تبلیغات


__
این پروفایل هك شد
24 آبان 86 - 23:32

ف هستم این آی دی را در ساعت 20:10  پنجشنبه  24/8/1386  هك كردم
خود خانم بنیادی میدونه كی هستم و خوب میدونه چرا هكش كردم نمیخوام اذیتش كنم فقط میخوام جواب قانع كننده به چند تا سوال من بدهد  پروفایلشو بهش برمیگردونم


  • ارسال نظر (16)
من؟؟..........
19 آبان 86 - 12:04

من!؟...........

من همین واژه ی تنهایم و بس
مبهمم تشنه ی معنایم و بس

کودکی خسته از آرامش شب
فکر فردا و تماشایم و بس

شبنمی روی گل سرخ خیال
قطره ای در دل صحرایم و بس

من همین گم شده در حادثه ها
آخر شوق و تقلایم و بس




تازگیها گم شده ام.. دارم دنبال خودم میگردم.. کسی ندیده ش؟؟


و جنبش نرم افزاری همچنان مظلوم!
12 آبان 86 - 17:43

و جنبش نرم افزاری همچنان مظلوم!

چهارشنبه ای كه گذشت خدمت آقای نصرتی رسیدم دفتر جنبش نرم افزاری قم ...
ایشون میگفتند هنوز حركت نهضت نرم افزاری به طور جدی آغاز و نهادینه نشده!!!
هر چند خیلی جا نخوردم و خودم دارم میبینم... اما وقتی ایشون اینو گفتند انصافا نزدیك بود گریه كنم!!!
واقعا این حجم عظیم شیفتگان علم و دانش كه هر روز به حوزه و دانشگاه میپیوندد دنبال چی میان؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اون حجم عظیم مشتاقان علم و دانش كه اومدند و به جمع مشتاقان میز!!! دارن افزوده میشن... دنبال چی اومده بودند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
انصافا این همه قوه و انرژی این ملت كجا میره غیب میشه؟؟؟؟؟؟ كه همچنان مثل لاك پشت داریم درجا میزنیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
بیشترین عرضم روی علوم انسانی و اسلامی است..........
فكر میكنم خانه از پای بست ویران است!! 
اصلا سبك زندگی و فرهنگ و عادات زیستی و معیشتی ما رشد علم و دانش رو ساپورت نمیكنه!!!!
گویا اصلا ما برای اندیشیدن و دانستن تربیت نمیشیم..... باز من رفتم كه گیر بدم به خانواده و تربیت!! اما مشكل همینجا خلاصه نمیشه... بیرون از خانواده هم انگار كاركرد دانش مدار  ادمها حمایت فرهنگی و مادی و غیر مادی  نمیشه!!!!!!!!
فكر میكنم باید از تغییر سبك زندگی باید شروع كرد.. نهضت رو.... در كنار حركتهایی كه مستقیما به رشد و بهبود وضع علم منجر میشه....

به قول  آقای ركنی منم كه فكر میكنم وكیل وصی مملكتم!!!


سمیه !.... زندگی مبارك!
30 مهر 86 - 17:02

سمیه!.... زندگی مبارك!

بعد از كلی مبارزه ی فرهنگی با این سنت سیئه  كه به ترتیب سن باید بچه ها ازدواج كنند!!! و عواطف طوفنده ی خواهرم  سمیه نسبت به خودم.... بالاخره موفق شدم راضی ش كنم كه ازدواج من چه زمانا و چه غیر زمانا هیچ ربطی به ازدواج ایشون نداره!!!! و تاخیر انداختن ازدواجش به خاطر مثلا من... هیچ ربطی به احترام به من و... نداره ...
بلكم من حالا حالاها  بنا نداشته باشم ازدواج كنم!!!
خلاصه... جمعه ای كه گذشت اولین روز زندگی مشترك سمیه بود...  چقدر معصوم و بانمك شده بود... خواهر كوچولوی من! .... خیلی دوستش دارم....
همسرش هم اسم پدرم هستند...
بابا و مامان بنده ی خدا كه هنوز از شلوغ پلوغیای من و بگیر ببندهام و بنایی و ...  خلاص نشده بودند... افتادند تو مناسبات داماد داری!!... خدا حفظشون كنه!! و بهشون عمر طولانی بده  و و به من توان و فرصتی كه كنیزیشونو بكنم..........................


