای دیدن او آماده کند و زمینه آمدنش را فراهم نماید. - عاشق کسی است که در مدت فراق، در هر لحظه و هر موقعیت سخت که قرار می گیرد، نیاز به حضور معشوق بیشتر احساس می کند و خوب می داند که با حضور وی چه نیرویی می گیرد و چگونه سختی ها در نظرش کوچک می آمدند. همین امر، آتش انتظارش را شعله ور تر می سازد. و نیز در لحظه های شادی و سرور، آرزو می نماید که معشوقش نیز در آن لحظه شاد باشد. - شادی و غم عاشق، چیزی جز شادی و غم معشوقش نیست. - عاشق کسی است که هر کاری که بداند منجر به رسیدن و رویت معشوق می شود، انجام می دهد. هر موجود قدرتمندی را که بداند قادر است او را به معشوق برساند، به دامنش می آویزد و التماسش می کند و آرام و قرار ندارد. - عاشق کسی است که در برابر چشم معشوق، هیچ کاری نمی کند که او را برنجاند و یک لبخند معشوق را با عالمی از خوبی ها و زیبایی ها عوض نمی کند. - و بالاخره عاشق کسی است که چهره محبوب در قلبش شکل گرفته و هیچگاه باور ندارد که او را نمی بیند، با او عاشقانه سخن می گوید و پاسخ می شنود. دوست عزیزم! مهدی موعود، معشوقی است که مدتی دور از چشم است و لی ما دور از چشم او نیستیم، معشوقی است که بیش از آنکه ما او را دوست بداریم، او ما را دوست دارد، معشوقی است که بیش از آنکه ما او را طلب کنیم، او گشایش ما را از خداوند طلب می کند، معشوقی است که در برابر چشمانش، زمبنه های جدایی اش را فراهم می کنیم (با گناه و سرپیچی از دستورات خداوند) و او دم بر نمی آورد و شراره ای آتش غم را در درون فرو می برد تا مبادا آهی دامن ما را بگیرد. معشوقی است که در حالیکه ما او را نمی بینیم، در سختی ها و پرتگاه ها پشت سرمان ایستاده است و از لغزیدن و سقوط محافظتمان می نماید. از آن حضرت نقل شده است: «اناغیر مهملین لمراعاتكم ولاناسین لذكركم؛ ما هرگز در رعایت احوال شما كوتاهى نمىكنیم و شما را از یاد نمىبریم»(بحارالانوار، ج 53، ص 174). معشوقی است که با قلبها رویت می شود و اگر این قلبها خوب او را رویت نمایند کم کم از دریچه چشمان عاشق دیده می شود (رویت قلب بالاتر از رویت چشم است چرا که چیزی که با قلب مشاهده شود هیچگاه ناپدید نمی گردد). برای اینکه امام زمانمان، مهدی موعود (عج) را دوست بداریم، اولین گام شناخت اوست. شناخت صفات و ویژگی های او، ارزش وجود و حضور وی، انتظاراتش از ما و بالاخره وظایف ما در برابر ایشان. سعی کنید کتابهای مرتبط با ایشان را مطالعه کنید و از افراد آگاه نیز در مورد ایشان سوال نمایید. از جمله این کتابها: 1- یكصد پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان(عج(، رجالى تهرانى 2- مهدى موعود، ترجمه: على دوانى 3- وابستگى جهان به امام زمان(عج)، لطف الله صافى 4- امام زمان در گفتار دیگران، على دوانى دومّین گام، انجام کارهایی است که او را شاد می کند و ترک کارهایی که او را می رنجاند. همچنین برقراری ارتباط کلامی با وی و یاد او در همه حال، دعا کردن و تضرع به درگاه خداوند برای فرارسیدن ظهورش و رویت وی، خواندن ادعیه و زیارات مربوط به ایشان مثل زیارت آل یاسین، زیارت جامعه کبیره، دعای عهد و... با طی این مراحل و انجام این کارها، بعد از مدتی خواهید دید که وجود و حضور ایشان را در مقابل خود کاملاً احساس می نمایید و پاسخ وی را در موقعیت های مختلف زندگی کاملاً می شنوید. و آنگاه دیگر باور به ندیدن و نشنیدن پاسخ ایشان، برایتان بی معنا می شود. دوست عزیز! پله ها را به آرامی طی کنید و در این راه از خداوند متعال و خود حضرت، یاری بخواهید که رویت نزدیک است...
مشاوران شبکه امام مهدی علیه السلام مفتخر به پاسخگویی سوالهای شما می باشند. منتظر ایمیلهای بعدی شما هستیم. عنایت مهدی(عج) به همراهتان
امیدوارم این جوابیه برای شما هم مفید باشد امیدوارم هممون نشانه های عشق واقعی رو بشناسیم و بعد محاسبه ای انجام دهیم و ببینیم آیا واقعا عاشقیم؟ یادمون باشه عشق به ذی القربی رسول اكرم (ص) مزد رسالته كه خدا از ما خواسته خودمون رو محك بزنیم، واقعا عاشقیم!؟
التماس دعای فرج به امید ظهور
|
روز دحو الارض 26 آذر 85 - 00:46 |
بسم رب المهدی ارواحنا الفداه سلام بر مهدی فاطمه سلام بر منتظران حضرتش
روز یكشنبه بیست و پنجم ماه ذی القعده (26/9/1385) روز دحو الارض است و یكی از آن چهار روز است كه روزه اش در تمام سال بفضیلت ممتاز است. در روایتی روزه اش مثل روزه ی هفتاد سال و در روایت دیگر كفاره ی هفتاد سال است. در این روز علاوه بر روزه اعمال دیگری نیز مستحب است كه برای اطلاع از آن می توانید به مفاتیح الجنان مراجعه كنید
التماس دعای فرج به امید ظهور
|







اَللّهُمَّ اجْعَلْ لَنا ولَهُمُ الْجَنَّة ...؛)) خدایا! بهشت را براى ما و آنان قرار بده و ما و آنان را در پایگاه رحمتت به مرغوبترین ثوابهاى ذخیره شده ات نایل بگردان )).