رمضان رفت!!!
16 مهر 86 - 09:00

رمضان رفت و من آدم نشدم

 

رمضان رفت و من آدم نشدم

زنده زین شور دمادم نشدم

عیش امد زکنارم رد شد

من حریف خودِ خوابم نشدم

خواب بودم ، به دلم می نرسید

هوش هم نیست ، خمارم نشدم

گفتم این بار که باران اید

میشوم شسته و بازم نشدم

داد و بیداد در این فرصت هم

چیره بر همهمه هایم نشدم

باز هم گرچه مرا وصلی نیست

از صف دلشده ها کم نشدم..................

 

دیشب در عین ناباوری میان برگهای فوت شده ی تقویمم... احساس کردم که ان الوقت تمر مر السحاب!! (1) .... یکی دوتا بیت دیگه هم داشت هر چی به حافظه فشارمیارم یادم نمیاد... تازگی ها وزن شعرم یاغی شده!


*****
یکی از دوستان به من یه اعتراضی کردند که خیلی برام درس اموز بود. ایشون گفتند شما چرا در نوشته هاتون از کلام بزرگان استفاده  نمیکنید!؟ .. دیدم جواب خیلی محکمی ندارم و تنها مانع ترس از مصادره به مطلوب شدن اونها بوده توسط دیدگاه شخصی خودم ..
کار زیبایی است و باعث غنای کلام!!  از این به بعد سعی میکنم تا جایی که حافظه قد میده از گفته های کلیدی بزرگان استفاده کنم!!! 

1: حدیث امام علی (ع)  که درمورد فرصت گفته اند به این صورته: ( نهج البلاغه حکمت 21)
* الفرصه تمر مر السحاب و انتهزوا فرص الخیر!!
فرصت مثل ابر میگذرد  پس از فرصتهای خیر بهره بگیرید!

یه حکمت دیگه هم قبلا در نهج البلاغه در مورد فرصت خونده ام حکمت 285 ! خیلی درس اموزه:
** کل معاجل یسال الانظار و کل مؤجل یتعلل بالتسویف!!!!!
اونها که وقتشون تموم شده مهلت میخوان... اونهایی که مهلت دارند کوتاهی میکنند و طمع خام به فرصت آینده دارند!!!


نگاهی به پیشینه ی قضایی ازدواج مجدد!
9 مهر 86 - 12:43
ماجرای ازدواج مجدد!
ببخشید این متن تكراریه هر جا دستم رسیده ظاهرا گذاشتمش!! اگه وبلاگمو خوندید اینجا وقتتونا نگیریم!!!
************
موضوع حذف اجازه ی همسر سابق در ازدواج مجدد آقایون ، که دولت در لایحه ی حمایت از خانواده آورده (ماده ی ۲۳ لایحه) حسابی انتقاد بر انگیخته!
تو این ماده ی لایحه اومده که احراز تمکن مالی مرد توسط دادگاه کفایت میکنه!
در سال ۵۳ مواد ۱۷ و ۱۶ قانون خانواده مربوط به ازدواج مجدد بوده ، ماده ی ۱۶ به ممنوعیت ازدواج مجدد بدون اجازه ی همسر اشاره میکرده و ماده ی ۱۷ هم ضمانت اجرایی کیفری قضیه بوده.
فکر کنم سال ۶۳ بوده که ماده ی ۱۷ رو خلاف شرع دونسته شورای نگهبان و تا الان کسی ظاهرا به طور روشن به این قضیه نپرداخته... 
بعد اون هم ازدواج مجدد منوط به دو اجازه ، یکی از سوی همسر سابق و دیگری از سوی دادگاه بوده در سیستم قضایی.و اگر زن دچار علتی بوده که اعتبار اجازه ش از دید قانون منتفی میشده ، اجازه ی دادگاه کفایت میکرده...
تا اینکه برای ایجاد انسجام در قوانین خانواده ، مجلس هفتم درخواستی به قوه ی قضائیه داده و قوه ی قضائیه هم طرح حمایت از خانواده رو به دولت ارائه کرده است و دولت در ادامه ی این روند لایحه ی مزبور رو تهیه کرده و به مجلس داده....
خب دولت در ماده ی ۲۳ لایحه ، اذن همسر رو در ازدواج مجدد حذف میکنه و صرفا به احراز تمکن مالی دادگاهو منوط کرده.



اما به نظرم میرسه وجود درج این ماده در یك لایحه ی اجرائی ، جدا از درست بودن یا نبودن محتواش ، به نوعی دخالت در لوایح قضائی است!

خانم دکتر شریعتی نماینده ی مجلس در زمینه ی لایحه میگفتند: هنوز لایحه در دستور کار مجلس نیست... خیلی هم نباید نگران بود. لایحه به هرحال یه پیشنهاده هنوز و مسیر منطقی نقد و بررسی شو طی خواهد کرد...
ایشون گفتند: لایحه قسمتهای مثبت و مفید هم زیاد داره! که منجر به بهبود وضعیت زنان و خانواده خواهد شد.

امیدوارم نتایج خوبی داشته باشه بررسی های مجلس و در نهایت شاهد بهبود وضعیت خانواده باشیم در کشور.


عقل!
31 شهریور 86 - 12:13

عقل!
*******************************
*  عشق است تارو پود جهان لیکن این گهر   *
*   پیدا نمیشود مگر اندر هدی عقل             *
*  چوبین نبود پای خرد , مرد هوش یار          *
*  منداز ضعف تعقل خود را به پای عقل!!       *
*******************************

دو سه سال پیش تو یه گیر واگیر و بحث و گفتگو با یه بنده ی خدا که عقل رو یه بولفضول!!! میدونست قطعه ای گفتم.. امروز لای کاغذ پاره هام دو بیتشو پیدا کردم... اینجا میذارم که به زباله دان تاریخ نپیونده!!!

متاسفانه بعد از 15 قرن حیات!!! باید اعتراف کنیم که هنوز نتونسته ایم جای عقل و خرد رو به شایستگی در دنیای ذهنمون سر و سامان بدیم!!!
ما حق دو عزیز رو بدجور ضایع کرده ایم.... یکی عقل و یکی قرآن


خداحافظ خانواده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
20 شهریور 86 - 12:23

خداحافظ خانواده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

نیاز داشتیم قوانین خانواده اصلاح بشن.. دقیقتر و هدفمندتر بشن... كاركردشناسی بشن... آثار اجتماعی و فرهنگی شون وارسی بشه.... 
تغییراتی رو دولت پیشنهاد داده تحت عنوان لایحه ی حمایت از خانواده...  معلوم هست دنبال چیه این تغییرات؟؟؟؟!!!

تشویق چند همسری؟؟؟ ترویج صیغه؟؟؟ 
حمایت از خانواده است یا حمایت از زیاده خواهی های جنسی مردان متاهل؟؟؟؟؟
 آیا مشكل ازدواج و خانواده در كشور ما عدم ازدواج مجدده؟؟ یا فقدان صیغه؟؟؟؟؟  اینا بودند مشكلات اساسی خانواده ؟؟؟؟؟؟؟؟ واقعا كدوم مشكلو هدف گرفته اند این تغییرات؟؟؟
من كه حسابی جا خوردام!! مسایل خانواده بیش از هر چیز فرهنگ معیوب ماست... تغییر قوانین به این سمت كه ازادی در جهت بی تعهدی به خانواده رو افزایش بدهد.. انصافا كدام درد خانواده را در كشور ما دوا خواهد كرد؟؟؟
آیا شانس تشكیل خانواده جوانان رو افزایش خواهد داد؟؟ به تقویت خانواده های موجود كمك خواهد كرد؟؟
آثار این آزادی مطلق مردان چه خواهد بود؟
شك دارم به كارشناسی شدن این لایحه ... تقریبا برام قابل باور نیست!!!
تا الان كه ازادی شهوترانی ضیق بود وضعمون این بود... افسار نفس اماره رها خواهد شد و بس.....................

زنان هم كه با گفتن بله در ازدواج ... تا ابدالدهر در مقابل این پیوند بی اختیار میشن!!!!!   تنها حق طلاق زنان ضمانت اجرایی شو از دست داده ظاهرا!!!
نتیجه ی این ازادی مطلقی كه برای مردان طلب شده در لایحه مثلا حمایت از خانواده آیا استحكام خانواده خواهد بود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟  اونهم با این فرهنگ افتضاحی كه د اریم.... 
از این عجیب تر نمیشد!!!!! الفاتحه مع الاخلاص و الصلوت... ؟؟

خداحافظ خانواده؟؟؟

با تمام ارادتی كه به  دولت جسور و ساختار شكن آقای احمدی نژاد دارم... پرسش دارم!! به كجا چنین شتابان؟؟ این بود عدالت خواهی دولت نهم؟؟؟؟؟

عدم نیاز صیغه به ثبت قانونی!!!!!!!!!!!
عدم ارتباط تجدید فراش به همسر فعلی!!!
 
این عقبگرد برای چیه؟؟؟  تو این دو سه دهه كه از انقلاب گذشته جهت به سمت كنترل بوده.... شاید اولین لایحه ای است با این جهت!!!

 

خدا خودش به داد اسلام و مسلمین برسه


دنیای پیچیده ی سیاست و ماجرای حق و باطل!
17 شهریور 86 - 17:30

دنیای پیچیده ی سیاست و ماجرای حق و باطل!

همیشه از ورود به خیلی بحثهای سیاسی پرهیز كرده ام... الانم همینطورم...

چون به نظرم میرسه دنیای مطلق و روشنی نیست!

حق و باطل در هم می آمیزند... و تشخیص رو صعب میكنند...

خیلی بازی های و تنشها رو هم اصلا نمیتونم موضوعیتی قایل بشم

مهم است... چرا كه تمام وضع جامعه ریشه در قدرتهای ریز و درشتی دارند كه تصمیمات جامعه رو رقم میزنند.... و این عرصه ی تصمیم رو جایی جز سیاست نمیبینم!!!

اما دنیای شلوغ و نسبی ای است.... و نمیدونم شاید ذهن خاصی میخواد ورود به همچین عرصه هایی

با اینكه ادم بی تاثیری نیستم.. اما سیاسی كار نیستم... و گمان میكنم نتوانم به خیل سیاسی كارها به این معنایی كه الان میبینم بپیوندم ... هیچگاه!

حضورم در سیاست تا مرز منافع مردم پیشتر نمیره!!!

نمیدونم این استراتژی من تا كجا باقی خواهد ماند....

آیا خواهم توانست روزی در این دنیا سخن قطعی از حق و باطل یافت و گفت؟؟؟


كوه را در كوچه پیدا میكنم
9 شهریور 86 - 08:58

كوه را در كوچه پیدا میكنم!؟

با تمام غصه ها تا میكنم

عشق را در خود تماشا میكنم

میوزم در كوچه های بی كسی

خویش را با قطره دریا میكنم

می دوم آشفته روی تپه ها

كوه را در كوچه پیدا میكنم

عاقبت همسایه ی یك بید سبز

خانه ای از عشق برپا میكنم

 

 

این قصیده یكی از طولانی ترین قصیده های من بود....همین چند بیتش یادم اومد... نه حافظه یاری كرد.... نه اثری ازش پیدا كردم!!!

 


__